پایان نامه با موضوع فرم و عملکرد

آسیای مقدم و سامی و همچنین یونانی بیشتر نه در سرزمین ایران بلکه بیرون از قلمرو اصلی آن مثلاً بین النهرین و سوریه و آسیای صغیر و ارمنستان صورت می گرفته است(دیاکونف، 1351، 118).
پادشاهان پارتی خود را خدا می پنداشتند. این مسئله برای سه تن از آنها شواهدی دارد: پادشاه بی ریش، شاید فریاپیتیوس که خود را بر سکه اش تئوس(از ریشه تئو به معنی خدا) می نامد؛ اردوان دوم که عنوان تئوپَتور را اتخاذ کرد، و فرهاد چهارم، که یونانی ها به صورت غیر رسمی عنوان ایزد همه- قدرتمند را به او دادند. احتمالاً قایل شدن مقام خداوندی برای پادشاه زنده توسط پارتیان، از سلوکیان به وام گرفته شده است. در مورد آنان، شواهد این رسم از زمان آنتیماخوس، که سکه هایش او را خدا می نامند، پیدا شده است(گیمن، 1385: 284).
باید توجه داشت که اندیشه یونانی در تدفین های دوره پارت بسیار تأثیر داشته است. رسم نهادن سکه در تدفین یک رسم یونانی است که در تدفین های تابوتی و خمره ای در ایران دیده می شود. ویل دورانت در این مورد می نویسد: “…یونانیان جنازه را پس از شستشو با روغن های عطر آئین تدهین می کنند. تاجی از گل بر سرش می نهند و بهترین جامه ای را که خانواده اش توانسته بخرد به او می پوشانند. سپس یک اُبول(پول خرد) در میان دندان هایش می گذارند تا آن را به خارون زورق بان
افسانه ای بدهد تا او را از رود “styx” گذرانده و به سرزمین هاوس برساند…” (دورانت، 1349: 99).
3-6- آئین بودا
بودا در هند شمالی و در شهر لومبینی، درست داخل مرز نپال، در سال 560 پیش از میلاد، به دنیا آمد. گفته اند که پدرش پادشاه همین ناحیه شمالی بوده است و بنابراین بودا در میان طبقه جنگجویان- فرمانروایان به دنیا آمده است. نام اصلی او
سیدارتا ساکیامونی می باشد. او در حدود 531 پیش از میلاد از زندگی شاهزادگی کناره گیری کرد و رو به انزوا و پارسا شدن آورد. تاریخ مرگ بودا را در سال 480 پیش از میلاد و در سن 80 سالگی می دانند(هوکینز، 1384: 59-53).
بودا در بیانات خود از فضیلت اعتدال و میانه روی سخن می گفت و افراط و تفریط یعنی عیش و نوش و تن پروری و همچنین ریاضتهای شاق و زهد بیفایده را نکوهش می کرد و حد وسط را تنها از طریق وصول به سر منزل مقصود و وسیله سعادت می دانست(مشکور،1350 : 96). این دین بر چهار اصل استوار است که عبارتند از درد، شهوت، خاموش کردن شهوت و راه اصلاح(باب الحوائجی، 1345: 123).
آئین بودایی در مشرق ایران در زمان شاهان هلنیستی رسوخ کرد. هنگامی که آشوکا پادشاه هند در حدود سال 260 پیش از میلاد به این دین گروید، مبشرانی را به بلخ فرستاد(کالج، همان: 96). این آئین در زمان پارتیان در نواحی شرقی ایران از قندهار و کابل تا حدود بلخ و بخارا انتشار یافت. در بلخ که بعدها معبد نوبهار تا عهد اسلام هم باقی بود، آئین بودا ظاهراً از اواسط عهد پارتی رخنه کرده بود. رواج آئین بودا در قلمرو شرقی دنیای پارتی تا حدی بود که انتشار آئین بودا در چین هم از سال 67 میلادی به بعد تا حدی مدیون مساعی راهبان و دعوتگرانی شد که از سرزمین پارت به آنجا آمده بودند(زرین کوب، 1371: 389). در بین دعوتگران بودایی از یک شاهزاده پارتی با نام چینی شده ان هوان سخن رفته است که به همراهی دانشمندی چینی به نام ین- فو- تائو در لویانگ در سال 181 میلادی چند کتاب بودایی را به زبان چینی ترجمه کرده است(مشکور، 1350: 108).
می توان این آثار را تحلیل نمود. از نظر اشکال ظاهری تشابه کاملی میان این گورخمره ها و دیگر گورخمره های مکشوفه پارتی در سایر مناطق وجود دارد. در حالی که گورخمره سایر مناطق خصوصاً مناطق مرکزی و شمالی زاگرس، عمدتاً دارای نقوش معروف به نقوش طنابی هستند که به دلیل استحکام بیشتر خمره یک کمربند در بخش میانی آنها ایجاد شده است،
گورخمره های منطقه مریوان دارای کمربند های تزئینی مشابه شمشیر هستند که این یک ویژگی منحصر به فرد است.
گور خمره های مریوان علاوه بر فرم و عملکرد، با توجه به استفاده از جهت های مرسوم دفن گورخمره پارتی و ترکیب دو گورخمره، متعلق به دوران پارتی هستند(محمدی فر و صراف، 1383: 191-171).
4-2-8-4- کنگاور
قبور خمره ای کنگاور مربوط به قرن اول پیش از میلاد تا قرن اول میلادی است که بقایای آنها به صورت سالم و ناقص بدست آمده است و با درپوش و بدون لعاب ساخته شده اند. مرده را در خمره به حالت طاقباز قرار داده اند و صورت میت روبه معبد است و خمره را در همان جهتی که تابوت های سفالین را دفن کرده اند در گودی صخره نهاده و دهانه آن را با تخته سنگ مسدود کرده اند(تصویر4-30)(کامبخش فرد ،1377: 47). تزئینات خمره ها عبارتند از: نقوش زنجیره ای شکل بر گرداگرد خمره ها که از ویژگی های سفال پارتی است. از خمره های ناقص که از به هم پیوستن چند قطعه خمره ناقص و کامل جهت دفن اجساد استفاده شده است. خمره ها به ابعاد مختلف 150 سانتی متر طول و 45 تا 35 سانتی متر قطر دهانه و 80 سانتی متر قطر شکم و سه تا چهار سانتی متر ضخامت ساخته شده اند. نوارهای زنجیره ای ذکر شده به صورت نقش افزوده در فواصل مختلف خمره علاوه بر زیبای سبب استحکام و مقاومت خمره ها گردیده است. این خمره ها شبیه خمره هایی است که در تاق بستان و منطقه گرمی آذربایجان بدست آمده است. جهت خمره ها شرقی- غربی و شمالی- جنوبی است و سر اجساد به طرف شمال و غرب قرار دارد. در این خمره ها افراد بزرگسال به صورت جمع شده و درازکش و خوابیده به پهلوی چپ دیده می شوند. اشیاء این نوع قبور شامل ظروف سفالی از نوع کوزه های دو دسته پارتی است که از این قبور است(کامبخش فرد، 1374: 240-236).
4-2-8-5- تاق بستان
تاق بستان در دامنه کوه پراو در 6 کیلومتری شمال شرق کرمانشاه، در سمت راست جاده ای که از همدان می آید، واقع شده است. احتمالاً قبور خمره ای این ناحیه متعلق به قرن اول میلادی است. در این محل متجاوز از چهل خمره دفن جسد کشف شده است. خمره های مکشوفه در این محل به صورت سالم بوده و مانند نمونه های گرمی دارای درپوش سنگی است. این خمره ها بدون لعاب بوده و دارای تزئیناتی به صورت نوارهای زنجیره ای افزوده بر گرداگرد بدنه هستند. جهت این قبور شرقی- غربی بوده در حالیکه سر در طرف شرق قرار گرفته است. احتمالاً بزرگسال را در داخل این قبور دفن می کرده اند. اجساد به حالت نیمه جمع شده و خوابیده بر پهلوی راست قرار گرفته اند(شکل4-14)(تصویر4-31). متأسفانه گزارش حفاری این محل هنوز به طور کامل منتشر نشده و اطلاعات زیادی درباره مشخصات و جزئیات این قبور در دست نیست(کامبخش فرد، 1374: 239).
در زمستان سال 1348، هنگامی که کارگران شهرداری کرمانشاه مشغول احداث پارک جنگلی در تپه ها و ارتفاعات مشرف بر تاق بستان بودند که حین حفر چاله هایی برای غرس نهال، به ظروف سفالین کهن برخوردند. کار متوقف و آقای
کامبخش فرد مأمور شد که محل را بررسی کند. در نتیجه حفر دو ترانشه به فاصله 50 متر از یکدیگر، خمره های میت متفاوتی از دوره پارت یافت شد که اکثراً رو به خورشید مشرق در خاک مدفون بودند. در داخل خمره ها اموات دوران پارتی به پهلو قرار داشتند و اگر چه خمره ها بسیار مجلل و با وقار می نمودند، میراث آنها رشته های گردنبند و دانه های شیشه و سنگ بوده و به ندرت حلقه انگشتری و دستبند از برنز و آهن پوسیده یافت شد(کامبخش فرد، 1377: 45).
4-2-8-6- سنگ شیر همدان
در میان تدفین های بدست آمده در این محوطه به سه تابوت سفالین برخورد می کنیم که هر یک از دو خمره یا بیشتر تشکیل می شدند(آذرنوش،1355: 45). در یک مورد چهار خمره، تابوتی را تشکیل داده اند، بدین نحو که با بریدن قاعده و کف
خمره ای و قرار دادن آن در دهانه خمره دیگر فضای متناسبی برای جای دادن جسد فراهم آمده بود(تصویر4-32 و 4-33). نمونه این گونه تدفین را می توان در گرمی آذربایجان و طاق بستان نیز مشاهده کرد، با این تفاوت که در این نقاط تنها از یک خمره بزرگ استفاده کرده بودند. خمره های تدفینی همدان از یک نوع سفال ساخته شده و رنگ آجری دارد. تنها یکی از خمره هاست که با دو باند تزئینی زنجیری شکل، از طرح های تزئینی سفال عصر پارتی دارد و بقیه غالباً ساده و بدون تزئین هستند. ارتفاع یکی که کامل تر بود به 57 سانتی متر بالغ می شود، قطر قاعده همین خمره 26 سانتی متر است و قطر شکم یکی از این خمره ها به 54 سانتی متر می رسد(آذرنوش،1354 : 54-53).
4-2-9-گورخمره کوچک(تدفین ثانویه)
4-2-9-1-گورستان شغاب
این گورستان شامل استخواندان های سفالی و سنگی است که در داخل پشته های شن و ماسه تا سطح سنگ صدفی
(سنگ رسوبی منطقه) به امانت گذاشته شده اند. استخواندان های سفالی خمره هایی هستند که تقریباً قطر دهانه آنها 14 سانتی متر و ارتفاع آنها 87 سانتی متر و ضخامت آنها و به طور متوسط 5/1 سانتی متر است. پایه این خمره ها نوک تیز بود و از محل شروع تا انتها 18 سانتی متر طول دارند و قطر دارند و قطر کف این پایه ها در انتها 3 سانتی متر می باشد(تصویر4-34). بخشی از این پایه در برخی از خمره ها توپر بوده و در بعضی خمره ها میان تهی است(تصویر4-35). کیفیت این اسخواندان ها از لحاظ گل و نظم در فرم فاقد مرغوبیت چشمگیر است و رنگ نخودی بیرون آن با مغز سفال هماهنگی کامل دارد، یعنی مغز آن کربنیزه نشده است. سطح بیرونی سفال دارای لعاب گلی است و این استخواندان ها فاقد گردن می باشند. تنها تزئین این خمره ها چند خط افقی کم عمق است که در ناحیه فوقانی آنها ایجاد شده اند. به نظر می رسد که این استخواندان های سفالی جزء کالاهای وارداتی منطقه محسوب می شده اند چرا که وجود سوراخ هایی چند جهت وصالی در بدنه بعضی از قطعات باقی مانده از این خمره ها و استخواندان ها نشان می دهد که قبل از استفاده ترک داشته و بدیهی است که در صورت محلی بودن سفال و با توجه به رعایت ایزوله کردن داخل آن ها عدم استفاده از استخوان دان ها صدمه دیده منطقی تر به نظر می رسد. در داخل این استخواندان ها به منظور عدم نفوذ نمک و خصوصاً جهت جلوگیری از نفوذ آب دریا که موجب پوسیدگی استخوان می شود با قیر طبیعی اندود شده است.
در این گورستان به سفال های دیگری هم بر می خوریم که در طبقه سفال هایی قرار می گیرند که استفاده روزمره دارند. قطر کف این سفال ها در حدود 8 سانتی متر می باشد(تصویر4-36) و بعضی از آنها دارای دو دسته بوده و شیارهای موجود بر روی بدنه پاره ای از آنها به شیوه شیارهای خمره های تدفین می باشد. به نظر می رسد این کوزه ها به نوعی در تدفین مرده استفاده شده اند.
استخواندان های سنگی از نوع سنگ های رسوبی نرم؟ و در فرم قایق های ماهیگیری کنده شده اند. ابعاد یک نمونه از آنها به طول 50 و عرض 37 و ارتفاع 25 سانتی متر است(تصویر4-37). ضخامت سطوح مختلف این استخوان دان به طور متوسط در حدود 5/2 سانتی متر می باشد که با کسر این ضخامت اندازه داخل آن 45×32×5/22 سانتی متر است. در تمام سطوح استخواندان های سنگی اثرات قلم سنگ تراش به وضوح قابل رویت است. متأسفانه به علت عدم مدارک لازم، از نوع درپوش ها آنها اطلاعی در دست نیست ولی به دلیل لبه صاف دهانه این استخواندان ها از یک طرف و اعتقاد به عرضه داشت در هوای آزاد و دفن به شیوه استخواندان از طرف دیگر وجوب درپوشی را الزامی می سازد. تاریخ دقیق این نوع تدفین مشخص نیست و فقط بر اساس تشابه های موجود بین ظروف تدفینی این محل با نمونه های یافت شده در شوش است که آنها را به دوره تاریخی پارت نسبت داده اند(میرفتاح،1374: 59-52).
4-2-10- نتیجه گیری
تحقیقات و بررسی ها نشان می دهد که در دوره پارت

دیدگاهتان را بنویسید