پایان نامه با موضوع اهورامزدا، ساختار زبان، پژوهشگران

عهد سلوکیه احتساب شده و نوشته آن ها به یونانی بوده است( زرین کوب، 1371: 67). در دوره پارت علاوه بر سکه های نقره از سکه های مسی نیز استفاده می شد که کاربرد این سکه ها بیشتر برای استفاده محلی بوده است. نام پول دراخما بوده است. سکه های چهار دراخمایی هم بودند که برخلاف سکه های یک دراخمایی، در طول زمان هم از لحاظ وزن و هم میزان نقره به کار رفته در آن ها دچار کاهش چشمگیری شدند. سکه های چهار دراخمایی تاریخ سلوکی و نیز اسامی ماه های تقویم مقدونی را دارند. روی سکه ها سر شاه که معمولاً به طرف چپ نگاه می کند نقش شده است. شاهان اولیه کلاه مخصوص جنگاوران چادرنشین را به سر دارند، و شاهان بعدی یا نیم تاج یونانی یا کلاه نمدی سلطنتی ایرانی را به سر گذاشته اند. پشت سکه ها اشک یکم در حالی که به طرف راست نگاه می کند، حالت نشسته دارد و مانند زئوس بر تخت است. سکه های چهار دراخمایی شاه را بر تخت با یک کمان نشان می دهد. سکه های مسین از لحاظ شمایل شناسی متنوع ترند. در این دوره “شاهان کوچک و
زیر دست” پارس، عیلام و خاراسن نیز حق ضرب سکه داشتند که در این کار از الگوهای پارتی پیروی می کرده اند
(ویسهوفر، 1377: 168-167).
2-6- ارتش
حکومت پارتی برخلاف سایر حکومت های ایرانی قبل از خود، همچون هخامنشیان و سلوکیان که بر سازمان و تشکیلات منظمی متکی بودند، دارای سپاه منظمی نبود و سازمان ارتش آن دارای ضعف مرکز بوده است(راوندی، 1384: 619). ترکیب اجتماعی ارتش پارتی دارای ساختار فئودالی بود(وُلسکی، 1386: 116-114). وسعت قلمرو اشکانیان و موقعیت جغرافیایی آن، وجود نیرویی را برای واکنش سریع در مقابل دشمنان ایجاب می کرده. از این رو، بخش “سواره نظام” همانند دوره های قبل شکل گرفت. سواره نظام اصلی ترین قسمت ارتش پارتی را تشکیل می داد و این دسته خود از دو قسمت تشکیل می شد:
سواره نظام سبک اسلحه و سواره نظام سنگین اسلحه( کالج، 1380: 85).
سواران سبک اسلحه که بدنه اصلی سپاه سواره نظام را تشکیل می دادند، فقط به تیر و کمان مجهز بودند و از زره و کلاه خود استفاده می کردند(بویل، 1368: 153). این رسته مخصوص تیراندازی تربیت و تجهیز می شدند. به همین علت، چست و چالاک بودند و پیش از آن که دشمنان در مقام دفاع بر آیند، آن را زیر باران تیر می گرفتند و با جنگ و گریز خسته می کردند
(راوندی، همان: 63).رسته دیگر سواره نظام ارتش پارتی، سواره نظام سنگین اسلحه بود. افراد این رسته را کاتافراکتس می نامیدند که به عنوان نیروی ضربت وارد کارزار می شدند و با نیزه به دشمن حمله می کردند؛ به طوری که آرایش دشمن را به هم می ریختند و باعث شکست او می شدند(وُلسکی، همان: 148). واحد دیگر تشکیلات ارتش در دوره پارتی، رسته پیاده نظام بود. سپاه پیاده از لحاظ مقام و موقعیت، بعد از سواره نظام قرار داشت و تعداد افراد آن را بیش تر بردگان و روستاییان تشکیل می دادند. به استناد اطلاعات به دست آمده، این رسته از ارتش در جنگ ها نقش مهمی نداشتند و افراد آن غالباً در عقب جبهه به حفظ و حراست اردو مشغول بودند(راوندی، همان: 63).
فصل سوم
اوضاع مذهبی
در دوره پارت
تصور آنکه تاریخ عقاید دینی در دوره پارتی تیره و مبهم به نظر می آید، درست نیست و این پندار برای محقق وقتی دست می دهد که انتظار داشته باشد که آئین رسمی واحدی در تمام کشور فرمانروا باشد. حکومت در دوره پارتی ملوک الطوایفی بوده است و در امر مذهب نیز در این دوره یک آئین رسمی واحدی دیده نمی شود. پارت ها زمانیکه در نواحی خارج از ایران با سکاها معاشرت داشتند، عناصر آفتاب، ماه و ستارگان را می پرستیدند و به نظر می رسد که اعتقادات ابتدایی پرستش عناصر طبیعی را با خود به همراه آورده باشد(گریشمن، 1384: 348). هنگامی که با پارس ها و مادی ها معاشر شدند، اهورامزدا را پرستش می کردند و چون در ایران پرستش مهر و ناهید رواج داشت، پرستش آن ها هم در معتقدات پارتی ها وارد شد. پس از آمدن اسکندر به ایران و رواج مذهب و تمدن یونانی پرستش بعضی از ارباب انواع یونانی نیز جزء مذهب پارتیان گردید.
پارتی ها با وجودی که سلوکیان را در جریان قرن سوم و آغاز قرن دوم قبل از میلاد برکنار کردند، اما تحت تأثیر مذاهب یونانی قرار گرفته اند. در دوران پادشاهی مهرداد اول(38-171 قبل از میلاد)، بنیان گذار واقعی امپراتوری پارتی، برای اولین بار شاهد ظهور خدایان یونانی زئوس، آئتوفوروس، هراکلس، نیکه و دمتر هستیم. روی سکه ای متعلق به بلاش اول(58-51 میلادی)
خط پهلوی برای اولین بار دیده می شود. بنابراین می توان سرآغاز واکنش ایرانیان علیه یونانی گرایی را از زمان سلطنت او دانست(گیمن، 1385: 286-285).
در زمان پارتیان، یهودیت در بابل و ماد توسعه بسیار یافت(زرین کوب، 1371: 389). عنصر سامی در شهر های بین النهرینی پارتی نظیر دورا اوروپوس در فرات میانی چیرگی داشت. در شرق ایران، ادیان ایرانی، یونانی و هندی در کنار یکدیگر، بدون آمیختگی چندانی همزیستی می کردند(گیمن، همان: 24). آئین بودا در نواحی شرقی ایران از قندهار و کابل تا حدود بلخ و بخارا انتشار یافت(زرین کوب، همان: 389).
3-1- زرتشت
درباره مولد و زمان زرتشت نظرات متفاوتی ارائه شده است از جمله اینکه محل تولد وی را ری، آذربایجان، ماد، خوارزم، هرات ومرو ذکر کرده اند(گیمن، همان: 190-188). در مورد زمان وی نیز تاریخ های متفاوتی از شش هزار سال قبل از میلاد تا ششصد سال قبل از میلاد ذکر کرده اند. کهنترین سندی که از زمان زرتشت در دست داریم، از کسانتوس لیدیایی است که یکی از همزمانان سالخورده هردوت است. در این سند آمده است که زرتشت 600 سال پیش از لشکرکشی خشایار به یونان
می زیسته است. ایدکسوس کنیدسی که پیش از افلاطون در گذشته است از گفته پلینوس بزرگ می گوید که زرتشت
6000 سال پیش از افلاتون می زیسته است(نیبرگ، 1383، 27).
در باب سنتهای زرتشتی، زمان زرتشت را 258 سال قبل از اسکندر می دانند. البته مراد از دوره قبل از اسکندر، دوره قبل از استیلای وی در سال 330 قبل از میلاد بر ایران می باشد و اینکه زرتشت 258 سال قبل از وی بوده است بدان معنی است که بعد از آن تاریخ، زرتشت دیگر در قید حیات نبوده است. در این صورت تاریخ 588 قبل از میلاد تاریخ وفات زرتشت خواهد بود و ولادتش لابد به حدود سال 660 قبل از میلاد خواهد رسید که این تاریخ ها نیز مورد تردید است (زرین کوب، همان، 49). بیرونی در آثار باقیه و همچنین مسعودی در مروج الذهب نیز این تاریخ را برای ظهور زرتشت نقل کرده اند
(مزداد پور، 1382، 16). برخی از پژوهشگران از دلایل زبان شناختی برای یافتن زمان زندگانی زرتشت استفاده کرده اند که در این صورت نیز زمان زندگانی این پیامبر شناخته نشده است. با توجه به این که گاتاها یعنی قدیمی ترین قسمت های اوستایی
از نظر ساختار زبان شناختی مربوط به اواخر هزاره دوم یا اوایل هزاره اول پیش از میلاد بوده است زرتشت را مربوط به دورانی نزدیک به این تاریخ دانسته اند ولی از آنجایی که ممکن است این زبان منعکس کننده سنتی بسیار قدیمی باشد امکان تصدیق این نظریه وجود ندارد(علیپور، 1385: 26).
نام اصلی وی زره توشتره و نام پدرش پوروشسپ (اسب خاکستری) و مادرش دوغدوه(آنکه دوغ می سازد) خوانده می شد که این نام ها از محیط شبانی زندگی او و از ارتباطش با زندگی دامپروری حاکی است. زرتشت به عنوان سراینده سرود های دینی شهرت داشته است و اینکه در گاثه ها(یسنا) خود را زوتر می خواند، نشان می دهد که او از طبقه روحانیون بوده و خانواده او، اسپیتمان هم به همین طبقه تعلق داشتند(بویس، 1385: 256).
تعالیم اخلاقی و خداشناسی زرتشت، با جهان بینی نوینی که همانا مبارزه خیر و شر است، توأم می باشد. اما روزی فرا
می رسد که خوبی بر بدی پیروز می شود و اینک این پیکار بین اهورامزدا نماد خوبی و اهریمن نماد بدی وجود دارد. وظیفه هر کسی در جهان آن است که بر نیروی پلیدی گزند رساند و بدین شیوه به پیروزی حکومت مزدا یاری رساند، پیام اخلاقی زرتشت در اینجاست که نیک مردان باید به کارهای نیک و به کشت و زرع در زمین بپردازند(کالج، 1380: 88).
شواهدی از وجود اندیشه های کلی مزدیسنایی در ایران سلوکی و پارتی دیده می شود، ولی از عمل و رفتار به آن کمتر
نشانه هایی مشاهده شده است. گویا مغان در سراسر ایران انواع آئین های پرستش از کهنه و نو در مرزهای کلی مزدیسنا از اهورامزدا گرفته تا آئین کهن خدایان آریایی و آئین زرتشتی که در حال رشد و تکوین بوده برپا می داشتند. آئین زرتشتی به احتمال فراوان در سراسر دوران سلوکی و پارتی با بخشیدن بعضی از صفات به دین ایرانی کهن و گرفتن بعضی از خصوصیات دیگر آن به سوی آئین دوران ساسانی پیش می رفت(همان: 89).
روایتهای گوناگونی که دال بر وجود دین زرتشت در دوره پارتی موجود است که اینک به شرح آن می پردازیم:
در میان پارت ها عناصر مقدس آب و آتش مورد ستایش بوده اند. پارت ها آب و رودخانه ها را ستایش و از مسافرت های دریایی به شدت جلوگیری می کردند، زیرا بیم آن می رفت که آب همان عنصر مقدس در آئین زرتشت آلوده شود. به قول تاسیتوس تیرداد پادشاه ارمنستان، برادر بلاش اول، هنگامی که به روم عزیمت می کند، برای اینکه تاج خود را از دست نرون بگیرد، از راه خشکی رفت تا مبادا آب که عنصری مقدس است، آلوده شود(گریشمن، 1384: 349). بنا به گفته ایزودور خاراکسی آتش جاودانی در معبد مقدس اساک که اشک اولین پادشاه پارتی در آنجا تاجگزاری می کند، می سوخت
(گیمن، 1385، 285).
پارتیان در گاهشماری خود نام ماه های زرتشتی را به کار می برده اند. نام های بسیاری از شاهان پارتی مانند مهرداد یا اردوان بیانگر اعتقاد آنها به آئین زرتشتی است. پارتیان نام هایی مانند اورمزدیک و دین مزدیک نیز بر خود می نهاده اند. در کتاب چهارم دینکرت روایتی وجود دارد که زمان بلاش پارتی (بلاش اول یا بلاش سوم) تنظیم و تدوین اوستا آغاز گردید(دیاکونف، 1351، 119). البته نظر اکثر محققین بر این است که این فرمان در زمان بلاش اول صادر شده است(کالج،1380، 92-91).
از جمله نشانه های دیگر که دال بر وجود زرتشتی گری در دوره پارتی است، ازدواج فرهادک با مادر خود موزا است که ظاهراً هدف از آن جلب رضایت و حمایت روحانیون زرتشتی در مقابل مخالفان بسیار خویش بوده است
(دیاکونف، همان: 120).
در مورد امتناع تیرداد پادشاه ارمنستان از مسافرت دریایی، گیریشمن معتقد است اولاً آب در همه زمان ها نزد ایرانیان مقدس بوده و هرودت هم آن را تأیید می کند و ثانیاً اهمیت عبارتی دیگر از تاسیتوس مورد غفلت واقع شده است که وی می گوید در جریان جشنی مقدماتی که در ارمنستان منعقد شده بود، همین تیرداد، تاج خود را زیر پاهای مجسمه نرون قرار داد، و این عمل رمزی را پس از اجرای قربانی ها طبق مراسم انجام داد که این امر با تعالیم زرتشت مخالف می باشد(گریشمن، 1384: 349).
از موارد قابل ذکر روایت دیگری که مبنی بر سوزاندن اشک اول و تقسیم خاکستر وی بین مردم بوده است
(مشکور، 1350 :125) که با گفته ایزیدور خاراکسی درباره نگهداری آتش در آساک در تناقض است(گیمن، 1385، 285).
در این میان عده ای از محققان به نقد این روایت ها پرداخته اند از جمله دیاکونف که در کتاب خود آورده که روایت جمع آوری اوستا توسط بلاش اول از لحاظ تاریخی تأیید نشده و به نظر می رسد که این روایت، نتیجه تبلیغات سیاسی دوران مبارزه با مانویت در زمان شاپور دوم بوده، زیرا در آن زمان پدید آوردن افسانه ای درباره قدمت بی سابقه متن مکتوب اوست

دیدگاهتان را بنویسید