پایان نامه با موضوع استان هرمزگان، استان کرمان

سانتی گراد است. در طی این دوره آماری 11 ساله میانگین حداکثر دمای سالانه 2/33 درجه سانتی گراد و میانگین حداقل دمای سالانه 5/20 درجه سانتی گراد بوده که در این میان خرداد ماه با متوسط حداکثر دمای ماهانه 1/41 درجه سانتی گراد، در دی ماه با متوسط حداقل دمای ماهانه 12 درجه سانتی به ترتیب گرمترین و خنک ترین ماه های سال محسوب می شوند.
به طور کلی با توجه داده های درجه دما در ایستگاه سینوپتیک میناب طی سال های 1998-1988م مشخص می گردد که:
– در هیچ یک از ماه های سال متوسط دمای ماهانه کمتر از 17 درجه سانتی گراد نیست.
– منطقه فاقد چهار فصل مشخص بوده و به طوری که فصل پائیز و زمستان به هیچ وجه محسوس نمی باشد
(سازمان جغرافیای نیروهای مسلح، 1383: 12).
در اکثر سال ها دمای ماهیانه با میانگین ماهانه چندان تفاوتی ندارد و به ویژه در فصل تابستان تغییرات دما بسیار اندک است. ثبات نسبی دماهای دوره سرد سال نیز نشان می دهد که نفوذ توده های بسیار سرد کم است و در صورت ورود آنها بسیار تعدیل یافته و عمدتاً وضع حرارتی ناحیه به وسیله عوامل محلی کنترل می شود(علجانی، 1375: 206-201).
5-1-2-5-2- رطوبت نسبی
میانگین سالانه رطوبت نسبی در شهرستان میناب طی سال های 1998-1988م، 1/58 درصد است که بیشترین آن مربوط به اسفند ماه با 2/64 درصد و کمترین آن متعلق به ماه اردیبهشت با 9/49 درصد است. بیشترین درصد رطوبت نسبی در فصل های زمستان و تابستان به ثبت رسیده است.
5-1-2-5-3- آب های سطحی
آب های سطحی در شهرستان میناب شامل رودخانه های دائمی، فصلی و مسیل هاست که از ارتفاعات شرقی و شمال شرقی شهرستان سرچشمه می گیرند. جهت اصلی این رودها غالباً جنوب غربی است. رودخانه های میناب پس از عبور از مناطق کوهستانی وارد جلگه ساحلی شده و با شیب ملایم به تنگه هرمز وارد می شوند.
جریان های سطحی شهرستان شامل رودخانه های دائمی و فصلی است. رودخانه های دائمی این منطقه در اکثر سال با دبی کم به سوی تنگه هرمز و دیای عمان جریان دارند ولی هنگام بارندگی و رگبارهای ناگهانی این رودهای طغیان کرده و با بستری پهن و آب فراوان وارد دریا می شود و به دلیل حجم فراوان آب از قدرت فرسایشی- تخریبی برخوردار شده و در مدت بسیار کم حجم فراوانی از آب و رسوبات به همراه دارد.
5-1-2-5-4- رودخانه دائمی
5-1-2-5-4-1-رودخانه میناب
این رودخانه از مهمترین رودخانه های شهرستان میناب و کل استان هرمزگان بوده و در تمام اوقات سال دارای آب می باشد. این رودخانه از کوه های بشاگرد واقع در دهستان مارز در 110 کیلومتری جنوب کهنوج استان کرمان سرچشمه می گیرد. این رودخانه از دهستان های منوجان و پشت کوه می گذرد و پس از مخلوط شدن با رودخانه رودان از سد میناب می گذرد و به دهستان حومه میناب وارد می شود و از کنار شهر میناب می گذرد و در 21 کیلومتری جنوب غربی میناب وارد تنگه هرمز
می شود و از آنجا به دریای عمان می ریزد. آب رودخانه میناب به علت شرایط طبیعی و فیزیکی سازندهای بستر رودخانه شیرین است.از جمله رودخانه های فصلی این شهرستان میتوان از رودخانه گز، رودخانه هیوه، رودخانه بریزگ و رودخانه جو محله(زرانی) نام برد(جعفری، 1379: 461-458).
5-2- محوطه نخل ابراهیمی
در زمستان سال 1381، بررسی باستان شناختی دشت میناب به سرپرستی آقای دکتر سیامک سرلک انجام گردید. در همین سال محوطه نخل ابراهیمی مورد بازدید و مطالعات اولیه قرار گرفت. در سال 1384، طی دومین فصل بررسی های دشت میناب توسط آقای دکتر سرلک، محوطه نخل ابراهیمی به روش سیستماتیک مورد بررسی و مطالعه و نقشه برداری قرار گرفت و این محوطه تحت نام “محوطه نخل ابراهیمی” به ثبت شورای ثبت آثار تاریخی – فرهنگی رسید. در زمستان همان سال گروهی متشکل از باستان شناسان ایرانی و انگلیسی به سرپرستی آقایان علیرضا خسروزاده و درک کنت، از طرف پژوهشکده باستان شناسی،
طرح بررسی و شناسایی محوطه های دوره پارت و ساسانی را در کرانه های خلیج فارس به مر حله اجرا نهادند. گروه مذبور براساس پراکندگی مواد فرهنگی بر سطح محوطه، این محوطه را به سه قسمت مسکونی(بخش شمالی و غربی)، صنعتی
(بخش مرکزی و غربی) و گورستان(بخش شرقی و جنوبی) تقسیم کرده اند. این گروه کهور لنگر چینی، یکی از
هسته های مرکزی گورستان بزرگ و گسترده نخل ابراهیمی، را مورد مطالعه قرار داده لیکن موفق به رؤیت و مطالعه
دژ نخل ابراهیمی نشدند. این گروه در بخش شمالی و شرقی محوطه شمار زیادی خمره بزرگ و کوچک که داخل زمین
کار گذاشته شده بودند را مشاهده کردند. شمار زیادی از این خمره ها بر اثر کندوکاوهای غیر قانونی گنج یابان، شکسته و
تکه سفال ها و خرده استخوان هایی در اطراف آن ها پراکنده شده بود. براساس این شواهد به نظر می رسد این خمره ها مربوط به تدفین گورخمره ای و مربوط به دوره اشکانی می باشند. قطر بخش میانی خمره ها بین 85 تا 100 سانتی متر است. بعضی از این خمره ها دارای لبه گرد شده خمیده به داخل، که قسمت خارجی لبه ضخمیم شده بود، می باشد. از دیگر اشکال خمره ها می توان به خمره بدون گردن با لبه چهار گوش و شیاری عمیق در قسمت خارجی لبه، لبه گرد شده عمودی و لبه آویزان اشاره کرد(خسرو زاده و دیگران، 1385: 61-55). در زمستان سال 1386 نخستین فصل کاوش در این محوطه توسط آقای دکترسرلک انجام گرفت. اهمیت تاریخی محوطه نخل ابراهیمی، به استمرار کاوش های آن تا به امروز توسط نامبرده انجامید.
محوطه تاریخی نخل ابراهیمی(مغ بریمی) در3 کیلومتری شمال غرب روستایی به همین نام(مغ بریمی) از دهستان تیاب، بخش مرکزی شهرستان میناب در استان هرمزگان واقع شده است. فاصله محوطه نخل ابراهیمی تا مرکز شهرستان میناب حدود
19 کیلومتر و در جنوب این شهرستان واقع شده است(نقشه5-2). در گویش محلی منطقه میناب و استان هرمزگان،
“مغ، مگ و مخ” به معنی نخل، و بریمی، تلفظ اسم “ابراهیمی”، در گویش محلی مردم منطقه میناب است.
محوطه نخل ابراهیمی متشکل از دو بخش استقراری و گورستانی است. بخش استقراری محوطه، که شامل یک دژ مرکزی و تأسیسات وابسته به دژ و فضاهای استقراری و معماری ساکنان است، حدود 3 هکتار وسعت داشته که متأسفانه حدود 5/1 هکتار از بخش استقراری محوطه در ضلع جنوبی دژ نخل ابراهیمی به دلیل احداث حوضچه های وسیع و عمیق پرورش میگو بطور کامل منهدم و از بین رفته است(تصویر5-1).
طول حصارها و دیوارهای بیرونی دژ در ضلع شمالی و جنوبی، حدود 140 و در ضلع غربی و شرقی حدود 160 متر است. به جزء پی مجموعه بنای دژ و بناهای وابسته به آن و آن بخشی که در اثر رسوبات ماسه ای در گذر زمان(حدود 2100 سال پیش تاکنون) در دل زمین مدفون و پنهان شده است، از ارتفاع دژ چیزی بر جای نماند(نقشه 5-3)(تصویر5-2)(سرلک، 1387).
برای تاریخ گذاری این محوطه علاوه بر گردآوری نمونه زغال ها از کاوش های انجام شده در فضاهای معماری و بستر باستان شناختی قابل اطمینان جهت انجام آزمایش کربن 14، از آزمایشات سالیابی به روش ترمولومینسانس نیز بر روی تعدادی از نمونه سفال های محوطه نخل ابراهیمی انجام شده که تاریخ 2100 سال پیش را نشان می دهد(سرلک، 1392: 320).
در ارتباط با کاربری بنا، علاوه برتحلیل مقدماتی داده های فرهنگی بدست آمده از کاوش، می بایست موقعیت استراتژیک مجموعه بنای مرکزی نخل ابراهیمی و همچنین شاخصه های معماری و پلان این بنا را به شکل یک مجموعه مرتبط با هم در نظر گرفت و از رهگذر آن، فرضیه های کمابیش متکی بر مدارک قابل استناد را ارائه نمود. موقعیت خاص این بنا، در رأس آبراهه استراتژیک و حیاتی خلیج فارس، یعنی تنگه هرمز، و پلان کاملاً منظم و مستطیل شکل این بنا، که در اضلاع چهارگانه آن دو نوع برج مدور و چهار ضلعی تعبیه شده است، کاربرد نظامی این بنا را مطرح می کند. از سوی دیگر، وجود آجر های تزئینی در اشکال و ابعاد مختلف، گل میخ های سفالی تزئینی و بویژه قطعه آجر تزئینی تراشدار و قالبی با نقوش هندسی – گیاهی(که در نوع خود و در مطالعه تکنیک های به کار رفته در تزئینات وابسته به معماری دوره پارت و ساسانی حائز اهمیت فراوان است) و وجود مجموعه ای از سفال های ظریف و زیبا، قطعات ظرف از جنس نقره و مهره های تزئینی از جنس سنگ های نیمه قیمتی و ظروف سنگی از جنس سنگ صابون، ارتباط این بنا را با کاربری حکومتی- اداری مطرح می کند. وجود توکن ها و
شمارنده های محاسباتی در اشکال و ابعاد مختلف از جنس صدف، استخوان، سفال و… و همچنین وجود حجم زیادی از مدارک مرتبط با فعالیت های صنعتی و تکنولوژیکی بویژه فلزکاری و سفالگری و… ارتباط بنا را با فعالیت های اقتصادی- بازرگانی مطرح می کند اگرچه هنوز مدارک معتبرتری نظیر سکه بدست نیامده است(سرلک، 1387).
یکی از نکات بسیار مهمی که از مطالعات مقدماتی و داده ها و مدارک بدست آمده از بررسی و کاوش محوطه
نخل ابراهیمی مشخص می شود درک پارتیان از موقعیت استراتژیک خلیج فارس و بخصوص آبراهه حیاتی آن، تنگه هرمز، و تأثیر آن در راستای توسعه سیاسی- نظامی و اقتصادی- فرهنگی کشور، از طریق اعمال نظارت و تسلط بر حوزه خلیج فارس است. درک ژئوپولیتیک پارتیان در ایجاد یک بندرگاه تجاری که هسته مرکزی آن را یک مقر حکومتی- نظامی تشکیل داده است، با هدف اعمال مدیریت سازمان یافته بازرگانی دریایی بین المللی و فرامنطقه ای، که ضمانت اجرایی آن را نیروی
حکومتی- نظامی تثبیت می کند، به وضوح از موقعیت دژ نخل ابراهیمی قابل مشاهده و بررسی است. محوطه نخل ابراهیمی را می توان یک بندرگاه تجاری و مقر حکومتی- نظامی به شمار آورد که دقیقاً در رأس یک خور طبیعی باریک و دراز، که به نام “خور تیاب” موسوم است، و در نقطه ای که مشرف بر تنگه هرمزاست ایجاد شده است. خور تیاب، به شکل یک آبراهه باریک و دراز با پیشروی در جهت شمال و شمال شرق، سراسر ضلع جنوب و جنوبی محوطه را در برگرفته است. منتهی الیه امتداد
خور تیاب، امروزه به شکل یک دماغه مثلثی شکل در ضلع جنوبی دژ نخل ابراهیمی واقع شده و در واقع محوطه و بخصوص دژ در رأس دماغه واقع شده است. متأسفانه امروزه به دلیل وسعت دخل و تصرفات انسانی چهره توپوگرافی اولیه و طبیعی محوطه و
خور های کوچک پیرامون آن دستخوش تغییر کلی شده است تا جائیکه خور ضلع جنوب و جنوب غربی(خور مغ بریمی)، تماماً به حوضچه های بزرگ و عمیق پرورش میگو تبدیل شده و خور ضلع شرق و شمال شرقی(خور کهور لنگر چینی)، نیز با احداث تأسیسات زراعی و حفر چاه و ایجاد تأسیسات صنایع دریایی بومی، به زمین های کشاورزی و حوضچه های کوچک تر پرورش میگو مبدل شده و امروزه اثری از آن ها باقی نمانده است، لیکن با توجه به بررسی های باستان شناختی و اطلاعات حاصل ازتحقیقات محلی، امتداد خور تیاب که دماغه رأس آن به شکل یک خور کوچک مثلثی شکل در جبهه جنوبی دژ واقع شده، در گذشته ای نه چندان دور و قبل از دخل و تصرفات انسانی و پس روی آب، به شکل نعل اسبی محوطه و دژ را در اضلاع جنوب، شرق و غرب در بر می گرفته و بدین ترتیب، محوطه نخل ابراهیمی در دوره پارتی، در یک چهره توپوگرافیک شبیه به نعل اسب، تقریباً در مرکز رأس پس نشسته طبیعی منتها الیه رأس شمالی خور بزرگ تیاب قرار داشته و اطراف آن را به جزء در ضلع شمالی، پیشروی خور های کوچک تر فرا گرفته بود.
انتخاب یک چنین موقعیت طبیعی جهت احداث تأسیسات حکومتی- نظامی و تجاری در قالب یک بندرگاه، دقیقاً در رأس شمالی تنگه هرمز، به روشنی مبین استراتژی قوی، دقیق و هدفمند پارتیان در راستای توسعه سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی، از طریق تسلط و نظارت بر راه های بازرگانی دریایی و گلوگاه سوق الجیشی و استراتژیک آن و درک ژئوپولیتیک

دیدگاهتان را بنویسید