ویژگیهای شخصیتی

در قسمت زیر به بررسی عناصر در نظر گرفته شده در انتخاب کتابهای مناسب برای کودکان ناشنوا و تأثیر داستان بر هریک از این عناصر پرداخته میشود:
2-8. اعتماد به نفس در کودک و نقش داستان در افزایش آن در کودک ناشنوا
باورهای منفی و برداشتهای غیرواقعی از خود، موجب رشد افکار و احساسات غیرمعمول
میشود و در مراحل بعدی رشد، عملکرد کودک را در روابط اجتماعی و موقعیتهای تحصیلی و عرصههای دیگر زندگی، دچار اختلال میکند (بیابانگرد، 1373).
کودک، به موازات رشد عقلی، قادر به درک خصوصیات روانی خود میشود. کودک، نه تنها میان جسم و روح خود، تمایز قائل میشود، بلکه میداند افکار و احساسات ویژهی خود را دارد که با دیگران متفاوت است. او به تدریج، به کشف روابط بین پدیدهها میپردازد و افکار خود را سازماندهی میکند. کودک، روش استدلال کردن را از اطرافیان میآموزد و از کودکی استدلالپذیر، به کودکی استدلالگر تبدیل میشود.
کودکان همزمان با آغاز مدرسه رفتن، به دلیل تعامل بیشتر با همسالان، مفاهیمی چون محبت و دوستی را میآموزند. آنها برای بیان ویژگیهای شخصیتی و خصوصیات هیجانی، از کلمات و توصیفهای گوناگون استفاده میکنند. همچنین برای توصیف ویژگیهای بینفردی، مانند دوستی، شرمندگی، محبوبیت و ساختارهای روانشناسانه، مانند نگرشها، ارزشها، اعتقادات و معیارها نیز واژهها و کلمات مختلف را به کار میبرند (سلحشور، 1379).
هنگامی کودک اعتماد به نفس خویش را به دست میآورد که تصور آرمانیای که از خود در ذهنش پدید آمده است، با شخصیت فعلیاش هماهنگ باشد؛ یعنی همان توانایی که در ذهنش برای آن ارزش قائل است، در خود او نیز به نحو احسن وجود داشته باشد. کودکان ناشنوا، به دلیل مقایسهای که از تواناییهای خود با دیگران، در ذهنشان انجام میدهند، ممکن است خود را در برابر دیگران دست کم بگیرند. این تفکر، آنها را از خودِ آرمانی خویش دور میکند و در نتیجه، اعتماد به نفس ضعیفی خواهند داشت. این کاهش اعتماد به نفس، کودکان ناشنوا را تبدیل به کودکانی سرخورده و اندوهناک میکند. نقش اطرافیان آنان در ایجاد اعتماد به نفس، از دیگر کودکان بیشتر است، زیرا کودکان ناشنوا باید این توانایی را داشته باشند تا بتوانند در آینده، بدون کمک دیگران به زندگی خود ادامه دهند.
با توجه به این که در فصلهای گذشته گفته شد داستانها ابزار مناسبی برای معرفی الگوهای موفق رفتارهای مطلوب هستند. کودک از طریق همانندسازی با این الگوها، به تعدیل و اصلاح تصویرهای ذهنی که از خود دارد، میپردازد. کودکی که اعتماد به نفس پایینی دارد، با الگوی مناسب داستان، انطباقیابی کرده و آن را در باورها، افکار و عواطف خود، سهیم میکند. در نتیجه، بهتدریج، از احساس بیارزشی و خودکمبینی او کاسته میشود. همچنین، همذاتپنداری کودک با قهرمان داستان، هنگامی که خود را به چالش میگذارد و شجاعانه به استقبال حوادث دشوار زندگی میرود، کودک را به شایستگیهای خود میشناساند و تصویرهای ذهنی مثبتی را در او متبلور میسازد. در تقویت اعتماد به نفس، در داستانها به مفاهیم زیادی توجه شده است و این مفاهیم، در تقویت اعتماد به نفس کودکان، تأثیر بسزایی دارند. این مفاهیم، عبارتاند از:
القاء تصویرهای ذهنی مثبت به کودک
ارائهی الگوهای دارای اعتماد به نفس
خلاقیت
حس ارزشمندی و عدم احساس حقارت
خودشناسی و استفاده از تواناییها
باور پذیرش از سوی خود و دیگران (امیندهقان، 1382).
2-9. اندوه در کودک و نقش داستان در کاهش آن در کودک ناشنوا
کودک، در طول زندگی خود، ممکن است افراد یا اشیایی را از دست بدهد و در برابر از دست دادن آنها، واکنشهایی متفاوت با افراد بزرگسال، از خود نشان دهد. برخی از واکنشهایی را که دیرگروف دربارهی سوگ از دستدادن افراد یا اشیایی، که کودک از خود بروز میدهد، در زیر آورده شده است:
اضطراب: این واکنش کودک، در صورت مرگ عزیزانش بروز میکند که در اینصورت، حس امنیت او به مخاطره میافتد.
خاطرات واضح و روشن : این واکنش کودکان، در مواقع بحرانی، به دلیل فعال شدن ابرحافظه که شکل تغییریافتهای از حالت هوشیاری است و در آن تأثیرهای حسی به روشی متفاوت از حالت عادی ثبت و پردازش میشود، به وجود میآیند.
اختلال در خواب : یادها و خاطرات اندوهناک، کودک را دچار اختلال خواب میکند.
غمگینی و اشتیاق: برخی از کودکان، آرام و قرار خود را از دست میدهند و همواره بر از دستدادن افراد یا اشیای مورد علاقهشان، گریه میکنند، یا منزوی و گوشهگیر میشوند و یا اصلاً بروز نمیدهند.
خشم: معمولاً کودکان، احساسات خود را بروز میدهند که در برخی از آنان این ابراز با خشم همراه است.
احساس گناه، سرزنش خود و شرمساری: گاهی اندوه بیش از حد درکودکان، با احساس گناه، سرزنش خود و شرمساری در آنها همراه است.
مشکلات تحصیلی: اندوهگینی و اضطراب مکرر، کودک را دچار آشوب میکند که در اثر آن، او انگیزهی خود را از دست داده، از ادامهی تحصیل باز میماند.
مشکلات جسمانی: در کودکان غمگین، ناراحتیهای جسمانی، بهصورت افزایش سردرد و مانند آن، نمایان میشود.