وجه نقد حاصل از عملیات

امروزه بازارهای مالی به دو بخش بازار پولی که عمدتاً نظام بانکی کشورها آن را اداره میکند وکارکرد آن، تأمین مالی اعتبارات کوتاهمدت است و بازار سرمایه که کارکرد اصلی آن تأمین مالی اعتبارات بلندمدت مورد نیاز فعالیتهای تولیدی و خدماتی مولد است، تقسیم میشود.
بر اساس مطالعات و بررسی های به عمل آمده در زمینه چگونگی ارتباط این دو بازار باهم (ارتباط از سوی نظام بانکی با بازار سرمایه)، و همچنین بررسی منابع مختلف اعم از کتابها، مقالات و پایان‌نامه‌ها و پژوهش های صورت گرفته موجود در خصوص عناوین مشابه و مرتبط، مشخص گردید از بعد نظری و تجربی، مطالعات زیادی در سایر کشورها انجام نیافته است و از سوی دیگر به نظر می رسد مطالعات اندک و محدودی نیز در این زمینه در ایران صورت گرفته باشد؛ بنابر این، نیاز و انگیزه بررسی این موضوع در ایران تقویت می گردد.
در میان اندک منابع موجودی که به بررسی این دو بازار، رابطه بازارهای مالی با رشد اقتصادی و همچنین، روابطی که میان بازارهای مالی وجود دارد، پرداخته‌اند، در ذیل به بررسی برخی از این منابع – خارجی و داخلی – که در دسترس بودهاند، در قالب موضوع‌های مختلف می‌پردازیم:
مطالعات خارجی
هاناهان (1991)، مطالعه ای درخصوص شناسایی پیچیدگی های ارتباط بین نرخ های بهره و پس انداز در برخی جوامع انجام داده است. بر اساس نتایج مطالعه وی وجود تفاوت در کشش نرخ بهره ای پس انداز برای کشورهای مختلف نشان دهنده خصوصیات متفاوت هر یک از ملل در خصوص سرانه، نرخ رشد و سطوح بدهی و … است. یکی دیگر از پیچیدگی های ارتباط بین نرخ های بهره و پس انداز وجود رابطه غیر خطی بین آنهاست. این رابطه غیر خطی ناشی از معادله اولر مربوط به تخصیص بهینه بین دوره ای مصرف و تاثیر نرخ بهره بر ثروت خانواده است.
پاهور و مرامور در تحقیقی بیان کرده اند که یک رابطه غیر خطی بین نسبت های مالی و نرخ بازده داخلی در برخی از صنایع خاص وجود دارد.
بارلف در یک پژوهش، محتوای اطلاعاتی نسبت های صورت گردش وجه نقد را بررسی کرد. هدف وی مقایسه برسی محتوای فزاینده اطلاعاتی نسبت های صورت وجوه نقد با محتوای اطلاعاتی نسبت های حاصل از صورت سود و زیان و تراز نامه بود.نتایج تحقیقات وی حاکی از آن است که نسبت های مالی استخراج شده از صورت گردش وجه نقد در مقایسه با نسبت های مالی از صورت سود و زیان و تراز نامه ارتباط بیشتری با بازده سهام دارد.
هال نیز در تحقیقی بیان کرده است که نمی توان نظر قطعی داد که کدامیک از نسبت های مبتنی بر حسابداری تعهدی و نسبت هایی که از صورت گردش وجه نقد بدست می آید، در مورد پیش بینی سهام شرکت بهتر است.
گریفین نیز با استفاده از تعریف «وجه نقد حاصل از عملیات» به بررسی رابطه بین این عامل، سودحسابداری وبازده سهام پرداخت. نتایج تحقیق وی نشان داد رابطه ای بین هیچ کدام از دو عامل وجه نقد حاصل از عملیات و سود حسابداری با بازده سهام وجودندارد.
فینگر در سال 1994 توانایی سودهای گذشته برای پیش بینی جریان نقدی و سود های آتی را مورد بررسی قرار داد. وی داده های مربوط به سود سالانه حسابداری و جریان نقدی حاصل از عملیت تعداد 24 شرکت برای سالهای 87-1935 را از طریق مدلهای رگرسیون سری های زمانی مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. نتایج بدست آمده دلالت بر آن دارد که با استفاده از مطالعات گذشته سود می تواند سود آتی برای 88 درصد از شرکت های نمونه را به طور معنی داری پیش بینی کرد.
در تحقیقی که توسط بارث و همکاران(2000) انجام شده چنین نتیجه گرفته شده است که بیش از دو سوم از تعداد 182 کشور عضو صندوق بین المللی پول، در 20 سال گذشته، بحران مالی را تجربه کرده اند. این بحران ها در کشورهایی از همه نقاط دنیا و از همه سطوح توسعه اقتصادی اتفاق افتاده است. بر اساس مطالعه مربوطه، عملکرد خوب نظام های مالی برای هدایت کارآمد وجوه از پس انداز کنندگان به سوی سرمایه گذاران، در ظرفیت های تولید یک امر مهم عنوان شده است و بر این مساله اذعان داشته است که نظام مالی برای تقویت توسعه اقتصادی کشورها با اهمیت است و برای روشن تر شدن این امر اندازه نظام مالی، ترکیب نظام مالی و مالکیت در نظام های مالی کشورهای مورد بررسی قرار گرفته است و نتیجه این شده است که برای جلوگیری از سلطه بانک بر فرایند واسطه گری مالی، باید توسعه بازارهای سرمایه مورد تشویق قرار گیرند. از میان مطالعات مذکور، پژوهش بارس و فینگر از اهمیت و ابعاد بیشتری برخوردار می باشند.
مطالعات داخلی
تاجیک، نیکو (1376)، در رساله ای خود با عنوان “بررسی عوامل مختلف موثر بر پس انداز خصوصی ایران” در تلاش بوده است تا عوامل موثر بر پس انداز خصوصی انتخاب و بر اساس آنها مدل رفتاری پس انداز خصوصی در کشور ایران طی سال های (1375-1348) را ارایه کند. وی چنین نتیجه گیری می کند که مهم ترین عواملی که بر پس انداز خصوصی در ایران تاثیر ندارند درآمد قابل تصرف و نرخ بهره واقعی است.
رشیدی، خانعلی (1376)، مقاله ای با عنوان “بررسی عوامل موثر بر پس انداز ملی ایران (1383-1338)” به رشته تحریر درآورده است که در این مقاله مهم ترین عوامل موثر بر پس انداز ملی در دوره مزبور درآمد قابل تصرف، درآمد سرانه، بار تکفل، تراز پرداخت ها، نرخ بهره واقعی و عوامل کیفی جنگ شناخته شده اند. در این مقاله تغییرات درآمد قابل تصرف، درآمد سرانه، تراز پرداخت ها و نرخ بهره واقعی اثر مثبت بر پس انداز ملی داشته اند.
در مطالعه دیگری که توسط مشکین(1378) صورت پذیرفته است ن
تایج زیر حاصل شده است:
ـ عمده ترین منبع تامین مالی شرکت، سهام نیست.
ـ اوراق بهادار قابل فروش، تنها راه تامین مالی شرکت به حساب نمی آید.
ـ تامین مالی غیر مستقیم ( از طریق واسطه های مالی ) اهمیت بیشتری دارد.
ـ بانک ها از مهمترین منابع برای تامین مالی شرکت ها به حساب می آیند.