هدف های نظام تضمین کیفیت

اگرچه هدف از تشکیل یک نظام به منظور تضمین و ارتقای کیفیت می تواند با توجه به شرایط کشورها متنوع باشد ، دو هدف کلی از این قرار است :

1.ایجاد یک نظام نظارتی و ارزشیابی به منظور فراهم کردن اطلاعاتی شفاف و عینی برای دانش آموزان ، مدیران ، معلمان ، والدین ، مسئولان و سیاستگذاران کشور.

2.ایجاد یک نظام برانگیزنده به منظور کارآمد کردن موسسات آموزشی و در نتیجه ، فراهم کردن یک محیط رقابت آمیز آموزشی.

توجه به کیفیت در آموزش و پرورش با توجه به تغییرات اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی ناشی از جهانی شدن در بسیاری از کشورهای دنیا و از جمله کشورهای آسیا و نیز در بین متخصصان ، مدیران و سیاستگذاران آموزشی به صورت یک بحث جدید مطرح بوده است. چنانکه بسیاری از کشورهای آسیا ، کار طراحی و ایجاد نظام هایی جهت پرداختن به « کیفیت » در آموزش و تضمین آن را در دهه 90 در دستور کار خود قرار دادند . برای مثال ، کشورهای مالزی ، اندونزی ، تایلند ، فیلیپین و هند در این راه گامهای مثبتی برداشته و تحولات عمده ای را در نظامهای آموزشی خود موجب شده اند ( بانک جهانی ، 1998 ). همین طور، کمسیون اروپا (OECD  ) نیز از اعضای خود خواسته است تا در دستیابی به ساختارها و رویکردهای جدید به تضمین کیفیت اقدام نمایند ( همان ). ایالات متحده نیز با سابقه ای طولانی در اعتبار بخشی به موسسات آموزشی خود از این ابزار برای تداوم

” پاسخگویی به مردم ” استفاده کرده و در عین حال ، با وضع مقرراتی مانند رعایت برابری در آموزش برای دو جنس و گروههای مختلف قومی ، تلاش کرده است تا در جهت اعتلای کیفیت اقدام کند ( فنستر ، 1998 ).

در اسکاتلند با انجام بازرسی از آموزش _ که از سال 2000 قانون آن وضع شده است _ و از طریق ارزشیابی بیرونی ، کارآمدی مقامات محلی در تضمین کیفیت فراهم می شود . این بازرسیها با توجه به شاخصهای مدیریتی در آموزش صورت می گیرد و هدف از آن ، قضاوت دربارۀ مدارس با استفاده از ملاکهایی چند است ( گزارش استانداردها و کیفیت ، 2002 ).

البته لازم به ذکر است که مفاهیمی چون « استانداردهای آموزشی » ، « ارزشیابی دانش آموزان » ، « ارزشیابی برنامه درسی » و غیره در گذشته نیز وجود داشته و در واقع ، نظامهای آموزشی همواره تلاش 

کرده اند تا در جهت ارتقای کمی و کیفی آموزش ، گام های موثری بردارند . ولی ، همانطور که گفته شد ، این تلاشها به دلیل چالش های پیش آمده ، کافی نبوده و ضروری است که به « تضمین کیقیت » نگاه تازه ای بشود .

از طرف دیگر ، با پیدایی عصر دانایی و تبدیل نهاد آموزش و پرورش به نهادی برتر و مساط و ضرورت دستیابی به آموزش کیفی و مادام العمر به منظور زندگی در قرن بیست و یکم ، برای مردم این حق به رسمیت شناخته شده است که از کیفیت و آموزش فرزندان خود و بهبود مداوم آن اطمینان حاصل کنند و با حضور در مدرسه به عنوان یکی از شرکای عمده ، بر جریان تربیت در مدارس نظارت نمایند . برای وزارت آموزش و پرورش و شورای عالی نیز این حق محفوظ است که با دستیابی به اطلاعاتی قابل اطمینان درباره عملکرد دانش آموزان ، از سرمایه گذاری اختصاص یافته به این آموزشها و کارآمد بودن آنها در شرایط جدید کشور مطمئن شوند . متاسفانه ، در حال حاضر ، هیچ ساز و کار مشخصی برای اطمینان از کیفیت آموزش وجود ندارد و توجه به کیفیت ، بیشتر ، به ابتکار و علاقه بعضی از مدیران و مسوولان بستگی پیدا کرده ، فعالیتهای عمدتاً جنبه فردی و ابتکاری دارد . (رئیس، دانا، 1371)

از اینرو ، ضروری است با ایجاد یک نظام « تضمین کیفیت » این نیاز به صورتی موثر و کارآمد برآورده شود . بدیهی است که دستیابی به قضاوتی علمی در مورد کیفیت آموزش و راههای ارتقای آن ، مستلزم توجه به سه نکته است :

ایجاد یک نظام نظارت و ارزشیابی به منظور کسب اطمینان از اینکه کلیه مراحل آموزش از استانداردهای لازم برخوردار است.

طراحی و تدوین استانداردهای مناسب برای هر دوره و اطمینان از دستیابی مداوم به این استانداردها.

توجه به کیفیت فرصت های یادگیری فراهم شده برای دانش آموزان.

اهمیت و ضرورت ایجاد یک نظام تضمین کیفیت چهار دلیل عمده ، ضرورت کیفیت را به شرح زیر توصیه می کند :

1.وجود فن آوری های اطلاعاتی و ارتباطی موجب شده است که ایجاد و اجرای برنامه « تضمین کیفیت » شتاب بیشتری به خود بگیرد. ایجاد شبکه های الکترونیکی نیز این فرصت را برای مسئولان فراهم می کند که از نزدیک و به طور دائم به نظارت بر آموزش بپردازند و آن ها این ضرورت را گوشزد می کند که نه تنها پاسخگوی انتظارات والدین ، دانش آموزان و کارفرمایان باشند ، بلکه توقعات مردم را در عصر جهانی شدن و در دوره ای که به دقت به هزینه ها و کارآمدی ناشی از آن توجه می شود برآورده نمایند.

2.آموزش و پرورش هیچ گاه تا این حد مورد نیاز مردم نبوده است. بنابراین ، یر مسئولان و مدارس لازم است که جامعه را از وجود موثر و سودمند خود مطلع گردانند و اهمیت وجودی این نظان را در رشد عقلانی و نیز توسعه جامعه در جهت آرمان های خود روشن کنند. بنابراین ، این وظیفه بر دوش آن ها سنگینی می کند که اعتماد مردم را به داشتن کیفیت مناسب جلب کنند تا بتوانند امکانات مالی بیشتری را به شوی این نظام جذب نمایند.

3.با توجه به کاهش امکانات مالی و گسترده شدن فعالیت های آموزشی ، ضرورت همکاری بین شرکای داخلی آموزش و نیز موسسات و سازمان های منطقه ای و بین المللی کاملاً مشهود است. این همکاری ، بدون تردید مستلزم توجه یه کیفیت آموزش و نیز انطباق برنامه های درسی با دیگران است. همکاری در مبادله اطلاعات و تجارب آموزشی کشورها می تواند یکی از راه های بهبود کیفیت در آموزش باشد. 

از طرف دیگر ، توسعه آموزش های مجازی به سطوح دبیرستان در بعضی از کشورها ، ضرورت انطباق این آموزش ها را با سایر کشورهای منطقه ، فراهم آورده است. بنابراین ، توجه به کیفیت آموزش و فراهم کردن فرصت هایی از این نوع ، از جمله وظایف آموزش در سال های پیش رو خواهد بود.

4.با توجه به نقش بخش خصوصی در آموزش و توسعه آن در کشورمان ، به نظر می رسد که رقابت بین این بخش با مدارس دولتی گریزناپذیر است. بنابراین، ایجاد نظامی برای تضمین کیفیت می تواند به این رقابت، شکل علمی داده،شرایط را برای ارتقای هر دوبخش در جهت آموزش کیفی تر فراهم کند.

به علاوه، اعتبار بخشی توسط این نظام می تواند ضمن جلوگیری از نزول مدارس دولتی وخصوصی به حداقل استانداردهای تعیین شده، به تلاشهای موفق این مدارس پاسخ مثبت داده،به طریق مختلف_ از جمله اعطای وامهای طولانی مدت واجازه دریافت شهریه بیشتر_ شرایط رابرای رشد آنها فراهم نماید.