نوع ارتباطات سازمانی

1-6-2-2- تعهد مستمر:
تعهد مستمر به معنای وابستگی شناختی (والش و تایلر، 2002) و ابزاری (بک و ویلسون، 2000) کارمند به سازمان می باشد. در واقع در این حالت فرد از روی آگاهی و شناخت، مزایای تداوم عضویت در سازمان و هزینه های ناشی از ترک آن را مدنظر قرار می دهد(چن، 2003، چونگ و همکاران، 2011، لوتانز، 2008، والش و تایلر، 2002). به طورکلی، تعهد مستمر به عنوان نیاز فرد به عضویت در سازمان تعریف شده است.
1-6-2-3- تعهد هنجاری:
در این صورت کارمند برمبنای هنجارها و ارزشهای شخصی (چونگ و همکاران، 2011) احساس می کند که وظیفه دارد در سازمان بماند و ماندن او در سازمان عمل درستی است (لوتانز، 2008، والش، 2002) در واقع بین فرد و سازمان التزامی دوجانبه وجود دارد (سلیمان و لیس، 2000، مکدونالد و ماکین،2000). به طورکلی، تعهد هنجاری به معنای احساس وظیفه فرد در قبال سازمان می باشد.
1-7- تعریف عملیاتی متغیرها
1-7-1- نوع ارتباطات سازمانی:
ارتباطات سازمانی در این پژوهش نمره ای است که معلمان براساس انواع ارتباطات سازمانی خطی، تبادلی و تعاملی (هان و همکاران، 2011، باتلند، 2012، وود، 2010، نارولا، 2006) به مقیاس محقق ساخته ارتباطات سازمانی مدارس خود اختصاص می دهند.
1-7-2- تعهد سازمانی:
تعهد سازمانی نمره ای است که معلمان برحسب تعهد عاطفی، مستمر و هنجاری (کوهن، 2007، چانگ و همکاران، 2007) در پرسشنامه تعهد سازمانی می یر و آلن (1997) کسب می کنند.
فصل دوم
پیشینه پژوهش
2-1- مقدمه
در این فصل به بررسی چارچوب نظری و ادبیات پژوهش می پردازیم. از آنجا که پژوهش ما درصدد بررسی رابطه بین ارتباطات سازمانی مدارس و تعهد سازمانی معلمان می باشد، لازم است ابتدا مروری اجمالی و دقیق بر پیشینه نظری این مباحث داشته باشیم. همچنین تحقیقات داخلی و خارجی صورت گرفته در این موضوعات نیز در این فصل مورد بررسی قرار می گیرد.
2-2- پیشینه نظری
2-2-1- ارتباطات سازمانی:
در دنیای کنونی که به آن اصطلاح دهکده جهانی داده اند، اطلاعات به طور مداوم بین کشورهای مختلف رد و بدل می شود. به طوری که حتی اگر برای مدت کوتاهی بنا به دلایلی ارسال اطلاعات بین کشورها قطع گردد، به جهات مختلفی می تواند به کشورهای جهان لطمه جبران ناپذیری وارد نماید. حجم اطلاعات در جوامع بشری به طور روز افزونی در حال افزایش است و روندی شتابان به خود گرفته است.
در تحقیقی که به وسیله دانشگاه آکسفورد انگلستان انجام شد، در سال 1900 میلادی هر صد سال، در سال 1950 هر 50 سال، در سال 1970 هر 20 سال و در سال 1990 میلادی هر 5 سال حجم اطلاعات بشر دو برابر شده است. با توجه به آمار و ارقام فوق می توان ادعا نمود که رد و بدل اطلاعات و معلومات که به زبان ساده ارتباطات نامیده می شود، چقدر در جوامع بشری تکامل یافته است. نیاز به انجام ارتباطات صحیح که بتواند راه گشای مشکلات افراد در جوامع امروزی باشد، موضوعی اساسی و ضروری است (امین شایان جهرمی و همکاران، 1388). بعلاوه ارتباطات تنها شامل صحبت کردن نمی شود، زمانی که در کلاس درس به سئوالی جواب می دهی، مورد تعریف و تمجید قرار می گیری، عقاید و ایده های فرد دیگری را به چالش می کشی، با اعضای خانواده تعامل برقرار می کنی، در مصاحبه شغلی یا جلسه گروهی شرکت می کنی، به ارائه کلاسی گوش می دهی، سلام میکنی و یا لباسی را برای پوشیدن انتخاب میکنی، در واقع به نوعی ارتباط برقرار می کنی. ارتباطات دوستانه قابل توجه، روابط خانوادگی موفق، موفقیت شغلی و تحصیلی، همگی به توانایی برقراری ارتباط بستگی دارد. مطالعه فرایند ارتباطات و یادگیری ارتباطات مؤثر نه تنها اقدامی علمی است؛ بلکه در عمل نیز به ما کمک می کند مهارتهای ارتباطی خود را بهبود بخشیم (برکو و همکاران، 2007).
2-2-1-1- اهمیت ارتباطات:
امروزه فرایند ارتباطات یکی از اجزای اصلی فعالیتهای سازمانهای مختلف گردیده است. از طریق این فرایند رهبری در سازمان به اجرا درآمده و هماهنگی ایجاد می شود. اهمیت این فرایند به حدی است که صاحب نظران مدیریت در نوشته های خود تأکید بسیاری بر ارتباطات سازمان داشته اند. چستر برنارد اولین وظیفه مدیران را گسترش قلمرو سیستم اطلاعاتی می داند. همچنین هنری مینتزبرگ نقش اطلاعاتی و ارتباطی مدیر را جزء اساسی ترین نقشهای او قلمداد کرده است. ارتباط، تارو پود سازمان را به هم پیوند داده و موجب یکپارچگی و وحدت سازمانی می شود. کلیه سطوح مدیریت مسئولیت ایجاد ارتباطات صحیح را برعهده دارند. به جرأت می توان گفت موفق ترین و کارآمدترین مدیران در سازمانها افرادی هستند که دارای مهارت ارتباطی بالایی باشند.
بسیاری از مشکلات سازمانی، روابط مبهم بین افراد، سوء تفاهم ها و ناهنجاری ها معلول ارتباط ضعیف یا نادرست هستند که خود یکی از علل کند شدن روند کار سازمان بوده و کارائی سازمان را کاهش می دهد. ضمن این که ارتباطات موفق و مؤثر باعث ایجاد روحیه بالا، کارایی زیاد و در نهایت رابطه مطلوب کارمندان با هم می گردد. می توان ارتباطات در سازمان را به جریان خون در بدن تشبیه نمود. همانطور که هرچه جریان خون در بدن یکنواخت تر و منظم تر باشد، تمام سیستم ها و ارگانهای بدن بهتر به کار خود ادامه می دهند، ارتباطات سازمانی نیز چنین نقشی را در سازمان ایفا می کند.
مدیران برای هدایت توفیق آمیز باید ارتباط روشنی بین اهداف سازمانی و کارمندان برقرار کنند، و با این ارتباطات کارمندان را برانگیزند تا به رهبری آنان اعتماد کنند و وظایف خود را به بهترین شکل انجام دهند. دنیای مدیران دنیایی از کلمات است، پس چه بهتر که مدیران بدانند چگونه از این کلمات استفاده نمایند تا ارتباطات موفقیت آمیزی داشته باشند. خصوصاً هرچه مدیر در سطح بالاتری از مدیریت قرار داشته باشد بایستی از مهارتهای ارتباطی بیشتری برخوردار باشد. مدیران رده بالا چه در سازمان و چه در خارج و محیط پیرامون آن بیشتر از سایر رده های مدیریتی نیاز به برقراری ارتباط دارند (امین شایان جهرمی و همکاران، 1388).
پایه و اساس ارتباطات به سه عنصر برمی گردد که اگر در ارتباطات متجلی نباشند، ارتباطات مؤثر و تأثیرپذیری را شاهد نخواهیم بود. این سه عنصر عبارتند از:
تشویق
احترام
پذیرش