پایان نامه نقش واسطه ای نظم جویی شناختی هیجان در رابطه با استرس و اضطراب

خصوصیات افراد دارای سلامت روان

بنا بر تحقیقات انجمن ملی بهداشت روانی، افراد دارای بهداشت روانی دارای خصوصیات زیر هستند: آنان احساس راحتی می کنند، خود را آنگونه که هستند می پذیرند، از استعدادهای خود بهره مند می شوند، نگرانی، ترس و اضطراب و حسادت کمتری دارند و دارای اعتماد به نفس می باشند. سیستم ارزشی آنان از تجارب شخصی خودشان سرچشمه می گیرد. احساس خوبی نسبت به دیگران دارند، کوشش می کننددیگران را دوست بدارند و به آنان اعتماد کنند، روابط گرمی با دیگران دارند، به علایق افراد دیگر توجه می کنند و نسبت به آن ها احساس مسئولیت نشان می دهند، سعی نمی کنندبر دیگران تسلط یابند، محیط خود را تا آن جا که ممکن است شکل می دهند و تا آن جا که ضرورت دارد با آن سازگار می شوند( بنی جمالی و احدی، 1370).

7-3-1 -2 مفهوم سلامت روان در نظریات روان کاوی

1-7-3-1-2  نظریه زیگموند فروید[1]

به عقیده فروید، نخستین ویژگی سلامت روان شناختی، خود آگاهی است، یعنی هر چه که ممکن است در ناخوداگاه موجب مشکل شود بایستی خود اگاه باشد. به عقیده او انسان متعارف تیپی است که مراحل رشد روانی – جنسی را با موفقیت گذرانده باشد و در هیچ یک از مراحل بیش از حد تثییت نشده باشد. به نظر او هر فردی به نحوی نا متعارف است(کورسینی، به نقل از جنانی، 1380).فروید انسان نامتعارف را به دو گروه روان نژند و روان پریش تقسیم می کند و هسته مرکزی روانی را اضطراب می داند و به اعتقاد او انسان سالم از مکانیزم های دفاعی نوع دوستی، پارسایی، ریاضت، شوخ طبعی و والایش و سرکوب استفاده می کند( خدارحیمی، 1374).

از نظر فروید انسانی عادی است که مراحل رشد روانی- جنسی  را با موفقیت گذرانیده باشد و در هیچ یک از مراحل بیش از حد تثبیت نشده باشد. به اعتقاد وی دنیای روان، به ساختار نهاد، لذت طلب، خود که از خطر دوری می کند یا با آن مقابله می کند و فراخود که بیانگر قوانین اجتماعی جامعه است، تقسیم می شود.او معیار سلامت روان را تمامیت در نیروهای روانی، یعنی برقراری تعادل بین نهاد[2]، خود[3] و فراخود[4] و از طرفی بین سطوح خوداگاه و ناخوداگاه می ماند( خدارحیمی، 1374).

به نظر فروید کمتر انسانی متعارف به حساب می آید و هر فرد به شکلی نامتعارف است. وی از دیدگاه روان شناسی، انسان نا متعارف  را به دو گروه روان نژند و روان پریش  تقسیم می کند و هسته مرکزی بیماری روانی  را اضطراب  می داند. به عقیده فروید، نوع مکانیسم های دفاعی مورد استفاده افراد سالم، روان نژند و روان پریش متفاوت است. شخص سالم از مکانیسم های دفاعی نوع دوستی، شوخ طبعی، پارسایی و ریاضت و والایش استفاده می کند( نجات، 1378).

 

2-7-3-1-2 نظریه کارل یونگ[5]

به نظر یونگ فرایندی که موجب یکپارچگی شخصیت انسان می شود، فردیت یافتن یا تحقق خود است. در انسان فردیت یافته هیچ یک از وجوه شخصیت مسلط نیست. نه هوشیار و نه ناهشیار، نه یک کشش و گرایش خاص و نه هیچ یک از نسخ های کهن، بلکه همه آن ها به توازن رسیده اند( نجاتی و ایروانی، 1378).

یونگ خاطر نشان کرد که نیمه اول زندگی باید صرف دنیای واقعیت عینی واقعیت عینی، یعنی تحصیل، شغل و خانواده شود،در مقابل نیمه دوم زندگی باید صرف دنیای ذهنی و درونی شود که تا آن زمان مورد بی توجهی قرار گرفته است. نگرش شخصیت باید از برون گرایی به درون گرایی تغییر یابد. تمرکز به هوشیاری باید به واسطه آگاهی از ناهشیار تعدیل شود و همبستگی ها باید از مسائل جسمانی و مادی به مسائل معنوی، فلسفی و شهودی تغییر کند. اشخاصی که در یکپارچه سازی های هماهنگ نا هشیار و هشیار و در تجربه کردن هستی درون خود موفق هستند، در موقعیتی قرار دارند که به سلامت روان شناختی مثبت می رسند. موقعیتی که یونگ آن را تفرد نامید. تفرد یعنی بر آوردن استعدادهای شخصی و پرورش دادن خود شخص(شولتز[6]،1988،به نقل از سید محمدی1381).

8-3-1 -2 مفهوم سلامت روان در نظریه های روانی- اجتماعی و زیستی – روانی

  • نظریه آلفرد آدلر[7]

آدلر به ماهیت اجتماعی انسان تأکید نموده است. به عقیده آدلر علاقه اجتماعی برای اولین بار در جریان رابطه مادر و کودک بروز می کند و آموخته می شود. به نظر آدلر فرد دارای سلامت روان رابطه اجتماعی صمیمی و مطلوبی دارد و جایگاه خودش را در خانواده و گروه های اجتماعی به درستی می شناساند. همچنین فرد سالم در زندگی هدفمند و غایت مدار است و اعمال او مبتنی بر تعقیب این اهداف است. غایی ترین هدف شخصیت سالم تحقق خویشتن است. از ویژگی های دیگر سلامت روان شناختی این است که فرد سالم مرتب به بررسی ماهیت اهداف و ادراکات خودش می پردازد و اشتباهاتش را برطرف می کند. چنین فردی سعی در کاستن عقده خود دارد و به دنبال غلبه بر مشکلات خود می باشد و در نهایت چنین فردی موفق می شود که انگیزه های نامطلوب خود را دگرگون سازد( کورسینی[8]، 1973؛ به نقل از جنانی، 1381).

فرد دارای سلامت روان به نظر آدلر، روابط اجتماعی و صمیمی مطلوبی دارد و جایگاه خودش را در خانواده و گروه های اجتماعی به درستی می شناسد. همچنین فرد سالم در زندگی هدفمند و غایت مدار است و اعمال او مبتنی بر تعقیب این اهداف است. غایی ترین هدف شخصیت سالم، تحقق خویشتن است. از ویژگی های دیگر سلامت روان شناختی این است که فرد سالم مرتباً به بررسی ماهیت اهداف و ادراکات خودش می پردازد و اشتباهاتش را برطرف می سازد. چنین فردی خالق عواطف خودش است، نه قربانی آن ها. آفرینش گری و ابتکار فیزیکی، از ویژگی های دیگر این افراد است. فرد سالم از اشتباهات اساسی  پرهیز می کند. اشتباهات اساسی شامل تعمیم مطلق، اهداف نادرست و محال، درک نادرست و توقع بی مورد از زندگی، تقلیل یا انکار ارزشمندی خود و ارزش ها و باورهای غلط می باشد( شاملو، 1384).

آدلر معتقد است که مسأله اساسی در انسان کهتری می باشد و تمام فعالیت های هر فرد به قصد قدرتمند شدن انجام می شود. به این ترتیب فعالیت های هر فرد به منظور رفع احساس کهتری ودستیابی به یک حس مهتری صورت می گیرد( پاشا شریفی، 1380).

بنابر نظریه آدلر فرد برخوردار از سلامت روان شناختی توان و شهامت یا جرأت عمل کردن را برای نیل به اهدافش دارد. چنین فردی جذاب و شاداب است و روابط اجتماعی سازنده و مثبتی با دیگران دارد. فرد سالم به عقیده آدلر از مفاهیم و اهداف خودش آگاهی دارد و عملکرد او مبتنی بر نیرنگ و بهانه نیست. فرد دارای سلامت روان مطمئن و خوشبین است و ضمن پذیرفتن اشکالات خود در حد توان اقدام به رفع آن ها می کند( خدارحیمی، 1384).

 

  • نظریه اریک اریکسون[9]

اگر “ناخوداگاه” را خدای فروید بدانیم، پس “من” نیز خدای اریکسون و روان شناسان “من” است.به عقیده اریکسون سلامت روان شناختی اصولاً نتیجه عملکرد قوی و قدرتمندی “من” است. “من” عنوان و مفهومی است که نشان دهنده توانایی یکپارچه سازی اعمال و تجارب شخص به صورت انطباقی و سازشی است ( خدارحیمی، 1384).

به عقیده اریکسون « من» تنظیم کننده درونی است که تجارب فرد را سازمان دهی می کند و در نتیجه از انسان در مقابل فشارهای نهاد و من برتر( فراخود ) حمایت می کند. هنگامی که رشد انسان و سازمان های اجتماعی به نحو متناسب هماهنگ شود، هر کدام از مراحل رشد روانی – اجتماعی توانایی ها و استعدادهای مشخص ظهور پیدا می کند( حسینی، 1365).

[1] Freud

[2] Id

[3] Ego

[4] Superego

[5] Jung

[6] Shultz

[7] Adler

[8] Cosine

[9] Erikson