نقش تعدیل گر فرایند مدیریت دانش

فرایند تبدیل دانش :

یکی از اهداف مدیریت دانش تبدیل دانش از صورتی به صورت دیگر است. چنانچه مدیران درصدد اجرای یک برنامه اثربخش مدیریت دانش باشد،درک کامل فرایند تبدیل دانش ضروری است.

نوناکا و تاکه اوچی[1] (1995)،چهار نوع متفاوت از تبدیل دانش را تعریف کردند :

1.از دانش ضمنی به دانش ضمنی (جامعه پذیری)

2.از دانش ضمنی به دانش صریح (برونی سازی)

3.از دانش صریح به دانش صریح (ترکیب یا انتشارسازی)

4.از دانش صریح به دانش ضمنی (درونی سازی)

اینک به تشریح هریک از مراحل فوق می پردازیم :

اجتماعی سازی:نخستین رکن فرایند تبدیل دانش، تسهیم و تشریک ایده هاست. تعامل دانش ضمنی با دانش ضمنی، این همان چیزی است که در خلال پویایی های تیم های کارآمد و یا بین همکارانی که ایده های مشترک دارند، اتفاق می افتد.در این مرحله افراد در مورد آنچه که برایشان مهم است، به گفتگو می نشینند و از اندیشه های دیگران استفاده می کنند.(رجایی پور و رحیمی ،1387 :61-62).این نوع فعالیت از طریق تعلیم استاد _ شاگردی، شرکت در کنفرانسها و سمینارهایا به سادگیدرخلال تعامل بین کارکنان در زمانهای استراحت حاصل می شود.(سرلک و فراتی،1391:225)

برونی سازی:ایده ها به یک واقعیت عملی تبدیل می شود. استفاده از استعاره ها، تمثیل ها و ضرب المثل ها از نمونه های بارز تعامل این نوع دانش صریح با ضمنی می باشد. در یک جو تیمی، استعاره ها و تمثیل ها به افراد کمک می کنند تا دانش ضمنی(تجارب، ایده ها، عقاید و غیره ) را برونی و آشکار سازند و تصویری روشن و شفاف از ایده های دیگران در ذهن مجسم کنند.(رجایی پور و رحیمی ، 1387 :61). برونی سازی، تبدیل دانش ضمنی به دانش آشکار، به طور معمول از طریق بیان و اظهار دانش ضمنی و تبدیل آن بصورت صریح صورت می گیرد.مثل یک گزارشیا مستند سازی.(سرلک و فراتی،1391: 225).

ترکیب:در این مرحله، دانش صریح در قالب مجموعه های گوناگونی از دانش که پیش از آن مبادله، منتشر و مستند شده اند و یا در طی نشست ها و جلسات گروهی مورد بحث قرار گرفته اند، پردازش و سپس به منظور خلق دانش جدید، دسته بندی می شوند. در این حالت که دانش، عینی و آشکار است، به راحتی می توان آن را بیان، مستند و یا انتقال داد.(رجایی پور و رحیمی،1387 :61) انتشارسازی روش اصلی است که از طریق آن دانش می تواند در تمام سازمان بکار گرفته شود.(سرلک و فراتی،1391: 225).

درونی سازی: درونی سازی بر فرایند تبدیل دانش صریح به دانش ضمنی ناظر است.این شیوه به اعضای گروه کمک می کند، تا تصورات ذهنی خود را از مسایلی که نیازمند حل و فصل است بیان کنند، بر این اساس، اعضا سعی می کنند تا ایده های خوب را مبنای عمل خویش قرار دهند.درونی کردن این ایده ها در ایجاد تفاهم و توسعه یک فرهنگ یادگیری (یادگیری از راه عمل) موثر است. (رجایی پور و رحیمی،1387 :61). این نوع تبدیل از طریق فرایند یادگیری و به مدد انجام دادن، بیان کردن و مستند سازی تجربیات صورت می گیرد.(سرلک و فراتی،1391: 225)

 

 

 

 

1Nonaka, Takeuchi

متن کامل در سایت زیر :

 پایان نامه ارشد : رابطه آموزش و اثربخشی سازمانی