مقاله (پایان نامه) : نظریه ویلیام جیمز[1]:- رابطه جهت گیری مذهبی و ابعاد شخصیت با سلامت روان -خرید پایان نامه

ویلیام جیمز سخنرانی های خود را درباره «انواع تجربه ی دینی» در سال 1902 به چاپ رسانده این سخنرانی ها که هم چنان چاپ مجدد می شوند، نقطه ی عطف مهمی در مطالعه ی علمی پدیده های دینی به شمار می روند، ولی مراجعه ی مستمر به آن ها، بیشتر بر اساس موقعیت و فلسفه جیمز است تا اثر نظام بندی که پدید آورده است.(براون[2]،1987).

ویلیام جیمز صریحاً خود را فردی معتقد و دین دار معرفی می کرد و ایمان را عنصری حیاتی و اساسی در زندگی می دانست: «اگر چه نمی توانیم عقیده مردم عادی مسیحی را بپذیرم یا طریقی را که دانشمندان اسکولاستیک در قرون وسطی از آن دفاع می کردند، قبول کنم، اما خود را از فیلسوفان ماوراء الطبیعه جزمی می دانم. پس بدون تردید گفته های آنان که دین را پس مانده افکار کهنه می دانند رد می کنم، زیرا آن گفته ها نادرست است. منشأ اشتباه چیزی است که پدران ما دین خود را با آن مخلوط کرده و به خطا از طبیعت اخذ کرده بودند. این بود که دین آن ها با بسیاری از چیزهای غلط همراه بود. بنابراین ما نمی توانیم به طور کامل از هر عقیده و ایمان دینی صرف نظر کنیم. فقدان ایمان، سقوط کامل زندگی است. وی معتقد بود: « دین انسان، عمیق ترین و خردمندانه ترین چیز در حیات اوست». رهیافت وی بیشتر بالینی بود. جیمز مهم ترین ثمره عمرش را تدوین آزمون های انتقادی مصلحت اندیشانه (پراگماتیک) برای سنجش تجربه دینی می دانست (جیمز[3]، 2002).

جیمز معتقد است احساس، منبع ژرف دین است و ابعاد فلسفی و کلامی جنبه ی ثانوی دارد. چون تجربه دینی به طور مستقیم و بدون وساطت مفاهیم و احکام به وجود می آید، شبیه ادراکات حسی است و تنها از راه شناخت شخصی ادراک می شود. ویلیام جیمز در بیشتر آثار خود، به موضوع دین و پدیدارهای دینی می پردازد، از نظر وی دین پدیده ای همگانی در نوع انسان است و بنابراین نمی تواند نابهنجاری ناشی از بیماری یا هر گونه اختلال روانی دیگر باشد. این در حالی است که ویژگی های نابهنجار در برخی راهبران دینی و پیروانشان وجود دارد.(آذربایجانی،1390).

حیات دینی و گرایش های مربوط به آن یکسان نیستند، بلکه متنوع و گاه متغایر است. عواطف دینی شامل تمایلات شدید اخلاقی و اشکال دیگر ایمان – احساس گناه و احساس نجات یافتگی ، ایمان آوری، تقدس، پارسایی، یگانگی با وحدت عرفانی با خداوند – مظاهر قابل تشخیص ایمان هستند. با وجود این، این حالت از حیث فراوانی و تکرار در ادیان گوناگون و حتی در یک دین متفاوت اند. این حالت در ادیان غیر الهی نیز وجود دارند.(جیمز[4]، 2002)

همه ی ادیان افزون بر تعیین اشکال هدایت و عبادت، ما را به جهانی متعالی رهنمون می سازد که با آن چه انسان با حواس ظاهری خود می یابد، مشابه نیست. یک «تدبیر برتر» (نظم فرازین) آن جهان دیگر را اداره می کند و اهداف و اعمال ما را در این عالم فرودین تحت تاثیر قرار می دهد.

جیمز متذکر شد احساس متعالی، از امری نهانی سرچشمه می گیرد. دانش درباره آن امر نهانی (ضمیر ناهشیار) در طول قرن ها رشد کرده است و جیمز آن را دریای پهناوری از آگاهی غیر قابل بیان می دانست که فردیت و ذهن هوشیار عصاره و محصول آن هستند: تجربه گسترده تر از آن است که حواس ظاهری به تنهایی بتواند آن را در برگیرد.

ویلیام جیمز علم و دین را در اهداف و روش ها مشترک و مشابه دانسته، استفاده از یکی را مانع بهره بردن از دیگری نمی داند. هر دوی دین و دانش، برای کسی که بتواند از هر یک از این دو عملاً استفاده کند، کلیدهایی برای باز کردن قفل خزانه جهان اند و البته استفاده از یکی مانع استفاده ی دیگری نمی شود.(جیمز[5] ، 1902 به نقل از آذربایجانی، 1390)

[1] James, W.

[2] Brown

[3] James

[4] James

[5] James