منبع پایان نامه درباره بلوغ روانی، بلوغ جنسی، ایفای نقش

غ زودتر از موعد صورت گیرد، بسته شدن زودرس غضروف های اتصالی موجب کوتاه تر ماندن قد از حد طبیعی آن می شود. متقابلا در کسانی که دچار بلوغ دیررس هستند، عدم ترشح به موقع هورمون های جنسی باعث دیرتر بسته شدن غضروف های اتصالی استخوان های دراز و حفظ استعداد رشد و افزایش قد تا سنین بالاتر گردیده، و در نتیجه عوامل هورمونی دیگر خصوصا هورمون «نمو» موجب رشد استخوان های دراز و افزایش ناموزون قد می شوند.
رشد فکری نیز مشابه رشد قامت، با آغاز بلوغ و ترشح هورمون های جنسی تسریع می شود و اگر بلوغ به موقع روی بدهد، پا به پای رشد طبیعی جسمی، رشد فکری هم آهنگ با آن شروع و ادامه می یابد و به این گونه سایر تحولات نیز به موقع در وجودش رخ می دهد. ولی در افرادی که زودتر بالغ می شوند، خودآگاهی و توجه به خود و تغییرات وضع روانی بیشتر شدن و بیداری و حساسیت به موضوعات و مسایل خاص بعداز بلوغ –ولو مسایل مهمل و مضر بر شرایط سنی او باشد- زودتر آغاز می گردد. در حالت کلی نمی توان گفت که بلوغ زودرس از وسایل و عوامل انحطاط روحی و انحراف در رشد فکری است، زیرا نقش آن فقط به تقویت و ظهور زودرس و آغاز تحریک و بیداری در رشد فکری خاص دوران بعد از بلوغ محدود می شود منتهی جهت حرکت آن، به شرایط و علل و عوامل موجود در خانواده، مدرسه و اجتماع بستگی دارد22.
همچنین تاثیر بلوغ دیررس و زودرس در میان دختران کمتر از پسران است. هرچند که تفاوت بین دختران زودرس و دیررس چندان مشخص نیست، لیکن باگذشت زمان ممکن است تغییراتی در آن ها ایجاد گردد. رشد یافتگی در میان دختران امتیازی برای آن ها محسوب نخواهد شد. در دوره های ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان دخترانی که به سن بلوغ می رسند از لحاظ خصوصیات مثبت مانند دوستی، توانایی رهبری، شوق و اشتیاق و بذله گویی از سوی همسالانشان رتبه بالایی می گیرند23.
ب) بلوغ جنسی
اگر فرد به مرحله ای برسد که قادر به ایفای نقش جنسی شود و قادر بر تولید مثل نیز باشد، اصطلاحا می گویند که به بلوغ جنسی رسیده است. رشد جسمی و پختگی جنسی بر فرایندهای زیستی و هورمونی استوارند، و هدف آن ها سوق دادن فرد در جهت کسب توانایی تولید مثل است که در مورد دختران با اولین عادات ماهانه امکان باروری به وجود می آید.
1- خصایص اولیه جنسی
خصایص اولیه ی جنسی از دوران کودکی قابل مشاهده است و به تدریج باعث بیداری جنسی در افراد می گردد. در دختران اولین قاعدگی احتمالا با احساس درد، ناراحتی و حالت تهوع نیز همراه است. نوجوان با مشاهده ی چنین پدیده ی جدیدی در وجودشان به شدت نگران و ناراحت می شوند و به همراه نگرانی هایی، احساس گناه و خجالت می کنند.
2- خصایص ثانویه جسمی
فهرست خصایص این مرحله که نوجوان از نظر جسمی به مرحله آمادگی و توانایی ایفای نقش می رسد، عبارتند از:
الف- در دختران به صورت بزرگ شدن ناگهانی سینه، لگن خاصره، رویش موی زهاری و زیربغل و جوشهای صورت، که در دختران این جوشها بیشتر است.
ب- در پسران صفات ثانویه با رویش موی زهاری، زیر بغل و صورت همراه با تغییر ناگهانی صدا (دورگه شدن)، جوشهای صورت و بزرگ شدن بینی همراه است. از میان مجموعه تغییرات دوره ی نوجوانی، رشد جنسی مهمترین و بحث انگیزترین موضوع است، زیرا نه تنها برای خود نوجوان بلکه برای والدین، معلمان، متخصصان بهداشت و جامعه نیز بحث انگیز است لذا در این زمینه مهم و اساسی وظایف والدین برای دادن آموزشی ها و اطلاعات مربوط به مسایل جنسی بسیار مورد توجه متخصصان است24.
بلوغ روانی
بلوغ روانی یعنی پخته شدن از نظر روحی که انسان قدرت تشخیص مسایل و تمییز مصلحت زندگی پیدا کند. به تعبیر دیگر، فرد با برخورداری از بلوغ روانی، قادر به قبول مسئولیتهای اجتماعی مانند پذیرش شغل، تشکیل خانواده و ایفای نقش محوله باشد و قدرت رویارویی با مشکلات پیچیده زندگی را به دست می آورد. برای رسیدن به این مرحله سن مشخصی وجود ندارد. عوامل خانوادگی و تربیتی با هم برای بلوغ موثرند. در نتیجه انسانها در سنین مختلفی به بلوغ روانی خواهند رسید و تعیین سن خاص یا مشترکی برای افراد که هم زمان و با هم به بلوغ روانی برسند کار دشواری است. شاید بیشتر انسانها هرگز به رشد روانی و یا بلوغ روانی کامل نرسند25.
1- تفاوت فرد بالغ و نابالغ در بلوغ روانی
1-1- در یک فرد بالغ بهنجار درجه ی امنیت نسبی شاید 50% می باشد و بالغ با قدرت خود می تواند 50% ناامنی خود را اداره کند. اما در فرد نابالغ میزان احساس ناامنی چنان زیاد است که فرد خود را قادر به اداره ی آن نمی بیند. در نتیجه به فرد دیگر که او را واحد قدرت می پندارد وابسته می شود تا امنیت را از او کسب کند.
1-2- کودک انسان اعتماد و عزت نفس واقعی ندارد. به عبارتی توانایی های خود را نمی شناسد و به خود احترام نمی گذارد. در مسیر رشد طبیعی و بهنجار به آرامی با این توانمندی ها آشنا می شود و با حمایت و تشویق والدین آن ها را به کار می گیرد. یک انسان بالغ واقع بینانه توانمندی خود را می شناسد و در مواجهه با واقعیت های زندگی آن ها را به کار می گیرد.
از سوی دیگر اگر در مقابل برخی واقعیت ها خود را ناتوان دید نمی شکند و خرد نمی شود.
1-3- یک فرد بالغ از نظر روانی نه تنها از اصول درون روانی که دارد پیروی می کند بلکه از اصول اجتماعی که به صورت قانون در چهارچوب نظام اجتماعی بر او عرضه می شود پیروی می نماید.
اما در فرد نابالغ از نظر روانی یا این اصول و بایدها در ذهنش درونی نشده یا آن قدر تکانه های (می خواهم) در او ق
وی عمل می کند که بایدها و اصول را زیر پا می گذارد.
چنین انسانی قادر به کار باثبات و مناسبات اجتماعی باثبات نمی باشد.
1-4- امنیت روانی در کودک از طریق گرفتن عناصر مختلف مانند عشق و خدمات در روان او ایجاد می شود. این امنیت باعث قوام و استحکام «من» او می شود. در یک مسیر بهنجار با افزایش قدرت من، در انسان خاصیت دهندگی ایجاد می شود، اما فرد نابالغ بزرگسال مانند دوران کودکی از دیگران صرفا می گیرد و دریافت کننده است این در روان تولید امنیت و قدرت واقعی نمی کند یعنی فرد مستقل و قوی نمی شود بلکه احساس امنیت او وابسته به دیگری یا دیگرانی که از آن ها می گیرد باقی می ماند و در این سیستم وابسته، من انسان نه تنها قدرت پیدا نمی کند بلکه به تدریج ضعیف تر می شود26.
1-5- در یک فرد بالغ از نظر روانی هم احترام بر خویشتن وجود دارد هم احترام بر دیگری اما در فرد نابالغ مسئله به صورت دیگری است.
1-6- فرد نابالغ مانند کودک به والدی حمایت کننده نیاز دارد و در یک گروه مندی بین خود و گروه نمی بیند و به آن وابسته است اما در یک فرد بالغ از نظر روانی تمامیت فردی و استقلال فردی خود او جدا از گروه هم حفظ می شود.
1-7- یک فرد بالغ از نظر روانی می تواند واقعیت را تا حدی تشخیص دهد. و در نهایت براساس واقعیت، یعنی منطقی قضاوت و عمل کند اما در یک فرد نابالغ از نظر روانی اغلب کارهایش نامتناسب با واقعیت و غیرمنطقی می باشد.
1-8- فرد نابالغ از نظر روانی جسارت تجربه و تغییر کردن ندارد. ترسو است و خود را قادر به اداره ی واقعیت جدید نمی بیند.
1-9- فرد نابالغ از نظر روانی ترس های ذهنی زیادی از جمله ترس از اشتباه، ترس از شکست، ترس از قضاوت دیگران، ترس از مورد پرخاش و آسیب واقع شدن و ترس از ترک شدن وطرد شدن دارد.
1-10- فرد نابالغ از نظر روانی تحمل ناکامی ندارد و زود احساس شکست می کند و دچار ناامیدی، بی انگیزگی و افسردگی می شود اما اگر فرد بالغ تمام جنبه های یک واقعیت به ظاهر ناکام کننده نباشد را درک کند در می یابد که نه تنها می تواند ناکام کننده نباشد بلکه می تواند بستر مناسبی برای گام های بعدی باشد.
1-11- فرد نابالغ به جای واقعیت با تخیل و خیال های خودش زندگی می کند چون توان رویارویی و اداره کردن واقعیت ها را در خود نمی بیند اما فرد بالغ علاوه بر تخیل از تفکر منطقی و سامان ده که در ارتباط با واقعیت است استفاده می کند.
1-12- در دوران بلوغ نوجوان قهرمان اجتماعی برای خود درست می کند یعنی از اجتماع بیرون از خانه فرد یا افرادی را انتخاب کرده، آن ها را ایده آلیزه کرده و برای خود قهرمان می سازد. این قهرمان می تواند یک هنرپیشه باشد یا یک فوتبالیست یا یک دانشمند و … این مسئله ی مهم در رشد بهنجار با رسیدن نوجوان به دوران بزرگسالی حل می شود، به این صورت که فرد بالغ به صورت واقع بینانه ضعف و قدرت دیگری را تشخیص می دهد و سعی می کند با نقاط قدرت دیگری همانند سازی کند یعنی همانندسازی بخشی27.
1-13- فرد نابالغ تصویری که از خود در ذهن دارد یا خودشیفتگی است یا بی ارزشی و حقارت.
یعنی تصویر واقعی خود را نمی بیند و همچنین همه پدیده ها یا سفید هستند یا سیاه. یا بد هستند یا خوب و حد و وسطی ندارد28.
1-14- فرد نابالغ همدلی کردن با دیگران را ندارد و نمی تواند خود را در موقعیت عاطفی دیگران قرار داده و آن ها را درک کند.
1-15- فرد نابالغ نمی تواند به دیگران گوش کند و اغلب در پی گفتن است.
1-16- فرد نابالغ قادر به تفکر منطقی و سیستماتیک نیست و بیش تر از روی عاطفه تصمیم می گیرد و بعد برای تصمیم اش به دنبال توصیه عقلانی می گردد و بیش تر قضاوت هایش در رابطه با انسان های دیگر فرافکنی احساسات خودآگاه و ناخودآگاهش می باشد.
1-17- فرد نابالغ مسئولیت اعمال خود را نمی پذیرد و ترس شدید از پذیرش مسئولیت دارد و در قبال خود و دیگران نمی تواند تعهدی بپذیرد.
1-18- نظم، پشتکار و تداوم در کارهایش وجود ندارد کاری را با انگیزه شروع می کند ولی قادر به ادامه ی آن نیست چون انگیزه بیش تر در حیطه عاطفه قرار می گیرد.
1-19- فرد نابالغ شادی کودکانه را به رضایت بالغانه ترجیح می دهد و توانایی پذیرش انتقاد از خود را ندارد.
1-20- فرد نابالغ فاقد مهارت های اجتماعی است یا در این زمینه بسیار ضعیف است29.
د- بلوغ اقتصادی و اجتماعی
1- بلوغ اقتصادی زمانی رخ می دهد که فرد از نظر اقتصادی و تامین مخارج و اداره ی امور زندگی مستقل شود و به اصطلاح بتواند از نظر اقتصادی روی پای خود بایستد و به خود متکی شود. در چنین شرایطی فرد درصدد تشکیل خانواده و ازدواج است.
با توجه به شرایط اجتماعی و اقتصادی جامعه، سن چنین بلوغی رو به افزایش است. زیرا جوانان از نظر اقتصادی در تنگناهای خاصی قرار گرفته اند. از یک سو، کشش های غریزی آن ها را به سمت تامین نیازهای طبیعی و تقاضای همسر، تشکیل خانواده و مستقل شدن سوق می دهد و از سوی دیگر، به دلیل پیچیدگی صنعتی و شهرنشینی و نیاز جوامع به تخصص های در حال گسترش، امکان رسیدن جوانان به بلوغ اقتصادی ضعیف تر و محدودتر می شود. وجود چنین پدیده هایی باعث آشفتگی وضعیت روحی و بالاخره تعارض جوانان می شود.
در اروپا سن بلوغ بر اثر عوامل مختلف چهار سال کمتر شده در حالی که سن بلوغ اقتصادی و اجتماعی افزایش یافته است و میزان تفاوت بین این دو بلوغ یعنی بلوغ جنسی و اقتصادی به حدود 10سال رسیده است30.
2- بلوغ اجتماعی: انسان موجودی اجتماعی است و نمی تواند بدون ارتباط با افراد جامعه به زندگی خود ادامه دهد. ارتباط با افراد جام
عه، در رفتار هر انسانی موثر است و موجب شکوفایی ابعاد وجودی انسان می گردد. اسلام، گرایش به جامعه را مورد تاکید قرار داد و رهبانیت را ممنوع کرده است. «نوجوان در دوران نوجوانی و جوانی به بلوغ اجتماعی می رسد. سن بلوغ، سن معاشرت و دوستی هاست. تفاوتی که دوستی ها و معاشرت های این مرحله با دوران قبل دارد دیرپایی آن است. به همین نظر و هم به خاطر همانندسازی های این سن باید او را مراقبت نمود. تدریجا از تعلق و وابستگی خانوادگی رها می شوند و به سوی معاشران و اجتماع روی می آورند و با جمع و جامعه وفادار و مانوس می گردند و رفتارشان تدریجا باوقار و متین می گردد. در بلوغ اجتماعی این مهم است که آن ها دارای عزت نفس و اعتماد به نفس و نیز ارزیاب باشند. به هر صدایی از جا بر نخیزند و هر دعوتی را پاسخ مثبت ندهند31.
معاشرت با دوستان در صورتی که براساس اصول صحیح پی ریزی شده باشد، موجب تحکیم شخصیت و تقویت ارزش های اخلاقی و معنوی

دیدگاهتان را بنویسید