منبع پایان نامه ارشد درمورد تیمار، میلیگرم، کیلوگرم

تیتر ایمونوگلوبولین‌ G مربوط به تیمار شاهد بود. بالاترین میزان تیتر ایمونوگلوبولین‌ M مربوط به تیمار 300 میلیگرم در کیلوگرم باکتوسل بوده و کمترین تیتر ایمونوگلوبولین‌ M مربوط به تیمار شاهد بود.
جدول 4-17- اثرسطوح مختلف باکتوسل برآنتیSRBC وایمونوگلوبولینهای M و G در 42 روزگی (بر مبنای لگاریتم 2)
تیمارها
آنتیSRBC
ایمینوگلوبولین G
ایمینوگلوبولین M
شاهد
86/0±b 75/2
66/0±b 58/1
38/0±b 16/1
150mg/kg باکتوسل
08/1±b 58/3
86/0±a 25/2
49/0±b 33/1
300 mg/kg باکتوسل
65/1±a 00/5
07/1±a 66/2
98/0±a 33/2
SEM
31/0
22/0
15/0
حروف غیر مشابه در هر ستون نشان دهنده تفاوت معنیدار در سطح 05/0 درصد است.
جدول(4-18) نشان دهنده اثر متقابل اولئوبیوتیک و باکتوسل در دوره پرورش است، در روز 42 بالاترین میزان تیتر آنتیSRBC مربوط به تیمارهای 150 میلیگرم در کیلوگرم اولئوبیوتیک+ 300 میلیگرم در کیلوگرم باکتوسل و 300 میلیگرم در کیلوگرم اولئوبیوتیک+ 300 میلیگرم در کیلوگرم باکتوسل بوده و کمترین تیتر مربوط به تیمار 300 میلیگرم در کیلوگرم اولئوبیوتیک بود. همچنین بالاترین میزان تیتر ایمونوگلوبولین‌ G مربوط به تیمار 150 میلیگرم در کیلوگرم اولئوبیوتیک+ 300 میلیگرم در کیلوگرم باکتوسل بوده و کمترین تیتر ایمونوگلوبولین‌ G مربوط به تیمار 300 میلیگرم در کیلوگرم اولئوبیوتیک بود. بالاترین میزان تیتر ایمونوگلوبولین‌ M مربوط به تیمار 300 میلیگرم در کیلوگرم اولئوبیوتیک+ 300 میلیگرم در کیلوگرم باکتوسل بوده و کمترین تیتر ایمونوگلوبولین‌ M مربوط به تیمارهای 150 میلیگرم در کیلوگرم اولئوبیوتیک و 150 میلیگرم در کیلوگرم باکتوسل بود.
جدول 4-18- اثر متقابل اولئوبیوتیک و باکتوسل بر آنتیSRBC و ایمونوگلوبولینهای M و G در 42 روزگی (بر مبنای لگاریتم 2)
تیمارها
آنتیSRBC
ایمینوگلوبولین G
ایمینوگلوبولین M
تیمار 1
81/0±b 00/3
50/0±bc 75/1
50/0±c 25/1
تیمار 2
95/0±b 75/2
95/0±bc 75/1
00/0±c 00/1
تیمار 3
00/1±b 50/2
50/0±c 25/1
50/0±c 25/1
تیمار 4
50/0±b 75/2
50/0±bc 75/1
00/0±c 00/1
تیمار 5
73/1±b 50/3
41/1±bc 00/2
57/0±bc 50/1
تیمار 6
95/0±a 75/5
57/0±a 50/3
50/0±b 25/2
تیمار 7
50/1±ab 25/4
15/1±ab 00/3
50/0±c 25/1
تیمار 8
50/0±b 57/3
00/0±bc 00/2
50/0±bc 75/1
تیمار 9
25/1±a 75/5
57/0±abc 50/2
95/0±a 25/3
SEM
54/0
39/0
26/0
حروف غیر مشابه در هر ستون نشان دهنده تفاوت معنیدار در سطح 05/0 درصد است.
4-2-3- تیتر نیوکاسل و برونشیت
جداول (4-19)، (4-20) و (4-21) میانگین تیتر نیوکاسل در 2 مرحله و میانگین تیتر برونشیت در 42 روزگی تیمارها را نشان میدهد.
جدول(4-19) نشان دهنده استفاده از سطوح مختلف اولئوبیوتیک در دوره پرورش است، براساس نتایج بهدست آمده از این مطالعه، میانگین تیتر نیوکاسل در مرحله اول دارای اختلاف معنی‌داری بود(05/0P) ولی در مرحله دوم دارای اختلاف معنی‌داری نبود(05/0P) ولی در مرحله دوم دارای اختلاف معنی‌داری نبود(05/0P) ولی در مرحله دوم دارای اختلاف معنی‌داری نبود(05/0P).
جدول(4-22) نشان دهنده استفاده از سطوح مختلف اولئوبیوتیک در دوره پرورش است، بیشترین هزینه مربوط به تیمار شاهد بوده و کمترین هزینه مربوط به تیمار 150 میلیگرم در کیلوگرم اولئوبیوتیک بود.
جدول 4-22- اثر سطوح مختلف اولئوبیوتیک بر بررسی هزینه خوراک در کل دوره پرورش
تیمارها
قیمت
شاهد
97/259±a 71/3316
150mg/kg اولئوبیوتیک
32/162±b 17/3063
300 mg/kg اولئوبیوتیک
41/3196±ab 41/3196
SEM
14/48
حروف غیر مشابه در هر ستون نشان دهنده تفاوت معنیدار در سطح 05/0 درصد است.
جدول(4-23) نشان دهنده استفاده از سطوح مختلف باکتوسل در دوره پرورش است، بیشترین هزینه مربوط به تیمار شاهد بوده و کمترین هزینه مربوط به تیمار 300 میلیگرم در کیلوگرم باکتوسل بود.
جدول 4-23- اثر سطوح مختلف باکتوسل بر بررسی هزینه خوراک در کل دوره پرورش
تیمارها
قیمت
شاهد
54/328±a 66/3328
150mg/kg باکتوسل
42/166±b 29/3163
300 mg/kg باکتوسل
06/137±b 34/3084
SEM
14/48
حروف غیر مشابه در هر ستون نشان دهنده تفاوت معنیدار در سطح 05/0 درصد است.
جدول(4-24) نشان دهنده اثر متقابل اولئوبیوتیک و باکتوسل در دوره پرورش است، بیشترین هزینه مربوط به تیمار شاهد بوده و کمترین هزینه مربوط به تیمار 150 میلیگرم در کیلوگرم اولئوبیوتیک بود.
جدول 4-24- اثر متقابل اولئوبیوتیک و باکتوسل بر بررسی هزینه خوراک در کل دوره پرورش
تیمارها
قیمت
تیمار 1
06/233±a 24/3670
تیمار 2
45/119±c 22/2992
تیمار 3
75/143±b 52/3323
تیمار 4
48/79±bc 98/3169
تیمار 5
50/90±bc 92/3109
تیمار 6
12/174±c 81/3019
تیمار 7
59/262±bc 40/3142
تیمار 8
30/159±bc 49/3177
تیمار 9
5077/148±bc 30/3123
SEM
39/83
حروف غیر مشابه در هر ستون نشان دهنده تفاوت معنیدار در سطح 05/0 درصد است.
فصل پنجم
نتیجه گیری و پیشنهادها
5-1- عملکرد
5-1-1- خوراک مصرفی
بر اساس نتایج حاصل از این مطالعه ، در دورههای مختلف پرورش میانگین خوراک مصرفی در بین تیمارهای آزمایشی دارای اختلاف معنی داری بودند(05/0P). نتایج این تحقیق با یافتههای ذاکری و کاشفی (2011) و گرین و سینس بوری (2001) و کنان و همکاران (2007) که گزارش کردند استفاده از پروبیوتیکها باعث کاهش مصرف خوراک میشود مطابقت دارد. دلیل این امر توسط پروبیوتیکها، بهبود استفاده از پروتئین، چربی، ویتامین و مواد معدنی از طریق محلول سازی و جذب بهتر آنها و سنتز بعضی ویتامینها ذکر شده است (گرین و سینس بوری، 2001). نتایج مشاهده شده در این آزمایش با نتایج(دستار و همکاران، 2008) بالاچاندار و همکاران (2003) مطابقت نداشت. در بررسی دو مکمل تجاری ترکیبات گیاهی (یکی شامل مرزنجوش، دارچین و فلفل و دیگری شامل مریمگلی، آویشن و رزماری) در جیره برپایه گندم – ذرت – کنجاله سویا در سطوح 200 میلیگرم در کیلوگرم و 500 میلیگرم در کیلوگرم استفاده شد که افزایش خوراک مصرفی در مقایسه با گروه شاهد (که مکمل دریافت ننمودند) و گروه دریافت کننده آویلامایسین مشاهده شد (هرناندز و همکاران، 2004) که با یافتههای این پژوهش مغایرت دارد. همچنین یافتههای دوستی و همکاران (1392) نشان داد که استفاده از پری بیوتیک تأثیر معنیداری بر خوراک مصرفی جوجههای گوشتی ندارد که با یافتههای این پژوهش مغایرت دارد. دلیل عدم همخوانی نتایج ممکن است به دلیل تفاوت در نوع ترکیبات و افزودنیهای مورد استفاده و شرایط آزمایش بوده باشد.همچنین تورکی(2006) گزارش کرد که پروبیوتیک در جیره بر پایه جو مصرف خوراک جوجه‌های گوشتی را کاهش می‌دهد، در حالی که گونال و همکاران (2006) به این نتیجه رسیدند که مصرف خوراک جوجه‌های گوشتی تحت تاثیر مکمل پروبیوتیک (1% پروتکسین) قرار نمی گیرد . برخی مکانیسمهای مؤثر در کاهش جمعیت باکتریهای بیماریزا توسط پروبیوتیکها در دستگاه گوارش موجودات عبارتند از حذف رقابتی، تولید باکتریوسین، تولید اسیدهای چرب کوتاه زنجیر و در نتیجه کاهش pH که منجر به ایجاد شرایطی نامطلوب برای پاتوژنها و در نتیجه کاهش جمعیت آنها میگردد. به دنبال این تغییرات میکروبی در دستگاه گوارش، جذب و فراهمی مواد مغذی نیز بهبود پیدا کرده که باعث عملکرد مطلوب میزبان میگردد. افزایش جمعیت فلور مطلوب در دستگاه گوارش با حضور ترکیبات پریبیوتیکی فزونی مییابد. عدم توانایی میزبان (جوجه) در استفاده از پریبیوتیک به عنوان منبع انرژی و همچنین تخمیر آن توسط باکتریهای با منشأ داخلی و تکثیر آنها و در نتیجه تولید اسیدهای چرب فرّار و کاهشpH باعث میگردد که محیط نامطلوبی برای رشد پاتوژنها در دستگاه گوارش ایجاد گردد. الیگوساکاریدها با استفاده از ساختار آلفا -متیل -دی-مانوزاید خود قادرند باکتریها را به سمت خود جذب نموده و تیپ 1 تاژکدار به آن متصل شده و در نهایت از طریق حرکات دستگاه گوارش از محیط روده دفع گردند (ادلمان و همکاران، 2003).
میزان خوراک مصرفی یکی از عوامل اساسی است که افزایش وزن بدن و بازده خوراکی را در طیور گوشتی تحت تأثیر قرار میدهد(فرانکیس و همکاران، 2009). ازآنجائیکه شواهد کافی برای تأیید افزایش خوشخوراکی با افزودن گیاهان دارویی به جیره وجود ندارد (ویندیش و همکاران، 2008) اما استفاده از آنها ممکن است کیفیت خوراک را از طریق خصوصیات آنتیاکسیدانی و ضدمیکروبی (منسوب به ترکیبات فنولیک مانند اسید رزمارینیک ،کارواکرول و تیمول) و پتانسیل آنها برای کاهش رشد قارچهای تولید کننده مایکوتوکسین بهبود بخشد (بورت، 2004).
پریبیوتیک استفاده شده در این تحقیق اولئوبیوتک بود که از ترکیب گیاهی حاوی زنجبیل، فلفل و زردچوبه و دارای آمینها، گلیکوزیدها، آنتیاکسیدانها، آلکالوئیدها، ساپونینها، مونوترپنیک الکلها، ترپنوییدیک فنُلها و فنیل پروپانوییدیک فنُلها است. خصوصیات آنتیاکسیدانی این ترکیبات میتواند بسیار با ارزش باشد بخصوص زمانی که خوراک حاوی نسبتاً بالایی از اسیدهای چرب غیراشباع در مقابل اسیدهای چرب اشباع است. خصوصیات ضد قارچی ترکیبات گیاهی نیز در جلوگیری از تولید مایکوتوکسین در دانههای گندم انبار شده حائز اهمیت است. ترکیبات گیاهی آویشن، رازیانه و دارچین به طور گستردهایی از رشد قارچهای تولید کننده مایکوتوکسین مانند آسپرژیلوس فلاویس، آسپرژیلوس پارازیتیکوس، آسپرژیلوس اکراسیوس و فوزاریوم مونیلیفرم و تولید مایکوتوکسینها ممانعت میکنند (سلیمان و بادئا، 2002).
5-1-2- افزایش وزن
بر اساس نتایج حاصل از این مطالعه ، در دورههای مختلف پرورش میانگین افزایش وزن در بین تیمارهای آزمایشی دارای اختلاف معنی داری بودند (05/0P). ال-خلف و همکاران (2010) در پژوهشی نشان دادند جوجه‌هایی که از سطوح مختلف باکتوسل (8/0، 1 و 6/1 گرم در کیلوگرم خوراک) استفاده کرده بودند نسبت به گروه شاهد افزایش وزن بیشتری داشتند که با یافتههای این پژوهش مطابقت دارد. در پژوهش عبدالهی (2000) جوجه‌هایی که سطوح مختلف پروبیوتیک (800، 1000 و 1200 گرم در تن خوراک) دریافت کرده بودند نسبت به گروه شاهد افزایش وزن بیشتری داشتند. در آزمایش سمیز (2000) با خوراندن آنتی‌بیوتیک و دو نوع پروبیوتیک به جیره جوجه‌های گوشتی مشاهده شد که پروبیوتیک‌ها باعث افزایش وزن بدن شدند که با یافتههای این پژوهش مطابقت دارد. موهان و همکارانش (1996) نشان دادند استفاده از 100 میلیگرم پروبیوتیک در هر کیلوگرم خوراک باعث افزایش وزن به میزان 5 درصد بیشتر نسبت به گروه شاهد میشود. چنین بهبودی در افزایش وزن گروه‌های مصرف کننده پروبیوتیک توسط تورتورو (1973)، کرافورد (1979) و جین و همکاران (1996) گزارش شده که با یافتههای این پژوهش مطابقت دارد. یافتههای این پژوهش با نتایج طباطبایی و همکاران (1388) که از دو سطح 25/0، 5/0 و 75/0 درصد زنجبیل (یکی از اجزای تشکیل دهنده اولئوبیوتک) در جیره جوجههای گوشتی استفاده کردند، مطابقت دارد. همچنین با یافتههای زینلی و همکاران (1388) که از دو سطح 5 و10 گرم در کیلوگرم زردچوبه در جیره جوجههای گوشتی استفاده کردند،

دیدگاهتان را بنویسید