منابع پایان نامه ارشد با موضوع وجوه نقد، استاندارد، اطلاعات مربوط

فراهم میشد، اقدامهای مربوط به بهبود کیفیت گزارشگری مالی را محدود میکرد. اطلاعات مربوط به جریان وجوه نقد همراه با اطلاعاتی که حسابداری تعهدی فراهم میآورد، میتواند در قضاوتها و تصمیمگیریهای منطقی استفاده کنندگان اطلاعات مالی سودمند واقع شود و جا دارد که مورد تأکید قرار گیرد.
“در طول سه دهه اخیر صورت جریان وجوه نقد به عنوان یک مکمل ارزشمند برای سایر صورتهای مالی شد. در جاهایی که ترازنامه و صورت سود و زیان اطلاعات محدودی را ارائه میکنند آن از ارزش بالایی برخوردار است. به طور مثال صورت سود و زیان یک معیار مشکوک از موقعیت شرکتی که دارای اهرم بالا است و با مدیریت سود سعی در کمتر نشان دادن سود دارد، میباشد. در این مواقع عمده نگرانی سرمایهگذاران و بستانکاران این است که آیا شرکت زمان کافی برای حل مشکلات عملیاتی(جاری)با ایفای تعهدات جاری دارد.”(فریدسون و آلوارز ، 2002 ،ص112) 5.
از لحاظ تاریخی، بسیاری از گروههای عمده استفاده کننده از اطلاعات مالی از جمله سرمایه گذاران، اعتباردهندگان، مدیریت و تحلیلگران مالی، نسبت به آگاهی از فعالیتهای عملیاتی، فعالیتهای سرمایه گذاری و فعالیتهای تأمین مالی واحدهای انتفاعی ذیعلاقه اند و اغلب با سوالاتی نظیر آنچه در زیر آمده است مواجه میشوند:
چگونه واحد انتفاعی با وجود سوددهی قابل توجه، از توزیع سود نقدی سهام به میزان مطلوب، عاجز بوده است؟
دلایل تفاوت بین سود خالص و خالص وجه نقد حاصل از فعالیتهای عملیاتی واحد انتفاعی چیست؟
چگونه واحد انتفاعی توانسته است برای خرید یک و احد انتفاعی دیگر، تأمین مالی کند؟
چگونه واحد انتفاعی توانسته است برای سرمایه گذاری در یک پروژه بزرگ تأمین مالی کند؟
چگونه واحد انتفاعی توانسته است تجهیزات جدیدی را به بهای هنگفت خریداری کند در حالی که در همان سال خرید تجهیزات مزبور، متحمل زیان چشم گیری شده است؟
چه میزان از وجوه لازم جهت گسترش واحد انتفاعی از محل وجوه حاصل از فعالیتهای عملیاتی، چه میزان از محل استقراض و چه میزان از محل افزایش سرمایه تأمین شده است؟
کوشش در جهت فراهم کردن بینش گستردهتری در مورد فعالیتهای عملیاتی، سرمایه گذاری و تأمین مالی واحدهای انتفاعی، به نحوی که پاسخگویی به سوالات بالا را امکان پذیر سازد، مجامع و انجمنهای حرفهای حسابداری در برخی از کشورها و همچنین کمیته استانداردهای بین المللی حسابداری را بر آن داشته است که در سالهای اخیر واحدهای انتفاعی را ملزم یا تشویق به ارائه صورت مالی جدیدی به نام صورت جریان وجوه نقد به عنوان جایگزینی برای صورت تغییرات در وضعیت مالی یا صورت منابع و مصارف وجوه نمایند. اگر چه سودمندی حسابداری تعهدی در ارائه وضعیت مالی و گزارش نتایج عملیات قابل انکار نیست، اما نیاز به اطلاعات مربوط به ورود و خروج وجه نقد نیز واقعیتی است که نمیتوان آن را نادیده گرفت. توان سودآوری یکی از عوامل مهم برای بقاء و رشد واحدهای انتفاعی در درازمدت است اما عامل مهم دیگر، جریانهای کنونی و آینده ورود و خروج وجه نقد محسوب میشود. حسابداری تعهدی و صورت جریان وجوه نقد اساساً با جنبههای مختلف عملیات و رویدادهای یکسان سروکار دارند.
5-2)اهمیت اطلاعات مبتنی بر جریانهای نقدی در ارزیابی واحدهای انتفاعی
“وجه نقد از منابع مهم و حیاتی در هر واحد سودآوری است و ایجاد توازن بین وجوه نقد در دسترس و نیازهای نقدی، مهمترین عامل سلامت اقتصادی هر واحد سودآور است. وجه نقد از طریق عملیات عادی و سایر منابع تأمین مالی، به واحد سودآور وارد میشود و برای اجرای عملیات، پرداخت سود، بازپرداخت بدهیها و گسترش واحد سودآوری به مصرف میرسد. روند ورود و خروج وجه نقد، در هر واحد سودآور بازتاب تصمیمگیریهای مدیریت، در مورد برنامههای کوتاه مدت و بلند مدت عملیاتی و طرحهای سرمایه گذاری و تأمین مالی است.
توان و امکان دسترسی هر واحد سودآور به وجه نقد، مبنای بسیاری از تصمیمگیریها و قضاوتها درباره آن واحد است. به بیان دیگر، اطلاعات مربوط به روند ورود و خروج وجه نقد، در یک واحد سودآور شالوده بسیاری از تصمیمگیریها و مبنای بسیاری از قضاوتهای سرمایهگذاران، اعتباردهندگان و گروههای استفاده کننده از اطلاعات مالی را تشکیل میدهد. سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان، برای برآورد گردش آینده وجوه نقد در یک واحد سودآور، آشکارا به تأثیر عملیات عادی و فعالیتهای تأمین مالی و سرمایهگذاری، بر گردش وجوه نقد اهمیت میدهند.”(دستگیر و خدابنده، 1382،ص101)1.
“دلیل اصلی تهیه و ارائه صورت جریان وجوه نقد تاریخی در سطح واحد انتفاعی این است که به سهامداران و اعتباردهندگان امکان میدهد که واحد انتفاعی را با فرض تداوم فعالیت آن ارزشیابی کنند. این ارزش میتواند در مدل سرمایه گذاری هر یک از سرمایه گذاران و اعتباردهندگان گنجانده شود و مبنای تصمیمگیری قرار گیرد.
“صورت جریان وجوه نقد تجزیه و تحلیلهای قوی از فرصتها و ریسکهایی که ترازنامه و صورت سود و زیان قادر به نشان دادن آنها نیستند ارائه مینماید. در تمامی مراحل توسعه و مشکلاتی که شرکت با آنها روبرو میشود، انعطاف پذیری مالی یک عامل اساسی برای حل آن مشکلات میباشد. صورت جریان وجوه نقد بهترین ابزار برای اندازهگیری انعطافپذیری مالی میباشد”(فریدسون و آلوارز، 2002 ،ص 112) 6.
6-2)مبانی نظری مربوط به مدیریت سود
فلسفه مدیریت سود، بهره گیری از انعطاف پذیری روشهای استاندارد و اصول پذیرفته شده حسابداری می باشد. البته تفسیرهای گوناگونی که می توان از روشهای اجرایی یک استاندارد حسابداری برداشت کرد، از دیگر دلایل وجود مدیریت سود می باشد. این انعطاف پذیری دلیل اصلی تنوع موجود در روشهای حسابداری است. در زمانی که تفسیر یک استاندارد بسیار انعطاف پذیر است، یکپارچگی دادههای ارائه شده در صورتهای مالی کمتر می شود. اصول تطابق و محافظه کاری نیز می تواند باعث مدیریت سود شود. بنابر گفته گتشو7(1986)، شرکت کارباید سود سه ماهه نخست سال مالی خود را بدون اضافه نمودن به موجودی نقد و تنها با استفاده از روشهای تعهدی حسابداری استهلاک، معافیتهای مالیاتی سرمایه گذاریها و به حساب دارایی بردن بهره، افزایش داد. مدیران شرکت تأکید کرده اند که این کار برای ارائه صورتهای مالی واقعی تر و قابل مقایسه کردن صورتهای مالی شرکت، با سایر شرکتهای در صنعت مشابه صورت گرفته است. تحلیلگران مالی و حسابرسان از این پدیده به عنوان”ترفند حسابداری”نام می برند. این در حالی است که تمامی این اقدامها در چارچوب اصول پذیرفته شده حسابداری صورت گرفته است. پژوهشها نشان می دهد که مدیران شرکتها از روی قصد، سودهای گزارش شده را با استفاده از انتخاب سیاستهای حسابداری خاص خود، تغییر در برآوردهای حسابداری و اقلام تعهدی، دستکاری می کنند تا به هدفهای موردنظر خود برسند(میلر و جون،2002،ص 402) 8. تحلیلگران مالی انتظار دارند که شرکتها به پیش بینیهای انجام گرفته برسند و مغایرتی نداشته باشند، این مهم برای شرکتهایی که قابل اتکاءتر هستند، بیشتر صادق است. تحلیلگران مالی و سرمایه گذاران از انحراف میان مقادیر پیش بینی شده و واقعی بسیار ناخشنود خواهند شد(کولینگ وود، 2001،ص65) 9. از این مغایرتها در خصوص با مدیریت سود، بیشتر استفاده می شود. در مغایرت منفی، صاحبان سود، مدیریت سود را تقلب می دانند در حالی که در مغایرت مثبت، مدیریت سود را اقدامی بدون مشکل و طبق صلاحدید مدیریت، قلمداد مینمایند (فریدسون و آلوارز،2002،ص11) 10. برخلاف اینکه، اکثر افراد هموارسازی را سوءاستفاده از انعطاف پذیری در گزارشگری می دانند، به نظر ما، مدیران باخرد که هدفشان افزایش ارزش شرکتهایشان میباشد، در چارچوب الزامات قانونی و حسابداری اقدام به بیشترکردن ارزش شرکت تحت نظر خود، استفاده می نمایند(کیرشنهایتر و ملومند، 2002،ص 17) 11. در مقابل، اگر دادههای آورده شده در صورتهای مالی به زیان صاحبان سود تغییر کند، تقلب مدیریت در جهت مقاصد فردیاش محسوب می گردد. هانت، مویر وشلوین12 (1997) بررسی کردهاند که آیا صلاحدید مدیریت که در مدیریت سود اعمال می شود، بر ارزش شرکت تأثیری دارد یا خیر؟ یافتههای پژوهشهای آنها نشان داد که نشان دادن رقم پایینتر برای سود حاصل از اقلام معوق، باعث افزایش ارزش بازار سرمایه می شود. آشکار است هنگامی که نظرهای شخصی مدیریت باعث کاهش سود می شود، یکپارچگی دادههای ارائه شده در صورتهای مالی تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.
بازی با”ارقام مالی”(نامی که گاهی اوقات برای مدیریت سود به کار می رود)می تواند تأثیر کاملاً منفی، در هنگام کشف شدن باقی بگذارد.”با استفاده از حسابداری مدیریت سود، مدیریت می تواند تصورهای سایرین نسبت به عملکرد شرکتش را تغییر دهد. ارزیابی قدرت سودآوری شرکت ممکن است به اشتباه تعبیر شود و باعث تعیین نامناسب قیمت اوراق بدهی و سرمایه شود. هنگامی که اشتباههایی کشف می شود، شرکت دیگر اطمینان بازار را به دست نخواهد آورد و این باعث کاهش شدید قیمت اوراق بدهی و سرمایهاش خواهد شد(مافورد و کومیسکی،2002،ص 8) 13.
مدیریت سود وقتی است که مدیران قضاوت خویش را در گزارشگری مالی و در نحوه ثبت و گزارشهای مالی بصورتی وارد نمایند که تغییر در محتوای گزارشهای مالی، برخی از سهامداران را نسبت به عملکرد اقتصادی شرکت گمراه نماید و بر معیارها و پیامدهای قراردادی که وابسته به ارقام حسابداری گزارش شده اند تأثیر گذارد. از جمله مواردی که مدیران می توانند بر آنها اعمال قضاوت نمایند عبارتند از: عمر مفید داراییها و ارزش اسقاط دارایی های بلند مدت و برآورد مطالبات مشکوک الوصول و انتخاب یک روش از بین روشهای مختلف حسابداری کالا و استهلاک و سرمایه گذاریها و تخصیص هزینهها در قیمت تمام شده و … . تمامی این موارد، جزیی از اقلام تعهدی حسابداری هستند که مدیران در رابطه با آنها دارای اختیار می باشند. بدین ترتیب اعمال آنها که منجر به اعمال مدیریت سود می شود جزء اقلام تعهدی اختیاری هستند ولی اقلام تعهدی غیراختیاری بواسطه مقررات و سازمانها و دیگر عوامل خارجی محدود هستند و در اختیار و کنترل مدیریت نیستند. لذا مدیریت امکان تغییر آنها را ندارد. در متون حسابداری از اقلام تعهدی اختیاری بعنوان شاخص مدیریت سود نام میبرند.
نقش اصلی گزارشگری مالی انتقال اثربخش اطلاعات مالی به افراد برون سازمانی به روشی معتبر و به موقع است(هیأت استانداردهای حسابداری مالی، 198) 14. برای انجام این مهم، مدیران از فرصتهایی برای اعمال قضاوت در گزارشگری مالی برخوردار شده اند. مدیران میتوانند از دانش خود درباره فعالیتهای تجاری برای بهبود اثربخشی صورتهای مالی به عنوان ابزاری برای انتقال اطلاعات به سرمایه گذاران و اعتباردهندگان بالقوه استفاده کنند. با این حال چنانچه مدیران برای گمراه کردن استفاده کنندگان صورتهای مالی(درون و برون سازمانی)از طریق اعمال اختیارات خود در زمینه گزینشهای حسابداری در گزارشگری مالی، انگیزههایی داشته باشند، احتمال می رود مدیریت سود رخ دهد. ادبیات اولیه در حوزه مدیریت سود به آزمون تأثیر گزینشهای حسابداری بر بازار سرمایه پرداخته است. کانون تمرکز اصلی آن تمایز میان دو فرضیه رقیب بوده است. فرضیه مکانیکی15 که در ادبیات حسابداری دهه1960رایج بوده، بیانگر این است که استفاده کنندگان صورتهای مالی، منابع اطلاعاتی غیر از گزارشهای مالی شرکتها را مورد استفاده قرار نمی دهند و سرمایه گذارن صرفاً بر اساس ارزشهای ظاهری منعکس در اطلاعات مالی گزارش شده توسط شرکتها، تصمیمهای خود را اتخاذ می نمایند. فرضیه مکانیکی پیشبینی می کند که رابطه میان سود حسابداری و قیمت سهام صرفاً مکانیکی

دیدگاهتان را بنویسید