منابع پایان نامه ارشد با موضوع بازده سهام، سود شرکتها، وجود رابط

بازده سهام شرکت اصلی مبین این موضوع است که اولاً آن بخش از اقلام تعهدی که خارج از کنترل مدیریت است نیز باعث ایجاد مدیریت سود شده و ثانیاً این اقلام بر روی بازده سهام اثر مثبت گذاشتهاند. اجزای غیراختیاری اقلام تعهدی بخشی از اقلام تعهدی است که با وجود اینکه خارج از کنترل مدیریت واحد انتفاعی بوده ولی با این حال این اقلام باعث می شوند که سود بیشتر یا کمتر از واقع نشان داده شود. انتظار می رود با افزایش اجزای غیراختیاری اقلام تعهدی شرکتهای گروه از کیفیت سود تلفیقی کاسته شده و در نتیجه بازده سهام شرکت اصلی کاهش یابد؛ درحالیکه همبستگی مثبت بین اجزای غیراختیاری اقلام تعهدی شرکتهای گروه با بازده سهام شرکت اصلی گویای این مطلب است که با افزایش اجزای غیراختیاری اقلام تعهدی شرکتهای گروه در اثر عواملی همچون عوامل سیاسی و اقتصادی جامعه، بازده سهام شرکت اصلی نیز افزایش یافته است. یک تفسیر از این نتیجه این است که بازار نسبت به اجزای غیراختیاری اقلام تعهدی شرکتهای گروه عکس العملی نشان نداده و سرمایه گذاران این موضوع را در تصمیم گیریهای خود مد نظر قرار نداده اند.
جدول 9-4: نتایج آزمون همبستگی اسپیرمن بین اجزای غیراختیاری اقلام تعهدی شرکتهای گروه با بازده سهام شرکت اصلی
رابطه بین اجزای غیراختیاری شرکتهای گروه با بازده سهام شرکت اصلی
تعداد
ضریب همبستگی
سطح معنی داری
تأیید / رد
45
326/0
029/0
تأیید
جدول 10-4: خلاصه نتایج آزمون همبستگی اسپیرمن بین مدیریت سود شرکتهای گروه با بازده سهام شرکت اصلی
فرضیه
تعداد
ضریب همبستگی
سطح معنی داری
تأیید / رد
رابطه بین حجم اقلام تعهدی شرکتهای گروه با بازده سهام شرکت اصلی
45
047/0-
760/0
رد
رابطه بین اجزای اختیاری اقلام تعهدی شرکتهای گروه با بازده سهام شرکت اصلی
45
351/0-
018/0
تأیید
رابطه بین اجزای غیراختیای اقلام تعهدی شرکتهای گروه با بازده سهام شرکت اصلی
45
326/0
029/0
تأیید
فصل پنجم:
نتیجه‌گیری و پیشنهادات
1-5-مقدمه:
بخش نتیجه گیری آخرین بخش از انجام یک پژوهش میباشد که در آن، پژوهشگر بر اساس اطلاعات آماری که به دست می آید می تواند نسبت به پژوهشی که انجام داده اظهار نظر و نتیجه گیری کند. این نتیجه گیری آخرین تأثیر را، هم از حیث سبک نگارش و هم از جهت محتوا باید به خواننده القاء نماید. نتیجهگیری، باوری مبتنی بر استدلال و بر مبنای شواهد حاصل از پژوهش است که پژوهشگر، در اختیار خوانندگان پژوهش، علاقه مندان به اجرای پژوهشهای آتی مبتنی بر پژوهش کنونی و در نهایت استفاده کنندگان کاربردی، قرار میدهد. با توجه به اینکه هر پژوهش علمی بر اساس هدف مشخصی انجام می شود؛ بنابراین، پژوهشگر باید با در نظر داشتن هر یک از هدفهای مزبور و بر اساس نتایج حاصل از پژوهش، نظریه خود را اعلام دارد. این نظریه یا حالت تبیینی دارد و شناختهای جدیدی را در راستای توسعه قلمرو علم و دانش بیان می کند یا حالت کاربردی دارد و راهکاری را برای حل مسأله پیشنهاد می نماید. همچنین پژوهشگر بایستی به این نکته توجه کند که در پایان کار پژوهش و بر اساس نتایج بدست آمده و ارزیابی فرضیهها احکامی را صادر و پیشنهادهایی را ارائه نماید. پژوهشگر درباره مسأله پژوهش خاص خودش نتیجه گیری می کند و پس از صدور حکم درباره فرضیههای خود، در خصوص نتیجه پژوهش خود بیانیهای علمی ارائه می دهد که متضمن پاسخ به مسأله پژوهش خاص اوست؛ ولی کار او زمانی ارزش دارد که این نتیجه خاص را تعمیم دهد و گزارهای کلی با ماهیت تبیینی تدوین کند و حقیقت یا واقعیتی جهانشمول را درباره اشیاء، پدیده ها، حالتها، روابط علت و معلولی و نظایر آن تشریح نماید. در این شرایط گزاره کلی در حکم یک نظریه و تئوری است و ارزش تئوریک دارد. چنانچه پژوهش ماهیتاً بنیادی باشد، پژوهشگر باید مجهولها و مسائل جدیدی را که در فرایند پژوهش با آنها مواجه است پیشنهاد دهد. اگر پژوهش کاربردی یا علمی است، پژوهشگر باید برای حل مسائل پیشنهادهایی را ارائه دهد که محصول فرایند پژوهش علمی است. کیفیت ارائه پیشنهادها به ماهیت مسأله و نظر پژوهشگر بستگی دارد. ولی آنچه در مورد پیشنهادها، اعم از پژوهشهای مبنایی یا کاربردی، باید مورد توجه پژوهشگر باشد این است که با مسأله پژوهش سازگار باشد و ازفرایند پژوهش منتج شود؛ بنابراین، پیشنهادهای ذهنی یا مبتنی بر پیش فرضهای پژوهشگر که با فرایند پژوهش مرتبط نیستند نباید پیشنهاد پژوهش تلقی شوند. در ادامه با توجه به موارد ذکر شده به نتایج پژوهش اشاره می کنیم.
2-5)نتیجه گیری
این پژوهش، شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را در یک دوره 5 ساله که بطور متوالی از سال82 تا86 صورتهای مالی تلفیقی ارائه دادند را برای تعیین این موضوع که آیا مدیریت سود شرکتهای گروه با بازده سهام شرکت اصلی رابطه دارد یا نه، مورد بررسی قرار داده است. بدین منظور مدیریت سود شرکتهای گروه از طریق مدل تعدیل شده جونز1(1995) محاسبه و ارتباط آن با بازده سهام شرکت اصلی مورد آزمون قرار گرفت؛ که نتایج پژوهش پس از آزمون فرضیههای پژوهش به صورت زیر حاصل شد:
الف) در فرضیه اصلی پژوهش با توجه به اینکه سطح معنی داری آزمون بین دو متغیر760/0 و بزرگتر از05/0=? میباشد؛ بنابراین فرضH1 مبنی بر وجود رابطه بین حجم اقلام تعهدی شرکتهای گروه با بازده سهام شرکت اصلی مورد تأیید قرار نگرفته است. و در نتیجه فرضیه اصلی پژوهش رد شده است؛ بنابراین با اطمینان 95% می توان ادعا نمود که بین حجم اقلام تعهدی شرکتهای گروه با بازده سهام شرکت اصلی رابطه معنی داری وجود ندارد. طبق پژوهشهای انجام یافته توسط کانن چان2 (2006) و اسلون3 (1996) انتظار میرفت که با افزایش اقلام تعهدی از کیفیت سود کاسته شده و در نتیجه با کاهش حجم معاملات سهام، بازده سهام کاهش یابد یا به عبارتی رابطه معکوس بین حجم اقلام تعهدی با بازده سهام وجود داشته باشد. با توجه به اینکه در فرضیه اصلی پژوهش رابطه بین حجم اقلام تعهدی شرکتهای گروه با بازده سهام شرکت اصلی مورد تأیید قرار نگرفت؛ این موضوع بیانگر این مطلب میتواند باشد که بازده سهام شرکتهای اصلی تحت تأثیر حجم اقلام تعهدی شرکتهای گروه قرار نگرفته و رابطهای بین این دو متغیر وجود ندارد. این نتیجهگیری را می توان چنین تفسیر کرد که بازار نسبت به میزان اقلام تعهدی شرکتهای گروه هیچ عکس العملی از خود نشان نداده و سرمایه گذاران به این موضوع واقف نبوده اند و اقلام تعهدی را در تصمیم گیریهای خود لحاظ ننموده اند.
به منظور بررسی بیشتر رابطه حجم اقلام تعهدی شرکتهای گروه با بازده سهام شرکت اصلی، حجم اقلام تعهدی را در قالب دو فرضیه فرعی به اجرای اختیاری و غیراختیاری تفکیک، و نتایج آزمون فرضیههای آنها بصورت زیر حاصل شد:
ب) در فرضیه فرعی اول با توجه به اینکه سطح معنی داری آزمون018/0 و کوچکتر از05/0=? میباشد؛ بنابراین فرضH1 مبنی بر وجود رابطه بین اجزای اختیاری اقلام تعهدی شرکتهای گروه با بازده سهام شرکت اصلی مورد تأیید قرار گرفته است. و در نتیجه فرضیه فرعی اول پژوهش قبول شده است؛ پس با اطمینان 95% می توان ادعا نمود که بین اجزای اختیاری اقلام تعهدی شرکتهای گروه با بازده سهام شرکت اصلی رابطه معنیداری وجود دارد. همچنین رابطه بین اجزای اختیاری اقلام تعهدی شرکتهای گروه با بازده سهام شرکت اصلی معکوس و نسبتاً ضعیف میباشد. بعبارت دیگر میتوان این ادعا را چنین تفسیر نمود که مدیران شرکتهای گروه برای افزایش بازده سهام شرکت اصلی اقدام به مدیریت سود از طریق کاهش حجم اقلام تعهدی در شرکتهای گروه کرده اند. نتیجه این آزمون فرضیه را میتوان بدین صورت تفسیر نمود که وجود همبستگی منفی بین اجزای اختیاری اقلام تعهدی شرکتهای گروه با بازده سهام شرکت اصلی بیانگر این موضوع است که افزایش اجزای اختیاری اقلام تعهدی شرکتهای گروه باعث کاهش کیفیت سود تلفیقی(سود شرکتهای گروه) شده و با فرض آگاهی سرمایهگذاران و فعالان بازار سرمایه از این موضوع، باعث کاهش حجم معاملات سهام شرکت اصلی و در نتیجه با پایین آمدن قیمت سهام، بازده سهام شرکت اصلی نیز کاهش یافته است. یک تفسیر دیگر از این نتیجه این است که شرکتهایی که ارقام تعهدی اختیاری بالایی دارند پس از گزارشگری سود دچار افت بازدهی می شوند؛ زیرا سرمایه گذاران به این مسأله پی برده و قیمت سهام را متناسب با آن تعدیل نمودهاند که این نتیجه گیری مشابه با نتیجه پژوهش انجام یافته توسط چان و همکارانش1 (2006) می باشد.
پ) در فرضیه فرعی دوم با توجه به اینکه سطح معنی داری آزمون بین دو متغیر029/0و کوچکتر از 05/0=? میباشد؛ بنابراین فرضH1 مبنی بر وجود رابطه بین اجزای غیراختیاری اقلام تعهدی شرکتهای گروه با بازده سهام شرکت اصلی مورد تأیید قرار گرفته است و در نتیجه فرضیه فرعی دوم پژوهش قبول شده است؛ پس با اطمینان 95% می توان ادعا نمود که بین اجزای غیراختیاری اقلام تعهدی شرکتهای گروه با بازده سهام شرکت اصلی رابطه معنی داری وجود دارد. همچنین رابطه بین اجزای غیراختیاری اقلام تعهدی شرکتهای گروه با بازده سهام شرکت اصلی مستقیم و نسبتاً ضعیف میباشد. بعبارت دیگر میتوان این ادعا را چنین تفسیر نمود که مدیران شرکتهای گروه برای افزایش بازده سهام شرکت اصلی اقدام به مدیریت سود از طریق افزایش حجم اقلام تعهدی غیراختیاری درشرکتهای گروه کرده اند. اجزای غیراختیاری اقلام تعهدی بخشی از اقلام تعهدی است که با وجود اینکه خارج از کنترل مدیریت واحد انتفاعی بوده ولی با این حال این اقلام باعث میشوند که سود بیشتر یا کمتر از واقع نشان داده شود. انتظار میرفت که با افزایش اجزای غیراختیاری اقلام تعهدی شرکتهای گروه از کیفیت سود تلفیقی کاسته شده و در نتیجه بازده سهام شرکت اصلی کاهش یابد؛ درحالیکه همبستگی مثبت بین اجزای غیراختیاری اقلام تعهدی شرکتهای گروه با بازده سهام شرکت اصلی گویای این مطلب است که با افزایش اجزای غیراختیاری اقلام تعهدی شرکتهای گروه در اثر عواملی همچون عوامل سیاسی و اقتصادی جامعه، بازده سهام شرکت اصلی نیز افزایش یافته است. یک تفسیر از این نتیجه این است که بازار نسبت به اجزای غیراختیاری اقلام تعهدی شرکتهای گروه عکس العملی نشان نداده و سرمایهگذاران این موضوع را در تصمیم گیریهای خود مد نظر قرار ندادهاند.
3-5)پیشنهادهای پژوهش
از آنجایی که هر پژوهشی پیشنهادهایی برای استفاده مفید از یافتهها دارد، این پژوهش نیز پیشنهادهای خود را در دو بخش کاربردی و نظری به شرح ذیل ارائه می نماید:
1-3-5)پیشنهادهای حاصل از نتایج پژوهش
همانطور که نتیجه آزمون فرضیه اصلی پژوهش نشان داد، رابطه معنی داری بین حجم اقلام تعهدی شرکتهای گروه با بازده سهام شرکت اصلی وجود نداشت، این نتیجه گویای این مطلب است که سرمایهگذاران به اهمیت موضوع اقلام تعهدی شرکتهای گروه در تعیین بازده سهام شرکت اصلی واقف نبودهاند. بنابراین با توجه به نقش اقلام تعهدی در تعیین میزان سود گزارش شده و همچنین تأثیر سود گزارش شده بر روی بازده سهام، به سرمایهگذارن، تحلیلگران بازار سرمایه و سایر استفاده کنندگان صورتهای مالی توصیه میشود که بازده سهام شرکتهای اصلی را به عنوان تنها ملاک ارزیابی عملکرد آن شرکتها قرار نداده و میزان اقلام تعهدی در بحث مدیریت سود شرکتهای گروه را نیز مد نظر قرار داده و آن را در مدلهای تصمیم گیری خود لحاظ نمایند تا ریسک سرمایهگذاری خود را به حداقل برسانند.
نتیجه آزمون فرضیه فرعی اول نشان داد که بین اجزای اختیاری اقلام تعهدی شرکتهای گروه

دیدگاهتان را بنویسید