منابع پایان نامه ارشد با موضوع استاندارد، بورس اوراق بهادار، وجوه نقد

پایان دوره t یا قیمت فروش
قیمت خرید دارایی یا قیمت در شروع دوره تغییر در قیمت در طول دوره
در حالت کلی، بازده کل مجموعه مزایایی است که در طول یک دوره به سهم تعلق می گیرد. این دوره می تواند روزانه، هفتگی، ماهانه، سالانه و یا هر دوره زمانی دیگر متناسب با نوع پژوهش باشد.
مجموعه این مزایا برای محاسبه بازده ماهانه سهام شامل موارد زیر است:
1. تفاوت قیمت: قیمت سهام در پایان ماه به اولین قیمت در ابتدای ماه در نظر گرفته می شود و تفاوت آنها را مینویسند. این تفاوت اگر مثبت باشد، عامل فزاینده نرخ بازده کل و اگر منفی باشد، عامل کاهنده نرخ بازده کل خواهد بود.
2. سود نقدی هر سهم: این سود عبارت است از سود نقدی سهام پیشنهادی تصویب شده در مجمع عمومی صاحبان سهام که تقسیم بر تعداد سهام در تاریخ تصویب شده است.
3. مزایای ناشی از حق تقدم: در صورتی که افزایش سرمایه از محل آورده نقدی سهامداران با قیمت اسمی صورت گیرد حق تقدم حاصله دارای ارزشی است که به عنوان یکی از مزایای متعلق به سهامدار در هنگام افزایش سرمایه، در محاسبه نرخ بازده کل سهم مدنظر قرار می گیرد.
4. مزایای ناشی از پرداخت سود سهمی(سهام جایزه): افزایش سرمایه از محل اندوختههای قانونی و مطالبات حال شده سهامداران منجر به ایجاد سود سهمی یا سهام جایزه شده که دارای ارزشی است و باید محاسبه بازده کل سهم در مطالعه مد نظر قرار گیرد.
بازده شرکت که ناشی از چهار مورد یاد شده است بدین شکل محاسبه می شود:
رابطه (8-2)
😕 r?_pبازده ناشی از تغییرات ماهیانه قیمت
: r_Dps بازده ناشی از سود نقدی : r_Rبازده ناشی از حق تقدم
: r_SDبازده ناشی از سود سهمی
رابطه(9-2)
r_p=(P_1-P_0)/P_0
P_0 : قیمت سهم در ابتدای ماه
: P_1قیمت سهم در انتهای ماه
رابطه (10-2)
DPS : سود نقدی هر سهم
: P_t قیمت سهم در ماه مربوط به مجمع عمومی عادی
رابطه (11-2)
: P_2قیمت سهم پس از مجمع عمومی عادی که افزایش سرمایه داده است؛
: P_1قیمت سهم قبل از مجمع عمومی عادی که افزایش سرمایه داده است؛
%R : درصد حق تقدم مصوب در مجمع عمومی عادی؛
N.P : قیمت اسمی هر سهم.
رابطه (12-2) r_SD=((1+%SD) P_2-P_1)/P_1
SD : سود سهمی است و %SD به معنای درصد افزایش سرمایه از محل سود انباشته و یا اندوختهها است؛
: P_2 اولین قیمت بعد از مجمع فوق العاده؛
: P_1 آخرین قیمت قبل از مجمع فوق العاده است.
(سینایی و محمودی، 1384، 77)1.
برای تشریح بیشتر می توان بازده سهام را بصورت زیر تعریف کرد:
بازده، عبارت است از نسبت کل عایدی حاصل از سرمایهگذاری در یک دوره معین، به سرمایهای که برای به دست آوردن فایده، در ابتدای دوره مصرف گردیده است. با توجه به اینکه اکثر پژوهشها بر روی سهام عادی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران انجام می گیرد، بنابراین برای محاسبه بازده سهام عاملهای افزایش سرمایه، منبع افزایش سرمایه و زمان افزایش سرمایه بایستی مد نظر قرار گیرند. برای محاسبه بازده با توجه به عاملهای فوق به شیوه زیر عمل می شود:
رابطه (13-2)
:?_( 1) درصد افزایش سرمایه از محل مطالبات و آورده نقدی :?_2درصد افزایش سرمایه از محل اندوختهها
: P_0قیمت سهم در ابتدای دوره
: P_1قیمت سهم در انتهای دوره 1000 :قیمت اسمی هر سهم
(دستگیر و خدابنده، 1382،ص 53)1.
8-2)شرکتهای فرعی، اصلی و گروه
یکی از اهداف اصلی واحدهای تجاری در عرصه اقتصاد، گسترش و توسعه فعالیت واحدهای تجاری می باشد، بطوریکه امروزه جهت دستیابی به رشد و توسعه پایدار، مدیران واحدهای تولیدی و تجاری، تلاش و فعالیتهای گوناگونی را در زمینههای مختلف انجام می دهند. برخی از مدیران واحدهای تولیدی، فرایند توسعه فعالیتها را به آرامی و به تدریج پیموده، و برخی دیگر این فرایند را بسیار سریع تر طی کرده اند. اهمیت و گسترش عملیات واحدهای تجاری، در حدی است که برخی از سرمایهگذاران و مدیران موفق در عرصه تجارت، جهت جلوگیری از خروج از صحنه رقابت، تمامی تلاش خود را متوجه گسترش درونی83 خود کرده، که در این گونه موارد، دامنه فعالیت پژوهش در مورد محصولها و تولیدات جدید گسترش داده، تولید افزایش و نتیجه آن، افزایش حجم فروش، و در نهایت به بازده مورد نظر خود خواهند رسید(همتی، 1385،ص 2)3.
امروزه، با توجه به گستردگی حجم فعالیتهای بازرگانی، اکثر موسسات و واحدهای تجاری جهت نیل به اهداف فوق، از گسترش بیرونی4(ترکیب)استفاده می نمایند. این قبیل شرکتها، عمدتاً در تلاشند، که تمام فعالیت خود را از طریق تحصیل واحدهای تجاری دیگر دسترسی یابند. بدیهی است، استفاده از این روش، برای توسعه فعالیت در مقایسه با گسترش دورنی، در نتیجه ترکیب واحدهای تجاری، میزان رقابت در بازار کاهش یافته، موفقیت انحصاری را ایجاد می نماید، نتیجه این عمل(گسترش از بیرون)منجر به صرفه جویی84 در هزینه از طریق افزایش مقیاس تولید، صرفه جویی در زمان برای ورود به بازار جدید از طریق شرکتی که قبلاً در آن بازار فعالیت داشته و تمام مراحل قانونی محیط زیست و دولتی را طی کرده، مجوزهای لازم را برای فعالیت در اختیار داشته، نیازی به گرفتن مجوز جدید نبوده از نظر زمانی جهت تولید بیشتر سریع تر به اهداف خود نائل می شوند، و نهایت امر موجب تقلیل بهای تمام شده تولید شده و سرانجام بازده افزایش می یابد.
کنترل خالص دارایی دو یا چند واحد اقتصادی جداگانه در یک شخصیت واحد اقتصادی یگانه جدید را ترکیب واحدهای تجاری گویند. به عبارت دیگر می توان گفت:”اجماع واحدهای تجاری جداگانه در قالب یک شخصیت اقتصادی، بر اثر اتحاد یک واحد با واحد دیگر یا کسب کنترل خالص داراییها و عملیات واحد دیگر را ترکیب گویند.”در ترکیب واحدهای تجاری ممکن است، واحد تجاری ترکیب کننده”واحد تجاری اصلی”و چنانکه شرکت ترکیب شونده بیش از 50 درصد سهام آن در کنترل شرکت ترکیب کننده باشد، شرکت ترکیب شونده به عنوان”واحد تجاری فرعی”نامیده می شود(همتی، 1385،ص2)2.
طبق بند چهاراستاندارد حسابداری شماره 18 با عنوان صورتهای مالی تلفیقی و حسابداری سرمایهگذاری در واحدهای تجاری فرعی، شرکتهای گروه عبارت است از واحد تجاری اصلی و کلیه واحدهای تجاری فرعی آن و منظور از شرکتهای اصلی عبارت است از واحدهای تجاری که دارای یک یا چند واحد تجاری فرعی است و شرکتهای فرعی عبارت است شرکتهایی که تحت کنترل یک واحد تجاری دیگر(واحد تجاری اصلی)می باشد و صورتهای مالی تلفیقی عبارت است از صورتهای مالی یک گروه که به عنوان یک شخصیت اقتصادی واحد محسوب می شود(کمیته تدوین استانداردهای حسابداری، 1386،ص382)3.
طبق بند6 همین استاندارد حسابداری، یک واحد تجاری اصلی تنها در صورت وجود تمام شرایط زیر، ملزم به تهیه و ارائه صورتهای مالی تلفیقی نیست بعبارت دیگر در صورت نقض یکی از شرایط زیر، واحد تجاری ملزم به ارائه صورتهای مالی تلفیقی می باشد:
الف. واحد مزبور، خود واحد تجاری فرعی و تماماً متعلق به واحد تجاری اصلی دیگر باشد یا واحد تجاری فرعی یک واحد دیگر با مالکیت کمتر از 100 درصد سهام باشد اما سایر صاحبان سهام، علیرغم آگاهی از قصد واحد تجاری اصلی برای عدم ارائه صورتهای مالی تلفیقی، مخالفت خود را اعلام نکرده باشد.
ب. سهام یا سایر اوراق بهادار آن واحد در بورس اوراق بهادار یا سایر بازارهای در دسترس عموم، معامله نشود.
ج. واحد مزبور برای عرضه هرگونه اوراق بهادار به عموم، صورتهای مالی خود را به هیئت پذیرش بورس اوراق بهادار یا سایر مراجع قانونی تحویل نداده یا در جریان تحویل آن نباشد.
د. واحد تجاری اصلی نهایی یا میانی آن واحد، صورتهای مالی تلفیقی قابل دسترس برای استفاده عمومی را بر اساس استانداردهای حسابداری تهیه کند(همان منبع،ص382)1.
برخی از مهمترین دلایل ترکیب واحدهای تجاری عبارت اند از:
1. استفاده بهینه از مدیریت موجود و نیروی کار واحدهای عضو گروه
2. افزایش سطح تولید از طریق استفاده از ظرفیتهای بلا استفاده واحدهای عضو گروه
3. استفاده از منابع مازاد واحدهای عضو گروه و رفع نیاز در بین شرکتهای عضو گروه
4. کاهش ریسک و مخاطرات
5. برخورداری از مزایا و معافیتهای مالیاتی
6. دسترسی سریع به منابع مالی با شرایط مناسب
7. اعمال مدیریت کارآمد و لایق
8. دستیابی به منابع مواد اولیه جدید یا بازار محصول (همتی، 1385،ص 3)2.
9-2)پیشینه پژوهش
1-9-2)پژوهشهای خارجی:
اولین مطالعات در مورد بررسی مسائل مرتبط با رفتار مدیریت سود در سال 1986 توسط ویلسون3 از دانشگاه هاروارد انجام گرفت. نتیجه گیری ویلسون این بود که جریان وجوه نقد عملیاتی و کل اقلام تعهدی بطور متفاوتی مفید و با ارزش هستند یعنی بنظر می رسد که بازار به افشاء اطلاعات مربوط به جریان وجوه نقد عملیاتی و اقلام تعهدی عکس العمل نشان می دهد و اینکه جریان وجوه نقد مفیدتر و باارزشتر از اقلام تعهدی است(خوش طینت و اسماعیلی، 1384،ص 31)4.
مک کانل و سرواس85 (1990) یک رابطه یو شکل معکوس بین درصد مالکیت سهام اعضای هیئت مدیره و کیوتوبین بعنوان یک معیار برای عملکرد شرکت پیدا کردند. بعبارت دیگر، با افزایش درصد مالکیت سهام اعضاء هیئت مدیره، کنترل از سهامداران خارجی به مدیران و مالکان مدیریتی سهام تغییر پیدا می کرد و عملکرد شرکت تضعیف میشد. و این بخاطر افزایش هزینههای نمایندگی مدیریت است. تعدادی از محققان نیز پس از نیافتن رابطه خطی، رابطه ای غیر خطی را بین درصد مالکیت سهام اعضاء هیئت مدیره و مدیریت سود آزمون کردند. اگر چه در بسیاری از پژوهشهای مدیریت سود، رابطه یو شکل بین درصد مالکیت سهام اعضاء هیئت مدیره و مدیریت سود نشان داده است، اما پژوهشگرانی نیز دریافتند که یک رابطه غیر خطی(یو شکل معکوس) بین درصد مالکیت سهام اعضاء هیئت مدیره و کیفیت سود که از طریق اقام تعهدی اندازهگیری میشود، وجود دارد (مشایخ و اسماعیلی، 1385،ص27)2.
لیو و تیاگرجن3 (1993) طی پژوهشی به بررسی رابطه بین رفتار مدیریت سود و بازده سهام پرداختند. بدین صورت که آنها 12 متغیر بنیادین را که توسط تحلیلگران مالی در ارزیابی رفتار مدیریت سود استفاده می شود، مشخص کردند و از طریق دادن امتیاز صفر و یک به هر یک از 12 متغیر بنیادین، رفتار مدیریت سود را اندازهگیری کردند و نهایتاً به این نتیجه رسیدند که گروههایی که از رفتار مدیریت

دیدگاهتان را بنویسید