منابع و ماخذ پایان نامه پیامبر(ص)، نبوی، مدایح

بود: “این محل برای آنکه لشگرگاه شود خیلی مناسب است این رودخانه دجله است و گویی هیچ مانعی، بین ما و چین وجود ندارد. و از جزیره و سرزمین های اطراف آنها هر چه بخواهیم می آوریم و از این طرف رودخانه فرات است و از راه آن هر چه بخواهیم از سرزمین شام و رقه و اطراف آنها خواهیم آورد”31. این موقعیت جغرافیایی و اقتصادی مناسب و توجه خلفای عباسی، به پیشرفت و شکوفایی اقتصادی کمک کرد.
و در اوایل عصر عباسی اقتصاد نیز شکوفا شد که زندگی پر تجمل این روزگار مؤید این مطلب می باشد. قبل از این توسعه اقتصادی، تنها ایرانیان و مسیحیان و یهودیان به امر تجارت و زراعت می پرداختند. اما رشد فکری و فرهنگی باعث شد که مسلمانان به فعالیتهای اقتصادی، روی بیاورند.32
و بغداد به خاطر چنین وضعیتی پس از مدت کوتاه، بندرگاه مهم و عظیم تجارت هند و مرکز بازرگانی آن روزگار شد.33 روی هم رفته بغداد در دوره ی عباسی شهری تمام عیار بود. شهری که خطیب بغدادی در تشود که در بعضی از آثار، مدح پیامبر اکرم(ص) محور و عنصر اساسی بشمار می رود، و در برخی دیگر از آثار، مدح پیامبر(ص) در خلال موضوع دیگری از جمله در میان شعر شیعی یا شعر صوفی و یا … و به صورت فرعی و جانبی وارد شده است.
بعضی از نویسندگان، بخش دوم یعنی اشعاری که به صورت جانبی به مدح و توصیف پیامبر(ص) پرداخته اند را تحت عنوان مدایح پیامبر(ص) بررسی نکرده اند.95 نهایتاً با مد نظر داشتن ملاحظات مذکور به عرض مرز بندی شده ای، از مفهوم مدایح نبوی نزدیک می شویم و می توانیم بگوییم کلیه ی مراثی و مدایح نظم و نثر برآمده از احساس و انگیزه ی صادقانه دینی که مدح پیامبر(ص) عنصر محوری آن باشد، مدایح نبوی قلمداد می شود.
3-4-4- ارزیابی انگیزه در مدح نبوی
از زاویه ی نیت خواهی به ارزیابی پرداختن مدایح پیامبر(ص)، دو گونه مدح متفاوت را در نظر می آورد. یکی سروده هایی که برآمده از عشق و عاطفه دینی هستند ودیگر اشعاری که با سابقه ی مادی و منفعت طلبی پدید آمده اند.96
با توجه به تعریف شعر نبوی دانستیم که شعر نبوی شعری است که پیامبر(ص) در محور آن است و صادقانه و عاری از اغراض دنیوی خلق شده اند.
و شاعر مدح نبوی به معنای واقعی کسی است که مانند سایر شعرای مدیحه سرا به ممدوح نمی نگرد یعنی انتظار هیچ گونه پاداشی یا توجهی از جانب پیامبر(ص) ندارد بلکه از سر صدق و رضای خداوند و رسولش می سراید تا به سعادت خدا نائل گردد.97
“دکتر زکی مبارک” با توجه به این ارزیابی و با توجه به مفهوم مدایح نبوی تمام قصایدی را که در مدح پیامبر(ص) سروده شده را جزء مدایح نبوی محسوب نمی کند مثلاً در مورد قصیده ی اعشی می نویسد: “این نوع شعر در زمره ی مدایح نبوی به مفهوم فنی آن پذیرفته نمی شود، زیرا اعشی از سر صدق و با نیت پاک به ثنای پیامبر(ص) نپرداخته است و هدف آن تقرب به پیامبر(ص) بوده است.98همچنین وی درباره ی قصیده ی مشهور کعب که الهام بخش بسیاری از مدایح نبوی بوده است نیز داوری مشابهی می کند زیرا پیراسته از ملاحظات دنیوی نبوده است و او قصیده اش را برای نجات خود و رهایی از مرگ سروده است.99 اعشی و کعب از مداحان صدر اسلام بوده اند که اینجانب در کار تحقیقاتی خود به بررسی قصاید آنها در قسمت بعد پرداخته ام.
3-5- مدح نبوی از صدر اسلام تا عصر عباسیان
مقدمه:
مدایح نبوی همچون سایر پدیده های ادبی و فرهنگی، از زمان پیدایش تا زمان شکوفایی ادوار و شرایط تاریخی متفاوتی را پشت سر گذاشته و از پیچ و خم های فراوان گذشته است. در عهد نبوت و اصحاب به دنیای شعر و هنر پا نهاد و گامهای اولیه اش را به سمت رشد و کمال برداشت، اما در عهد امویان و عباسیان تحول قابل توجهی نیافت ومورد کم مهری واقع گردید. اکنون به بررسی مدایح نبوی در ادوار مذکور می پردازیم:
3-5-1- مدح پیامبر(ص) در صدر اسلام(عصر نبوت و اصحاب)
یکی از فنون شعری که در صدر اسلام متولد شد شعر مذهبی بود که عمده ی آن ستایش پیامبر اکرم(ص) و دین اسلام می باشد. بنابراین عهد نبوت اولین بستر نشأت و پیدایش مدایح نبوی شناخته می شود اما برای یافتن زمینه های مؤثر بر رویش و شکل گیری آن در این دوره باید در دو قلمرو دقت نظر کرد.یکی رویه ی سنتی و کهن شعرای عرب در مدح بزرگان جامعه و دیگری وحی و ارزش گذاری های دین جدید است.
قلمرو اول: رویه سنتی و کهن شعرای عرب
بررسی ها و شواهد تاریخی نشان می دهند ستایش قبایل و بزرگان طوایف، رویه ی جاری و متعارف شاعران عرب بوده که از این راه کسب نام و نان کرده اند و به انعام و امان دست یافته اند. مدح در کنار وصف و رثا و فخر و هجا و … عناصر تشکیل دهنده ی داده های ادبی عرب جاهلی بوده اند که توسط شاعران به مناسبت های مختلف در روابط اجتماعی عرضه شده اند.100
پیامبر اکرم(ص) با ورود به جامعه ی عربی در قامت رهبر دانا و توانای جریان نوپای دعوت اسلامی، در لیست ممدوحان قرار گرفت، و بر طبق روال جاری و سنتی، ستایش ایشان در این دوره آغاز گردید و شعرای زیادی با اغراض متفاوت در وصف حضرت به نظم قصاید پرداختند، البته این گروه از شاعران غالباً افرادی بودند که شناخت کافی از نبوت و رسالت ایشان نداشتند لذا نتوانسته اند تصویر کاملی از شخصیت معنوی حضرت ارائه دهند و در انگیزه هایشان از نقد و جرح مصون نمانده اند؛ بنابراین مدایح نبوی در اولین مرحله از محافل ادبی سنتی به دنیا آمد، و تنها وجه جدیدش در مقایسه با عموم مدایح موجود ممدوح جدید بود.
شاعران زیادی در این دوره به مدح پیامبر(ص) پرداخته اند که اینک به تعدادی از این شعرا به همراه قسمتی از قصایدشان اشاره می کنیم.
“ابو طالب” که تاریخ او را اولین شاعر مدح نبوی معرفی می کند او عموی پیامبر(ص) است و کفیل و سرپرست او بعد از پدربزرگش عبدالمطلب می باشد او پیامبر(ص) را در برابر دشمنی های قریش حمایت می کرد.101و جایگاه و منزلت پیامبر(ص) را نزد خود این چنین بیان می کرد،
إنَّ إبنَ آمِنَهَ النَبیً مُحَمَداً عِندی یَفوقُ مَنَازلَ الاولاد.102
_ جایگاه پسر آمنه، محمد نبی(ص) نزد من بالاتر از جایگاه فرزندان خود من است . در دیوان ابوطالب اشعار زیادی در مدح پیامبر(ص) به چشم می آید و مهمترین مدیحه ی آن حضرت لامیه ای است که این قصیده دارای 110 بیت است103 که در این قصیده بُعدِ قُدسی و اجتماعی پیامبر اکرم(ص) را مورد توجه قرار داده و می گوید:
وَ ابیَضُ104یُستَسقی الغمامُ بِوَجهِهِ ثِمالَ الیتامی عِصمَهٌ للأرامل
حَلیمٌ رشیدُ عادلٌ غَیرَ طائشٍ یوالی إلهاً لیسَ عَنهُ بِغافِل
یَلوذُ به الهُلاکُ مِن آلِ هاشمٍ فَهُم عِندهُ فِی رحمهٍ و فواضِل
وَ ایّدهُ ربّ العِباد بِنصرهِ و اظَهرَ دنیاً حَقُهٌ غیر زائلِ105
ـ پیامبر(ص) سپیده رویی است(این پیامبر اسلام آنقدر با آبرو و بزرگوار است) که ابر از چهره اش طلب آب می نماید و او امید و فریادرس و نگهدار یتیمان و حافظ و پناهی برای زنان بی سرپرست است
ـ بردبار، راهنما، عادل و با فکر و اندیشه است و عاشق خدایی است که لحظه ای از او غافل نیست
ـ ملجا و پناه درماندگان بنی هاشم است و آنان نزد او غرق در رحمت و نعمت هستند
ـ مربی و پرورش دهنده ی بزرگان دست رسول خداست هنگامی که یاری می دهد”یعنی فضل و بخشش را یاد می دهد” و آشکار می کند دینی را که حق است و از بین نرفتنی است.
“حسان بن ثابت انصاری” بعد از ابوطالب(ع) او اولین کسی بود که فن شعری مدح نبوی را آغاز کرد.106 او در ابتدا با اشعارش از قبیله ی خود”خزرج” دفاع می کرد و بزرگ منشی های این قبیله را در برابر قبیله ی”اوس” که در همسایگی آنها بود می ستود. زیرا یثرب در زمان جاهلیت و قبل از ظهور اسلام میدانی برای نزاع و درگیری بین این دو قبیله بوده است و هنگامی که اسلام ظهور کرد و پیامبر اکرم(ص) به یثرب مهاجرت کردند دو قبیله ی اوس و خزرج اسلام آوردند و بین آنها پیمان برادری بسته شد.107حسان در 60 سالگی اسلام آورد و از آن پس شعرش را در خدمت دینش قرار داد؛ ولی از آنجا که وی مردی ترسو بود هرگز جرأت آن را نکرد که برای دفاع از اسلام همراه او بجنگد و فقط به شعر اکتفا کرد و با اشعارش دشمنان پیامبر(ص) و دشمنان اسلام را نکوهش می کرد.108 از بهترین نمونه شعر های او در این زمینه قصیده ی همزیه ای در مدح رسول(ص) و هجو ابوسفیان است که به طریق جاهلی سروده است و می گوید:
ألا أبلَغِ ابا سفیانَ عنّی فانتَ مُجَوَّفُ نَخبٌ هَواءُ
هَجَوَتَ مُحَّمَداً أفأجبتُ عنُه و عندَ اللهِ فی ذاک الجَزاءٌ
أتهجوهُ وَلستَ له بِکُفٍ فَشَرُّ کُما لِخَیر کما الفِداءُ
فإنَّ ابی وَ والدهِ وعرِضی لعرض محمد مِنکُم وَقاءُ109
– هان! این پیام مرا به ابوسفیان برسان و بگو، تو ترسو و بزدل هستی وچیزی نیستی که به شمار آیی.
– محمد(ص) را هجو کردی، من به جای ایشان پاسخ تو را می دهم و در آن کار نزد خدا جزای نیک است.
– آیا او را هجو می کنی در حالیکه هم شأن و هم تراز او نیستی و بدترین شما فدای بهترین شماست.
– پدرم و جدم و آبرویم در برابر شما، سپر وجود محمد(ص)باد.
“حسان” اولین شاعری است که عنصر دین و مذهب را در اشعار خود مطرح می کند.110
و حقا که او شاعر پیامبر(ص) بود و پیامبر(ص) را به صفات فاضله اش مدح می کرد و دراشعارش دین اسلام را به بهترین نحو به تصویر می کشید. حسان یکی از نامی ترین مداحان پیامبر در عصر نبوت است.111
“حسان” در معارضه با”زبرقان” یکی از شعرای مشرکین قصیده ای را در مدح رسول(ص) سرود که در آن اینچنین می گوید:
سَجِیَّهُ تِلکَ فیهِم غَیرُ مُحَدَثَهٍ إن الخَلائِقَ فَاعلَم شَرَّهَا البدَعُ
لا یَرقَعُ الناسُ ما اومَت اکُفُّهُم عِندَ الدّفاعِ و لا یُوهُونَ ما رَقَعُوا
أعِفَّهٌ ذُکِرَت فِی الوحیِ عِفَّتُهُم لا یَطمَعُونَ و لا یُزری بِهِم طَمَعُ112
-آن شجاعت و سخاوت یک صفت ذاتی در وجود ایشان است که محدث و تازه نیست پس بدان که بدترین خلق و خوها، آنهایی هستند که نوظهور باشند.
-آن کسی که ایشان ذلیل و خوار کند دیگری نمی تواند او را عزیز کند و هر آن کسی را که ایشان عزیز کند کسی نمی تواند او را ذلیل کند.
-ایشان پاکدامنی هستند که عفت و پاکدامانی او در لسان وحی بیان شده است و ایشان نسبت به مادیات طمع نمی ورزد و طمع و حرص ایشان را ذلیل و خوار نمی کند.
هنگامی که سروده ی او به پایان رسید”اقرع بن حابس” فرمانده ی سپاه مشرکین گفت: الحق که این مرد موفق تر از شاعر ماست و به شکست شاعرشان اعتراف کرد و اسلام آورد و رسول اکرم(ص) به حسان بهترین جوایز را اعطا کرد و او را مقرب خود ساخت.113 و به او فرمود: “لا تَزال مؤیداً بِروحِ القُدُس، ما ذُبتَ عنّا اهل البیت”114 مادامی که مدافع حقوق ما(اهل بیت) هستی، مؤید به روح القدس می باشی.
حسان چنان به پیامبر(ص) نزدیک شده بود که بعد از وفات پیامبر(ص) از دوری او بسیار اشک می ریخت و برای او مرثیه هایی می سرود که در آن نیکی های پیامبر(ص) را یاد می کند و آرزو می کند که کاش با او در سرای باقی دیدار کند چنان که می گوید:
وَ ما فَقَد الماضونَ مِثلَ مُحَمَّدٍ ولا مِثلُهُ حتّی القِیامَه یُفقدُ
مَعَ المُصطفی أرجو بذاک جوارهِ و فِی

دیدگاهتان را بنویسید