منابع و ماخذ پایان نامه ظلم و ستم

الرُّسُلُ اقتِداءَ261
– کرامت معراج فضلی را برایش آورد که همان برایش کفایت کرد که به واسطه ی آن (معراج) و نزدیکی به خداوند سرور و مهتر انبیاء گردید.
– شبانه به واسطه براق از مکه به مسجد الاقصی رفت و به اوج آسمانها سفر کرد.
– و درهای آسمان برایش باز شد و به او اجازه داده شد که به عرش آسمانها صعود کند.
– فرشته و ملائکه به واسطه ی دیدار با او شادمان شدند و پیامبران دیگر در مسجد به او اقتدا کرده و پشت سرش نماز خواندند.
4-1-6-3- هجرت به یثرب و اقامت در غار ثور
یکی از دلایل هجرت پیامبر (ص) به یثرب این بود که پس از مرگ ابوطالب، کار بر محمد تنگ گردید و قریش بر شدت درگیری با وی افزود و همچنین پیامبر (ص) در میان مردم هنگامی که دعوتش را عرضه می نمود گرایش نمی دید حتی برخی از آنان به زشتی او را از خود می راندند.
و از سوی دیگر عمویش ابولهب او را تعقیب می نمود و به مردم می گفت: این جادوگر دروغگو شما را نفریبد که ما خانواده ی او و آگاه ترین مردم نسبت به او هستیم اما پیامبر (ص) در برابر همه ی این آزار و اذیت ها شکیبایی ورزید و قریش را در صبرش به مبارزه طلبید.
تا اینکه خداوند برای دین او یاورانی در غیر از سرزمین ایشان فراهم ساخت که مردمان آن سرزمین با پیامبر (ص) پیمان بستند.
بنابراین وحی به او فرمان داد که مکه را ترک کند و به یثرب مهاجرت کند. پس پیامبر به اصحاب خود فرمان داد که همگی به صورت پنهانی و شبانه از مکه بیرون بروند تا قریش آگاه نشود اما قریش این حرکت را در یافت و بسیاری از مهاجران را به مکه بازگرداند.262 اما این آزار و اذیت ها در آنجا هم ادامه داشت.
و اما ماجرای هجرت پیامبر (ص) از مدینه به غار ثور: در شب اول ربیع الاول سال دوم هجرت خداوند حق تعالی پیامبر (ص) را از نقشه ی شوم مشرکین قریش که قصد جان پیامبر (ص) را داشتند با خبر کرد و پیامبر (ص) مأمور شد که حضرت علی را به جای خود بخواباند و از مدینه به سوی غار ثور هجرت کند. جبرئیل آمد و پیامبر (ص) را از میان قریشیان که قصد جان پیامبر (ص) را داشتند و در اطراف خانه ی پیامبر (ص) کمین کرده بودند تا پس از خوابیدن ایشان، او را به قتل برسانند، از خانه بیرون آورد و پیامبر (ص) آیه ی “و جَعَلنا مِن بَینِ ایدیهِم سَداً و مِن خَلفَهُم سَداً و اغشیناهُم فَهُم لا یُبصِرُون”263 را تلاوت نمود و مشتی خاک به صورت کفار پاشیدند و همراه ابوبکر به غار ثور مشرف شدند.264
در خلال اقامتشان در غار ثور عده ای از قریشیان به دنبال ایشان به قسمت های مختلف رفتند و چند تن نیز به سوی غار ثور روانه شدند. در بین راه با شخصی مواجه شدند و از او پرسیدند که آیا پیامبر (ص) را دیده است اما شخص جواب داد تاکنون کسی را به نزدیکی این غار ندیده ام کفار به جواب آن شخص اکتفا نکردند و به سوی غار رفتند هنگامی که مقابل غار رسیدند متوجه شدند دو کبوتر در مقابل دهانه ی غار تخم گذاشتند و هم چنین درختی در دهانه ی غار رشد کرده بود و نیز دهانه ی غار مملوء از تارهای به هم تابیده ی عنکبوت بود.
با مشاهده ی لانه کبوتر و درختی که پر از شاخ و برگهای خشک شده بود و هم چنین تار عنکبوت یکی از قریشیان گفت: تار این عنکبوت مربوط به قبل از تولد محمد است و این دو کبوتر و درخت خشک به ما می فهماند که کسی وارد غار نشده است.
پیامبر (ص) به همراه ابوبکر سه روز در غار ثور بودند و روز چهارم سال سیزدهم بعثت وارد مدینه شدند و این هجرت پیامبر (ص) به مدینه مبدأ تاریخ مسلمانان شد.265
“سید حمیری” اشعاری را پیرامون معجزه ی تنیدن رشته های عنکبوت بر درب غار و گمراهی کافران سروده است که دلالت بر این آیه دارد: “ختّم الله علی قلوبِهم و علی سمعهِم و علی ابصارهِم غشاوهٌ و لهُم عذابٌ عظیم”266 قهر خدا، مهر بر دلها و پرده بر گوش و چشمهای ایشان نهاد که فهم حقایق و معارف الهی را نمی کند و ایشان را عذابی سخت است.
حتّی إِذا قَصَدُوا لِبَابِ مَغَارِهِ
وجدوا علیه نسیج غزل العنکبِ
صَنَعَ الإله له فقال زعیمُهُم
ما فی المغارِ لطالبٍ من مطلبِ
میلوا و صدهم الملیک و من یرد
عنه الدفاع ملیکه لا یعطبِ
حتّی إِذا أمنَ العیونَ رَمَت بهِ
خُوضُ الرِّکابِ إلی مدینهِ یثربِ
فاحتل دارَ کرامهٍ فی معشرٍ
آووهُ فی سعهِ المحملِّ الأرحِب267
– هنگامی که قصد کردند به پی آن به غار ثور بروند بر در غار تار بافته شده عنکبوت را یافتند
– خداوند آن تارها را (برای حفظ پیامبر) ساخته است پس رهبر (گروه کفار) آنها گفت: در غار چیزی برای جوینده وجود ندارد.
– روی برگرداندند و پروردگار آنها را باز داشت (از رفتن به داخل غار) و هر کس که امنیت او را به هم بزند پروردگارش او را رها نمی کند.
– هنگامی که چشم ها از پیامبر (ص) برداشته سرپای رکاب پیامبر (ص) را به شهر یثرب رساند.
– پس سرای کرامت را در میان جمعی تصرف کرد و او را در بهترین محل پناه داد (که مردمش او را خوش آمد گویی کردند).
“عبدالرحیم برعی” پیرامون این واقعه و اعجاب تار عنکبوت می گوید:
و العنکَبُوتُ بَنَت بیتاً علیهِ لِکَی
تَرُدَّ فِرقَهَ کُفرٍ ضَلَّ مَسعاها268
– و عنکبوت با تنیدن تار مخفی کرد خانه ای را (غاری) که پیامبر (ص) در آن بود برای اینکه کفار که در پی پیامبر (ص) بودند را گمراه کند.
4-1-7- وفات پیامبر (ص)
روح مقدس و بزرگ آن سفیر الهی، نیم روز دوشنبه در 28 ماه صفر، به آشیان خلد پرواز کرد زمانی که پیامبر (ص) در بستر بیماری بود دخترش زهرا (س) در کنار بستر وی نشسته و چهره ی نورانی او را نظاره می کرد و اشعار معروفی را که ابوطالب در حق پیامبر سروده بود را زمزمه می کرد. حضرت فرمود: به جای آن اشعار این آیه را تلاوت کن.269
“و ما محمّد الا رسولٌ قَد خَلَت من قبله الرُّسل أفان مات او قَتل إِنقَلبتُم علی اعقابکم”270
محمد پیامبری است که پیش از او پیامبرانی آمدند و رفتند آیا هرگاه او بمیرد و یا کشته شود عقب گرد می کنید.
بعد از آنکه پیامبر (ص) ب رحلت نمودند امیر مومنان جسد مطهر پیامبر (ص) را غسل داد و کفن کرد زیرا پیامبر (ص) فرموده بود که نزدیک ترین فرد مرا غسل خواهد داد و این شخص جز علی کسی نبود. و نخستین کسی که بر پیامبر (ص) گرامی اسلام نماز گذارد امیر مومنان بود. سپس یاران پیامبر، دسته دسته جسد او را نماز گذاردند و این مراسم تا ظهر سه شنبه ادامه داشت. و سپس تصمیم بر آن شد که جسد مطهر پیامبر را در همان حجره ای که درگذشته بود به خاک بسپارند و علی (ع) به همراه فضل و عباس مراسم دفن را انجام داد.
این غروب، غروب آفتاب زندگی شخصیتی بود که با فداکاری خستگی ناپذیر خود سرنوشت بشر را دگرگون ساخت و صفحات نو و درخشانی از تمدن به روی انسانها گشود.
با درگذشت او مشکلات فراوانی در ادامه ی رسالت و تعقیب اهداف او پدید آمد که بارزترین آنها
مسأله ی خلافت و موضوع رهبری جامعه ی اسلامی بود.271
و شروع این مشکلات از زمانی بود که هنوز پیامبر (ص) را دفن نکرده بودند و آنها در سقیفه ی جانشین برای رهبری انتخاب می کردند و این در حالی بود که پیامبر (ص) در غدیر خم جانشین خود را معرفی کرده بود.
“مهیار دیلمی”272 در رابطه با این بی احترامی مردم نسبت به پیامبر (ص) و ماجرای سقیفه می گوید:
اللهَ یا قومُ یقضی “النبیّ”
مطاعا فیعصی و ما غسلا
این بیت اشاره به ماجرای سقیفه دارد که حضرت علی (ع) مشغول غسل و کفن پیامبر (ص) بودند در همان حال اصحاب جانشین انتخاب می کردند.
بترسید از خدا ای قوم آیا این مطابق رضای خداوند است که پیامبر (ص) فرمان اطاعت و فرمانبرداری را ابلاغ کند و هنوز او را غسل و کفن نکرده اند نافرمان او شوید.
و یوصِی فَنَخرُصُ دعوی علیـ
ـه فی ترکه دینه مهملا273
و این بیت اشاره به حدیث پیامبر (ص) در غدیر خم دارد که جانشین خود را انتخاب می کند و می گوید: “من کنتُ مولاه فهذا علی مولاهُ”
او سفارش خود را می کند و ما را به سوی او (علی) فرا می خواند ولی ما می پنداریم که او دین و آیین خود را مهمل و بی کس رها نموده است.
مسلمانان بعد از اینکه پیامبر از دنیا رفت با ظلم و ستم بسیاری روبرو شدند و “منصور نمری” در این باره این چنین سروده است:
فَقَدنَ مُحمَّداً فلقینَ ضیماً
و کُنَّ بِهِ مَصَوناتِ الحُجُولِ274 275
– آنها بعد از اینکه پیامبر (ص) را از دست دادند با سختی و ظلم و ستم روبرو شدند اما در حالیکه در زمان او محفوظ و پوشش داشتند.
4-2- جلوه ی صفات پیامبر (ص) در شعر شعرای عصر عباسی:
آنچه را که تاکنون پیرامون شخصیت بنیانگذار تمدن بزرگ اسلام، از ولادت تا رحلت، به طور فشرده بیان کردیم پیرامون زندگی اجتماعی و خارجی او می بود که در طی آن از تجلی عظمت و زندگی شگفت او و هم از رسالت خطیر وی آگاهی یافتیم. اکنون می کوشیم تا سیمای ملکوتی او را از زندگی خصوصی و خصائص ذاتی و اخلاقی وی در لا به لای اشعار و مدایح شعرای عصر عباسی نشان دهیم. و در اینجا به مهمترین صفات ذاتی پیامبر (ص) اشاره می نماییم:
4-2-1- سروری پیامبر (ص) بر کل کائنات و بر سایر انبیاء
از جمله دلایلی که می تواند برهانی بر سروری و عظمت پیامبر(ص) بر کل کائنات باشد این سخن است که خداوند به حضرت آدم می فرماید: “لو لا محمّدٌ ما خَلقتُ الدُنیا و الآخره و لا السمواتِ و لا الأرضَ و لا الکُرسیَّ و لاا للَوحَ و لا القَلمَ و لا الجنّهَ و لا النارَ و لو لا محمّد ما خلقُکَ یا آدم” اگر محمد نبود نه دنیا و نه آخرت و نه آسمان ها و نه عرش و نه کرسی و نه لوح و نه قلم و نه بهشت و نه جهنم را خلق نمی کردم. خداوند دنیا را به خاطر وجود مبارک پیامبر (ص) از عدم به هستی آورد و او را بر همه ی مخلوقات برتری داد276 و او را در میان همه ی مخلوقاتش بی همتا می داند و اما از جمله نکاتی که می تواند دلیلی بر عظمت پیامبر (ص) نسبت به پیامبران دیگر باشد این است که خداوند او را با نام خطاب نکرده است، ولی انبیاء دیگر را به اسم آنان، مورد خطاب قرار داده است مانند:
“یا موسی، یا داوود، یا….” ولی درباره ی حضرت محمّد (ص) می فرماید: “یا ایها النبی” و یا “ایها الرسول” زیرا مقام رسول اعظم (ص) بالاترین مقام هاست.277
و همچنین در قرآن بارها نام پیامبر (ص) در کنار نام خداوند آمده است از جمله:
“و الله العزّه و لِرسولِه”278 عزت برای خدا و رسول خداست و همچنین “اطیعُوا الله و اطیعُوا الرسول”279 از خدا و رسول اطاعت کنید. و “ینصرون الله و رسوله”280 خدا و رسولش را یاری دهید.
و بسیاری از آیات دیگر در قرآن وجود دارد که نشانگر سروری او بر کل مخلوقات می باشد و خداوند او را مایه ی فخر خود می داند در اینجا به بررسی اشعاری در این زمینه می پردازیم:
“عبدالله بن یحیی شقرا طیسی” در این باره این چنین می گوید:
خیرِ البریهِ مِن بدوٍ و من حَضَرِ
و أکرم الخلق مِن حافٍ و من منتَعِلِ
یا صفوهَ الخَلقِ قَد اصفیتُ فیک صَفَا
صَفوِ الوِدَادِ بلا شوبٍ و لا دَخَلِ
ألستَ اکرمَ من یمشی علی قدم
من البریهِ فوقَ السهلِ و الجَبلِ281
– بهترین مردم در بیابان و شهر و گرامی ترین و بهترین مردم چه پا برهنه و چه با کفش
– ای برگزیده و بهترین خلق برگزیده ام پاکی و صداقت دوستی تو را که هیچ شک و تردیدی در آن نیست
– آیا تو کریم ترین مردم که روی دشتها و کوه ها راه می رود نیستی؟
“جمال الدین ابوالفرج عبدالرحمن”282 در این اشعار بر برتری پیامبر (ص) نسبت به سایر انبیاء و کل کائنات و به آیه های 6 الی 9 سوره ی الضحی اشاره می کند و می گوید:
فضَلَ النبیینَ الرسولُ محمدٌ
شرفاً یزیدُ وزادهم تعظیما
یکفیهِ أنَّ اللهَ جلَّ جلالُهُ
آوی فقال: ألَم یَجِدکَ یتیما
دُرّ َیتیمٌ فی الفخارِ و إنما
خیرٌ اللآلیءِ ما یکون یتیما
و لقد سما الرُّسلَ

دیدگاهتان را بنویسید