منابع و ماخذ پایان نامه رسول اکرم (ص)، ظلم و ستم

الکرامَ فکلُّهم
قد سلَّمو الجلالِهِ تسلیما
و اللهُ قد صلَّی علیه کرامهٌ
صلُّوا علیه و سلِّموا تسلیما283
– رسول اکرم محمد (ص) در شرف و بزرگواری بر پیامبران برتری یافت و بزرگواری را بر آنها می افزاید.
– و اینکه خدای بلند مرتبه او را پناه داد و گفت: آیا تو را یتیم نیافت کفایت می کند.
– او گوهری بی همتا در بزرگی و افتخار است و قطعاً از میان بزرگان برترین است هر چند یتیم بود.(بهترین مرواریدها درّ یتیم است)
– و قطعاً پیامبران را در کرامت به اوج درخشش رساند پس همه ی آنها به خاطر بزرگی اش قطعاً تسلیم شدند.
– و خداوند به خاطر بزرگواری اش بر او درود فرستاد، پس بر او درود بفرستید و تسلیم شوید.
“عبد الرحمن بن یختلفین” در این باره می گوید:
کملت بنعتِ محمدٍ خیرِ الوری
غُرَرُ القصائدِ کلِّها و حجولُها
و اختُصَّ دونَ الأنبیاءِ بدعوهٍ
وَسِعَ العبادَ عمومُها و شمولُها
فاضَت علی الثَّقلینِ منه أشعَّهٌ
طلعَت و ما عقبَ الطلوعَ أفُولها284
– با ستایش محمد (ص) که بهترین مردم است همه ی قصاید و دور اطرافش درخشش کامل یافتند.
– رسول اکرم (ص) با دعوتی بر دیگر پیامبران مخصوص گردید که فراگیری و عمومیتش همه ی بندگان را فرا گرفت.
– او به جن و انس سر آمد گشت. و از او درخششی طلوع کرد که هیچ خاموشی و پنهانی را به دنبال ندارد.
“عبد الرحیم برعی” پیرامون یگانگی پیامبر (ص) می گوید:
مُحَمَّدُ سَیِّدُ السّاداتِ من مُضِر
سِرُّ النَبییَّنَ مُحَیی الدَّینِ مُکرمُهُ
فَما رَأت مِثلَهُ عَینٌ و لا سَمِعَت
اُذنٌ کَأحمَدَ بَینَ الخلقِ نَعلمُهُ285
– محمّد (ص) سید و سرور مخلوقات از قبیله ی بنی مضر و سِرّ انبیاء و زنده کننده ی دین و بزرگ دارنده ی آن است .
– کسی را مثل او در بین مخلوقات چشم هرگز ندیده است و گوش مثل او (صفات او) نشنیده است و ما این را می دانیم.
“ابو علی بصیر” نیز می گوید:
سُبحانَ مَن لَیسَ فِی السَّماءِ وَ لا
فِی الارضِ ندله و اشتباهُ286
– پاک و تابناک، آنکه در آسمان و زمینش مانند نیست.
“شریف رضی” نیز در دیوانش قصیده ای دارد به نام “لا فتی کمحمد” که در آن به یگانگی و بی همتایی محمّد (ص) اشاره می کند و می گوید:
ما التَامتِ الارضُ الفَضَاءَ علی فتیً
کمُحمَّدٍ مِن بَعدهِ او قَبلِهِ
عُمریِ لقَد فَنَیَت محاسِنُ وَجههُِ
فیها، و قَد بقیَت محاسِنُ فِعلِهُ287
– زمین و آسمان جوانی را، چون محمّد (ص) از قبل از او و من بعد از او دیگر ندیده است.
– قسم به جانم که زیبایی ها و خوبی های چهره اش اگر چه از بین رفتنی است ولی خوبی اعمالش باقی ماندنی است.(همه عمر من در وصف حسن روی او فنا شد حال آنکه هنوز به حسن رفتارش نپرداخته ام)
“مجد الدین وتری بغدادی” در این ابیات به برتری پیامبر (ص) به کل کائنات و هم به برتری او بر سایر انبیاء اشاره می کند و می گوید:
خیارُ الوَرَی ما إن سَمِعنا بِمِثلِهِ
بهُ زَیِّنَت دُنیا و اُخرَی و بَرزَخُ
خَصائِصه لَم یُؤتِها اللهُ مُرسَلاً
خصائِصُهُ اَعلَی و أسمَی و أشمَخُ
خلیلٌ حَبیبٌ مُصطفیً سَیِّدُ الوَرَی
بَدَا فضلُهُ فی العالَمینِ یُوَرّخُ
خَلََا بِمقامِ ما رآهُ مُقَرَّبٌ
و لا هُوَ فِی فَضلٍ لِرُسلٍ مُورَّخُ288
– او بهترین مردم است و هنوز نشنیده ام که کسی مثل او باشد که دنیا و آخرت و برزخ بواسطه ی او مزین شود.
– خصائص و ویژگیهای او را خداوند به هیچ یک از مخلوقاتش نداد در حالیکه او را فرستاد و ویژگی هایش برتر و نامی تر و والاتر است.
– دوست، محبوب، و برگزیده و سرور مردم است و فضل و بزرگی اش در جهان شروع به ماندگاری و جاودانگی نمود.
– او به مقامی دست یافت که هیچ مقربی آن را ندید و هیچ فضلی در پیامبران نیست مگر اینکه در وجود او ثبت شده است.
“مهیار دیلمی” نیز پیامبر اکرم (ص) را مایه ی فخر خدا معرفی می کند و می گوید:
هذا الکتاب و اَعجازه
عَلی مَن؟ و فی بیتِ مَن؟ نُزِّلا
بِمَن بِاهل اللهُ اعداءَهُ
فکان الرسولُ بهم أبهلا289
– این کتاب (قرآن) و اعجازش بر چه کسی و در خانه ی چه کسی نازل شد.
– و خداوند به چه کسی بر دشمنانش افتخار کرد، آن کس پیامبر (ص) بود که بر آنها برتری داده شد.
“صرصری” در این باره می گوید:
نبیُّ الهُدَی لیثُ العدِی سُحُبُ النّدی
مُزیلُ الرَّدَی شافی الصّدی کامل المَعَنَی
و بَوّاهُ الرحمنُ حَضرَهَ قدسِهِ
و ادناهُ مِنهُ قابَ قوسینِ اَو ادنیَ290
-پیامبر هدایت و شیر مرد جنگ، ابرهای بخشش، زایل کننده مرگ، شفا دهنده تشنگی و کامل کننده ی معناست.
– خدای رحمان جایگاه قدسی و پاکش را جایگاه او قرار داد و او را به اندازه ی دو قوس یا کمتر به خود نزدیک کرد.
4-2-2- خاتمت پیامبر (ص)
“خاتم” از ریشه ی “ختم” گرفته شده است و به معنی پایان چیزی است. نام خاتم بر وسیله ی مهر زدن، گذارده شده است که با آن پای نامه ها، اسناد و دفاتر را مهر می زدند. در قرآن مجید، ماده ختم و مشتقات آن، در هفت مورد به کار رفته است و بدون استثناء به معنی پایان دادن به چیزی و یا مهری که در پایان می زنند، آمده است و این نیز مفهومی جز این ندارد که پیامبر خاتم (ص) پایان بخش سلسله انبیاست و مهری است که در پایان دفتر رسالت خورده است. و قرآن در سوره احزاب به خاتمیت پیامبر (ص) اشاره کرده است و می گوید: “مَا کانَ مُحَمَّدٌ أبَآ أحَدِ من رِجالکُم و لکنِ رسُولَ الله ِ و خَاتَمَ النَّبینَ و کانَ الله بِکُلِّ شَیءٍ عَلیماً”291 محمّد (ص) پدر هیچ یک از مردان شما نیست لیکن او رسول خدا و خاتم انبیاست؛ و خدا همیشه بر همه ی امور عالم آگاه است.
“صرصری” درباره ی خاتمیت پیامبر چنین سروده است:
یا خاتَم الُرسُلِ الکِرامِ و فاتِحَ
بخیرات، یا مُتواضعاً شَمَّاخا292
– حضرت محمّد (ص) خاتم بزرگ پیامبران و گشاینده ی نیکی هاست، فروتن و متواضع است اما در مقابل ظلم و ستم از خود تواضعی نشان نمی دهد.
و این شاعر در قصیده ی دیگرش به خاتمیت پیامبر (ص) و عنایت خدا نسبت به او اشاره می کند و می گوید:
أنتَ امینُ اللهِ خاتمُ رُسلِهِ
فَفَضلُکَ بینَ المرسلینَ جزیلُ293
– تو امین خدا و ختم پیامبرانش هستی و فضل و کرامت در بین انبیاء بسیار گسترده تر است.
“وتری بغدادی” نیز به خاتمیت پیامبر (ص)و به برتری پیامبر (ص) و جایگاه او نزد خدا اشاره می کند و این چنین می گوید:
خِتامُ جَمِیعِ الأنبیاءِ مُحَمَّدٌ
و لکنّهُ فِی اوَّلِ الفَضلِ یُنسَخُ
خَطیبُهُم یَومَ القِیامِ لِرَبَّنا
و اَوَّلُ مَبعُوثٍ إذا الصُّوُر یُنفَخُ294
– خاتم همه ی پیامبران محمّد است و لکن در فضل و کرم نام او در ابتدا نوشته می شود.
– و سخنگوی آنها برای پروردگارمان در روز قیامت است و هنگامی که صور دمیده شود اولین فردی است که برانگیخته می شود.
“کشاجم”295 نیز پیرامون این موضوع این چنین سروده است:
هُم حجج اللهِ فی خلقهِ
و یوم المعادِ علی مِن خذل
فَجَدَّهُم خاتم الأنبیاء
و یعرفُ ذاک جمیع الملل296
– آنان (اهل بیت) در میان خلق، حجت خدا و آیت حق و در روز رستاخیز خصم آن کس که از یاری کناره گرفته بودند.
– جد آنان خاتم پیامبران (حضرت محمّد) است و این را ملل جهان می دانند.
“عبدالرحیم برعی” می گوید:
یا مَن کَمُلَن صِفاتُ الأنبیاءَ لَهُ
یا خَاتَمُ الرُّسل یا یسُ یا طهَ297
-ای خاتم پیامبران و ای یس و ای طه و ای کسی که تمام صفات انبیاء و ائمه برایش کامل گردید.
4-2-3- هدایت
یکی از بارزترین صفات پیامبر گرامی اسلام (ص) نور هدایت ایشان است که به وسیله ی آن جهل و ظلمت را به نور و روشنایی تبدیل نموده و هدایت امتش را از آغاز بعثت تا هنگام وفات بر عهده داشته اند. حضرت رسول (ص) در مسیر هدایت مردم به قدری تلاش نمود که بر پایه برخی آیات قرآن، نزدیک بود که از شدت سختی کار یا غصه هدایت مردم، جان خود را از دست بدهد. قرآن به علاقه و دلسوزی قابل تحسین پیامبر (ص) بر هدایت مردم تصریح می نماید و می گوید: (فَلَعَلَّکَ باخعُ نفسَکَ علی آثارِهِم إن لم یُؤمنُوا بِهذا الحدیثِ أسَفاً)298 شاید جان خود را به دنبال آنان آنگاه که به رسالت تو ایمان نیاورند از دست بدهی.
و در آیه ای دیگر می فرماید: (وَ لا تَحزَن علیهم و لا تکُن فِی ضیقِ مما یمکرون)299 بر گستاخی کافران غم مخور، از مکر و حیله ی آنان بر خود فشار مده.
آیات در این مورد که حاکی از علاقه ی عمیق و فزون از حد این رهبری آسمانی به هدایت امت خود است بیش از اینهاست و ما برای فشرده گویی به همین اندازه اکتفا می کنیم و اینک به اشعار برخی از شعرای عصر عباسی که در این زمینه سروده اند اشاره می کنیم:
“ابو تمام”300 درباره ی هدایت پیامبر (ص) می گوید:
اَقامَ رَسول الله ید عُوهم بِها
لِیقربهُم عُرفٌ و ینآهُمُ نُکرَ
یَروُحُ و بَغدُو و بِالبیانِ لِمَشعَرٍ
یَروحُ بِهم غَمرٌ و یَغدوُ بِهِم غَمرٌ
فکانَ لَهُم جَهرُ بِاثباتِ حَقِّهِ
و کانَ لَهُم فی بِزِّ هِم حَقَّهُ جَهرُ301
– پیامبر خدا بپا خواست و مردم را به حق فراخواند تا نیکی به حریم آنان نزدیک و زشتی از پیرامونشان دور شود.
– پیامبر (ص) روز و شب خود را با مردمی که بام و شامشان به گمراهی و نادانی می گذشت گذراند.
– تا اینکه حق توسط او بر آنها نمودار شد و آنها نیز آشکارا این حق را ربودند.
“ابو العلا معری”302 این چنین می گوید:
دَعَاکُم إلی خیرِ الأُمور مُحمَّدٌ
و لیس العَوالی فی القَنَا کالسَّوافِل
حَوَاکم عَلی تَعظیمِ مَن خَلقِ الضُحی
و شهب الدُجی مِن طالعاتِ و آفل
و الزَمَکُم ما لیسَ یَعجز حَملهُ
أنّی الضعفُ من فرضِ لهُ و نوافِل
و حث علی تطهیرِ جسمِ و ملبسِ
و عاقب فی قذفِ النِساءِ الغوافل
و حرَّم خمراً ظنتُ البابُ شربها
من الطیشِ ألباب النعام الجوافل303
– محمّد (ص) شما را به بهترین اموری فراخواند که جمع آوری نیزه و شمشیر و همچنین کارهای پست و بی ارزش نیست.
– شما را به بزرگداشت خدایی که سپیده دم را آفرید و کسی که تاریکی را از درخشش افول کنندگان کنار زد.
– و شما را ملزم به کاری نمود که تحمل آن سخت نیست و بر هر فرد ضعیفی این واجبات و مستحبات تحملش دشوار نیست.
– و بر پاکی جسم و لباس تشویق کرد و ناسزایی و دشنام به زنان و غفلت از آنان را عقوبت کرد.
– و شراب را حرام کرد طوریکه گمان کرد نزدیکی برای نوشیدنش از روی نادانی چون نزدیک شدن به شتر مرغ رمنده است.
“مهیار دیلمی” که تنها راه سعادت و رسیدن به کمال را گام نهادن در طریق هدایت پیامبر (ص) می داند و می گوید:
هلّا و نَهجُ الطریقِ النِجاهِ
بکُم لاحَ لی بَعدَ ما اشکالا
رَکبتُ لکم لقَمی فاستَنتُ
و کُنتُ اُخابِطهُ مَجهَلا304
– راه نجات و رسیدن به قله ی سعادت فقط بواسطه ی هدایت شماست و این روشن شدن راه پس از آن بود که بر من دشوار و مخفی گشته بود.
– بواسطه راهنمایی و هدایت شما راه واضح و آشکار خویش را یافتم در حالیکه قبلاً در بیابانهای بی آب وعلف به بیراهه گام می نهادم.
“یحیی بن یوسف صرصری” پیرامون هدایت و راهنمایی پیامبر (ص) این چنین می گوید:
خاتِمُ الأنبیاءِ فاتِحُ بابِ الرُشد
ـدِ وَ النّاسُ ضُلَّلٌ سُفَهاءُ
صَدٌّ کُلّاً منهم عَنِ الخِطََّهِ المُثـ
لَی فُوادٌ مِنَ الصَّوابِ هَوائٌ
فَهَدا هُم به صِراطاً سَوِیّاً
مُستَقیماً لا یعتَریهِ التِوَاءُ305
– خاتم پیامبران گشاینده ی در راهنمایی و هدایت است در حالیکه مردم گمراه و نادان بودند.
– و بازدارنده ی آنها از خطا و اشتباه بود و او نمونه ای از حق بود زمانی که عقل خالی از حق و حقیقت بود.
– پس آنها به واسطه ی او هدایت شدند به راهی راست و مستقیم که در آن هلاکت و گمراهی نیست.
4-2-4- شفاعت پیامبر (ص)
یکی دیگر از صفات پیامبر (ص) شفیع بودن در روز

دیدگاهتان را بنویسید