منابع و ماخذ پایان نامه رسول اکرم (ص)، رسول خدا (ص)، عام و خاص

بکا الرّزایا سِوَی بُکا الطَرَبِ
یا عینُ فِی کربلا مقابِرُ قَد تَرَکنَ قَلبی مقابِرَ الکُرَبِ
در این قصیده شاعر از دیدگان خود می خواهد که بر اطلال و دمن نگرید و به غیر از آنچه که دیگر شعرا بر آن می گریستند گریه کند، و از چشمان خود می خواهد که گریه بر سرزمین محبوب را به فراموشی سپرده و بر دشتی که دلبران واقعی با اجساد بی جانشان در آن آرمیده اند گریه کند.
ب)- استناد بر حقایق تاریخی و استشهاد از قرآن و حدیث:
مداحان در آن دوره تمامی عقل و نیروی خویش را در راه اثبات عقاید خود یعنی حقانیت اهل بیت(ع) به امامت، نهادند و آنان پی در پی برای تأکید و اثبات این حقانیت غضب شده، دلیل و برهان از قرآن و احادیث می آوردند و دیگران را وادار به اعتراف می نمودند.159
فصل چهارم
مدح پیامبر در شعر (شعرای عصر عباسی)
خلاصه فصل چهارم
مدایح نبوی همواره در طول تاریخ ادبیات عربی پس از اسلام یکی از موضوعاتی است که شاعران به آن توجه داشته اند و سبب فخر شاعران شده است. صفات والا و روحانی پیامبر (ص) و ارادت ادبای عرب به خاتم الانبیاء سبب شده که این شخصیت بی نظیر حضوری پر رنگ در ادبیات عربی چه در نثر و چه در شعر داشته باشند ادبیات عرب در طول تاریخ اسلام از دوره اسلامی تا عصر حاضر مزین به نام پیامبر (ص) و ذکر صفات و ویژگی های شخصیتی این ابرمرد تاریخ بوده و شعرای عرب زبان زیباترین آثار خود را در وصف این شخصیت بی همتا خلق کرده اند.
در عصر عباسی با توجه به شرایط سیاسی و اجتماعی بیشتر شاعران در مدایح خود به اصل و نسب پیامبر (ص) و ماجرای غدیر و وصیت ایشان اشاره کرده اند در این پژوهش سیره تابناک پیامبر (ص) از کتب و مراجع معتبری مورد بررسی قرار گرفته است و بسیار شگفت انگیز است که باهمه عنادها و غرض ها و دست های آلوده این اطلاعات درباره سیره پیامبر (ص) به دست مسلمانان و مورخان حقیقت نگار بدون تصرف رسیده است و با توجه به این که در این پژوهش به صفت برتری پیامبر (ص) بر سایر انبیاء پرداخته شده است همین مطلب با مقایسه با زندگی سایر انبیاء بهترین گواه بر عظمت و جلال این نقاوه هستی و فروغ ابدیت می باشد و اکثر شاعران دوره عباسی در اشعار خود به این صفت پیامبر و دیگر صفات والای ایشان اشاره کرده اند.
4-1 نگاهی به زندگی پیامبر (ص) از ولادت تا رحلت در میان مدایح شعرای عصر عباسی
صفحات تاریخ گواهی می دهند که زندگانی رهبر عالیقدر مسلمانان از زمان تولد و آغاز کودکی تا روزی که به مقام شامخ پیامبری برگزیده شد پر از حوادثی است که نمونه کمال انسانی در آنها نمودار است و اگر تمام این حوادث شگفت انگیز را که پاره ای از آنها جنبه فوق العادگی داشته باصطلاح بپایه کرامت و اعجاز می رسیده بررسی کنیم در می یابیم که رویهم رفته این اوضاع و علائم اجمالاً شهادت می دهد که دوران حیات و سرگذشت محمد یک زندگی عادی نبوده است.160
4-1-1- اصل و نسب و خاندان پیامبر (ص)
از خصوصیات مهم پیامبر (ص) اصالت خانوادگی اوست و حضرت علی (ع) بر برتری و برجسته بودن عشیره و نسب رسول اکرم (ص) اشاره کرده و می فرمایند: “کانَ رسول الله (ص) اکرمهم (الناس) عشیره” عشیره و قبیله ی پیامبر گرامی ترین قبایل بود. و در جای دیگر فرموده اند: “اکرم خلق اللهِ حسبا”: پیامبر در میان خلق خدا دارای گرامی ترین اصل و نسب بود.161
اینک اشاره می کنیم به اصل و نسب پیامبر (ص):
اصل و نسب پیامبر اکرم (ص) در “سیره ابن هشام” این چنین آمده است: “محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف بن قصی “زید” بن کلاب بن مُرّه بن کعب بن لوی بن غالب بن فهر بن مالک بن نضر بن کنانه بن خزیمه بن مدرکه بن الیاس بن مضر بن نزار بن معدّبن عدنان.162
محمد (ص) از قبیله قریش بود و اسلاف او از قصی، در نمودار زیر نشان داده شده است:163
همان طور که در نمودار نشان دادیم محمد (ص) از قبیله قریش بود که این قبیله از اقوام متفاوتی تشکیل شده بود که عبارتند از: قوم بنی مخزوم، قوم بنی زهره، قوم بنی امیه، قوم بنی سهم، قوم بنی اسد، و قوم بنی هاشم و پیامبر اکرم (ص) از قوم اخیر یعنی قوم بنی هاشم می باشد.164
از میان آبا و اجداد پیامبر (ص) اشاره می کنیم به جد اول ایشان یعنی عبدالمطلب و پدر و مادر گرامی ایشان.
“عبدالمطلب” نخستین جد پیامبر (ص)، زمامدار و سرشناس “قریش” بود. عبدالمطلب از نوجوانی با عمویش می زیست و به کارهایی که به وی واگذار می نمود می پرداخت تا آن که ستاره اقبالش درخشیدن گرفت و شهرتش گسترده شد و سرانجام رهبری مکیان را از عمویش مطلب به ارث برد و عوامل ریاست به گونه ای برای وی فراهم گردید که برای هیچ یک از افراد خانواده اش فراهم نگردیده بود.165
عبدالمطلب کارهای بسیاری را انجام داد وی چاه زمزم را که پر شده بود دوباره کند و مکیان و حجاج را از آبش سیراب نمود و آن را به هیچ قوم و قبیله ای ویژه نساخت. و همچنین در آن زمان که ابرهه پادشاه حبشه به قصد ویران کردن کعبه به مکه یورش آورد او برای ترساندن مکیان از پیل در سپاه خود استفاده نمود باعث شد که رعب و وحشت در دل مکیان افتد و برای نجات خود و اموالشان به کوهها و بیابان ها پناه بردند اما عبدالمطلب با اطمینانی عظیم به پروردگار در کنار خانه و در پناه آن باقی ماند.
راویان می گویند او در کنار کعبه ایستاده و می گفت: “بی تردید صاحب این خانه از خانه اش دفاع می کند، پس از خانه ات دفاع کن” وی همچنان دست به دامان کعبه بود و ازخدا یاری می خواست و پس از آن که دسته های پرندگان را مشاهده کرد پسرش عبدالله را فرستاد تا برایش خبر بیاورد و پسر حادثه ای را که جز عنایت و رحمت خدا نبود را مژده داد.166
در این پیشامد167 اعتماد اعراب به عبدالمطلب چندین برابر شد و رهبری وی در خارج از مکه نیز گسترش یافت.
و اما پدر پیامبر (ص) “عبدالله بن عبدالمطلب” کوچکترین فرزند پدر خویش بود. کنیه عبدالله را “ابوقشم”، “ابواحمد” و “ابومحمد” و لقبش را “ذبیح” نوشته اند که در بیست و پنج سالگی در مدینه در بازگشت از شام، در اثر بیماری، در میان “بنی عدّی بن النجار” نزد دایی های پدرش توقف کرد و پس از یک ماه بستری در خانه ای معروف به “دار النابغه” وفات کرد (قبل از میلاد پیامبر) و در همان “دار النابغه جعدی” دفن شد. آن چه از عبدالله باقی ماند پنج شتر و یک گله گوسفند و یک کنیز به نام “ام الیمین” بود که بعدها پرستار پیغمبر شد.168
“آمنه” دختر “وهب بن عبدمناف بن زهره بن کلاب” مادر پیامبر (ص) می باشد. آمنه در شش سالگی پیامبر (ص)، در سفری که فرزند خویش را به مدینه می برد تا “بنی عدّی بن نجار) او را ببیند در هنگام بازگشت به مکه در سی سالگی در محلی به نام “ابواء” میان مکه و مدینه وفات یافت و همان جا دفن شد.169
حال به اشعاری چند از شعرای عصر عباسی در باره اصل و نسب پیامبر (ص) اشاره می نماییم:
“یحیی بن یوسف صرصری”170 برای اشاره به اصل و نسب پیامبر (ص) این چنین سروده است:
وَیا صَفوَه الرَّحمنِ مِن آلِ هاشِمٍ
وَ نُخبَتَهُ مِن آلِ فَهرِ بنِ مالِکِ
فَمَن کانَ کالعبّاسِ عَمٌّ و حَمزَهً الشَّهِیـ
ـدِ وَ مَن کالأُ مَّهاتِ الغوانِکِ
لِأَنتَ مُغِمًّ فی المکارِمِ مُخوِلٌ
و مالکَ فی اصلٍ سَما مِن مُشابکِ171
– ای برگزیده خداوند از تبار هاشم و ای انتخاب شده از خاندان فهر بن مالک.
– چه کسی مثل تو هست که برایش همچون عباس و حمزه شهید (سرور شهدا) عمویی باشد و چه کسی است که مثل تو همچون عاتکه (جدات پیامبر (ص)) مادربزرگانی داشته باشد.
– قطعاً در مکارم اخلاقی عمومیت داری یعنی نسبت به عام و خاص سرآمدی و در اصل و نسب کسی مشابه تو نیست.
او نیز در قصیده دیگرش به ایل و تبار و خاندان پیامبر (ص) اشاره می کند و می گوید:
أَبوالقاسِمِ الهاشِمِیُّ الشَّریفُ
طِرازُ الکمالِ وَ تاجُ الرؤُوسِ172
-ابوالقاسم محمد (ص) از قبیله شریف بنی هاشم و در نهایت کمال و تاج سروران است.
“شریف الرضی”173 نیز ضمن اشاره به خاندان پیامبر (ص) به نسب خویشاوندی خود با این خاندان افتخار می کند و می گوید:
وَ جَدِّی النبیّ فِی آبائِهِ
عَلا ذُرَی العَلیاءِ و الکواهِل
فَمَن کَأجدادی إِذا نَسَبتَنی
أم مَن کَاحیَائی اوقَبائِلی
مِن هاشِمٍ أکرم مَن حَجَّ، وَ مَن
جَلَّلَ بَیتَ اللهِ بِالوَصائِل174
– جدم پیامبر اکرم (ص) است که در خاندانش بر قله بزرگی و علو جای گرفت
– پس اگر نسبت مرا بیان کنی چه کسی مانند نیاکان من است؟ و یا کیست که مانند خویشان و قبایل من داشته باشد.
– من از بنی هاشم (خاندان پیامبر (ص)) هستم، گرامی ترین حج گذاران و بزرگ دارنده خانه خدا با هدایا و قربانی ها.
“سید حمیری”175 ارادات خود را به خاندان بنی هاشم اینگونه بیان می کند:
فَدعَ ذا و قُل فیِ بنی هاشم
فإنَّکَ بِاللهِ تَستعصُم
بنی هاشم حُبّکُمُ قربهٌ
و حبّکُمُ خَیر ما یعُلمُ
بِکُم فَتحَ اللهِ باب الهُدی
کذاکَ غداً بکم یختُم
اُلام و ألقی الأذی فیکُم
ألا لائمی فیکُم ألَومُ176
– این و آن را رها کن و بنی هاشم (خاندان پیامبر (ص)) را ستایش کن که گویی به خدا توسل جسته ای
– ای خاندان هاشم، محبت شما موجب قربت و بهترین دانستنی هاست
– باب هدایت به دست شما مفتوح شد و فردا نیز به دست شما مختوم می شود
– به مهر شما سرزنشم می کنند و آزارم می دهند. هان، هر که مرا در عشق شما سرزنش می کند، خود به سرزنش سزاوارتر است.
“منصور نمری”177 خاندان پیامبر (ص) را برتری خاندان معرفی می کند و می گوید:
آل الرسول خیار الناس کُلُهّم و خیرُ آلِ الرسولِ هارونُ178
– خاندان رسول اکرم (ص) بهترین همه مردم و بهترین و برگزیده ترین خاندان رسول اکرم (ص) هارون است.
نکته اینجاست که ابن شهر آشوب و سید مرتضی رضی معتقدند که منصور هر جا که اسم هارون الرشید را در اشعارش آورده است منظورش حضرت علی (ع) است که اشاره به حدیث نبوی مشهور “انتَ منّی بِمنزلهِ هارون مِن موسی” (یا علی تو در مقایسه با من به منزله هارون هستی با موسی).
“زمخشری”179 نیز در این باره می گوید:
ابوالعِبادِ و عباداللهِ بَینَهُما لَهُ مُصاصٌ مِنَ الانسابِ مَنخُولُ
الفَضلُ فضلُ نبیٍّ مِن بنی مُضرٍ الیه افضلُ خلقِ اللهِ مفضُولُ180
– پدر بندگان و بنده خدا در بین آندوست و دارای پاک ترین اصل و نسب است و اصل و نسبی غربالی شده است.
– حقیقت فضل ، فضل پیامبر (ص) از قبیله بنی مضر است نزد او برترین آفریده های خدا مورد کرم هستند.
“عبدی کوفی”181 دوستواری خاندان پیامبر (ص) را مایه سعادت در دنیا و آخرت می داند و می گوید:
همُ القومُ من اصفاهم الوَّد مخلصاً
تحسَّکَ فیِ اخراهِ بالسببِ الأقوی
همُ القوم فاقوُا العالمینِ مَناقباً
مَحاسهُم تُجلی و آثارهم تُروی
موالاتهم فرضٌ و حَبّهُم هدیً
وطاعتُهُم ودٌّ و ودٌّ هُم تقوی182
– آنها خاندانی هستند که هر کس صمیمانه دوستشان داشته باشد، به وسیله ای نیرومند برای آخرت خود چنگ زده است.
– خاندانی که در مناقب بر جهانیان برترند و نیکی های آنان مشهور و آثارشان زبان زد است -مهرشان واجب و محبتشان هدایت و طاعتشان مودت و مودتشان پارسایی است.
4-1-2- میلاد پیامبر (ص) و حوادث مهم هنگام تولد ایشان
در میان مورخان برای تعیین تولد پیامبر (ص) اختلاف نظر وجود دارد چنانچه “محمد بن اسحاق” می گوید: رسول خدا (ص) در روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاول در عام الفیل (یعنی سالی که ابرهه برای خرابی خانه کعبه آمد) به دنیا آمد.
و در نزد

دیدگاهتان را بنویسید