منابع و ماخذ پایان نامه افغانستان، ابوالعباس

پیامبر (ص) را گسترش دهنده ی علم می داند و می گوید:
أرضٌ ثَوَی مُجمَلُ العِلم الغَزیرِ بِها
وَ انبَثَّ مِنها لِنَفعِ النّاسِ تفصیلُ335
– زمینی که خلاصه ای از دانش سرشار و فراگیر در آن برپا گردید و پیامبر (ص) در زمین به نفع مردم آن را بصورت گسترده گسترش داد.
“محمد بن فرج سبتی مغربی” علم پیامبر (ص) را از بین برنده جهل و گمراهی می داند و می گوید:
أنرَتَ ظلامَ الجَهلِ فالقلبُ نَیِّرٌ
فی العِلمُ مِنهُ أحرفاً خَطَّها الجَهلُ336
– تاریکی جهل را روشن کردی پس قلب روشن و بینایت و علم و دانشت حرفهایی را محو کرد که نادانی و جهل آن را نگاشته بود.
4-2-8- رحمه للعالمین
پیامبر (ص) در نگاه قرآنی، انسانی است که در تمام لحظه های زندگی، منبع خیر و برکت است و خداوند جلّ جلالّه…. پیامبر گرامی (ص) را مایه ی رحمت و آسایش جهانیان می داند و می فرماید: “وَ ما أرسلناکَ إِلّا رَحمهً للعالمینَ”337 ای رسول ما تو را نفرستادیم مگر آنکه رحمت برای اهل عالم باشی. و در جایی دیگر می فرماید: “وَ رَحمَهُ لِلّذینَ ءَامَنُو مِنکُم و الذّینَ یُوذُونَ رسولَ اللهِ لَهُم عَذابٌ اَلِیم”338 و برای مومنان حقیقی از میان شما وجودش رحمت است و برای آنها که رسول را آزار دهند عذابی دردناک مهیاست.
“ملک صالح” پیامبر (ص) را مایه ی رحمت و برکت و سعادت می داند و در این بیت او را این چنین توصیف می کند:
ظِلُّ الآله و مفتاح النجاهِ و ینـ
بوعَ الحیاهِ و غیث العارضِ الهتنِ339
– پیامبر (ص) سایه ی عدل خدا و کلید و رهبر نجات و سرچشمه ی حیات و باران رحمت الهی است.
“مجد الدین وتری بغدادی” پیرامون لطف رحمت پیامبر (ص) می گوید:
قوِیٌّ وَ لکِن لَیِّن فِی اُناسِهِ
رَفِیقٌ وَ لکِن بِالمَساکِینِ أرفَقُ
قَرِیبٌ لأربابِ الحَوائِج ما یُرَی
لأحمَدَ حُجّابٌ وَ لاَ البابُ یَغلَقُ340
– پیامبر (ص) قوی و قدرتمند است ولی در میان امتش با مردم نرم و مهربان و دوست است اما نسبت به درماندگان مهربان تر و رفیق تر است.
– به افراد نیازمند و محتاج بسیار نزدیک است و نمی بینی برای احمد در لطف و رحمتش هیچ پوشش و حجابی را و درگاه رحمتش را هیچ گاه بسته نمی بینی.
و در جای دیگر می گوید:
یُدافِعُ عَنّا کُلَّ حِینَ عَذابَنا
فَلَولاَهُ عُذِّبنا فَکَم نَرکَبُ النَّهیا
یَعُمُّ جَمِیعَ العالَمِینَ بِجاهِهِ
لَهُ العِزِّ و الإِکرامُ و الرُّتبَهُ العُلیا
یَقِیناً یَقِینا جاهُهُ عِندَ رَبِّهِ
بِهِ تُرحَمُ المَوتَی بِهِ تُرحَمُ الأحیا341
– در همه وقت عذابمان را از ما دور می کند پس اگر نبود عذاب می شدیم و سوار بر مرکب مرگ می شدیم.
– با مقامش همه ی جهانیان را زیر پوشش خود می گیرد و دارای عزت و کرامت و مقام بالاست.
– و قطعاً مقام و جایگاه او نزد خداوند حتمی است که به وسیله ی او مرده مورد رحمت قرار می گیرد و زنده آمرزیده می شود.
“صرصری” رحمت پیامبر (ص) را در صفاتش می داند و می گوید:
مُحَمَّدٌ الفاتِحُ الخاتِمُ السَّرا
جُ المُنِیرُ مُجِدُّ الدَّرِیسِ342
– محمّد (ص) گشاینده (راهنما)، ختم کننده (خاتم پیامبران)، چراغ روشن (هدایتگر) و بزرگی دهنده ی کهنه پوشان و فقیران است.
4-2-9- زیبایی و نورانیت پیامبر (ص)
شخص محمد (ص) از نظر جمال و زیبایی صوری امتیازی داشت و در “دلایل النبوه” آمده است که پیامبر (ص) دارای چهره ای بسیار زیبا و نورانی بوده اند که در زیبایی او حضرت یوسف (ع) به پای پیامبر (ص) نمی رسیدند.343 رنگ صورت پیامبر (ص) مانند مروارید درخشان بود. صورت او مانند ماه شب چهارده می درخشید و هر جا که پیامبر می نشست نوری از جانب چپ و راست آن حضرت می تابید که همه آن را می دیدند.344 هنگامی که کسی پیامبر (ص) را در شب تاریک می دید، مانند آن بود که پاره ای ماه را می بیند.345
“صرصری” در این باره می گوید:
أوَجهُکَ أم ضَوءُ الصَّباحِ تَبَلَّجا
أمِ البَدرُ فِی بُرجِ الکَمالِ مَحا الدُّجَی
أمِ الشَّمسُ یَومَ الصَّحوِ فِی بُرجِ سَعدِها
وَ فَرعُکَ أم لَیلُ المُحِبِّ إِذا سَجا
وَ بَرقٌ سَرَی أم نُورُ ثَغرِکَ باسِماً
وَ نَشرُکَ أم مِسکٌ ذَکِیٌّ تَأرَّجا
اتَتکَ جُنُودُ الحُسنِ طَوعاً بِأسرِها
فَصِرتَ مَلِیکاً فِی الجَمالِ مُتَوَّجا346
– آیا چهره ی توست یا نور صبحگاهی است که می درخشد یا ماه شب چهارده است که در اوج درخشش است و تاریکی را محو کرد.
– یا خورشید روز محو در برج سعد است (که نور نمی دهد) یا سیاهی موی توست و یا شب دوستدار است که تاریک و آرام است.
– برقی درخشید یا درخشندگی دندانهای توست هنگامی که لبخند زدی این رایحه ی خوش و پاک بوی خوش توست یا بوی مشک است که پراکنده گشت.
– سپاهیان حسن و نیکی مطیع و چون اسیر پیش تو آمدند و تو در زیبایی فرمانده و ملک شدی در حالیکه در اوج بودی.
“مهیار دیلمی” زیبایی پیامبر (ص) را به ماه تشبیه می کند و می گوید:
“و بدرٌ” و “بدرٌ” به الدّین تـ
ـمَّ ، من کان فیه جمیلَ البلا347
– و جنگ بدر و ماه تابانی (پیامبر ص) که دین به وسیله او کامل گشت و چه کسی بود در آن زیبایی را آزموده بود.
“عبدالرحیم برعی” پیرامون نورانیت پیامبر (ص) می گوید:
مُحَمَّدٌ سَیِّدُ الخَلقِ الذّی امتَلأت
مِن نُورهِ الارضُ و السَّبعُ السَّمواتُ
محمد سید و سرور مخلوقات است کسی که از نورش زمین و هفت آسمان پر شده است.
“ابو مدین مغربی” می گوید:
فانا المُقِیمُ عَلَی الهَوَی إِذ لَم أحُل
عَن حُبِّ مَن فاقَ الجَمالَ الیُوسُفِی348
– اگر چه از عشق کسیکه زیبایی یوسفی را کامل نمود (یعنی کسی که از حضرت یوسف زیباتر بود) دور گشتم اما من مقیم و استوار بر عشقم.
“مجد الدین وتری بغدادی” پیرامون زیبایی پیامبر این چنین سروده است:
سَنا وَجهِهِ إِن لاحَ فِی غَیهَبِ الدُّجی
تَری البَدرَ هَل فی البَدرِ یا صاحِ مِن لَبسِ349
– برق چهره اش اگر در عمق تاریکی بدرخشد و ظاهر شود ماه را در درون ماه خواهی دید.
و در جای دیگر می گوید:
لأجمَلُ خَلقِ اللهِ خُلقاً و خِلقَهً
یُرَی کُلُّهُ نُوراً إِذا جاءَ أو وَلَّی
لأنوارِهِ فِی وَجهِ آدَمَ جَلوَهٌ
وَ فِی وَجهِ حَوّا حِینَ مَرَّت بِهِ حَملَا
لأبهَرُ مِن بَدرٍ وَ أضحَی مِنَ الضُّحَی
وَ أنوَرُ مِن شَمسٍ وَ إِشراقُهُ أجلَی350
– برای زیباترین آفرینش خدا در اخلاق و آفرینش همه آن را (پیامبر ص) نور می بینی چه آید و چه برگردد و به خاطر نور و روشنایی اوست که در چهره ی آدم جلوه و نمایی است.
– و هم چنین در چهره ی حوا هنگامی که بارداری بر او گذشت. (یعنی همه انسانها از جمله مردها و زنها نور چهره را از پیامبر (ص) دارند)
– زیباتر و جلاتر از ماه و درخشان تر از صبحدم و نورانی تر از خورشید و تابش او (از همه آنها) آشکارتر است.
نتیجه گیری
1- از جمله نتایجی که در طول این پژوهش به دست آمد این بود که ادبیات هر عصر آینه تمام نمای آن عصر می باشد همان طور که ادبیات عصر عباسی نمایانگر اوضاع نا بسامان سیاسی، اجتماعی آن عصر می باشد و به دلیل همین نابسامانی اوضاع و احوال مدح پیامبر(ص) مخصوصاً در دوره عباسی اول از رونق افتاد و فقط تعداد اندکی از اینگونه اشعار در آن عصر به چشم می خورد که از روی اخلاص سروده شده و به دلیل درگیری های سیاسی نبوده است.
2- سخن گفتن در غالب شعر فنی است بسیار است تأثیرگذار و از آن جا که اشعار نبوی به مدح پیامبر(ص) و راه و روش و سیره تابناک ایشان می پردازد بنابراین شناخت و آگاهی از مدایح نبوی راهی است برای رسیدن به زندگی بهت و الگویی برای دست یافتن به سعادت می باشد همان طور که خداوند در قرآن کریم می فرماید: “لَقَد کانَ لَکُم فِی رسولِ اللهِ اسوَه حسنه”351
3- با توجه به تحقیقات انجام شده در زمینه مدح پیامبر(ص) کاملاً آشکار است که وصف شمائل و مدیحه سرایی برای پیامبر گرامی اسلام (ص) نه تنها از آغاز طلیعه انوار تابناک اسلام بلکه پیش از آن و از زمان تولد پیامبر(ص) وجود داشته است.
4- بررسی تک تک حوادث زندگی پیامبر(ص) از میلاد تا وفات اعم از کودکی، جوانی، بعثت، هجرت و معجزات ایشان و همچنین وصف شمائل ایشان هر کدام خود چندین کتاب می شود که اگر پژوهشگر قصد بررسی همه آنها را در اشعار عربی نماید چندین کتاب را در برمی گیرد و نمی توان به مجرد خواندن کتب تاریخی و روایات و … برام مورد نظر واقف شد.
و همچنین در طی تحقیقات در برخی از کتب اشعار زیبایی در مدح پیامبر(ص) از شعرای عباسی دیده می شود ولکن علی رغم تلاش بسیار دیوان مستقلی برای آن شعرا در کشور ایران یافت نشد.
5- پژوهشگر در طول نگارش به این مسأله بیش از پیش واقف شد که توسل و تمسک به پیامبر(ص) سرمنشأ خیرات و برکات دنیوی و اخروی است چرا که خداوند منان ایشان را واسطه بین خود و بندگان قرار داده و هر گاه بنده گناهکای نتواند از روی شرم به سوی خالق برود به سوی هم نوع و هم جنس خود که مقرب درگاه الهیست می رود و به وسیله ایشان به توبه روی آورده و بازگشت می نماید.
6- بزرگترین نتیجه ای که در این پژوهش حاصل شد این بود که دنیا نیز چون این پژوهش با همه فراز و نشیب ها و سختی هایش تمام می شود و آنکس طمأنینه دارد و برنده است که از ابتدا با برنامه ریزی صحیح و استفاده درست از وقت، شرایط و امکانات بتواند سختی راه را بر خود هموار سازد و پژوهشگر در طول این پژوهش دریافت که انسان بسیار زیاد در خسران است چرا که هر ابتدایی به انتهایی می انجامد و خوشا به حال کسی که از ابتدا به انتها می اندیشد.
در پایان شکر می کنم خدا را که امت ما را به فضل پیامبر(ص) بهترین امت قرار داد و او را بهترین شفاعت کننده برای گنهکاران ما در روز قیامت قرار داد و از خداوند می خواهم که برای اقتدا کردن به پیامبر(ص) در اعمال و اخلاقمان به ما قوت دهد.
الملخص
عصر الدوله العباسیه من 132 هـ الی 656 هـ
قاد ابومسلم الخراسانی الثوره علی الأمویین، وأعلن قیام الخلافه عام 132 هـ (750 م) و لکن العلویین رفضوا الاعتراف بخلافه العباسیین و أشاعوا أن بنی العباس اغتصبوا حقهم فی الخلافه و اشعلت فرقهم من الثورات ضدهم.
یرجع اصل العباسیین الی (العباس بن عبدالمطلب) عم محمد بن عبدالله رسول الله (ص) بمساعده من أنصار الهاشمیین استطاع ابوالعباس السفاح (الخلیفه الاول) بعد معارک طویله القضاء علی الأمویین و مظاهر سلطتهم قام هو و اخوه (خلفه) ابوجعفر منصور باتخاذ تدابیر صارمه لتقویه الخلافه العباسیه.
و اما یقسم المورخون الخلافه العباسیه الی عصرین. العصر العباسی الاول و هو عصر قوه و العصر العباسی الثانی و هو عصر ضعف.
فی العصر العباسی الاول ابوجعفر المنصور بنی مدینه بغداد فی العراق و نقل الیهاعاصمه الخلافه الاسلامیه من دمشق و أخمد الثورات التی قامت ضدالعباسیین فی بلاد فارس اما من أجل انتقال عاصمه الخلافه من الشام الی العراق تأثر العباسیون بالحضاره الفارسیه فظهر فی انواع الطعام و الملابس و … و انتشر اللهو و المجون و انتشرت الشعوبیه و الزندقه و الدیانات الفارسیه و شاعت ظاهره الزهد و التصوف.
کانت النهضه العلمیه النهضه الثقافیه فی العصر العباسی الاول فقد بدأ الاستقرار فیه و انتظم میزان الأمه الاقتصادی و النهضه العلمیه تتمتل فی ثلاثه جوانب و هی: حرکه تصنیف و تنظیم العلوم الاسلامیه و الترجمه من اللعات الأجنبیه. بلغت الدوله العباسیه اوج ازدهارها فی عهد الخلیفه هارون الرشید ففی عهده بلغت بغداد اوج عمرانها و سیطرتها علی اجزاء الدوله المترامیه من تونس الی شرق افغانستان.
و اما العصر العباسی الثانی، فی العصر الاول تمکن العباسیون فی بسط سیادتهم علی کل رقعه الخلافه اما فی العصر الثانی اعتمدا العباسیون

دیدگاهتان را بنویسید