منابع و ماخذ مقاله کرامت انسان، زنان و دختران، زنان مسلمان

نبودهاند و فقط تعداد کمی از قبایل عرب، معتقد به حق ارث زنان و دخترانشان بودند.
1-23 زنان ثروتمند
در میان برخی از اعراب بادیه، زنان از آزادی زیادی برخوردار بودند، و بر امر دارایی و ثروت قبایل خود نفوذ بسیاری داشتند.117 در محیط بدوی، زنانی که از نظر مالی نسبت به زنان دیگر قبیله وضع بهتری داشتند، در نزد شوهرانشان نیز دارای منزلت و احترام بیشتری بودند و همسران زنان ثروتمند کمتر به آزار و اذیت آنان پرداخته و حتی در نزد افراد قبیله نیز شرف و منزلت نسبتاً خوبی داشتند. همین داشتن احترام نه چندان زیاد نزد همسر، باعث فخر فروشی زنان ثروتمند بر زنان فقیر می شد.118
نتیجه گیری
جامعه پیش از اسلام که در قرآن به نام آنرا “عصرجاهلیت” خوانده شده است، دارای ساختی مبتنی بر مردسالاری و زن ستیزی بود. مردان بسته به توانایی مالی خویش، با زنان بی شماری ازدواج کرده و با همسرانش، همچون خدمتکاران رفتار مینمود؛ و از آنان تقاضای به دنیا آوردن پسران قوی و قدرتمند بیشماری را داشت. مردان عصر جاهلی گاهی جهت رسیدن به هدف خویش حاضر میشدند همسرشان را در اختیار مردی شاعر و یا نجیبی قرار دهند و فقط هرگاه، مطمئن میگشتند همسرشان از آن مرد، آبستن شده همسرشان را به منزل خویش میآوردند، بدون اینکه برای چنین عملی، کسی وی را ملامت نماید و یا از عمل خویش احساس شرمساری نماید.
در عصر جاهلی زنان دارای هیچ یک از امتیازات انسانی، اجتماعی، مالی، حقوقی و.. که مردان داشتند نبودند. زیرا طبق قانون جاهلیت تمامی این حقوقها ازآن فردی بود که از نظر جسمانی قوی بوده، همچنین قادر به اسب دوانی و مبارزه باشد و جزء قدرتهای دفاعی قبیله محسوب گردد. به دلیل همین در عصر جاهلی “قانون سانا” رواج داشت، قانونی که طبق آن یک زن بایستی در تمامی ادوار زندگانیش تحت حمایت مردی از نزدیکان خویش باشد. در عصر جاهلی زنان چنان حقیر و پست بودند که بردن نام آنان در انظار عمومی عملی زشت به حساب میآمد، لذا از زنان با کنایاتی چون؛ کفش، خانه، بز، گوسفند، گل خوشبوو …. نام برده میشد. طبق عرف عصر جاهلی، مرد قوی حق داشت زن مورد علاقهاش را ( چه مجرد و چه متأهل) برباید و خانواده زن ربوده شده مجبور بودند در قبال دخترشان به گرفتن مهریه بسنده نمایند. اگر خانواده دختر دارای نفوذ و قدرت بودند از مرد رباینده یک و گاهی دو دختر، به علاوه مهریه فراوان طلب مینمودند که رباینده ملزم به پرداختن مطالبات آنان بود. دختری که به جای دختر ربوده شده، برده میشد بایستی از لحاظ جسمانی قوی و زیبا باشد و همچنین تا به دنیا آوردن یک پسر و به سن بلوغ رساندنش درآن خانواده زندگی مینمود. زنی که با چنین ازدواجی به منزل همسر میرفت، نه تنها با وی مانند همسر واقعی رفتار نمیشد، بلکه مجبور به تحمّل تمامی توهینها بود. چنین ازدواج توهینآمیزی جهت اتمام جنگ و خونریزی در هنگام قتل افراد قبایل دیگر نیز رواج داشت.
وجود اقتصاد نامطلوب در عصر جاهلی و از آن مهمتر و مؤثرتر، اعمال چنین رفتارهای دور
از انسانیت در خصوص بانوان، باعث ایجاد سنت زشتتری به نام “زنده به گور نمودن دختران” یا زنده به گور نمودن دختران گشت. در دورهای از عصر جاهلی، به دلیل به قتل رسیدن دختران بیگناه در بدو تولّد و کاسته شدن از تعداد بانوان، مردان جاهلی به “نکاح رهط یا زناشوئی دسته جمعی” روی آوردند.
علاوه بر اینکه اعطای نفقه و ارثیه به زنان در عصر جاهلی مرسوم نبود، اکثر زنان از تصاحب مهریه خویش نیز، محروم بودند. زیرا مهریه را ولیّ عروس در ازای پرورش و بزرگ نمودن وی برمیداشت. طبق عرف جاهلیت، ارثیه فقط به مردانی که جزء نیروهای تدافعی قبیله خویش بودند، تعلق میگرفت. گاهی به ندرت بانوانی یافت میشدند که جزء خانوادههای شریفتر جامعه جاهلی بودند و یا اینکه هنگام مرگ همسرشان ورثه ای بزرگتر ازآنان وجود نداشت، لذا به چنین زنانی ارثیه تعلق میگرفت.
در میان این بی مقداری زنان در عصرجاهلی، گاهی به نام زنانی برمیخوریم که با استفاده از فن کهانت، مقام نسبتاً مهمی در نزد قبائل احراز کرده بودند و یا اینکه برخی از زنان وجود داشتند که به قضاوت در مواقع درگیری و نزاع می پرداختند.119 در عصرجاهلی برخی از زنان نیز وجود داشتند که به داشتن عقل و حکمت مشهور بودند این زنان مرجع ومحل مراجعه مردان جهت اخذ تصمیم های مهم بودند که برخی از مردان از آن عاجز بودند.120
فصل دوّم
جایگاه زنان در دوره اسلامی
در بسیاری از سوره های قرآن کریم، به فضیلت زنان اشاره شده است. بیش از 400 آیه در قرآن کریم درباره اهتمام و ارج نهادن به مقام زن وجود دارد. موقعیت بانوان در سوره های تحریم، نساء احزاب، نور، ممتحنه، طلاق، مائده ، بقره، فتح، حدید، توبه، بروج و محمد(ص) بازگو شده است.121 سخن گفتن درباره زنان در این تعداد از سورهها عظمت، شکوه و اعجاز قرآن درباره مسئله زنان را نمایان میسازد. علاوه برآن، چهره حقیقی بسیاری از بانوان را ترسیم کرده و به دفاع از حقوق و شخصیت و منزلت آنان پرداخته است. علاوه بر این آیات، روایات متعددی نیز وجود دارد که کرامت و جایگاه والای انسانی زنان را به زیبایی توصیف کردهاند و طی این آیات و روایات به جایگاه پر اهمیت بانوان سفارش شده است.122
2-1جایگاه زنان در قرآن
2-1-1 لزوم معاشرت و برخورد نیکو با زنان درعصر اسلامی
خداوند متعال مردان را به داشتن رفتاری نیکو و شایسته در خصوص بانوان سفارش کرد و چنین فرمود: “… و عاشِروهُنَّ بِالمَعروف…”.123
واژه “معروف” 38 بار در قرآن به کار رفته است، که 19 مورد آن توصیه به شوهران درباره نحوه معاشرت با همسرانشان است. علامه طباطبایی(ره) میفرمایند: منظور از کلمه “معروف” هر امری است که اجتماع آنرا بشناسد، انکارش نکند و بدان جاهل نباشد. چون دستور به معاشرت کردن با زنان را مقید به معروف نمود منظور معاشرتی است که در میان مسلمین معروف باشد.124 برخی از مفسرین “معاشرت به معروف” را اینگونه معنا میکنند؛ اگر مردی متناسب با شأن اجتماعی زن رفتار کند، معاشرت به معروف نموده است. سید قطب در تفسیر این آیه میگوید: خداوند معاشرت به معروف با زنان را بر مردان واجب کرد و حتی زمانیکه مرد از همسرش کراهت دارد، از آن اغماض نکرده است. 125
“علی عبد الواحد الوافی” در کتاب “المرأه فی الاسلام” میگوید: “کلمه “معروف” در آیه مورد بحث عام بوده و شامل هر چیزی است، که درمتعارف بین مردم نیکو شمرده شود. تنها شرط آن، این است که موجب حلال شدن حرامی یا حرام شدن حلالی نشود. بنابراین محدود به زمان معینی نیست، و معروف بر حسب تغییر شرایط اجتماعی، تحول مییابد.”126
2-1-2تساوی زنان و مردان در قرآن
بنابر نصّ صریح قرآن کریم، در ساختار خلقت زن و مرد هیچگونه تفاوتی دیده نمیشود. خداوند هدف از آفرینش انسانها را شناخت و معرفت بیان کرده است. میزان برتری را بسته به جنسیت ندانسته است؛ بلکه بر حسب میزان شایستگی و لیاقت و کرامت انسانی، از موهبت الهی بهره مند میگردند. 127خداوند زنان و مردان را دربسیاری ازجهات مساوی میداند از جمله:
2-1-2-1 تساوی در خلقت نخستین
از جمله اموری که خداوند زنان و مردان را طی آن مساوی میداند، خلقت و آفرینش است که در آیات ذیل به این موضوع اشاره شده است.
“هُوَ الَّذی خَلَقَکُم مِن نَفسِِ واحِدِه و جَعَل مِنها زَوجَها ِِِلَیسَکُنّ َالیها”128
اوست که شما را از یک تن آفرید و همسر او را از جنس او آفرید تا بدو آرام گیرد.129
” یا اَیُّها النّاس إتَقوا ربَکُم الَّذی خَلَقَکُم مِن واحِدِه و خَلَق مِنها زَوجَها وَ بَثّ َمِنهُما رِِجالاً کَثیراً وَ نِساءِ” 130
از پروردگار خود، آن خدائى که همه شما را از یک تن بیافرید و هم از آن جفت او را خلق کرد و از آن دو تن خلقى بسیار در اطراف عالم از مرد و زن بر انگیخت.131
در دوران اسلامی زنان به عنوان نیمهای از جامعه تلقی گشتند و این حدیث پیامبر(ص) که ازعایشه منقول است به این نکته اشاره دارد: “النساء شقائق الرجال” ای نظائرهم و امثالهم به این نکته اشاره دارد.132
تمامی زنان از لحاظ گوهر هستی و مبدأ آفرینش همتای مردان هستند، و خلقت هیچ زنی جدای از خلقت مرد نیست. برخی از مفسرین قرآن با تأثیر گرفتن از یهودیان تازه مسلمان شده، معتقد بودند که حوّا از دنده چپ آدم (ع) آفریده شده است. “زراره بن اعین” یکی از اصحاب حضرت امام صادق (ع) از وی در این باره سؤال نمود. امامصادق(ع) در پاسخ وی فرمودند: “خداوند از چنین نسبت هم منزه است و هم برتر… آیا خداوند توان آنرا نداشت که همسر آدم (ع) را از غیر دنده او خلق کند، تا بهانه به دست شناعت کنندگان دهد، که بگویند بعضی از اجزای آدم با بعضی دیگر نکاح نمود؟ سپس فرمود: خداوند بعد از آفرینش آدم، حوا را به طور نو ظهور پدید آورد.” 133
2-1-2-2 تساوی زنان و مردان در ثواب و عقاب
آیاتی که نشان دهنده تساوی زنان و مردان در ثواب و عقاب و تکالیف شرعی است، بدین قرار است:
“إنَّ المُسلمینَ وَ المُسلِمات وَِ المُؤمنینَ وَ المُومِنات وَِ القانِتینَ وَ القانِتات وَ الصادِقینَ وَ الصادِقات وَ الصابِرینَ و الصابِِِِرات و الخاشِعینَ وَ الخاشِعات وَ المُتصَدِقینَ و المُتصدِقات و الصائِمین و الصائمات و الحافِظینَ فُروجَهُم و الحافِظات و الذّاکِرینَ الله کَثیراً و الذّکرت اعد الله لَهُم مَغفِرَهٌ أجراً عَظیماً” 134
“بدرستى که مردان مسلمان، و زنان مسلمان و مردان مومن، و زنان مومن، مردان عابد، و زنان عابد، مردان راستگو، و زنان راستگو، مردان صابر و زنان صابر، مردان خاشع، و زنان خاشع، مردان و زنانى که صدقه مىدهند، مردان و زنانى که روزه مى گیرند، مردان و زنانى که شهوت و فرج خود را حفظ مىکنند، مردان و زنانى که خدا را بسیار ذکر مى گویند، و یاد مىکنند، خداوند برایشان آمرزشى و اجرى عظیم آماده کرده است.”135خداوند در این آیه شریفه تعداد ده فضیلت را بین زنان و مردان مساوی دانسته است.136
“و من یعمل من الصالحات من ذکر او انثی و هو مومن فاولئک یدخلون الجنَه و لا یظلمون نقیرا”137
“و هر کس از زن و مرد کارهاى شایسته کند، به شرطى که ایمان داشته باشد، به بهشت داخل مى شود و حتى به قدر پوسته هسته خرما ستم نمى بیند.”138
“فاستجاب لهم ربّهم انّى لا اضیع عمل عامل منکم من ذکر او انثى بعضکم من بعض فالّذین هاجروا و اخرجوا من دیارهم و اوذوا فى سبیلى و قاتلوا و قتلوا لاکفّرنّ عنهم سیّئاتهم و لادخلنّهم جنّات تجرى من تحتها الانهار ثوابا من عند اللّه و اللّه عنده حسن الثّواب”139
“پس خدا دعاهاى ایشان را اجابت کرد و اعلام نمود که البته من که پروردگارم عمل هیچ کس از مرد و زن را بى مزد نگذارم (چه آنکه همه درنظر خدا یکسانند بعضى مردم بر بعض دیگر برترى ندارند مگر به طاعت و معرفت )پس آنانکه از وطن خود هجرت نمودند و از دیار خویش بیرون شده و در راه خدا رنج کشیدند و جهاد کرده و کشته شدند همانا بدیهاى آنان را (در پرده لطف خود) بپوشانیم و آنها را به بهشتهائى در آموریم که زیر درختانش نهرها جارى است این پاداشى است از جانب خدا و نزد خدا است پاداش نیکو” (یعنى بهشت و ملاقات خدا)140
ورود به بهشت بر اساس اعمال انسانهاست نه مذکر یا مونث بودنشان که خداوند در چندین آیه به این موضوع اشاره نموده است.141
“لیدخل المؤمنین و المومنات جَنّاتٍ تَجرى

دیدگاهتان را بنویسید