منابع و ماخذ مقاله نهج البلاغه، نماز جماعت، نماز جمعه

مطلعیم، زنان تقریباً شش سال قبل از تشرف مردان به درگاه الهی و لایق خطاب الهی شدن، به چنین مقامی دست مییابند، زمانیکه پسر بچهها مشغول بازی و شیطنت هستند، دختر بچهها مشغول راز و نیاز با خداوند و انجام واجبات و مستحبات هستند. این احتمال وجود دارد که زنان برای دریافت فضائل الهی لایق تر و شایسته تر از مردان هستند و شاید هم به این علت باشد که عقل دینی زنان زودتر از مردان قدرت به کمال رسیدن را دارد. و یا اینکه خداوند خواهان این جبران آن چند روزی است که زنان بنا به علت قادر به انجام عبادات نیستند شش سال زودتر از مردان آنان را به بلوغ می رسانند، تا در مقام عبادی مساوی باشند و به واسطه عادت ماهانه هیچ گونه ظلمی در حق زنان رخ نداده باشد. گذشته از این که این نکات زمانیکه مرد قدم به راه عبادت و سیرو سلوک الهی می نهد، زن به واسطه شش سال زودتر مشرف شدن به درگاه الهی، قسمت زیادی از مسیر سیر و سلوک را پیموده است. 320
و همچنین طبق روایات منقول از پیامبر وائمه اطهار(ع)، زنان قادر به جبران روزههای قضای خویش هستند و در مورد نماز هم می توانند با داشتن وضو در ایام عادت ماهانه خویش در محل عبادت خود نشسته و به ذکر بپردازند تا جبران چند روز دوری از نماز گردد. و اگر زنی چنین به عبادت بپردازد، نه تنها ایمانش از مردان کمتر نیست بلکه به خاطر شش سال زودتر مشرف شدن از نظر مرتبه ایمان، و کمال از مردان بالاتر و کاملتر است. برخی از مفسرین و شارحین نهج البلاغه متعقدند که منظور حضرت از ریحانه بودن این است که بایستی زودتر از مردان تحت تربیت و تعلیم قرار گیرد تا ضایع نشود.321
زنان در صدر اسلام، همراه با مردان در عبادات اجتماعی مثل نماز جماعت، نماز جمعه، و نماز عیدین شرکت میکردند، پس برای زنان تشریع شد که لزومی ندارد که در این نمازها شرکت کنند. و پیامبر به زنان حائض اجازه داد که در مکانی که نماز عید خوانده میشود، حضور داشته باشند بدون اینکه نماز بخوانند. و انجام حج بر آنان واجب شد بدون اینکه در مدت احرام روبنده بزنند و مچ دستانشان را بپوشانند.322
همچنین در قرآن کریم، واژه ایمان بر خود نماز اطلاق شده است و خداوند مى فرماید:
“وَکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ ،أُمَّهً وَسَطًا لِتَکُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَیَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیدًا وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَهَ الَّتِی کُنْتَ عَلَیْهَا إِلَّا لِنَعْلَمَ مَنْ یَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ یَنْقَلِبُ عَلَى عَقِبَیْهِ وَإِنْ کَانَتْ لَکَبِیرَهً إِلَّا عَلَى الَّذِینَ هَدَى اللَّهُ وَمَا کَانَ اللَّهُ لِیُضِیعَ إِیمَانَکُمْ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِیمٌ “323
“و ما شما را اینچنین امتى وسط قرار دادیم تا شاهدان بر سایر مردم باشید و رسول بر شما شاهد باشد و ما آن قبله را که رو بآن میایستادى قبله نکردیم، مگر براى این که معلوم کنیم چه کسى رسول را پیروى مى کند و چه کسى به عقب بر مى گردد. هر چند که این آزمایش جز براى کسانیکه خدا هدایتشان کرده بسیار بزرگ است، و خدا هرگز ایمان شما را بى اثر نمى گذارد که خدا نسبت به مردم بسیار رئوف و مهربان است.324”
اکثر مفسرین و مترجمان قرآن کریم معتقدند، که منظور از “ایمان” در آیه فوق الذکر نماز است. حضرت على علیه السلام در این خطبه به آن اشاره نموده است. فَأَمَّا نُقْصَانُ إِیمَانِهِنَّ فَقُعُودُهُنَّ عَنِ اَلصَّلاَهِ وَ اَلصِّیَامِ فِی أَیَّامِ حَیْضِهِنَّ ” 325 یعنى ” ایمان” در این خطبه ایشان هم، به نماز و روزه تفسیر مى شود، زیرا تعلیل “فقعودهن…”به این مطلب اشاره میکند. پس” نقص ایمان” در خطبه فوق الذکر، به نماز و روزه اشاره دارد، که به دلیل برخی مصالح، زن در ایام حیض از خواندن آن معاف است، نه این که معتقد به نقصان عقیده و ایمان زنان گردیم و آنان را دارای مشکل معرفتى بدانیم.
حضرت علی(ع) نقصان ایمان زنان را در دوران قاعدگی به جهت ترک نماز و روزه می دانند، و این به این معنی نیست که ساختار اعتقادی زنان دچار نقصان است، بلکه به جهت شرایط خاص جسمی و روانی زن در دوران قاعدگی، بعضی از تکالیف و وظایف شرعی از زن خواسته نشده است، لذا میزان و حدّ تکلیف زنان و مردان از این جهت با هم متفاوت است. که البته ترک نماز و روزه در این دوران، ممکن است از نظر اعتقادی، خللی در زن ایجاد نماید. اسلام جهت جبران این نقصان و کمبود، سفارش به برقراری رابطه با خداوند به وسیله ذکر و دعا و قرائت قرآن نموده است و در اوقات خاصّ نماز، به زنان توصیه شده است؛ وضو بگیرند و در سجاده نماز خود مشغول ذکر و دعا گشته و از طرف دیگر روزههایی را که مجبور به ترک آن شدهاند را پس از اتمام ماه مبارک رمضان، به جا آورد.
بنابراین، کاهش فشار تکلیف و رهایی زن، به خاطر شرایط خاصّ زن است و زن میتواند با ذکر دعا و ارتباط با خدا، از عوارض سوء آن در ایمان خود بکاهد، و هرگز به این معنی نیست که زنان به طور کلّی از نظر ایمانی دچار نقصان هستند. همانطور که اشاره حضرت به دلیل نقصان ایمان (که همان برکنار بودن از نماز و روزه در ایام عادت) نیز، مؤید این مسأله است. بنابراین، چگونه ممکن است که زنان- بنابر تعبیر قرآن- برخوردار از حیات طیبه و تمامی کمالات معنوی که مردان از آن برخوردارند، باشند ولی از نظر ساختار اعتقادی و شخصیت ایمانی دچار نقصان شوند.
علاوه بر این، در بین مردان هم کسانى یافت مىشوند که نماز نمىخوانند و روزه نمىگیرند، که در این صورت بایستى آنها هم ناقص الایمان به معناى نقصان در عقیده تلقى شوند، که چنین نیست. بنابراین، نماز نخواندن و روزه نگرفتن در این ایّام توسط زنان، جزء رذایل محسوب نمىگردد، بلکه عبادت و اطاعت محض پروردگار است. چون ترک نماز براى کسى که امر به ترک آن شده عبادت است. امیرالمؤمنین (ع) در فرازهای مختلفی، این روش تربیتی (بالفعل نکردن تعقّل دختران) را سبک پرورش زنان به شیوه جاهلیت دانسته و لحاظ این امر را در برنامه ریزی تربیتی زنان مهم میدانند.
2-3-12عقل زنان
قرآن کریم، زن را انسانی دارای تمامی ویژگیهای انسانی و استعدادها و همه نیروهای لازمه انسانی میداند. در قرآن کریم، آیهای که در آن عقل و ایمان مردها را بر زنها و بالعکس ترجیح دهد، یافت نمیشود. بلکه زن و مرد در مدارج تکامل که جز با خردورزی عمیق امکان ندارد، مساوی و همسطح معرفی شدهاند کمالات انسانی در سایه عبادت و اطاعت از حق است واطاعت و عبادت بین زن و مرد مشترک است، و قهراً راه تکامل نیز مشترک خواهد بود. حضرت علی(ع) علت نقصان عقل زنان را مساوی بودن شهادت دو زن با یک مرد میداند.
علامه طباطبایی در تفسیرالمیزان فرموده است که منظور از عقلی که در مرد بیشتر از زن است یک فضیلت زائده است نه معیار فضل و برتری.
2-3-13حضور عایشه در جمل سبب اصلی سخنان حضرت علی(ع)
پس از آنکه عایشه یک لشکر ده هزار نفری را به عراق آورد و موجب کشته شدن تعداد زیادی از مسلمین و واردآوردن خسارتهای بیشماری به جامعه مسلمین گشت، حضرت علی(ع) زنان را از دخالت در امور سیاسی منع نمود و لشکریان دشمن را چنین نکوهش نمود: ” که شما پیروان یک شتر بودید و سربازان یک زن” 326 علی (ع) با وجود تلفات فراوان، باز هم با احترام فراوانی عایشه را به منزلش فرستاد. مخالفین دخالت زنان در عرصه سیاسی این سخن امام (ع) را دلیل بر عدم موفقیت بانوان در سیاست میدانند.
شهید مطهری(ره) در پاسخ این گروه گفته است: ” بر فرض هم که عدم صلاحیت زنان از این سخن حضرت علی (ع) استفاده گردد ولی این احتمال وجود دارد که این سخن، جنبه ارشاد عقلی داشته باشد و بین ارشاد عقلی نسبت به ترک عمل و حرمت شرعی آن عمل فوق فراوانی وجود دارد.”327
2-3-14اطاعت از زنان
سید رضی(ره) در نهج البلاغه به نقل از حضرت علی(ع درباره اطاعت مردان از زنان، چنین آورده است:
” و لا تطیعوهنّ فی ذیقرابه إنّ المرأه إذا کبرت ذهب خیر شطریها و بقى شرّهما ، ذهب جمالها و احتدّ لسانها و عقم رحمها ، و إنّ الرّجل إذا کبر ذهب شرّ شطریه و بقی خیرهما ثبت عقله و استحکم رأیه و قلّ جهله . ” 1
” درباره نزدیکانتان از زنانتان اطاعت نکنید، زیرا زنان اگر پیر باشند که خیرآنان سپری شده و شرشان باقی مانده است. زیبائیشان از بین رفته و تندخو و بد زبان شدهاند. و( از لحاظ قدرت تولید مثل) نازا شده اند. ولی مردان وقتی پیر میگردند، شرّشان سپری شده وخیرشان باقی است، عقلشان ثابت تر شده و نظراتشان محکم تر، نادانیشان کمتر از دوران جوانیشان شده است.”328
اینکه حضرت فرمودند درباره نزدیکانتان و نفرمودند در کلیه اموربا زنان مشورت ننمائید، میتواند حاکی از این باشد که، زنان گاهی در مورد نزدیکان و خانواده همسر دچار حسادت گشته و بر خلاف صلاحدید اقوام همسر نظر میدهند، و اگر این کلام حضرت را به تمامی امور زندگانی تعمیم دهیم، دور از عقل، منطق، دستور قرآن و سیره نبوی است. زیرا در قرآن همانطور که اشاره گشت خداوند میفرمایند: “و امرهم بالشوری” و همچنین پیامبر اکرم(ص) نیز با همسران و دختر بزرگوارشان مشورت می نمودند. بنابراین کلامی که مخالف با قرآن وسیره نبوی باشد مردود است. همچنین در برخی کتب دیگر نیز سخنانی با همین مضمون به امام علی(ع) نسبت داده شده است که بدون شک نمیتوان آنها را پذیرفت، مانند:
عن أحمد، عن یعقوب بن یزید، عن رجل (1) رفعه، عن أبی عبدالله ( علیه السلام ) قال: قال أمیر المؤمنین ( علیه السلام ): فی خلاف النساء البرکه .329
ازیعقوب بن یزید با سند مرفوعه از ابی عبدالله از علی (ع) منقول است که: در مخالفت نمودن با زنان برکت وجود دارد.
همچنین روایت شده است که :هلکت الرجال حین أطاعت النساء330
هنگامیکه مرد از همسرش اطاعت نماید، هلاک میگردد.
همچنین مفسر بزرگ، “سیوطی” در اللآلی المصنوعه دو حدیث مذکور را جزء احادیث موضوعه و جعلی آورده است. و همچنین، “سیوطی” از قول “ابن عدی و عقیلی” آورده است که وجود “هشام” درسند این حدیث، سبب شده است که حدیث مذکور را، جزء احادیث ضعیف و موضوعه بدانیم.331 علاوه بر مرفوعه بودن سند حدیث و وجود افرادی که متهم به کذب هستند، مفهوم و مقصود حدیث با نصّ قرآن و سایر احادیث رسول الله مخالف است بنابراین نمیتوان به این سخن استناد نمود.کلامی دیگر در متن نهج البلاغه وارد گشته است که توسط امام علی(ع) پس از واقعه جمل ایراد گشته است:
“وَ أَمَّا فُلاَنَهُ فَأَدْرَکَهَا رَأْیُ اَلنِّسَاءِ وَ ضِغْنٌ غَلاَ فِی صَدْرِهَا کَمِرْجَلِ اَلْقَیْنِ وَ لَوْ دُعِیَتْ لِتَنَالَ مِنْ غَیْرِی مَا أَتَتْ إِلَیَّ لَمْ تَفْعَلْ وَ لَهَا بَعْدُ حُرْمَتُهَا اَلْأَوْلَى وَ اَلْحِسَابُ عَلَى اَللَّهِ. “332
” و امّا فلانی، رأى زنان او را گرفت و خصومتى در سینه اش چونان کوره آهنگران به غلیان افتاد. اگر از آن زن خواسته مىشد که آنچه را که درباره من روا داشت، در حق دیگرى به جریان مى انداخت، انجام نمىداد. با اینحال حرمتى که داشت بحال خود باقى است و حساب با خدا است.”333
از کلام فوق کاملاً میتوان متوجه گردید که منظور حضرت از فلانی در این خطبه، عایشه است. زیرا همانطور که ذکر گردید علاوه بر اینکه این خطبه پس از واقعه جمل، برای اهالی بصره ایراد گشته است،334 به کینه ها و عقدههای عایشه از اهل البیت نیز اشاره دارد. بنابراین منظور از رأی زنانه، رأی و نظری است که در آن احساسات و عواطف برتعقل، غلبه داشته باشد، نه اینکه تمامی زنان دارای رأی و نظری مخالف عقل و منطق هستند.س
2-3-15نقش زن در خانواده از نگاه امام علی(ع)
نقش زن در خانواده از

دیدگاهتان را بنویسید