منابع و ماخذ مقاله نهج البلاغه، حقوق زنان، حق تملک

سیره عملی ایشان و در هنگام دقت نمودن به تمامی سخنان حضرت که برخی از آنها در نهج البلاغه قید نگشته است، می توان به ارج و قرب زنان در نظر ایشان پی برد.
جمع بندی و نتیجه گیری نهایی
زن در دوران جاهلیت از جایگاه ویژهای برخوردار نبود. زنان در عصر جاهلی، نقش خدمتکارانی را داشتند که فقط قادر و بلکه موظّف به انجام کارهای شاقّ منزل و همچنین تولید نسل بعدی بودند.349 حال اگر زنی در دوره جاهلی، یافت میشد که دارای توانایی تولید مثل نبود، وی مجبور به تحمّل هرگونه بیاحترامی و بیحرمتی از جانب شوهرش، و یا تر منزل همسر و سپری نمودن باقی عمر در منزل پدرش بود بیآنکه حتّی در خوشبینانهترین حالت منظر خواستگار و همسر دیگری باشد.350 جوّ حاکم بر دوران جاهلیت، جوّ زن ستیزی و تحقیر زنان بود، نا گفته نماند که در آن عصر، گاهی مردان انگشت شماری نیز یافت میشدند که حقوق اندکی را برای زنان به رسمیّت میشمردند. ( مانند “ذوالمجاسد” که از اموال خویش برای دختران و پسرانش ارثیهای مساوی در نظر گرفت، که در خلال فصل پیش از اسلام به این موضوع اشاره شد.)351
دین اسلام بر خلاف تفکرات رایج و حاکم بر عصر جاهلی، زن و مرد را مکمّل یکدیگر دانست، و طی احکامی بیان داشت که نیاز زن و مرد به یکدیگر نیازی ضروری است، و زن و شوهر را همچون لباس یکدیگر خواند، که از عیوب و لغزشهای همدیگر جلوگیری مینمایند، و زینتی برای هم هستند. “هُنَّ لِباسٌ لَکُم وَ انتُم لِباسٌ لَهُنَّ”352 یعنی “آنان برای شما لباسی هستند و شما برای آنان لباسی هستید.” اسلام زن و مرد را همچون یک روح در دو بدن دانست، که هر کدام بایستی حافظ منابع دیگری باشد. “علامه طباطبایی” در تفسیر آیه فوق میفرماید: این دو جمله استعاره است، از اینکه هر یک از زن و مرد، دیگری را از شایع ساختن عیوبشان باز میدارند. پس هر یک برای دیگری لباس است که با او ناپیدائیهایش را میپوشاند.353 همچنین اسلام جو حاکم بر عصر جاهلی که مرد سالاری بود را ملغی اعلام نمود و به زنان به دیده انسانهای دارای درک و شعور نگریست که قادرند درباره مسائل مربوط به آینده خویش تصمیم گیری نمایند. همچنین چنان منزلتشان را بالا برد که یکی از شروط قبولی طاعات و عبادات مردان را، خشنودی و رضایت همسرانشان دانست.
بایستی به این نکته نیز نوجه نمود که تمامی بانوان در عصر جاهلی، از بی مقداری و بیارزشی رنج نمیبردند و در بین آنان، گاهی بانوانی یافت میشدند که سنّت شکنی کرده و در فعالیتهای اجتماعی و سیاسی عصر خویش، شرکت مینمودند. به طور مثال، وجود زنان شاعر، طبیب، کاهن، تاجر و…. در عصر جاهلی، حاکی از زنان سنت شکنی است که افکار حاکم بردوران جاهلیت را نپذیرفته، و در صدد ایجاد زندگانی بهتری برای خویش بودهاند. احتمالاً در کنار این زنان، مردانی هم وجود داشتهاند که به زنان در جهت احیاء حقّشان یاری رساندهاند..354
اسلام مقام و پایه زن را تا آنجا بالا برد که رسماً اعلان نمود: “زن متاع و کالا نیست که چون دوران پیشین به ارث برده شود و مهریهاش را سرپرست یا خویشانش برای خود برداشته و خود را صاحب اختیار و همه کاره او بدانند و یا او را به نکاح معاوضهای تزویج میکنند.”355 آری اسلام اینگونه ازدواجها را که نمونه توهین به مقام زن بود را، تحریم نمود، و تنها پیوندی را مقدس و محترم دانست که با رضایت طرفین انجام پذیرد. همچنین دین اسلام، دریافت مهریه را جزء حقوق مسلّم زنان قرار داد، که برای خود و به اختیار خویش، میتواند در آن، تصرف کند. اسلام رسماً اعلام نمود: “زن دارای شخصیت انسانی آزاد است، آزاد در عقیده، در تصرف امور مالی که هر دو به منزله سنگ زیر بنای اصلاح اجتماعات و اساس نگهداری آنست.356
همچنین در دین اسلام زنان با مردان در اصل آفرینش، در تکالیف شرعی، در کسب علم، در حق تملک و تصرف، در تحمل و قبول مسولیت و کرامات انسانی برابر و مساویند و هیچ زن و یا مردی بر دیگری برتری ندارد مگر با تقوا” ان اکرمکم عند الله اتقیکم.”357
با ظهور دین اسلام در شبه جزیره عربستان، و بزرگداشت زنان توسط پیام رسان این دین، دیدگاه اعرابی که به دین نوظهور اسلام مشرف شده بودند، نسبت به بانوان – به خصوص در دوران حیات رسول الله(ص) و اصحاب ایشان_کمی بهبود یافت، اما متأسفانه پس از حیات پیامبر(ص) در جامعه مسلمین با روی کار آمدن عمر و عثمان و سپس بنیامیه، به سوی عادات ناپسند جاهلی گرایش پیدا کردند. از جمله تلاشهای علی(ع)، جهت باز گردادن هنجارها و ارزشهای فراموش شده دردوران حیات پیامبر به جامعه بود، که از جمله این هنجارها، احترام نهادن به بانوان و بزرگداشت مقامشان در کانون خانواده و جامعه بود، که حتی در واپسین لحظات عمر مبارکشان نیز، به این موضوع اشاره نمودهاند. متأسفانه نبرد جمل باعث ایراد سخنانی ناپسند درمورد عایشه و زنان عایشه گونه توسط حضرت گشت، که سبب سوء استفاده معاندین در جهت مخدوش نمودن چهره حضرت گردی، که با دقت و تفحّص در علل و زمینههای فرمایشات حضرت علی(ع) میتوان به واقعیت پی برد و متوجه شد که تمامی متن نهج البلاغه متّصف به حضرت علی(ع) نیست زیرا معصومی که “قرآن ناطق” لقب گرفته است، هرگز کلامی بر خلاف نصّ قرآن و سیره نبوی ایراد نخواهد نمود.
بنابراین، اسلام در مسائل عقل عملی مثل اخلاق، هیچ گونه تفاوتی میان زن و مرد قائل نگشته و هر دو را به کسب تقوا، صبر، ایمان، خلوص و تهذیب و … ترغیب و تشویق نموده است. همچنین کلیه حقوق و امتیازات مالی که برای مردان وجود دارد، برای زنان نیز به رسمیت شناخته و به زنان اجازه حضور در اجتماع را اعطاء نموده است.
منابع
قرآن کریم، مترجم: الهی قمشه ای، مهدی، چ1،دانش، قم، 1384ش.
1) ابن ابی الحدید، عزّالدین، شرح النهجالبلاغه، محمد ابو الفضل ابراهیم، منشورات مکتبه آیه الله المرعشی النجفی، قم، 1404ق.
2) ابن ابى جمهور احسائى، عوالی اللآلی، سید الشهداء (ع) قم، 1405 ق.
3) ابن أسد الشیبانی، أبو عبدالله أحمد بن محمد بن حنبل بن هلال، مسند احمد: (3|128)، موقع وزاره الأوقاف المصریه، بی تا.
4) ابن الشریف، محمود، القرآن و دنیا المرأه، دار و مکتبه الهلال، بیروت، 1991 م.
5) ابن حجر عسقلانی، فتح الباری، بیروت، دارالکتب العلمیه، ط 1، 1410ق.
6) ابن عبد الله بن باز، عبد العزیز، فضل تعدد الزوجات، ط1، دارالمنار- بالخرج، ریاض، 1411ق.
7) ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ط3، داراحیاء التراث العربی، بیروت، 1413ق.
8) ابن هشام المعارفی أبی محمد عبدالملک، السیره النبویه لإبن هشام، اللّحام، سعید محمد، دارالفکر، بیروت، 1421ق
9) اسماعیل المقدم محمد احمد، عودت الحجاب القسم الثانی المرأه بین تکریم الاسلام و إهانه الجاهلیه، ط 5، دار الطیبه للنشر و توزیع، الریاض، 1427ق.
10) الأشقر عمر سلیمان، الشریعه الالهیه لا قوانین الجاهلیه، ط 3، مکتبه دارالنفاسیه، الاردن- عمان، 1412ق.
11) امیرعلی، تاریخ سیاسی و اجتماعی اسلام، رزاقّی ایرج و حیدرپور محمد مهدی، آستان قدس رضوی، مشهد، 1370ش.
12) أنصارى القمىّ، محمّد على، ترجمه نهج البلاغه، نوین، تهران،1386ق.
13) اوحدى، محمد رضا، 1001 داستان از زندگی علی (ع)، بی جا، بی تا.
14) بلاذری، أحمد بن یحیى بن جابر، فتوح البلدان، الطبع مکتبه النهضه المصریه – القاهره، بی تا، ج1،
15) پاینده، ابوالقاسم، نهج الفصاحه، تصحیح و تدوین: پیمانی، عبدالرسول، و شریعتی، محمد امین، چ2، خاتم الانبیاء، 1385ش.
16) پور عزت، علی اصغر، مبانی دانش اداره دولت وحکومت، چ اول، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران، 1387.
17) تمیمىآمدى، عبدالواحد بن محمد، غرر الحکم و دررالکلم، دفتر تبلیغات اسلامى، قم، 1366 ش، ج1.
18) توفیق العطار، عبدالناصر، تعدد الزوجات من النواحی الدینیه و الاجتماعیه و القانونیه، مصر،1392ق.
19) جعفری، محمد تقی، ترجمه و تفسیر نهج البلاغه، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، 1361ش. ج11.
20) جلیلی، محمد رضا، جایگاه زن در اسلام و یهودیت، دیبا، تهران، 1383 ش.
21) جمعی از خواهران طلبه، زن از دیدگاه ادیان و مکاتب، اعتماد، قم، 1379ش.
22) جواد علی، المفصل فى تاریخ العرب قبل الإسلام ، دار الساقی، الطبعه الرابعه، 1422ق. جلد 8 ، وجلد10.
23) جوادی آملی، عبدالله، زن در آئینه جلال و جمال، چ اول، رجاء، 1369.
24) جوادی آملی، عبدالله، زن در آئینه جلال و جمال، چ19، اسراء، 1388ش.
25) جوادی آملی، عبدالله، جمال المرأه وجلالها، ط1، دارالهادی، بیروت ـ لبنان، 1994م.
26) حُر العاملی، مُحمّدْ بن الحسن، وسایل الشیعه، مؤسّسه آل البیتِ علیهم السلام لإحیاء التُّراث، قم، 1409ق.س
27) حسن طوسی، أبی جعفر محمد، التبیان فی تفسیر القرآن، تحقیق وتصحیح: قصیر العاملی، أحمد حبیب، بی تا.
28) حسینی، عبد الرزّاق محمّد بن محمّد بن أبو الفیض، الملقّب بمرتضى، الزَّبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس، ” 6/ 320″ ، ” حلق” بی جا، موقع الوراق، بی تا.
29) حصین، احمد، لماذا هجوم علی تعدد الزوجات، ط 1، دارالضیاء، الریاض، 1410ق.
30) خلیلی، محمد علی، زندگانی محمد(ص)، چ2، اقبال، بی جا، 2535شاهنشاهی.
31) خویی، حبیب الله بن محمد هاشم، منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه، بتصحیحه و تهذیبه ابراهیم المیانجی، چ3، دارالعلم، ????ق ،ج1.
32) دشتی، محمد، نهج البلاغه، حبیب، قم، چ2، 1387ش.
33) راوندى، قطب الدین، منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه، قم، 1405ق، ج3.
34) رامیار، محمود، تاریخ قرآن، چ3، امیر کبیر، تهران،1385ش، ص261.
35) رشید رضا محمد، ندا للجنس اللطیف( حقوق النساء فی الاسلام) تعلیق: الالبانی، محمد ناصر الدین، المکتب الاسلامی، بیروت، 1404ق.
36) زرین کوب، عبدالحسین، بامداد اسلام (داستان آغاز اسلام و انتشار آن تا پایان دولت اموی) چ 6، انتشارات امیر کبیر، تهران، 1369ش.
37) سالاری، سامره، پایان نامه: بررسی فقهی حقوق زنان شوهردار در روابط زناشویی، دانشگاه یزد، دانشکده فقه و حقوق اسلامی، 1391، ص18.
38) سبحانی، جعفر، الحدیث النبوی بین الروایه والدرایه، مؤسسه الاِمام الصادق (علیه السلام)، قم، 1419ق.
39) سیوطی، جلال الدین، اللآلی المصنوعه فی الأحادیث الموضوعه، : دار الکتب العلیمه، بیتا.
40) شوشتری، محمد تقی، بهج الصباغه، چ دوم، بنیاد نهج البلاغه، 1368ش .
41) صدوق، ابوجعفرمحمد بن علی بن بابویه القمی، الخصال، تصحیح و تعلیق علی اکبر غفاری، موسسه النشر الاسلامی ، قم، 1402ق.
42) صدوق، ابوجعفرمحمد بن علی بن بابویه القمی، علل الشرایع، طبعه 2، منشورات مکتبه الحیدریه و مطبعتها، النجف، 1385ق.
43) صدوق، ابوجعفرمحمد بن علی بن بابویه القمی، من لایحضره الفقیه، شرح علی الکبرغفاری، ط 1، نشرصدوق، تهران، ج3،1369ش.
44) صدیقی، عبدالحمید ، تفسیر تاریخ، ترجمه: جواد صالحى، ص 120. بی تا.
45) طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، طبع5، موسسه العلمی للمطبوعات، بیروت، 1982م.
46) طباطبایی، محمد حسین، ترجمه تفسیر المیزان، مترجم: موسوی همدانی، محمد باقر، بنیاد علمی و فکری علامه طباطبایی، مرکز نشر رجاء، چاپ گلشن، تهران، 1363 ش.
47) طباطبائی، محمد حسین، سنن النبی، چ2، مؤسسه النشر الاسلامی التابعه لجماعه المدرسین ، قم، 1416ق.
48) طبری، محمد بن جریر محمد جریر، ترجمه تفسیر طبری، بتصحیح و اهتمام حبیب یغمائی، توس، ????ش.
49) عرینی، محمد بن ناصر، المرأه بین تکریم الإسلام و دعاوی التحریر، ط2، ریاض، 1420ق.
50) عیسی فر، احمد، زنان نامدار شیعه، عترت، تهران، 1381ش.
51) غزالی،محمد، و طنطاوی، محمد، عمرهاشم، احمد، المراه فی الاسلام،

دیدگاهتان را بنویسید