منابع و ماخذ مقاله نهج البلاغه، حقوق زنان، امر به معروف

محوری ترین نقشها است. زیرا دو وظیفه بسیار اساسی و حیاتی در خانواده به عهده زن گذاشته شده است. وظیفه همسری، و وظیفه مادری. ایفای وظیفه زن در کانون خانواده از طرف مولای متقیان علی(ع) به عنوان یک جهاد فی سبیل اللّه شمرده شده است، ایشان می فرمایند:
“جهاد المرأه حسن التبعل؛”335
جهاد زن حسن شوهرداری است.
زن علاوه بر وظیفه همسری که به عهده دارد، وظیفه بسیار مهمی را در زمینه تربیت کودکان داراست. در این رابطه به ذکر چند کلام نورانی از امام(ع) اکتفا می کنیم.حضرت علی(ع) در مورد تغذیه کودک با شیر مادر و نقش آن در پرورش شخصیت کودک فرمودند:
“ما من لبن رضع به الصبی اعظم برکه علیه من لبن امه”336
عظمت و برکت هیچ شیری از شیر مادربرای کودک بیشتر نیست.”
امام علی(ع) به تأثیر شیردهی در بنای ساختار شخصیتی و اعتقادی به میزانی اهمیت میدادند که افراد را سفارش به توجه و داشتن حساسیت نسبت به این مسأله می کردند. فرمودند: آنچنان که برای ازدواج (حساسیت به خرج می دهید) و انتخاب میکنید، برای شیر دادن نیز انتخاب کنید، زیرا شیر دادن طبیعت را تغییر میدهد.337 حضرت علی(ع) نقش مادر را در ایجاد سجایای اخلاقی در فرزندان بسیار مهم می دانند و می فرمایند:
“حسن الاخلاق برهان کرم الاعراق”338
سجایای اخلاقی دلیل پاکی وراثت و فضیلت ریشه خانوادگی است.
2-3-16″ المرأهُ شَرُّ ”
قال علی(ع) : ” المَرأَهُ شَرُّ کُلُّها، وَ شَرُّ ما فیها اِنَّه لا بُدَّ مَنها “339
حضرت علی(ع) فرمودند: همه چیز زن بد، و بدترین چیزیکه در اوست، آنست که مرد را از وى گزیرى نیست. ( و وجودش در زندگى ضرورى است )340
در نهج البلاغه از حضرت علی(ع) منقول است: وجود زنان شرّ است، همچنین در جایی دیگر امام صادق(ع) از پدرانشان درباره زنان فرموند: ” اکثَرُ الخَیرُ فِی النِّساءِ” بیشتر خیردر زنان است.341 در نگاه نخست این دو سخن متضاد به نظر میرسد، ولی با کمی دقت و تفحّص شاید بتوان به این نتیجه رسید که منظور از شرّ بودن زنان، ملزم بودن مردان به انجام کارهای شاقّ و وقتگیر جهت تأمین معاش خانواده است، و خیر بودن زنان از جهت ایجاد آرامش برای همسر خویش و دارا بودن قدرت زاد و ولد و ازدیاد نسل دانست. امّا بایستی به این نکته نیز توجه نمود که فقط زنان نیستند که برای مردان ایجاد زحمت و شرّ مینمایند، بلکه زنان نیز با وارد شدن به زندگی متأهلی و متّصف شدن به صفت مادری، مجبور به فراموشی بسیاری از علایق خویش هستند؛ پس شرّ بودن مربوط به مشغلههای زندگی متأهلی است.
همچنین توجه به این نکته نیز حائز اهمیت است که؛ از آنجا که نمیتوان تمامی مطالب نهجالبلاغه را به قطع یقین و اطمینان کامل، به حضرت علی(ع) نسبت داد، و روایت شر بودن زنان با هدف شارع مقدس مخالف است، بنابراین روایت ” المَرأَهُ شَرُّ کُلُّها، وَ شَرُّ ما فیها اِنَّه لا بُدَّ مَنها” جزء سخنان امام علی(ع) محسوب نمیگردد، و “سید رضی (ره)” بدون توجه به این مسئله، چنین روایتی را به ایشان نسبت داده و در متن نهج البلاغه گنجانیده است. علاوه بر موارد فوق، چگونه میتوان معتقد بود که از نظر امام علی(ع) بانوانی مانند حضرت فاطمه(س) و حضرت زینب(س)، جزء انسانهای شرّی باشند که باید از آنان دوری جست و فقط به دلیل اضطرار و اجبار همسرانشان با آنان زیستهاند. بنابر دلایل فوق، اتّصاف زنان به صفت رذیله “شرّ بودن” از قول قرآن ناطق، علی(ع) کاملا ًنادرست و ناصحیح است. بنابراین مراد آن است که زن و بچّه دردسر است و بیدردسر نمی توان زندگی کرد.
2-3-17بیعت زنان با امیر المومنین(ع)
پس از قتل عثمان علی رغم امتناع امام از قبول خلافت، مردم با اصرار به قبول خلافت توسط ایشان به سوی ایشان هجوم آوردند و بیعت نمودند، که در این بیعت علاوه بر مردان، زنان و دختران نیز حضور داشتند.342 که از فرمایشات ایشان در نهج البلاغه میتوان به این نکته پی برد:
” شما دست مرا میکشیدید و من دستم را پس می بردم. شما برای بیعت با من هجوم آوردید پیرمردها عصا زنان به سوی این بیعت آمدند و مریضها با ناتوانی و مشقّت خود را رساندند، و دختران جوان نیز در حالیکه صورتهایشان را باز کرده بودند، به سوی این بیعت آمدند.”343
ایراد چنین کلامی از ایشان یه طور غیر مستقیم، اشاره به داشتن حق رأی برای بانوان، در دین اسلام است. بنابراین، اگر دخالت زنان در در امور سیاسی جایز نبود و از شئونات اسلامی به دور بود، هرگز حضرت علی (ع) با آنان بیعت نمینمود و در کلام خویش به آن مسئله اشاره مینمود.
2-3-18 شرطه الخمیس و احیاء حقوق زنان در دوران خلافت علی(ع)
تعدادی از زنان در دوران خلافت حضرت علی(ع) بودند در گروه “شرطه الخمیس” یا نیروهای فدائی ویژه علی(ع) شرکت داشتند. وجود این گروه، که می توان آنها را به نام پلیس زن نامید، نشان دهنده پختگی سیاسی و حضور فعال زنان در عرصه سیاسی و اجتماعی در دوران حکومت علی(ع) است. همین زنان بودند که در حضور “معاویه” و “حجاج بن یوسف ثقفی” به مدح علی(ع) پرداختند.344 همچنین تعدادی از این زنان شاعرانی بودند که به تشویق سربازان در سه جنگی که در زمان خلافت علی(ع) رخداد، میپرداختند. زمانیکه “بکاریه هلالیه”، ” جروه بنت مرّه بن غالب تیمی”، ” ام الخییر و …” را نزد معاویه بردند، آنها با کمال شجاعت به مدح علی(ع) پرداختند، و سرودن اشعار در تهییج سربازان علی(ع) را انکار ننمودند. این وقایع همگی نشان دهنده احیای حقوق و نقش زنان در دوران خلافت علی(ع) است. که بر اساس برنامهها و دستورات قرآن است مشکل زنان در دوره جاهلیت به دلیل برکناری آنان ازمسئولیتهای اجتماعی نبود بلکه برعکس، زنان در دوره جاهلیت بسیار فعال تر از مردان بودند، دیدگاههای تحقیرآمیز نسبت به قشر زنان، سبب نادیده گرفتن جایگاه موثر آنان در عرصه اجتماعی گشته بود.345
2-3-19حضرت علی (ع) و دفاع از حقوق زنان
حضرت علی(ع) با الگو گرفتن از سیره پیامبر اسلام(ص) همواره به دفاع از حقوق زنان میپرداخت. از جمله این موارد دفاع ایشان از فاطمه زهراء(س) در جریان فدک،346 و همچنین دفاع از حقوق زنی که ازترس هیبت عمر سقط جنین نمود، است.347 اینک به نمونه ای ازاین موارد اشاره می نمائیم.
روزى على (علیه السلام ) در شدت گرما بیرون از منزل بود سعد پسر قیس حضرت را دید و پرسید:
– یا امیرالمؤمنین! در این گرماى شدید چرا از خانه بیرون آمدهاید؟ فرمود:
– براى اینکه ستمدیدهاى را یارى کنم، یا سوخته دلى را پناه دهم. در این میان زنى در حالت ترس و اضطراب آمد مقابل امام (علیه السلام ) ایستاد و گفت:
– یا امیرالمؤمنین شوهرم به من ستم مىکند و قسم یاد کرده است مرا بزند. حضرت با شنیدن این سخن سر فرو افکند و لحظه اى فکر کرد، سپس سر برداشت و فرمود:
نه به خدا قسم! بدون تأخیر باید حق مظلوم گرفته شود!
این سخن را گفت و پرسید:
– منزلت کجاست؟
زن منزلش را نشان داد.
حضرت همراه زن حرکت کرد تا در خانه او رسید.
على (علیه السلام ) در جلوى درب خانه ایستاد و با صداى بلند سلام کرد. جوانى با پیراهن رنگین از خانه بیرون آمد حضرت به وى فرمود:
از خدا بترس! تو همسرت را ترسانیده اى و او را از منزلت بیرون کردهاى .
جوان در کمال خشم و بى ادبانه گفت:
کار همسر من به شما چه ارتباطى دارد: ” وَالله لَأحرَقَنَّها بِالنّارِ لِکَلامِکَ” به خدا سوگند به خاطر این سخن شما او را آتش خواهم زد!
على (علیه السلام ) از حرفهای جوان بى ادب و قانون شکن سخت برآشفت! شمشیر از غلاف کشید و فرمود:
من تو را امر به معروف و نهى از منکر مىکنم، فرمان الهى را ابلاغ مى کنم، حال تو به من تمرّد کرده از فرمان الهى سرپیچى مى کنى؟ توبه کن والا تو را مىکشم.
در این فاصله که بین حضرت و آن جوان سخن رد و بدل مى شد، افرادى که از آنجا عبـور مى
کردند محضر امام (علیه السلام ) رسیدند و به عنــــوان امیــــرالمؤمنین (علیه السلام ) ســلام مى کردند و از ایشان خواستار عفو جوان بودند.
جوان که حضرت را تا آن لحظه نشناخته بود، از احترام مردم متوجه شد در مقابل رهبر مسلمانان خودسرى مىکند، به خود آمد و با کمال شرمندگى سر را به طرف دست على(علیه السلام ) فرود آورد و گفت:
“یا امیرالمؤمنین از خطاى من درگذر، از فرمانت اطاعت مىکنم و حداکثر تواضع را درباره همسرم رعایت خواهم نمود. حضرت شمشیر را در نیام فرو برد و از تقصیرات جوان گذشت و امر کرد داخل منزل خود شود و به زن توصیه کرد که با همسرت طورى رفتار کن که چنین رفتار خشنى پیش ‍ نیاید348. ”
2-4 نتیجه گیری
پرداختن به موضوع زنان در بسیاری از آیات قرآن کریم نشان دهنده توجه واهتمام به جایگاه زنان در دین اسلام است. با توجه به آیات و روایات وارده در اسلام در ساختار خلقت زنان و مردان هیچگونه تفاوتی وجود ندارد. میزان برتری زنان و مردان به تقوای آنان بستگی دارد. خداوند زنان و مردان را در زمینه های مختلفی از جمله: خلقت، ثواب و عقاب، ارزش اعمال، بیعت و غیره مساوی میداند. همچنین خداوند زنان را از جمله بزرگترین و بهترین نعمتهایی میداند که به مردان لطف نموده است زیرا، به وسیله همسران است که مردان صاحب فرزندان و نوهها میگردند. خداوند زنان را مایه مودّت و رحمت برای مردان میداند. خداوند زنان را از بیمقداری و ارثیه بودن نجات داده و به یکی از ورثه تبدیل نمود، و از مردان میخواهد به همسرانشان نفقه دهند و هنگام طلاق کلیه مهریه زنان را بدون کم وکاستی به آنان بپردازند. همچنین خداوند به موضوع وأد اشاره نموده و فرموده است که رزق و روزی کودکان بر عهده خداوند است و اعراب جاهلی را به دلیل زنده به گور نمودن دخترانشان نکوهش مینماید .انواع ازدواجهای توهین آمیز نسبت به زنان را ملغی اعلام نمود و برای تعداد همسران قانون خاصی قائل شد تا به وسیله این قانون زنان را از خدمتکار بودن و پست و بی مقدار بودن نجات دهد.
پیامبر اکرم نیز نسبت به زنان احترام خاصی قائل بودند و بهترین مردان را کسی میدانستند که نسبت به خانوادهاش بهتر باشد. ایشان با رفتارها و گفتارهای خویش به تغییر فرهنگ نادرست جاهلی که در وجود اعراب ریشه دوانده بود پرداختند. مشورت ایشان با دخترشان جهت ازدواج با حضرت علی (ع) نمونه بارزی از محترم دانستن رأی و نظر زنان بود که اکثر اعراب بدان اعتقاد نداشتند. همچنین پیامبر اسلام در تمامی رویدادهای جامعه زنان را مجاز به شرکت و دخالت میدانستند: در بیعت، هجرت، عبادات، در جنگها ودفاع ازاسلام، امر به معروف و نهی از منکرو…. . برخلاف دیدگاه اعراب جاهلی که زنان را موجوداتی دون و پست میدانستند و از بردن نامشان و حتی شنیدن خبر ولادتشان بسسیار غمگین میشدند.
حضرت علی(ع) نیز زنان را به شرط دارا بودن قدرت تعقل و خرد شایسته مشورت کردن می دانستند ایشان بسیار به حفظ حریم زنان با مردان نامحرم تأکیدداشتند. بسیاری از گناهان را به دلیل اختلاط زنان و مردان می دانستند. پس از جنگ جمل فرمایشاتی درباره زنان داشتند که در اکثر موارد منظور و مقصودشان عایشه بود، که بدون توجه به فرمایشات پیامبر- مبنی بر اینکه بایستی در منزلشان بمانند- به بیرون از منزل خویش قدم نهاده و بازیچه تشنگاه قدرت گشته است. ایشان چنین رفتاری از عایشه را برگرفته از خصلتهای زنان و حسادتها و عقده های وی میداند و به دلیل احترام به منزلت پیامبر به طور کنایه و غیر مستقیم مردان را از اطاعت نمودن از زنان بر حذر میداند، که در تمامی سخنانشان که پس از واقعه جمل ایراد گشته، عایشه است. زیرا در

دیدگاهتان را بنویسید