منابع و ماخذ مقاله نفقه، عقد ازدواج، زنان مسلمان

دختران خود را به آنان بدهد، زیرا خاطر آنان لطیف تر است.
2-2-5مقام مادر درسیره نبوی
در دین اسلام، مادر برتر از پدر است. خداوند فرزند را مجبور به اطاعت و احترام مادر نمود، و بهشت را که پسران خواستار آنند، زیر پای مادران قرار داد. منظور از اینکه بهشت زیر پای مادران است این است که، یکی از عوامل ورود به بهشت اطاعت مادر است، و چون هر مردی فرزند زنی است، با این مزیت که به مادر داد او را برتر از پدر قرار داد. در حقوق و مزایا او را با مرد برابر کرد.” .. مَثَل الَّذی عَلَیهِنَّ بِالمَعروف..”260 در مکتب اسلام نیکی به مادر افضل از نیکی به پدر است، چنانچه از رسول گرامی اسلام (ص) رسیده است:
” إذا کُنتُ فی الصَّلاه ِالتطوّع فَإن دَعاکَ والِدِکَ فَلاتَقطَعَها وَ إن دَعَتکَ والِدتک فإقطَعَها”261
“اگر مشغول نماز مستحبی هستی، پدرت تو را خواند نماز را قطع نکن و اگر مادرت تو را صدا زد نماز را قطع نما. سرّ ترجیح مادر بر پدر در تحمل رنجهای فراوان مادر تعبیر شده است.”
پیامبراکرم(ص) فرمودند:إنَّ الله یوصیکم بالنساء خیراً فإنهنَّ امهاتکم و بناتکم و خالاتکم.” 262خداوند درباره زنان به نیکی سفارش می کند، زیرا زنها مادران و دختران و خاله های شما هستند.
2-2-6رضایت دختران در امر ازدواج در سیره نبوی
اسلام در امر ازدواج ولیّ دختر را ملزم نموده است که نظر دخترش را در خصوص ازدواج جویا شود و در غیر رضایت دختر عقد ازدواج باطل است و دختر حق فسخ و بطلان عقد ازدواج را دارد. در این باره احادیثی به این شرح از پیامبر رسیده است؛ از “ابن عباس” چنین آورده: “لا تنکح حتی تستأمر ، و لا البکر حتی تستأذن. قالوا: یا رسول الله، کیف إذنها؟ قال: أن تسکت.263
“دختران مجرد را نمیتوان به عقد ازدواج درآورد مگر اینکه رضایتشان جلب شود و پرسیدند یا رسول الله علامت رضایتشان به ازدواج چگونه است؟ ایشان فرمودند: علامت رضایتشان سکوتشان است.”
2-2-7محبّت به زنان در سیره بانوان
پیامبر حتی پس از مرگ خدیجه با دوستان، خانواده و عشیره خدیجه با احترام رفتار می نمود. از عایشه منقول است که من نسبت به هیچکدام از همسران پیامبر حسادت نمی کردم مگر خدیجه، در حالیکه اصلا وی را ملاقات ننموده بودم. به طور مثال هرگاه پیامبر گوسفندی را سر می برید مقداری را برای دوستان خدیجه می فرستاد و من از اینهمه محبت پیامبر نسبت به خدیجه ناراحت می شدم.264
ورواه الصدوق بإسناده عن أبان، عن ابن أبی عمیر، …عن أبی عبد الله ( علیه السلام ) قال: قال رسول الله (ص) جعل قره عینی فی الصلاه ، ولذّتی فی النساء .265
صدوق با سند صحیح از أبان از أبی عمیر از ..از أبی عبدالله(ص) از رسول الله(ص) روایت نمودند که ایشان فرمودند: نور چشم من در نماز، و لذت من در زنان است.
عن ابی هریره عن رسول الله: قال: قال رسول الله: ” اکمل المومنین ایمانا أحسنهم خلقا و خیارکم، خیارکم لنسائهم.”266
از ابی هریره از رسول الله(ص) روایت شده است که ایشان فرمودند: هرچه ایمان مومن کاملتر شود، اخلاقش نیکوتر میگردد و بهترین شما، بهترین بر ای خانوادهاش است.” یعنی کسیکه در منزل با خانواده اش خوش اخلاق و خوش رفتار تر باشد نسبت به کسیکه با خانوادهاش بدرفتار است بسیار بهتر است.
مسلم در صحیح خویش از جابر بن عبدالله از پیامبر نقل نموده است که پیامبر در “حجّه الوداع” فرمودند: “و ِاتَّقُوا الله فِی الِنساء، فإنهُنَّ عَوانَ عِندَکُم “267
پیامبر در حجه الوداع فرمودند: درباره زنان تقوای خدا را پیشه کنید زیرا زنان مانند اسیرانی در نزد شما هستند.
2-2-8توجه پیامبر(ص) به تعلیم و تعلم زنان
“حفصه” دختر “عمر بن خطاب” قبل از اینکه به ازدواج پیامبر درآید، از “شفاء عدَویه” کتابت را میآموخت، که پس از ازدواجش با پیامبر، به دستور ایشان باز هم “شفاء عَدَویه” به آموختن کتابت به “حفصه”، ادامه داد.268س
با توجه به این روایت، میتوان به این نکته پی برد که؛ پیامبر نسبت به تعلیم و تعلم زنان، بسیار اهمیت میدادند و همچنان که کسب علم را برای مردان یک فضیلت میدانستند، برای زنان نیز قائل به این فضیلت بودند.
عن ابی برده قال: قال رسول الله: “أیما رَجُل کانَت عِندَه ولیده – أی جاریه- فَعلَّمَها فَأحسَنَ تَعلیمُها و أدَبها فأحسَنَ تَأدیبِها، ثمّ اعتَقَها وَ تَزّوَجَها فَلَه أجران.”269
از رسول الله روایت شده است که اگر مردی که دارای کنیز است و به تعلم و تربیت وی مبادرت ورزد و سپس وی را آزاد نماید و با او ازدواج کند، دو ثواب نوشته میگردد. با دقت در این روایت مشخص میگردد که پیامبر اسلام به مسئله تعلیم و تربیت زنان بسیار اهمیت میدادند به گونهای که ثواب تعلیم و تربیت زنان در نزد ایشان مانند آزاد نمودن برده بود.
2-2-9 تساوی بودن زنان و مردان در ملاقات با پیامبر
پیامبر در دوران حیاتشان اوقاتی را جهت ارشاد و تعلیم بانوان قرار داده و به سوالات آنان پاسخ می گفتند. “بخاری” و دیگر مفسرین از “أبی سعید الخدری” روایت نموده اند که عدّهای از زنان به پیامبر عرض کردند: “تمام اوقات شما به مردان اختصاص دارد، وقتی هم به بانوان اختصاص دهید.” ایشان نیز روزی جهت ارشاد زنان اختصاص دادند، که در آن روز زنان جمع میگشتند و هرآنچه را خداوند به پیامبرش آموخته بود،از ایشان میآموختند. همچنین زنان پیامبر منزلشان را به مدرسه تبدیل کرده بودند و به زنان مسلمانان کتاب خدا و سنّت پیامبر(ص) را آموزش میدادند، به همین دلیل روایات کثیری را مشاهده میکنیم، که از بانوان منقول است. بنا به دلایلی عایشه در این مسأله از دیگر زنان پیامبر، بهره بیشتری برده است، به طوریکه بسیاری از صحابه جهت رفع سؤالات دینی خویش به وی مراجعه مینمودند.270
2-2-10داستان اعرابی
روزی پیامبر(ص) و تعدادی از یارانشان در مسجد حضور داشتند. یکی از اعراب جاهلی که مسلمان شده بود، در آن جمع حضور داشت و جریان زنده به گور نمودن دخترش را چنین شرح داد: “زمانی مجبور به مسافرتی شدم، در آن هنگام زنم آبستن بود و در آن دوران رسم بر این بود که زنده به گور نمودن دختران فقط توسط پدران انجام می شد. وقتی از مسافرت برگشتم، دیدم دختری در خانه ماست، از زنم پرسیدم: این دختر کیست؟ او پاسخ داد: این دخترت است، و مرا قسم داد که مبادا او را بکشی. حال که او به این سن از رشد رسیده است اجازه بده تا او را نگهداریم. من در ظاهر چیزی نگفتم و صبر نمودم. روزی به زنم گفتم دخترم را زینت کن تا او را به عروسی قبیله ام ببرم. زنم او را آماده نمود و او را به مکانی دور از قبیله به صحرا بردم.
به دخترم گفتم: درهمین مکان بمان تا به دنبال آب بروم. در مکانی دورتر از او به کندن گودالی پرداختم سپس دخترم را نزدیک گودال بردم. دخترم پرسید این چیست؟ من هم در پاسخش گفتم: این گودالی است برای دفن تو. دخترم در ابتدا شروع به گریه کردن نمود و با التماس از من می خواست تا از اینکار چشم پوشی کنم، ولی من قبول نکردم . دخترم با حالتی گریان گفت: پدر من را در صحرا رها کن، قول می دهم هرگز به سراغ تو و قبیله مان نیایم. تو چنین وانمود کن که مرا کشته ای، من هم در بیابان دور از چشم مردم می مانم.”
به اینجا که رسید پیامبر(ص) شروع به گریستن نمود و فرمود آخرالامر چه کار کردی؟ سپس اعرابی سنگدل داستانش را چنین ادامه داد؛ “ولی این سخنان در من کارگر نشد، وقتی که دخترم به شدت اصرار میکرد تا از این کار چشم پوشی نمایم، من با ضربه ای که به سرش زدم او را بی هوش نمودم. سپس او را در گودال انداخته و به سرعت رویش را با خاک پوشاندم. در این حین دخترم به هوش آمد و وقتی تمام بدنش را در زیر خاک مدفون دید و دانست که دیگر ضجّه و التماسهایش در من تأثیری ندارند، گفت: پدر خواهشی دارم، میخواهم که آنرا انجام دهی. به سخنانش گوش دادم. گفت: به نزد مادرم که برگشتی سلام مرا به او برسان و به او نگو که مرا زنده به گور کردهای، به او بگو که مرا درعروسی نزد قبیله ات باقی گذاشتهای و به آنان سپردهای. زیرا اگر مادر بفهمد از غصه میمیرد.” وقتی جریان قصه مرد عرب به اینجا رسید، گریه پیغمبر(ص) شدت یافت، به قسمی که شانههایش از شدت تأثر و ناراحتی تکان میخورد271.
2-2-11نفقه در سنت پیامبر(ص)
پیامبر اکرم(ص) فرمودند: “إن افضل النفقه، ما ینفقه الإنسان علی أهله، زوجه و ابنائه”272
پیامبر اسلام فرمودند: برترین نفقه، نفقهای است که انسان به اهل منزل؛ همسر و دخترانش و میدهد.
عن ابی هریره: قال: قالَ رسول الله دیناراً انفقته فی سَبیل الله و دیناراً نفقته فی رَقبَهَ و دیناراً تَصَدّقت بِِهِ علی مِسکینِِ و دیناراً أنفقته علی أهلَکَ، أعظَمَها أجراً الّذی أنفَقَتَه عَلی أهلَکَ.”273
از “ابی هریره” از رسول الله(ص) روایت شده است که: از بین دیناری در راه خداوند انفاق میگردد، دیناری که برای آزاد نمودن بردهای مصرف میگردد، دیناری که به مسکینی عطا میگردد و دیناری که به اهل منزل داده میشود، بهترین اینها نفقهای است که انسان به خانواده خویش میدهد.
2-2-12 قانون جار و امان دادن
در دوران اسلامی زنان نیز مانند مردان قادر به استفاده از قانون جار و امان دادن به افرادی بودند، که در مواقع خطر برای حفظ جان خویش، به آنان پناه میآوردند. “امّ هانی” در روز فتح مکّه به دو نفر از کفار پناه داد، که با اعتراض عدّهای از مسلمین مواجه گردید و هنگامیکه جهت رفع تعارض به خدمت رسول الله رسید، ایشان فرمودند: ” قد اجرنا من اجرت با ام هانی” 274 کسی را که “ام هانی” امان دهد من نیز امان میدهم.
در حدیث حسن از ترمذی از “ابی هریره” از پیامبر(ص) نقل گشته است که: “إنَّ المَرأهَ لِتَأخُذُ لِلقَومِ” که منظور به رسمیت شناختن جار و امان دادن برای بانوان است. همچنین در حدیثی از عایشه نقل شده است: “إن کانَت المَرأه لِتجیر عَلیَ المُؤمِنینَ فَیجوز”.275
جایز است که زنان، مؤمنین را با استفاده از قانون جار، امان دهند.
2-2-13 مشورت با زنان
مشورت نمودن در کارها از جمله اصول اخلاقی و عقلانی پذیرفته شده در نزد تمامی انسانها در همه اعصار است، لذا پرداختن به این امر برای هر انسانی مفید و سودمند است. در دین اسلام نیز به این موضوع توجه خاصی شده است. برای مشورت نمودن با هر شخصی فقط توجه نمودن به خیراندیشی و عاقل بودن وی بدون توجه به جنسیتش کافی است ولی در برخی از کتب متقدمین و متأخرین روایاتی مبنی بر عدم مشورت با زنان جود دارد که از پیامبر(ص) نقل شده است:
“عن أحمد بن محمد، عن الحسین بن سیف، عن إسحاق بن عمار رفعه، قال: کان رسول الله ( صلى الله علیه وآله ) إذا أراد الحرب دعا نساءه فاستشارهن ثم خالفهن”.276
“هرگاه رسول الله قصد انجام نبردی را داشتند همسران خویش را صدا زده و با آنان مشورت می نمودند و آنگاه با آنان مخالفت می کردند.”
همچنین در برخی از کتب روائی، روایت “شاوِِروهُنَّ وَ خاِلفوُهُنَّ”277 ، با زنان مشورت نمایید و با آنان مخالفت کنید، به رسول اللّه ( ص ) و در برخی از موارد به حضرت علی(ع) نسبت داده شده است. روایات مذکور با نصّ قرآن و سنت پیامبر اسلام مخالف است، بنابراین نمیتوان چنین سخنی را به ایشان نسبت داد. همچنان زمانیکه این روایات را با عقل سلیم میسنجیم به نادرستی آن پی میبریم، زیرا با کسی مشورت نمودن و سپس مخالفت کردن، کاری عبث و بیهوده است که فرستاده خداوند و جانشین ایشان، هرگز کاری بیهوده انجام نمیدهد.
2-2-14شرکت دادن زنان در نماز جماعت
از جمله

دیدگاهتان را بنویسید