منابع و ماخذ مقاله حضانت، ازدواج مجدد، تعدد زوجات

اَلْحِجَابِ أَبْقَى عَلَیْهِنَّ وَ لَیْسَ خُرُوجُهُنَّ بِأَشَدَّ مِنْ إِدْخَالِکَ مَنْ لاَ یُوثَقُ بِهِ عَلَیْهِنَّ وَ إِنِ اِسْتَطَعْتَ أَلاَّ یَعْرِفْنَ غَیْرَکَ فَافْعَلْ…297 ”
دیدهگانشان را با حجاب خویش بپوش، زیرا آنها را سخت در حجاب پوشاندن ( و عفّت و تقوا را بایشان آموختن ) برایشان پایدارتر است ( تا اینکه هر یک از آنان که بدون تقوا، و بر خلاف دستور قرآن و شرع بى حجاب ببازار خرامد و با نگاههاى پرشرم و نازش دل از دست بینندگان برباید، و شیطان بمنظورش دست یافته، زنا و بى عصمتى در آن کشور شایع، و حمیّت و ملّیّت از میان برخیزد ) بیرون رفتن آنان دشوارتر از این نیست که شخص غیر موثّقى را بر آنان گمارى. ( غیر غیر است خواه بیرون و خواه در خانه )298 اگرتوانستى طورى زندگی کنى که آنها جز تو را نشناسند، چنان کن ( زیرا زنى که از حیث ایمان و رأى و عقل ناتوان است وقتى دیگرى را شناخت ممکن است در بند فریب آن شخص افتاده، و فسادها تولید شود )
منظور و مقصود حضرت علی(ع) این است که زنان و مردان نامحرم نباید بیش از لزوم و بیش از دستور وارده در دین اسلام در این باره، یکدیگر را ملاقات نمایند، حال محل این ملاقات فرقی ندارد که در بیرون از منزل باشد یا در درون منزل.
2-3-5 اَلْمَرْأَهَ رَیْحَانَهٌ
” وَ لاَ تُمَلِّکِ اَلْمَرْأَهَ مِنْ أَمْرِهَا مَا جَاوَزَ نَفْسَهَا فَإِنَّ اَلْمَرْأَهَ رَیْحَانَهٌ وَ لَیْسَتْ بِقَهْرَمَانَهٍ ..”299
او را در کاری که از حدّ توانائیش خارج است تسلّط مده، ( و انتظار کارهاى سخت را از وى نداشته باش ) زیرا که زن گلى خوشبوى را ماند، که براى فرمان دادن نیست.
حضرت علی(ع) با توجه به لطافت و ظرافت زنان نسبت به مردان، به پسر بزرگوارشان و بالطبع کلیه انسانها در طول تاریخ را میفرمایند: در رابطه با زنان بایستی با ملاطفت و نرمی رفتار نمود و مسؤلیّت سنگین زندگی را بر بانوان تحمیل ننمود، زیرا سبب پژمردگی و پیری زودرس آنان گشته و دارای اثرات مخرّب فراوانی برای کانون خانواده است.
2-3-6افراط در گرامی داشتن زنان
“وَ لاَ تَعْدُ بِکَرَامَتِهَا نَفْسَهَا وَ لاَ تُطْمِعْهَا فِی أَنْ تَشْفَعَ لِغَیْرِهَا و إیّاکَ وَ التّغایر فی غَیرِ موضِعِ غیرَه، فَإنّ ذلکَ یَدعو الصَّحیحَه إلى السُّقم ِوَ البَریئَه إلى الرَّیبِ.” 300
حسن جان، در گرامى داشتن زن راه افراط مسپار، تا جائیکه براى شفاعت درباره دیگرى ( او نزد تو ) به طمع افتد، و سخت بپرهیز از اینکه ( در حقّ وى بدگمان شده و ) غیرت را در غیر موضع به کار بندى، زیرا که این بدگمانى زن پاک را به ناپاکى کشد، و آراسته و خالى الذّهن را به شکّ و تردید افکند. ( و از راهش بدر برد )301
حضرت علی(ع) در کلامشان به امام حسن(ع) و تمامی مردان آزاده در طول قرنها میفرمایند: از داشتن شک و تردید بیخودی نسبت به همسر، برحذر باش. و برای گرامیداشتن همسر، قائل به حد و حدودی باش، تا در موارد ناصحیح از شوهرش توقع انجام اعمال نادرست را نداشته باشد. متأسفانه داشتن شک نسبت به همسر یکی از عوامل بسیار خطرناک برای زندگانی زناشوئی است که عامل برخی از جدائیها نیز هست، بنابراین بایستی این درس زندگانی حضرت، نسبت به پسرشان را یکی از بهترین سخنان روانشناسانه ایشان دانست.
2-3-7حضانت دختران
علی علیه السلام درباره حضانت و سرپرستی دختران یتیم چنین فرمودند :” إذا بلَغَ النِساء نَصَّ الحِقاق فَالعصبَه أولى. ” 302
سید رضی( ره) در بیان این مطلب امام فرموده است: هرگاه دختران به حدّ رشد و کمال برسند (و توانایی و شایستگی تصرّف در اموالشان را کسب نمایند، جهت اجازه ازدواجشان) خویشان پدریشان سزاوارترند. 303
“نصّ” انتهای هرچیزی است مانند انتهای مسیر که منتها درجه قدرت چارپان در رسیدن است، مثل زمانیکه قصد پرسیدن مطلبی از شخصى را داشته باشی میگویی: ” نصصت الرّجل” بنابراین حضرت لفظ “نصّ الحقاق” منتها درجه کمال دختران را که انتهاى خردسالى آنان است را اراده فرموده و این کلمه از فصیح ترین و عجیب ترین کنایات در زبان عربی است به هنگامیکه دختران بسر حدّ تمیز و کمال رسیدند خویشان پدریش هرگاه محرم باشند مانند برادران و عموهایش براى شوهر دادن آن دختر سزاوارترند.304
“حقاق” همان جدال و نزاع مادر دختر با خویشان پدرى او بر سر دختر است و سخن هر یک از آنها به دیگرى که من از تو سزاوارترم از آن رواست که گویند: “حاِققَته حِقاقاً مثل جادِلَتَه جِدالاً” و گفته شده است که منتهاى “حقاق” کمال عقل وفهم دختر است، زیرا منظور و مراد حضرت از منتهای زمان و رسیدن، هنگامى است که حقوق و احکام واجب بر فرد میگردد، کسیکه “نصّ الحقائق” روایت کرده است حقایق را جمع حقیقت گرفته است، این معنائى است که ابو عبید قاسم ابن سلام آورده است، لکن آنچه نزد من است این است که مراد بنصّ حقاق اینجا رسیدن دختر به حدّى است که ازدواج وی وتصرف در حقوقش جایز است، همچون تشبیه کردن شتر به حقاق، که جمع حقّه و حقّ است، و “حقاق” شتری است که سه سال را تمام کرده داخل در سال چهارم شده باشد، و در این هنگام به حدّى میرسد که سوار شدن و تند راندن آن ممکن است، و حقایق نیز جمع حقّه است، پس این دو روایت برگشتشان به یک معنا است، و این به روش عرب شبیه تر است از معنائیکه اوّل ذکر شد. 305بنابراین طبق سخنان وارده از علی(ع)، خویشاوندان پدری برای سرپرستی دختران، اولیترند.
2-3-8 إن النساء همهن زینه الحیاه الدنیا
” إنَّ البَهائِم هَمّها بُطُونها و إنَّ السباع هَمّها العَدُواِنَّ عَلى غَیرِها وَ إنَّ النِّساء هَمّهُنَّ زینَهَ الحَیاه الدّنیا و الفِساد فیها إنَّ المُؤمِنینَ مُستَکینونَ إنَّ المُؤمِنینَ مُشفِقونَ إنَّ المُؤمنینَ خائِفونَ. ” 306
“همّت چهارپایان مصروف شکمهایشان است، ( جز غم شکم غم دیگرى ندارند ) و همّت درندگان مصروف دشمنى با دیگران ( که هر جا غیر خود را به بینند در صورت امکان او را بدرّند ) و همّت زنان مصروف زینت زندگانى جهان، و فتنه انگیزى در آن است. مؤمنین فروتن، پند دهنده و مهربان ، و ( از خدا ) ترسناکتر هستند.” 307
برخی از معاندان به این فرمایش حضرت علی(ع) اشکال گرفتهاند که منظور و مقصود حضرت ،تمامی زنان در همه اعصار بوده است. شوشتری معتقد است که، این سخن امام به عایشه اشاره دارد.308 همچنین، ابن ابی الحدید گفته: منظور از این سخن حضرت اصحاب جمل و به خصوص طلحه و زبیر است که مانند حیوانات همتشان به شکمشان مصروف بود که نسبت به امام خروج کردند پس هلاک شدند.309 کلام ایشان سخن عامی است که از آن سخن خاص اراده شده است . خدای تعالی نیز زنان کافر را مثل زده و منظورشان همسران لوط و نوح بوده است.310 دلیلی که به سخن شارحین نهج البلاغه در خصوص خاص بودن سخنشان قطعیت میبخشد، ایراد این سخنان پس از جنگ جمل است یعنی با توجه به اینکه که حضرت فرمایشاتشان را پس از جنگ جمل ایراد نمودند، میتوان به این نتیجه رسید که مقصود و هدف حضرت، عایشه و زنان عایشه گونه است و هرگز تمامی زنان در اعصار گوناگون مقصود و منظور ایشان، نیست.
2-3-8المرأهُ عقربٌ
حضرت علی(ع) میفرمایند : “المرأهُ عَقرَبُ حلوه اللبسه” 311
یعنی زن مثل عقرب است، که نیش آن در آغاز شیرین، ولی مسموم است.
در اینجا ذمّ شبیه مدح است و این کلام امام علی(ع) بنا بر تأثیر زیاد زنان در شادمانی و زیبائی زندگی دارد. پیامبر(ص) فرمودند:
” عده من أصحابنا، عن سهل بن زیاد، عن جعفر بن محمد الاشعری، عن عبدالله ابن میمون القداح، عن أبی عبدالله، عن آبائه (ع) قال: قال النبی صلى الله علیه وآله: ما استفاد امرء مسلم فائده بعد الاسلام أفضل من زوجه مسلمه تسره أذا نظر إلیها وتطیعه إذا أمرها وتحفظه إذا غاب عنها فی نفسها وماله.312
براى مرد مسلمان بعد از نعمت اسلام هیچ فائده اى با ارزش تر از زن مسلمان با عفت که او را در حضورش اطاعت ودر غیابش حفظ کند وجود ندارد.
و علی بن إبراهیم، عن أبیه، عن النوفلی، عن السکونی، عن أبی عبدالله (ع) قال: قال رسول الله صلى الله علیه وآله: من سعاده المرء الزوجه الصالحه.313
همچنین از پیامبر(ص) روایت شده است که از جمله سعادتهای مرد، داشتن همسری صالح است.
متأسفانه از این کلام ایشان در طول قرنها بر علیه بانوان استفاده شده است، که ناشی از برداشتی ناصحیح از گفتار حضرت است. در صورتیکه باید برای برداشتی صحیح از سخنان ایشان به عمق سخنان ایشان اندیشید و به شرایط تاریخی که سبب بیان آن شده است توجه گردد. تا بدین صورت به مراد منظور واقعی ایشان پی ببریم.
سخن حضرت علی(ع)به معنای بد دانستن زنان نیست، بلکه منظور ایشان هشدار به مردان است تا فریب شهوت را نخورند و به گناهی که از نگاه به نامحرم شروع میگردد آلوده نگردند. برطبق عقیده مشهور در میان شارحین، نیش عقرب همچون نیش زنبور نیست که از ابتدا با سوزش و درد همراه باشد، بلکه در ابتدا دارای درد کمی بوده ولی سمّی و بسیار خطرناک است. برعکس نیش زنبور که دارای درد بسیاری است و بجز درموارد نادر، خطری ندارد، بلکه مفید هم هست. لذا حضرت علی(ع) از نیش عقرب برای بیان منظور خویش استفاده کرده است، چون نگاه به نامحرم در ابتدا خوشایند است علی الخصوص که از جانب مرد به زن باشد. این نگاه اگر استمرار یابد و تکرارشود، عذاب الهی را موجب گشته و سبب نابودی زندگی دنیایی و اخروی میگردد. البته در این باره بین زن و مرد هیچ تفاوتی نیست. ولی چون بیشتر نگاهها از جانب مرد آغاز می گردد و جاذبه از سوی زنان است، حضرت زنان را مانند عقرب دانسته است.314
2-3-9 غیرت زنان
قال علی(ع) : ” غِیرَهُ المَرأهُ کُفر، وَ غِیرهُ الرَجُل ایمان” 315
حضرت علی(ع) فرمودند: غیرت زنان مایه کفر و غیرت مردان نشانه ایمانشان است.
غیرت مردان و ممانعت از معاشرت همسرش با نامحرمان سبب حفظ کانون خانواده میگردد. احتمالاً منظور حضرت از غیرت زنان، ممانعت همسر از ازدواج مجدد و تعدد زوجات است که مخالفت با آن مخالفت با قانون اسلام است.
2-3-10 ایمان، عقل و شهادت زنان از نظر علی(ع)
“مَعَاشِرَ النَّاسِ، إِنَّ النِّسَاءَ نَوَاقِصُ الاِْیمَانِ، نَوَاقِصُ الْحُظُوظِ،نَوَاقِصُ الْعُقُولِ: فَأَمَّا نُقْصَانُ إِیمَانِهِنَّ فَقُعُودُهُنَّ عَنِ الصَّلاِهِ وَالصِّیَامِ فِی أَیَّامِ حَیْضِهِنَّ، وَ أَمَّا نُقْصَانُ عُقُولِهِنَّ فَشَهَادَهُ امْرَأَتَیْنِ کَشَهَادَهِ الرَّجُلِ الْوَاحِدِ، وَ أَمَّا نُقْصَانُ حُظُوظِهِنَّ فَمَوَارِیثُهُنَّ عَلَى الاَْنْصَافِ مِنْ مَوَارِیثِ الرِّجَالِ. فَاتَّقُوا شِرَارَ النِّسَاءِ، وَ کُونُوا مِنْ خِیَارِهِنَّ عَلَى حَذَر، وَلاَ تُطِیعُوهُنَّ فِی الْمَعْرُوفِ حَتَّى لاَ یَطْمَعْنَ فِی الْمُنْکَرِ. “316
” اى مردم، ایمان زنان ناقص است. برخوردارى زنان از سهم الارث ناقص است. عقول آنان ناقص است. دلیل نقصان ایمان زنان کناره گیری آنها در روزهاى قاعدگى از نماز و روزه است. دلیل نقصان عقول آنان تساوى شهادت دو زن با یک مرد است. دلیل نقصان سهم الارث زنان این است که نصف سهم الارث مردان، ارث می برند. است. از زنهاى پلید بترسید و از خوبان آنان برحذر باشید. در کارهاى نیکو از زنان اطاعت مکنید. تا در کارهاى زشت طمعى نورزند .317
2-3-11ایمان زنان
صاحب نهج السعاده از قول “سید رضی” آورده است که این سخن بعد از واقعه جمل ایراد گشته است.318 ابن ابی الحدید نیز معتقد است که حضرت در این خطبه، عایشه را مورد خطاب قرار داده است.319 همانطور که

دیدگاهتان را بنویسید