منابع و ماخذ مقاله تعدد زوجات، نهج البلاغه، نماز جماعت

سنت رایج درصدر اسلام شرکت بانوان در نماز جماعت بود. همچنین برخی از بانوان در صدر اسلام به آماده نمودن ولیمه جهت میل مسلمین پس از نماز جماعت می پرداختند. بخاری از “سها بن سعد” روایت نموده است که: من دارای همسری بودم که به آماده نمودن ولیمه می پرداخت، ولیمهای که در آن گوشت و روغن وجود نداشت، من پس از فارغ شدن از نماز جماعت از آن میل می کردم.278
2-2-15عقد ازدواج درسیره نبوی
در عصرجاهلی اجازه عقد ازدواج در دستان ولیّ دختر بود و در جامعه آن روز شایسته نبود که دختری با نظر پدرش مخالفت نماید279، اما در دین اسلام به دختران اجازه اظهار درباره همسر آیندهشان نظر داده شد. پیامبر هنگام خواستگاری علی(ع) از حضرت فاطمه(س) نظر دخترشان را جویا شدند. قرآن عقد ازدواج را مانند سایر عقدها از قبیل عقد خرید و فروش نمیداند که یک طرف آن کالا و طرف دیگر قیمت آن قرار بگیرد بلکه، آن اندازه از مال را هم که به عنوان مهریه و صداق می پردازند، آنرا به نام “نحله” معرفی کرده است. نحله در زبان عربی به آن اندازه از وجه یا پول گفته می شود که انسان با رضایت خاطر و از صمیم دل بدون دریافت عوض، به کسی می دهد. مهر از نظر اسلام نه غنیمت است و نه عوض چیزی، بلکه نشانه محبت و صداقت است و از همین جهت واجب است که مرد آنرا در ضمن عقد همسری قرار بدهد و اگر، می بایست هر یک از زن و مرد در صورت توافق بتوانند آنرا از ضمن عقد حذف کرده و چیزی قرار ندهند.280
2-2-16تعدد زوجات درسیره نبوی
از جمله قوانینی که در دین اسلام مورد پذیرش واقع گشت، قانون تعدد زوجات بود، منتهی با تعداد مشخص و شرایط خاصّ که در قرآن و سنت بیان شده است، لازم به یادآوری است که هر مردی به شرط رعایت عدالت بین همسرانش، در یک زمان واحد میتواند چهار همسر دائم، و چهار همسر موقت، اختیار نماید. خداوند به پیامبر اجازه دادند تا با هر تعداد از زنان که مایل هستند ازدواج نمایند، و پس از گذشت زمانی خاص فرمودند: از این به بعد اجازه ازدواج را نداری.
پیامبر در یک دوره از زندگانی خویش دارای نه همسر بودند و بقیه مسلمین مجازند در صورت توانای با چهار همسر ادواج نمایند. تعدد زوجات سبب کنترل نگاه، نگهداری فروج از گناهان و ازدیاد نسلها میگردد. بنابراین تعدد زوجات سبب حفظ مردان از اکثر انحرافات است که مردان در صورت رعایت عدالت بین همسران و تمکن مالی، میتوانند به آن اقدام نمایند. تعدد زوجات در صورت وجود نازایی در زن و یا بیماریی که وی را قادر به انجام حقوق همسرش نمینماید جایز است، و در غیر این صورت سبب ایجاد خصومت و اختلاف میان همسران و فرزندان آنان خواهد بود.281
از أحمد بن محمد بن خالد، از پدرش یا کسی دیگر از سعد بن سعد، از الحسن بن الجهم نقل شده است که: حضرت علی (ع) را در حالیکه حنا زده بودند، ملاقات نمودم،ایشان فرمودند: از اخلاق انبیاء، پاکیزگی و بوی خوش و کوتاهی موها و بسیاری زنان است، سلیمان بن داود هزار زن در قصر خویش داشت و سیصد تا از آنان آزاد بودند، هفتصد کنیز، رسول الله دارای چهل و اندی مرد بود و نه همسر داشت و هر روز و شب آنان را ملاقات می نمود.282
خداوند در قرآن کریم درباره تعدد زوجات چنین میفرماید:
” وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلا تُقْسِطوا فى الْیَتَمَى فَانکِحُوا مَا طاب لَکُم مِّنَ النِّساءِ مَثْنى وَ ثُلَث وَ رُبَعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلا تَعْدِلُوا فَوَحِدَهً أَوْ مَا مَلَکَت أَیْمَنُکُمْ ذَلِک أَدْنى أَلا تَعُولُوا.”283
” اگر بترسید که مبادا درباره یتیمان مراعات عدل و داد نکنید پس آن کس از زنان را به نکاح خود درآورید که شما را نیکو و مناسب با عدالت است: دو یا سه یا چهار (نه بیشتر) و اگر بترسید که چون زنان متعدد گیرید راه عدالت نپیموده و به آنها ستم کنید پس تنها یک زن اختیار کرده و یا چنانچه کنیزى دارید به آن اکتفا کنید که این نزدیکتر به عدالت و ترک ستمکارى است.” 284
بنابراین با وجود اجازه شرع، بنا بر تعدد زوجات، مهمترین شرط مبادرت به آن رعایت عدالت میان همسران است، طبق کلام خداوند در قرآن کریم، مردان هرچقدر هم تلاش نمایند قادر به ایجاد عدالت میان همسرانشان نخواهند بود. شاید در خرید هدایا و نفقه و امور مالی بتوانند عدالت را رعایت نمایند، اما رعایت عدالت در عشق ورزیدن و محبت نمودن به چند همسر امری محال است.
2-3زنان درفرمایشات امام علی(ع)
علاوه بر پیامبر بزرگوار اسلام(ص) حضرت علی (ع) نیز که بهترین تربیت یافته مکتب اسلام بودند، رفتار و گفتاری مطابق دستورات دین اسلام، با بانوان داشتند، برای نشان دادن دیدگاه امیرالمؤمنین (ع) نسبت به زن، توجه به بخشی از سخنان وی نادرست است، زیرا سخنان ایشان در خصوص بانوان فقط به “نهج البلاغه” محدود نگشته و در منابع دیگر نیز پراکنده است. همچنین، از آنجا که جمع آوری کننده نهج البلاغه، “سید رضی”، فردی معصوم نبودند و چهار قرن پس از دوران زندگانی حضرت علی به این مهم مبادرت نمودند؛ دارای ایراداتی است که از جمله اینها رسوخ روایات جعلی در نهج البلاغه است که به حضرت علی نسبت داده شده است. لذا برای داشتن درکی درست از سخنان حضرت و تشخیص صحیح از سقیم، بایستی تمامی سخنان حضرت گردآوری گردد، زیرا بخشی از سخنان حضرت، تفسیر کننده سخنان دیگر ایشان است. به علاوه سنجیدن سخنان نسبت داده شده به علی(ع) با نصّ صریح قرآن، عقل و منطق نیز میتواند راهگشای تشخیص درست گردد.
2-3-1خصلتهای زنان از نظر حضرت علی (ع)
برخی از خصوصیاتی که در نهج البلاغه درباره زنان وارد گشته است بدین شرح است: حضرت علی (ع) میفرمایند: “خیارُ خِصالِ النِساءِ شِرارُ خِصالِ الرِجال : الزّهوُ و الجُبنُ و البُخلُ فاذا کانَتِ المرأهُ مَزهُوَّهً لَم تُمَکِّن مِن نَفسِها و اذا کانَت بَخیلَهً حَفِظَت مَالَها وَ مالَ بَعلِها وَ ذا کانَت جَبانَهً فَرِقَب من کُلِّ شَىءٍ یَعرِضُ لَها .”285
” بهترین خصلتهای زنان، بدترین خصلتهای مردان است، یعنی تکبّر و بخل و ترس، چون وقتیکه زنی متکبّر است، مرد بیگانهای را به خود راه نمی دهد و اگر بخیل باشد، مال خود و شوهرش را حفظ می کند و اگر ترسو باشد، از هر حادثه ای (منافی عفت) کناره گیری می کند. 286
واضح است که صفتهای تکبر، بخل و ترس از جمله صفتهای نکوهیده و رذائل است که متّصف بودن به این صفات، شایسته هیچ فردی نیست، و بالعکس صفات فروتنی و تواضع، بخشندگی و شجاعت از جمله خصلاتها و خویهای پسندیده انسانی است. از جمله مهمترین دلایلی که امام علی (ع) بانوان را به داشتن تکبر و بخل و ترس فراخوانده است حفظ کانون خانواده و اموال همسر است تا در سایه این خصلتها خانواده باآرامش به حیات خویش ادامه دهد.
2-3-2بزرگداشت و احترام به زنان در سیره امام علی(ع)
حضرت علی(ع) در فرصتهای مختلف اصحاب و یاران خویش را به بزرگداشت مقام زنان سفارش می کردند. ایشان قبل از آغاز جنگ از اصحاب خویش میخواهد بانوان را آزار نرسانند حتی بانوان مشرک و بت پرستی که در جبهه دشمن قرار دارند و به ترغیب و تشجیع سربازان دشمن میمیپردازند و به فرماندهان مسلمین اهانت مینمایند، زیرا امام علی(ع) به تفاوت روانی بانوان با مردان توجه کامل داشتهاند، وچنین فرمودند:
“وَ لاَ تَهِیجُوا اَلنِّسَاءَ بِأَذًى وَ إِنْ شَتَمْنَ أَعْرَاضَکُمْ وَ سَبَبْنَ أُمَرَاءَکُمْ فَإِنَّهُنَّ ضَعِیفَاتُ اَلْقُوَى وَ اَلْأَنْفُسِ وَ اَلْعُقُولِ إِنْ کُنَّا لَنُؤْمَرُ بِالْکَفِّ عَنْهُنَّ وَ إِنَّهُنَّ لَمُشْرِکَاتٌ وَ إِنْ کَانَ اَلرَّجُلُ لَیَتَنَاوَلُ اَلْمَرْأَهَ فِی اَلْجَاهِلِیَّهِ بِالْفَهْرِ أَوِ اَلْهِرَاوَهِ فَیُعَیَّرُ بِهَا وَ عَقِبُهُ مِنْ بَعْدِهِ. ” 287
“عواطف و احساسات زنان را تهییج نکنید، ولو آنکه به نوامیس و بزرگان شما اهانت کنند زیرا که (ناسزا گفتن کار ناتوانان است و) آنها از حیث نیروها، و جانها، و خردها (سخت) ناتوانند. گرچه ما (در عصر رسول خدا (ص) در جنگها ) مأمور بودیم که دست از آنان باز داریم، در صورتیکه آنها مشرکه بودند، و آزار و کشتنشان اشکالى نداشت، با این وصف) اگر در زمان جاهلیّت مردى زنى را گرفته و با سنگ و عصایش میآزرد و کتک میزد، او و فرزندان پس از خودش نکوهش میشدند. ( و مردم میگفتند: این فرزند آن کسى است که با زنى درافتاده، و او را آزارداده، شگفتا اسلام مسلمین را از آزار زنان بت پرستى که در حال جنگ دشمن را علیه آنها تحریک میکردند، منع فرمود، و اگر کسى این دستور را به کار نمىبست مردم، خود و فرزندانش را سرزنش میکردند …”288
همچنین ایشان در شب ضربت خوردنشان چنین فرمودند:
“الله الله فی النساء و ما ملکت أیمانکم فإن آخر ما تکلم به نبیکم أن قال : اوصیکم بالضعیفین : النساء و ما ملکت ایمانکم .” 289
” درباره زنان به شما بسیار سفارش میکنم و درباره کنیزانتان، آخرین مطلبی که پیامبر(ص) درباره آن سخن گفت، مسئله احترام به زنان بود، که فرمودند: به شما درباره دو گروه از ضعیفان زنان و کنیزان، وصیت میکنم؛ ” 290
ایشان برای بانوان حتی اگر در جبهه دشمن واقع شده باشند، نیز احترام بسیاری قائل بودند، و در کلام خویش به پایبند بودن به سیره نبوی اشاره نمودهاند، که یکی از وصیتهایشان نیز، پاسداشت حقوق زنان است.
2-3-3مشورت با زنان از دیدگاه علی(ع)
امام علی(ع) در وصیت خود به امام حسن(ع) چنین فرمودند:
“إِیَّاکَ وَ مُشَاوَرَهَ اَلنِّسَاءِ فَإِنَّ رَأْیَهُنَّ إِلَى أَفْنٍ وَ عَزْمَهُنَّ إِلَى وَهْنٍ..”291
” از مشورت کردن با زنها دورى گزین، زیرا که رأى و عزم زنان سست و ناتوان است.” ( و مغز لطیفشان را آن نیرو نیست که در پیش آمدهاى سهمگین گیتى بتوانند راه بیرون شدنى بدست آورند. )
عن یعقوب بن یزید، عن رجل (1) رفعه، عن أبی عبدالله ( علیه السلام ) قال: قال أمیر المؤمنین ( علیه السلام ): “کل امرىء تدبره امرأه فهو ملعون.”292
ازیعقوب بن یزید با سند مرفوعه از ابی عبدالله از علی (ع) منقول است که: هر مردی که همسرش به تدبیر امور او بپردازند، ملعون است.
چون این روایت مرفوعه است نمیتوانیم با یقین کامل آنرا بپذیریم.
در فی ظلال نهج البلاغه چنین آمده است که علتی که پیامبر اسلام(ص) و حضرت علی(ع) از مشورت نمودن با زنان نهی نمودهاند، دور بودن زنان از مسائل اجتماعی، علوم، معارف و بی تجربگی آنان است.293
همچنین “علامه مجلسی” در بحارالانوار از حضرت علی(ع) چنین روایت نموده است:”أیَّاک و مشاوره النِّساء إلاَّ من جرّبت بکمال عقل.” 294
” بپرهیز از مشورت با زنها مگر زنى که کمال عقل او به تجربه رسیده است.”
کنکاش نکردن با زنان به خاطر رفع تهمت است، نه به خاطر رفع حق مشورت و عدم صلاحیت ذاتی.295 در روایات معصومین، فقط از مشورت با این افراد نهی کرده است: تبهکار، ترسو، بزدل، آزمند و حریص، خسیس و فرومایه. هرکس دارای صفات زیر باشند، واجد صفات مشورت است. اندیشمند، متدین،آزاد و نجیب، دوست دلسوز و راز نگهداری. که خواه زن باشد و خواه مرد میتوان با او مشورت نمود.296
بنابراین با توجه به فرمایشات حضرت علی(ع) مقصود از “برحذر بودن از زنان” دقت در گفتار و اندیشههاى زنان معمولى است، و اما زنانى که به تعقل پرداختهاند، مانند مردان شایسته مشورت میباشند. نظام خانوادگى در اسلام براساس مشورت زن و شوهر درمسائل خانواده ودرنهایت قوامیت و سرپرستی مردان است.
2-3-4معاشرت زنان با نامحرمان در سیره امام علی(ع)
” وَ اُکْفُفْ عَلَیْهِنَّ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ بِحِجَابِکَ إِیَّاهُنَّ فَإِنَّ شِدَّهَ

دیدگاهتان را بنویسید