منابع و ماخذ مقاله امر به معروف، نفقه، عقد ازدواج

إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ ” 204
“مردان و زنان مؤمن بعض از ایشان اولیاء بعض دیگرند، امر به معروف مى کنند و از منکر نهى مىنمایند و نماز به پا مىدارند و زکات مىپردازند و خدا و رسولش را اطاعت مى کنند، آنها را خدا به زودى مشمول رحمت خود مى کند، که خدا مقتدریست شایسته کار.”205
آیات قرآن کریم، حاکی از این است که امر خطیر و حیاتی برای جامعه، یعنی امر به معروف و نهی از منکر، بر زنان نیز همچون مردان واجب است، مطمئناً کسیکه از طرف خداوند دارای چنین صلاحیتی است، قادر به انجام این عمل نیز هست. لازمه انجام امر به معروف و نهی ازمنکر، داشتن حضور مستمر و پررنگ در بطن جامعه و تشخیص خوب و بد امور است، زیرا کسیکه از وقایع اجتماع خویش ناآگاه است، هرگز قادر به انجام این دستور الهی نخواهد بود. پس به طور غیر مستقیم میتوان از این آیه موافقت خداوند به حضور داشتن زنان در عرصه اجتماع را متوجه شد، همچنین می توان به این نکته پی برد که خداوند که خود آفریننده این موجود است مطلع است که زنان نیز همانند مردان قادر به تعقل هستند.
همچنین آیه “و المؤمِنینَ و المُؤمِنات بَعضُهُم اولِیاءِ بَعضِِِ یَأمُرونَ بِالمَعروفِ وَ یَنهونَ عَن المُنکَر…” “مردان و زنان با ایمان دوستان یکدیگرند که به کارهای پسندیده وادار می دارند و از کارهای ناپسند باز می دارند” دلیل دیگری بر عمومی بودن امر به معروفات و نهی از منکرات، و مختص مردان نبودن آن است. این آیه شریفه به مشارکت زنان در امور اجتماعی و سیاسی تشویق می کند. زیرا امر به معروف و نهی از منکر، زمانی امکان پذیر است که فرد از مسائل جامعهاش آگاه باشد و در آن مشارکت مستمر داشته باشد.
حضرت علی(ع) درباره حضور زنان در مسائل اجتماعی چنین فرمودند:
“لا تَحبَسوا النِساء مِن الخُروجِ الی العِیدینِ فَهُوَ عَلیهُنَّ واجِب. ” 206
زنان را از رفتن به نمازهای عید فطر و قربان باز ندارید که بر آنان واجب است. لازم به یادآوری است که آنچه را که طبق آیات امر به معروف و نهی از منکر، چه در گفتار و چه در کردار بر مردان امر شده، شامل بانوان نیز میگردد، زیرا آیات امر به معروف و نهی از منکر عام است.
براساس دیدگاه ” آمارتیاسن” از جمله شاخصههای توسعه نیافتگی جوامع، وجود تبعیض میان زنان و مردان است. یعنی در هر جامعهای که حقوق زنان پاس داشته شود، آن جامعه پیشرفت خواهد نمود و برعکس اگر جامه ای زنان را در امور گوناگون اجتماعی شرکت ندهد، هرگز توسعه نخواهد یافت.207 دین اسلام نیز که خواستار پیشرفت جوامع مسلمین است، هرگز به اسارت نیمی از افراد جامعه که سازنده و تربیت کننده نیمی دیگرند، نیست.
2-1-14امتیازات مالی زنان در قرآن
2- 1-14-1ارث
اسلام برای زنان نیز مانند مردان حق ارث، تملک دارایی، وصیت، هبه، خرید و فروش، اجارهدادن دارایی، و صدقه را قرارداد.208 علمای اخبار از مردی از انصار یاد میکنند که قبل از اینکه آیه ارث نزول یابد، فوت کرد و از او چهار دختر به جا ماند. پسر عموهای دختران تمامی اموال عمویشان را برداشتند. مادر این دختران برای شکایت به نزد رسول اکرم(ص) رفت و قضیه را بازگو نمود و از اوضاع بد مالی خود و دخترانش به ایشان شکایت نمود. پیامبر (ص) هم از برادرزادهگان مرد فوت شده خواست تا اموال را به صاحبان اصلی اش برگردانند. آنها نیز چنین گفتند: ما قدرت دفاعی داریم ولی این دختران نمیتوانند شمشیر به دست بگیرند و بجنگند و نمیتوانند اسب سواری کنند. پس ارثیه عمویمان به ما میرسد. در آن هنگام این آیه نازل شد، که خداوند متعال به کسانیکه زنان را از ارثشان منع کردهاند و حق ارث را مخصوص مردان دانستهاند فرمود:
” لِلرِّجَالِ نَصِیبٌ مِمَّا تَرَکَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ وَلِلنِّسَاءِ نَصِیبٌ مِمَّا تَرَکَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ.” 209
“براى فرزندان ذکور سهمى از ماترک ابوین و خویشان است و براى فرزندان اناث نیز سهمى از ترکه چه مال اندک باشد و چه بسیار نصیب هر کسى از آن ترکه (در کتاب حق ) معین گردیده است”. خداوند در سوره النساء ظلمی که در زمینه ارث بر زنان وارد میگشت را ملغی نمود.210
پس از این قضیه، آیه ارث نازل گردید:
” یُوصِیکُمُ اللَّهُ فِی أَوْلَادِکُمْ لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَیَیْنِ فَإِنْ کُنَّ نِسَاءً فَوْقَ اثْنَتَیْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَکَ وَإِنْ کَانَتْ وَاحِدَهً فَلَهَا النِّصْفُ وَلِأَبَوَیْهِ لِکُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَکَ إِنْ کَانَ لَهُ وَلَدٌ فَإِنْ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَلَدٌ وَوَرِثَهُ أَبَوَاهُ فَلِأُمِّهِ الثُّلُثُ فَإِنْ کَانَ لَهُ إِخْوَهٌ فَلِأُمِّهِ السُّدُسُ مِنْ بَعْدِ وَصِیَّهٍ یُوصِی بِهَا أَوْ دَیْنٍ آَبَاؤُکُمْ وَأَبْنَاؤُکُمْ لَا تَدْرُونَ أَیُّهُمْ أَقْرَبُ لَکُمْ نَفْعًا فَرِیضَهً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلِیمًا حَکِیمًا ” 211
“حکم خدا در حق فرزندان شما این است که پسران دو برابر دختران ارث برند، پس اگر دختران بیش از دو نفر باشند، فرض همه دو ثلث (دو سوم ) ترکه است و اگر یک نفر باشد، نصف و فرض هر یک از پدر و مادر یک سدس ترکه است، در صورتى که میت را فرزند باشد و اگر فرزند نباشد و وارث منحصر به پدر و مادر باشد، در این صورت مادر یک ثلث مى برد. (و باقى به پدر رسد) اگر میت را برادران باشد، در این فرض مادر سدس خواهد برد پس هر آنکه حق وصیت و دین که به مال میت تعلق گرفته استثنا شود، شما این را که پدران یا فرزندان و خویشان کدام یک به خیر و صلاح و به ارث بردن به شما نزدیکترند نمىدانید (تا در حکم ارث مراعات کنید) (این احکام ) فریضه اى است که خدا باید معین فرماید زیرا خداوند بهر چیز دانا و به همه مصالح خلق آگاه است.”212
یعنی هر حقی که مردان در اموال نزدیکان خویش دارند، زنان نیز از همان حقوق بهرهمندند. که مقدار سهمیه ارثیه زنان و مردان متفاوت است. گاهی زنان ارث بیشتری می برند و گاهی مردان. که تفصیل دقیق آن در فقه بیان شده است.
اکثر مفسرین معتقدند که دلیل اینکه ارث زنان نصف مقدار ارثیه مردان بوده، این است که مردان موظف به پرداخت مهریه و نفقه به همسران خویش هستند و این رد و بدل شدن اموال به نفع زنان است و مقدار زیاد و یا مساوی اموال شوهرانشان را دارا خواهند شد.این رد و بدل شدن اموال میان زن و شوهر و به تساوی رسیدن اموال آنان زمانی است که والدین زن نیز به وی ارثی دهند که تقریباً مساوی با نصف ارث شوهرش باشد، که این مسئله بسیار نادر است. از آن گذشته بیشتر مردان از پرداخت مهریه زنانشان طفره میروند و نفقه را هم که به شکل روزانه و یا هفتگی پرداخت می کنند، در صورتیکه خودشان مبلغ ارثیه را به صورت یکجا دریافت میکنند. واضح است که دریافت یکجای سهم الارث، توان سرمایه گذاری اقتصادی را بالا می برد و گاهی همین موضوع باعث ایجاد نابرابری میان زنان و مردان در حقوق مالی و اقتصادی است.213 اگر مورّث پدر و مادر باشند مرد دو برابر زن ارث می برد. اگر مورث فرزند باشد پدر و مادر به طوری مساوی ارث می برند.(یک ششم)214 اگر مورث مادر باشد و از او شوهر و دختری بازماند دختر دو برابر پدر ارث می برند،215 آزادی مالی زن یعنی از آنچه که بدست می آورند، بهره ببرند.216
” لِّلرِّجَالِ نَصِیبٌ مِّمَّا تَرَک الْوَلِدَانِ وَ الأَقْرَبُونَ وَ لِلنِّساءِ نَصِیبٌ مِّمَّا تَرَک الْوَلِدَانِ وَ الأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ کَثرَ نَصِیباً مَّفْرُوضاً”
هرکه از مرد و زن از آنچه بدست آورند بهره مند شوند و هرچه می خواهید از فضل خدا در خواست کنید که خدا به همه چیز دانا است. 217
این آیه به روشنی جدایی حقوق مالی زن و مرد را بیان فرموده است.
از جمله حقوق مادّی زن، این است که نباید مردان آنها را مجبور به از صرف نظر کردن از حقوق خود، کنند. یا مردان خود را بااجبار وارث زنها قرار دهند و یا اگر از زنی متنفر شوند با اوبد رفتاری نمایند تا مهریه اش را ببخشد. خداوند در قرآن می فرماید:
“یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا لا یحِلُّ لَکُمْ أَن تَرِثُوا النِّساءَ کَرْهاً وَ لا تَعْضلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا ءَاتَیْتُمُوهُنَّ إِلا أَن یَأْتِینَ بِفَحِشه مُّبَیِّنَه وَ عَاشرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِن کَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسى أَن تَکْرَهُوا شیْئاً وَ یجْعَلَ اللَّهُ فِیهِ خَیراً کثِیراً…”218
ای گروهی که ایمان آورده اید بر شما روا نیست که با زور وارث زنان شوید یا به آنها فشار آورید و سخت بگیرید که قسمتی از آنچه را به آنها داده اید بازستانید، مگر اینکه کار زشت و ناروائی کنند که واضح و ثابت باشد. با آنها با خوبی معاشرت کنید، و هرگاه از آنها بدتان بیاید چه بسا باشد از چیزی بدتان آید ولی خداوند در آن برای شما خیر بسیاری نهفته باشد.219
2-1-14-2مهریه
مهریه عبارتست از شی با ارزشی که در ازای دریافت آن دختری حاضر به ازدواج با فردی میگردد، این طبق آئین اسلام، کسیکه قصد طلاق دادن همسرش را دارد، بایستی کلیه مهر او را بپردازد.220 خداونددر “قرآن کریم” به این موضوع امر فرموده داده است:
“وَءَاتُوا النِّسَآءَ صَدُقَتِهِنَّ نِحْلَهً فَإِن طِبْنَ لَکُمْ عَن شَىْء مِّنْهُ نَفْساً فَکُلُوهُ هَنِیئاً مَّرِیئاً” 221
“و مهر زنان را در کمال رضایت و طیب خاطر به آنها بپردازید پس اگر چیزى از مهر خود را از روى رضا و خشنودى به شما بخشیدند، برخوردار شوید که آن شما را حلال و گوارا خواهد بود.”222
همچنین خداوند فرمودند:
“و کَیفَ تَأخُذُونَهَ و قَد افضى بَعضُکُم الى بَعض وَ أخَذنَ مِنکُم میثقاً غلیظً”223
“و چگونه پس بگیرید با اینکه بدنهاى شما با هم تماس گرفته و همسران شما هنگام عقد ازدواج از شما پیمان محکم _ بر وفادارى و امانت _ گرفتند.224
خداوند در قرآن، زنان را لباس مردان و مردان را لباس زنان خوانده.225 ازدواج را وسیله آرامش خاطر و رحمت و مودّت که عالیترین مراتب دوستی و صفا است دانسته و صریحاً میفرماید.
“وَ إِنْ أَرَدتُّمُ استِبْدَالَ زَوْج مَّکانَ زَوْج وَ ءَاتَیْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنطاراً فَلا تَأْخُذُوا مِنْهُ شیْئاً أَ تَأْخُذُونَهُ بُهْتَناً وَ إِثْماً مُّبِیناً(20)226
“و اگر خواستید به جاى همسرى که دارید، همسر بگیرید، حتى اگر همسر اول یک پوست گاو پر از طلا کابین داده اید نباید چیزى از آنرا پس بگیرید، چگونه و بچه مجوزى پس بگیرید با اینکه پس گرفتن آن بهتان و گناهى آشکار است.” 227
اسلام برداشتن مهریه دختران توسط پدرانشان را، نهی نموده است. برای زن این حق را قائل شده است که، اگر شوهرش عقد ازدواج را فسخ میکرد و یا وی را طلاق میدادلإ مهریهاش را أخذ نماید، البته بجز زمانیکه زناء مرتکب میشد. همچنین اگر همه یا قسمتی از مهریه مؤجل بود، دینی بر گردن زوج بود که در صورت فوت زوجه به وارثین وی تعلق میگرفت. در عصر جاهلی، برای حداکثر یا حداقل میزان مهریه اندازه و حدودی مشخص نشده بود.228
2-1-14-3نفقه
در دین اسلام، مرد موظف است کلیه نیازهای مادی همسرش را، از قبیل مواد خوراکی، پوشاک، مسکن، وسایل منزل و وسایل نظافت و غیره را تأمین نماید. دین اسلام با معافیت زنان از تلاشهای خرد کننده اجباری معاش، نه تنها مصلحت زنان بلکه صلاح شوهران آنان و کانون خانوادگی آنها را نیز تأمین نموده است.229
2-1-14-4 نتایج کار زنان
زن و مرد از حیث خصائص انسانی از قبیل انتخاب کار و کسب فضیلت امور خیریه و دخالت در امور و تملک در حقوق با کار مزد خود با یکدیگر فرقی ندارند.

دیدگاهتان را بنویسید