منابع و ماخذ مقاله امر به معروف، طلاق

مِن تَحتِه الانهار خالِدینَ فیها وَ یَکفُر عَنهُم سَیئاتِهُم وَ کانَ ذلکَ عِندَ اللّه فَوزاً عَظیماً”142
“و نیز چنین کرد تا مردان و زنان مؤ من را به جناتى درآورد که از زیر آن نهرها جارى است جناتى که ایشان در آن جاودانه اند و گناهانشان را جبران کند که این در آخرت (نزد خدا) رستگارى عظیمى است.”143
خداوند می فرمایند:
” مَن عَمَل صالِحاً مِن ذَکر أو أنثی وَ هُو مُؤمِن فَلنَحیینه حَیاه طیبه و لنجزینهم أجرَهُم بِأحسَن ما کانوا یَعلَمون” 144
“هر کس از مرد و زن عمل شایسته کند و مؤمن باشد او را زندگى نیکو دهیم و پاداششان را بهتر از آنچه عمل مى کردهاند مىدهیم”145
پس هرکدام از زن و مرد که کار نیکی انجام دهد، نزد خداوند یکسان است، برعکس اعراب جاهلی که برتری را فقط در مرد بودن میدانستند. یعنی کسیکه در دوران حیاتش کار نیکی انجام دهد و در ایمانش نسبت به خداوند صادق باشد خداوند زندگی پاکی در دنیا و آخرت به او عطا میکند و
او را به سعادت میرساند و در آخرت هم جزا و پاداش ایمان راستین دنیویاش را خواهد گرفت.146
2-1-2-3تساوی زنان و مردان در مسأله بیعت
خداوند در مسأله بیعت زنان و مردان را به طور مساوی مورد خطاب قرار داده است، یعنی همانطور که مردان مکلّف به بیعت هستند زنان نیزمکلفند. پیامبر(ص) در هر دو بیعت خویش، با زنان نیز بیعت نمود. بیعت اول”بیعت عقبه” بود که در این بیعت آیه ای برای بیعت زنان نازل نگشت.147 بعد از “صلح حدیبیه” برخی از زنان از سرزمین اسلامی مهاجرت نمودند مانند أم کلثوم بنت عقبه بن أبی معیط، که پیامبر با آنان بیعت نمود.148 بیعت دوم در روز فتح مکه بود. بیعتی زیر درختی در حدیبیه صورت گرفت. که در این بیعت آیهای که نازل گشت از پیامبر خواسته شد از زنان نیز بیعت بگیرد. 149
“یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِذَا جَاءَکَ الْمُؤْمِنَاتُ یُبَایِعْنَکَ عَلَى أَنْ لَا یُشْرِکْنَ بِاللَّهِ شَیْئًا وَلَا یَسْرِقْنَ وَلَا یَزْنِینَ وَلَا یَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ وَلَا یَأْتِینَ بِبُهْتَانٍ یَفْتَرِینَهُ بَیْنَ أَیْدِیهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ وَلَا یَعْصِینَکَ فِی مَعْرُوفٍ فَبَایِعْهُنَّ وَاسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ”150
اى پـیغمبر! چون زنان مؤمن آیند که با تو بر ایمان بیعت کنند که دیگر هرگز شرک به خدا نیاورند و سرقت و زنا نکنند و اولاد خود را به قتل نرسانند، و بر کسى افتراء و بهتان میان دست و پاى خود نبندند (یعنى فرزندى که میان دست و پاى خود پرورده و علم به آن از انعقاد نطفه دارند به دروغ به کسى نبندند) و با تو در هیچ امر به معروفى (که به آنها کنى) مخالفت نکنند بدین شرایط با آنها بیعت کن و بر آنان از خدا آمرزش و غفران طلب کن که خدا بسیار آمرزنده و مهربانست.151
در اینجا این سؤال پیش مىآید که چرا بیعت با زنان مشروط به این شرائط بود، در حالى که بیعت با مردان، تنها بر اسلام و جهاد بود؟ در پاسخ مى توان گفت: آنچه در مورد مردان در آن محیط از همه مهمتر بوده، همان ایمان و جهاد بوده است، و در مورد زنان، چون جهاد، مشروع نبود، شرائط دیگرى ذکر شده که مهمتر از همه بعد از توحید، امورى بوده که زنان آن جامعه گرفتار آن بودند152.
علامه طباطبایی(ره) در تفسیر آیه شریفه فوق، میفرمایند: این آیه کریمه بیعت زنان مؤمن با رسول خدا(ص) را معین میکند که بعضی مشترک بین زنان و مردان است، مانند شرک نوزریدن، ترک سرقت، ترک زنا، قتل اولاد، ترک تهمت و نافرمانی کردن در برابر دستورات سازنده پیامبر(ص) است153.
مورّخین در کتب تاریخی، در مورد چگونگی بیعت نوشتهاند، که پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) دستور داد ظرف آبى آوردند، دست خود را در آن ظرف آب گذارد و زنان هم دست خود را در طرف دیگر ظرف مى گذاردند، و بعضى گفتهاند پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) از روى لباس با آنها بیعت مىکرد.154
از ام عطیه روایت شده است که زمانیکه رسول الله به مدینه مهاجرت نمودند، زنان در منزلی جمع شدند و پیامبر(ص) عمربن خطاب را برای گرفتن بیعت به سوی آنان فرستاد. عمر در جلو درب ایستاد و بر زنان سلام نمود، زنان نیز جواب سلام وی را دادند. عمر گفت من فرستاده رسول الله به سوی شما هستم. زنان انصار نیز گفتند: مرحبا به رسول الله و فرستاده اش. سپس عمر گفت: آیا بیعت می کنید که به خدای یگانه شرک نورزید، دزدی نکنید، مرتکب زنا نشوید، فرزندانتان را به قتل نرسانید و به یکدیگر تهمت و بهتان نزنید؟ زنان انصار گفتند: بله.155 سپس عمر دستش را به درون درب نمود در حالیکه یک دست دیگرش بیرون از درب بود، سپس گفت: خدایا تو شاهد این بیعت هستی.156
2-1-3جایگاه زن مسلمان در کانون خانواده
2-1-3-1زنان نعمتند.
خداوند در قرآن کریم، همسران را نعمتی چون سایر نعمتها میشمارد.
“و الله جَعَلَ لَکُم مِن أنفُسَکُم أزواجاً وَ جَعَلَ لَکُم مِن أزواجِکُم بَنینَ وَ حفده” 157
“و خداوند از جنس خودتان همسرانى برایتان قرار داد و از همسرانتان براى شما فرزندان و نوادگانى قرار داد.”158
علامه طباطبایی در تفسیر آیه فوق چنین میگوید:” مقصود از نعمت همان است که همسرانى از جنس خود بشر براى ایشان آفرید و فرزندان و نوههایى از همسرانش پدید آورد، چون این از بزرگترین و آشکارترین نعمتها است، زیرا اساسى، تکوینى است که ساختمان مجتمع بشرى بر آن بنا مىشود، و اگر آن نبود مجتمعى تشکیل نمى یافت، و این تعاون و همکارى که میان افراد هست پدید نمىآمد، و تشریک در عمل و سعى میسر نمىشد، و در نتیجه بشر به سعادت دنیا و آخرت خود نمى رسید.” 159 همچنین در این آیه خداوند همسران را نعمتی میداند که باعث آرامش فرد میگردد.
” وَ مِن آیاِتِه أنَّ خَلَقَ لکُم مِن أنفُسَکُم أزواجاً لِتَسکُنوا إلیها وَ جَعَل بَینَکُم مَودّه و رَحمَه ” 160
“از آیات الهى آن است که براى شما از خودتان ، همسرانى آفرید تا وسیله آرامش شما باشند و بین شما و آنان موّدت و رحمت قرار داد.”161
2-1-3-2مقام مادر در اسلام
از اساسیترین و برجستهترین خصلت زنان که منزلت آنان را رفعت داد، متّصف بودن آنان به مقام مادری است، زنان به دلیل دارا بودن این خصلت، همواره در اندیشه الهی از کرامت و شرافت برخوردار هستند. بارزترین مشخصه زن در عرصه خانواده و اجتماع به خاطر موقعیت عظیم مادر بودن است، که همواره در مکتب اسلام بر زیباترین، وجه توصیف شده است. در اسلام احترام به مادران همسنگ احترام به پدران است و گاهی بهتر و برتر از آنان بوده است.162
در قرآن کریم در این باره چنین آمده است . “و وَصَّیْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَیْهِ إِحْسَانًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کُرْهًا وَوَضَعَتْهُ کُرْهًا وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا حَتَّى إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْبَعِینَ سَنَهً ” 163
“ما به انسان توصیه کردیم که به پـدر و مادرش نیکى کند، مادرش او را با ناراحتى حمل مى کند، و با ناراحتى بر زمین مى گـذارد، و دوران حمل و از شیر باز گـرفتنش سى ماه است.”
محمد بن یعقوب، عن علی بن إبراهیم، عن أبیه، عن ابن أبی عمیر عن هشام بن سالم، عن أبی عبدالله ( علیه السلام ) قال: جاء رجل إلى النبی ( صلى الله علیه وآله ) فقال: یا رسول الله، مَن أبر؟ قال: أمک، قال: ثُمَّ مَن؟ قال: أمُّک، قال: ثُمَِّ مِن؟ قال: أمُّک، قال: ثُمَّ من؟ قال: أباکَ.164
در وسائل الشیعه از محمد بن یعقوب، از علی بن إبراهیم، از أبیه، از ابن أبی عمیر، از هشام بن سالم، از أبی عبدالله ( علیه السلام ) نقل گشته که مردی به خدمت رسول الله (ص) آمد و گفت: ” یا رسول الله، مرا سفارش کن به چهرکسی نیکی کنم؟ گفت سفارش میکنم تو را به حق مادرت، پس گفت: یا رسول الله، مرا سفارش کن، فرمود سفارش میکنم تو را به حق مادرت، پس گفت: یا رسول الله، مرا سفارش کن، فرمود سفارش میکنم تو را به حق پدرت. روشن است که در فرهنگ اسلامی مادران از منزلت فزونتری نسبت به پدران برخوردارند.
2-1-3-3 زن، مایه آرامش است.
خداوند در سوره روم میفرماید:
“و مِن آیاتِهِ أنَّ خَلَق لَکُم مِن انفُسُکم اَزواجاً لِتَسکُنوا الَیها و جَعلَ بَینَکُم مَوَدهً و رَحمَهً أنّ فی ذِلکَ لِأیات لِقومِ یَتَفَکّرونَ165”
“و یکى از آیات او این است که براى شما از خود شما همسرانى خلق کرد تا به سوى آنان میل کنید و آرامش گیرید و بین شما مودت و رحمت قرار داد و در همین آیتها هست براى مردمى که تفکر و یکى از آیات او خلقت آسمانها و زمین و اختلاف زبانهاى شما و رنگهایتان است که در اینها آیاتى است براى دانایان.” 166
2-1-4مشورت با زنان در قرآن
مسئله مشورت با زنان در قرآن نیز وارد گشته است. در داستان حضرت موسی(ع)، حضرت شعیب با دخترانشان، مشورت نمودند و همچنین خداوند در قرآن کریم میفرمایند:
“و امرَهُم شُوری بَینَهُم”167
“و امورشان در بینشان به مشورت نهاده مى شود.”
با توجه به اینکه مشورت در این آیه به شکل عام مورد نظر است، پس شامل تمامی مسلمین میگردد، اعم از زن و مرد، که زن و شوهر هم از این امر مستثنی نیستند. همچنین در “قرآن کریم” به مشورت میان زن و شوهر درباره زمان از شیر گرفتن کودکان اشاره نموده است
.” فَإِنْ أَرَادَا فِصالاً عَن تَرَاض مِّنهُمَا وَ تَشاوُر فَلا جُنَاحَ عَلَیهِمَا وَ إِنْ أَرَدتُّمْ أَن تَسترْضِعُوا أَوْلَدَکمْ فَلا جُنَاحَ عَلَیْکمْ….” 168
” اگر پدر و مادر به رضایت و مشورت هم خواستند طفل را از شیر بگیرند گناهى بر آنان نیست.”169
همچنین در خصوص اتّخاذ تصمیم طلاق هم زن و مرد بایستی به مشورت بپردازند و بر اساس رضایت طرفین در امور مربوط به فرزندانشان عمل نمایند. اسلام از کوچکترین مسئله، که شیر دادن به کودکان و از شیر گرفتن آنان است، از زن و شوهر خواسته است که با یکدیگر به مشورت بپردازند و چیزی که مورد رضایت طرفین است را انتخاب نمایند. مسلماً در امور بزرگتر و مهمتر هم، همین دستور را میدهد. بر عکس زندگی جاهلی که حتی در جزئیترین امور نظر زنان را دخیل نمیدانستند و در همه حال طبق رأی و نظر مرد خانواده و گاهی رئیس قبیله عمل میشد.
2-1-5 تقلیل مدت عده وفات در قرآن
در عصر جاهلی اگر شوهر زنی فوت میکرد، آن زن مجبور بود یکسال تمام به عزاداری بپردازد.170 که در دین اسلام این مدت، به چهار ماه و ده روز تقلیل یافت. خداوند در قرآن کریم فرمودند:
“وَ الَّذِینَ یُتَوَفَّوْنَ مِنکُمْ وَ یَذَرُونَ أَزْوَجاً یَترَبَّصنَ بِأَنفُسِهِنَّ أَرْبَعَهَ أَشهُر وَ عَشراً فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلا جُنَاحَ عَلَیْکمْ فِیمَا فَعَلْنَ فى أَنفُسِهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ ” 171
“کسانى از شما که بمیرند و همسرانى به جا گذارند، زنان چهار ماه و ده روز، به انتظار بمانند و چون به مدت خویش رسیدند آنچه به شایستگى درباره خویش کنند، گناهى بر شما نیست که خدا از آن چه مى کنید آگاه است.” 172
2-1-6ملغی نمودن زنده به گور نمودن دختران، در قرآن
از جمله رفتارها و عادات زشت اعراب جاهلی زنده به گور نمودن دختران بی گناد در بدو تولد و گاهی در سالهای نخست زندگیشان بود. خداوند در آیات 8و9 سوره تکویر مسلمین را از برتر دانستن پسران بر دختران و زنده به گور نمودنشان بر حذر دانسته است. همچنین در سوره نحل نیز به سنت زشت و غیر انسانی وأد اشاره نموده است.173
” وَ إِذَا بُشرَ أَحَدُهُم بِالأُنثى ظلَّ وَجْهُهُ مُسوَدًّا وَ هُوَ کَظِیمٌ(58) یَتَوَرَى مِنَ الْقَوْمِ

دیدگاهتان را بنویسید