منابع و ماخذ مقاله امر به معروف، تعدد زوجات، حقوق انسان

مِن سوءِ مَا بُشرَ بِهِ أَ یُمْسِکُهُ عَلى هُون أَمْ یَدُسهُ فى الترَابِ أَلا ساءَ مَا یحْکُمُونَ)174
در حالى که هر گاه به یکى از آنها بشارت دهند دخترى نصیب تو شده صورتش (از فرط ناراحتى ) سیاه مى شود، و مملو از خشم مى گردد! از قوم و قبیله خود بخاطر بشارت بدى که به او داده شده متوارى مى گردد (و نمى داند) آیا او را با قبول ننگ نگهدارد، یا در خاک پنهانش کند؟ چه بد حکمى مى کنند؟!175
همچنین خداوند در قرآن میفرماید: قَدْ خَسِرَ الَّذِینَ قَتَلُوا أَوْلَدَهُمْ سَفَهَا بِغَیْرِ عِلْم وَحَرَّمُوا مَا رَزَقَهُمُ اللهُ افْتِرَآءً عَلَى اللهِ قَدْ ضَلُّوا وَمَا کَانُوا مُهْتَدِینَ”176
کسانى که فرزندان خود را از روى سفاهت و جهل کشتند زیان کردند.177
اینجاست که منّت اسلام بر بانوان و به خصوص زنان درمانده عربستان درک میگردد، که
چگونه اسلام آنان را از چنین مرگ فجیعی نجات بخشید، و به تمامی زنان حق زنده بودن و زندگی کردن همانند مردان عطا نمود، و همچنین کلیه حقوق انسانی را برای آنان به رسمیت شناخت.
بنابراین زنده به گور نمودن دختران در دوره جاهلیت، فقط به دلیل فقر و تنگدستی نبود، گرچه تنگدستی یکی ازدلایل مهم این امرغیر انسانی بود. اما اصلی ترین دلیل این امر را می توان جلوگیری از ربوده شدن دختران در جنگهای قبیلهای و ایجاد لکه ننگ برای کلّ افراد قبیله نام برد، که در این مورد اعراب اعتقادات بسیار متعصّبانه و متحجّرانهای داشتند.178 اعتقاد به این عقیده برای اعمال اعراب زمانی قوت میگیرد که در متون و اشعار باقیمانده ازدوران جاهلیت مشاهده میکنیم که حتی اگر دختری از قبیله ای با مردی از قبیله دیگر ازدواج مینمود، زنان قبیلهاش برای او آرزوی زائیدن دختر را داشتند، همراه با زایمان بسیار سخت، زیرا معتقد بودند که اگر پسردار شود برای قبیله خودش دشمن زائیده است.
قابل توجه است که در عصر جاهلی گاهی برخی از مردان نیز یافت می شدند که با قانون زنده به گور نمودن دختران مخالفت می کردند، از جمله این افراد زید بن عمرو بن نُفَیل بود که هرگاه می شنید که مردی قصد زنده به گورنمودن دخترش را دارد تمامی موونه و مخارج طفل را تأمین کرده وپدر نوزاد را از کشتن نوزادش منع می نمود. طبرانی از صهصعه بن ناجیه المجاشعی (جد فرزدق) نقل می کند که، روزی صعصعه به پیامبر(ص) عرض کرد که: یا رسول الله، من در دوران جاهلیت عملی را انجام داده ام، آیا اجر و پاداشی برای آن دریافت خواهم نمود؟ پیامبر(ص) فرمودند: چه عملی؟ صعصعه گفت: من سیصد و شصت کودک را از مرگ نجات دادهام و برای مخارج هر کدام، 2ناقه و 20شتر(اشتری حاملگی آن گذشتهت موودَهَِِ بناقتین و عشراوین: دو شتر که ده ماه ازحاملگی گذشته بود.) 179پرداخت کرده ام، آیا پاداشی به من تعلق خواهد گرفت؟ پیامبر(ص) فرمودند:” لَکَ أجرَه منَّ الله عَلیک بِالإسلام” برای تو پاداشی است، زمانیکه خداوند پذیرفتن اسلام را برتومنت گذاشت.180
1-1-7قوامیّت مردان بر زنان درقرآن
قّوام از ماده قیام به معنای نگهبانی و اصلاح است. سخن خداوند به همین معناست که فرموده است: ” اَلرِّجالُ قَوّاموُنَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ وَ بِما اَنْفَقوُا مِنْ اَمْوالِهِمْ……. ” 181
“مردان سرپرست زنانند، به دلیل آنکه خداوند برخی از ایشان را بر برخی دیگر برتری داده است، و نیز به دلیل آنکه از اموالشان خرج می کنند… .”
قیّم زن، شوهر اوست او نیازمندیهای زن را بر آورده میکند. منظور آن است که مردان متکفّل امور زنانند، و به کارهایشان میپردازند.182 همچنین گفتهاند: قیام چیزی مخالف نشستن است. قوّام، کسی است که بدون تکیه بر دیگری، بسیار به خویشتن متّکی است. در این آیه منظور کسی است که بر زن در تدبیر امورش و برطرف ساختن نیازمندیهایش اشراف دارد.183
2-1-8تعدّد زوجات در قرآن
تعدّد زوجات نزد اعراب جاهلی، امری معروف و رایج بود و بین کلیه قبایل اعراب رواج داشت، به گونهای که اعراب جاهلی به کثرت زنان خویش افتخار میکردند. به طور مثال زمانیکه “غیلان بن سلمه الثقفی” اسلام آورد، دارای ده همسر بود. پیامبر(ص) به وی دستور داد تا از میان زنان خویش تعداد چهار زن را به عنوان همسر خویش انتخاب کند.184 همچنین “قیس بن حارث” میگوید: زمانیکه مسلمان شدم دارای هشت همسر بودم که پیامبر(ص) فرموند: تعداد چهار همسر را برگزین. همچنین، درهنگام طلوع خورشید اسلام، برخی از مردان قبیله ثقیف دارای ده همسر بودند، مانند: “سعود بن معقب” ، “عروه بن مسعود” ، “سفیان بن عبدالله” و “مسعود بن عامر”.185
اعراب جاهلی در مورد تعداد همسران خویش، دارای هیچ قید و بندی نبودند، یعنی با هر تعداد همسر، که میل داشتند، ازدواج مینمودند. ابن هشام در سیره خود می گوید: عبدالمطلب پدربزرگ پیامبردارای شش همسرده پسر وشش دختر بود.186
خداوند در قرآن کریم درباره تعدد زوجات چنین میفرماید:
” وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلا تُقْسِطوا فى الْیَتَمَى فَانکِحُوا مَا طاب لَکُم مِّنَ النِّساءِ مَثْنى وَ ثُلَث وَ رُبَعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلا تَعْدِلُوا فَوَحِدَهً أَوْ مَا مَلَکَت أَیْمَنُکُمْ ذَلِک أَدْنى أَلا تَعُولُوا.”187
” اگر بترسید که مبادا درباره یتیمان مراعات عدل و داد نکنید پس آن کس از زنان را به نکاح خود درآورید که شما را نیکو و مناسب با عدالت است: دو یا سه یا چهار (نه بیشتر) و اگر بترسید که چون زنان متعدد گیرید راه عدالت نپیموده و به آنها ستم کنید پس تنها یک زن اختیار کرده و یا چنانچه کنیزى دارید به آن اکتفا کنید که این نزدیکتر به عدالت و ترک ستمکارى است.” 188
بنابراین در عصر اسلامی، مردان موظّف به رعایت قانون تعدد زوجات با شرط رعایت عدالت در میان همسرانشان، شدند. برعکس دوران جاهلیت که نه تنها قانونی جهت حداقل یا حداکثر تعدّد زوجات وجود نداشت، بلکه در رفتار با بانوان نیز کمترین احترامی دیده نمیشد.
2-1-9متعه در قرآن
“متعه” از جمله ازدواجهای مرسوم در عصر جاهلی است، که خداوند با فرستادن آیهای آنرا مورد پذیرش قرار داد و در صدر اسلام بدان عمل میشد، خداوند در سوره نساء به ازدواج موقت اشاره نموده است:
“… فَمَا استَمْتَعْتُم بِهِ مِنهُنَّ فَئَاتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضهً وَ لا جُنَاحَ عَلَیْکُمْ فِیمَا تَرَضیْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِیضهِ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلِیماً حَکِیماً”189
“و اگر زنى را متعه کردید _ یعنى با او قرارداد کردید در فلان مدت از او کام گرفته و فلان مقدار اجرت (به او) بدهید، _ واجب است اجرتشان را بپردازید، و بعد از معین شدن مهر، اگر به کمتر یا زیادتر توافق کنید گناهى بر شما نیست، که خدا دانایى حکیم است.” 190
2-1-10ممنوعیت “نکاح المقت” در قرآن
در عصر جاهلی شکلهای گوناگونی از ازدواج رواج داشت، که برخی از آنها در دین اسلام مورد قبول واقع شد و اکثر آنان ملغی گشت. از جمله ازدواجهای رایج در عصر جاهلی که اسلام آنرا ملغی اعلام نمود، ازدواج با دو خواهر به طور همزمان بود. که خداند در آیه 23 سوره نساء فرمودند: “..ان تَجمَعوا بَینَ الاُختَین الّا ما قد سلَفَ انّ اللّهَ کانَ غفوراً رحیماً”191
مگر دو خواهرانى که در دوره جاهلیت گرفتهاید، که خدا آمرزنده رحیم است.192
همچنین “نکاح مقت” یا ازدواج با بیوه پدر از جمله ازدواجهای رایج در عصر جاهلی بود که اعراب جاهلی بسیار راغب به انجام آن بودند. از آنجا که در عصر جاهلی، قانون خاصی برای حداقل سنّ ازدواج، تفاوت سنّی میان زن و شوهر و انواع ازدواجها وجود نداشت، ازهر مردی که فوت مینمود همسران بیشماری و در سنین مختلفی به جا میماند، که گاه کم سن و سال تر از پسران میّت بودند، لذا پسر ارشد میّت اقدام به ازدواج با بیوه پدر خویش مینمود.
خداوند در قرآن کریم، با فرستادن آیهای اعراب را از نکاح و ازدواج با بیوه پدر برحذر داشته است:193
” وَلا تَنْکِحُوا مَا نَکَحَ آبَاؤُکُمْ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ ” 194
“و با زنى که پدر شما با او ازدواج کرده ازدواج نکنید، که باطل است، مگر آنچه که در دوره جاهلیت انجام شده، که این عمل از مصادیق فاحشه و باعث خشم خدا و طریقه اى زشت است.”195
همچنین از جمله عادات زشتی که در عصر جاهلی رواج داشت، این بود که گاهی از ازدواج مجدّد زنی بیوه، جلوگیری و ممانت به عمل میآمد و یا اینکه با در تنگنا قرار دادن وی، مقداری از مهریه داده شده به وی را پس میگرفتند. خداوند در قرآن به این عمل زشت اعراب اشاره نموده است و انجام آنرا کاری حرام تلقّی نموده: یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا لا یحِلُّ لَکُمْ أَن تَرِثُوا النِّساءَ کَرْهاً وَ لا تَعْضلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا ءَاتَیْتُمُوهُنَّ إِلا أَن یَأْتِینَ بِفَحِشه مُّبَیِّنَه “196
“هان اى کسانى که ایمان آوردید این براى شما حلال نیست که به زور از شوهر رفتن زن میت جلوگیرى کنید، تا بمیرد، و شما ارث او را بخورید، و در مضیقه شان بگذارید تا چیزى از مهریهاى که از شما گرفته اند به شما برگردانند… “197
2-1-11نهی از زنده به گور نمودن دختران
خداوند در قرآن کریم به عادت زشت اعراب جاهلی، اشاره مینماید و آنان را از این عمل نهی میفرماید:
“و لا تَقتُلوا أََولَدَکُم خَشیَهَ إملَقِ نَحنُ نَحنُ نَرزُقُهُم وَ إیّاکُم إنَّ قَتلَهُم کانَ خِطاً کَبیراً.”198
“فرزندان خود را از ترس فقر و تنگدستی نکشید ما به شما و آنها روزی میرسانیم، همانا کشتن آنان گناهی بس بزرگ است.”
2-1-12 نهی از تبرِّج
خداوند طی آیاتی در قرآن کریم، همسران “پیامبر(ص)” را از انجام عادات زشت و نکوهیده دوران جاهلی برحذر میدارد. هرچند که این آیات، در خصوص همسران پیامبر اسلام است ولی کلیه زنان مومن و مسلمان، بایستی این دستورات را سرلوحه زندگی خویش قرار دهند.
“یَنِساءَ النَّبىِّ لَستنَّ کَأَحَد مِّنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَیْتنَّ فَلا تخْضعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطمَعَ الَّذِى فى قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَّعْرُوفاً(32) وَ قَرْنَ فى بُیُوتِکُنَّ وَ لا تَبرَّجْنَ تَبرُّجَ الْجَهِلِیَّهِ الأُولى وَ أَقِمْنَ الصلَوهَ وَ ءَاتِینَ الزَّکوهَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسولَهُ “199
“اى زنان پیامبر! شما مثل احدى از سایر زنان نیستید، البته اگر تقوى پیشه سازید، پس در سخن دلربایى مکنید، که بیمار دل به طمع بیفتد، و سخن نیکو گویید. (32) و در خانه هاى خود بنشینید، و چون زنان جاهلیت نخست خودنمایى نکنید، و نماز بپا دارید، و زکات دهید، و خدا و رسولش را اطاعت کنید، خدا جز این منظور ندارد که پلیدى را از شما اهل بیت ببرد، و آن طور که خود مى داند پاکتان کند (33) 200
2-1-13 امر به معروف و نهی از منکر
یکی از زمینههای مشارکت سیاسی زنان، در مسأله امر به معروف و نهی از منکر نسبت به افراد جامعه است. خداوند در قرآن کریم صریحاً نسبت به اقدام به این موضوع اساسی در تداوم حیات بشری امر می فرمایند: 201
“و لتَکُن مِنکُم امَّه یَدعونَ الی الخَیرِ وَ یَأمُرونَ بِِالمَعروفِ وَ یَنهونَ عَنِ المُنکُرِ…”202
“باید از میان شما گروهی به نیکی دعوت کنند و به کار شایسته وادارند و از زشتی باز دارند.”203
“وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنَت بَعْضهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْض یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَ یُقِیمُونَ الصلَوهَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکَوهَ وَ یُطِیعُونَ اللَّهَ وَ رَسولَهُ أُولَئک سیرْحَمُهُمُ اللَّهُ

دیدگاهتان را بنویسید