منابع در دسترس

سویا 7000 36/3849 0 0 0
کلزا 7992 96/9779 0 0 63/9775
برنج 41394 38/41483 9/39820 19/42088 71/40470
گندم 13400 61/24358 15/34610 15/34610 96/24623
جو 10000 200 200 200 200
ماخذ: نتایج تحقیق
بررسی دانههای روغنی شهرستان نشان میدهد که این محصولات در شرایط مناسبی از الگوی کشت فعلی قرار ندارند. کاشت محصول سویا در مدل بازاری نسبت به حالت فعلی با 45 درصد کاهش پیشنهاد شده است که این به دلیل سودآوری کم آن در منطقه میباشد. همچنین در مدل‏های اجتماعی با نرخ ارز واقعی و 17000 ریالی، کاشت این محصول اصلا توصیه نمیشود و دلیل آن سودآوری اجتماعی کم آن میباشد.
بررسی سطح زیر کشت محصول کلزا، به عنوان یکی دیگر از دانههای روغنی شهرستان نشان می‏دهد که در مدل بازاری، سطح زیر کشت این محصول 18 درصد نسبت به وضع موجود افزایش یافته است که این میتواند به دلیل بالا بودن سودآوری بازاری آن نسبت به هزینه‏های تولیدش باشد. بررسی مدل اجتماعی در سه حالت بررسی شده نشان میدهد که در مدل با نرخ ارز 15000 ریال و نرخ ارز واقعی، کشت این محصول اصلا پیشنهاد نمیشود و دلیل آن بالا بودن هزینههای اجتماعی در برابر سودآوری آن است. اما در مدل سوم اجتماعی (نرخ ارز 17000 ریال) به دلیل سودآوری اجتماعی بالای آن در این سطح از نرخ ارز، سطح زیرکشت آن نسبت به وضع موجود با 18 درصد افزایش پیشنهاد شده است.
در هر چهار مدل، سطح زیر کشت برنج تغییرات بسیار کمی نسبت به وضع موجود را نشان میدهد که علت این مسئله سودآوری مناسب بازاری و اجتماعی این محصول است، اما امکانات و محدودیتهای منطقه، بالاخص محدودیتهای مدیریتی اجازه افزایش بیش از این مقدار را به این محصول نمیدهد.
سطح زیر کشت گندم در مدل بازاری نسبت به حالت فعلی حدود 45 درصد افزایش یافته است که این به علت زیاد بودن درآمد بازاری نسبت به هزینههای بازاری آن میباشد. همچنین سطح زیرکشت این محصول در مدل اجتماعی در هر سه حالت افزایش یافته است که این موضوع نیز به دلیل سودآوری بالای این محصول در این مدلها میباشد.
فصل پنجم
نتیجهگیری و پیشنهادات

در مطالعه حاضر، جایگاه دانههای روغنی کلزا و سویا در الگوی بهینه کشت شهرستان ساری در دوحالت بازاری و اجتماعی مورد بررسی قرار گرفت. با توجه به نتایج ارائه شده در فصل قبل می‏توان پیشنهادات زیر را ارائه داد:
1- نتایج مدل بازاری نشان میدهد که استفاده از آب و ماشینآلات و همچنین سرمایه برای تولید محصولات شهرستان و بخصوص دانههای روغنی بیش از نیاز میباشد و میتوان همین مقادیر تولید را با استفاده از مقادیر کمتری از این نهادهها تولید کرد.
2- طبق نتایج مدل بازاری، زمین یکی از نهادههای محدودکننده در زراعت شهرستان به شمار می‏رود. لذا میتوان با کاهش سطح زیرکشت جو به عنوان محصولی که هیچگونه مزیتی ندارد، سطح زیرکشت دانههای روغنی سویا و کلزا را که تامینکننده نیاز روغن مصرفی کشورند را افزایش داد.
3- با توجه به محدودیتهای موجود و همچنین منابع در دسترس، برای دستیابی به الگوی بهینه کشت باید 45 درصد از کشت سویا به عنوان یکی از دانههای روغنی شهرستان را کاهش و 18 درصد کشت کلزا را افزایش داد.
4- بررسیها نشان داد که با کاهش هزینهها بازاری به مقدار سه درصد و بیشتر در محصولات کلزا و سویا، این محصولات در الگوی بهینه کشت منطقه که براساس قیمتهای بازاری محاسبه میشود قرار میگیرند. لذا باید به دنبال راهکارهایی برای افزایش هزینههای تولید دانههای روغنی شهرستان بود. از جمله از این راهکارها میتوان به ارائه تسهیلات جهت خرید ماشینهای کشاورزی و کاهش هزینه ساعت کاری ماشینآلات در منطقه و همچنین ایجاد مراکز خرید بیشتر جهت کاهش هزینههای رفت و آمد تا مراکز خدمات و فروش محصول برای کشاورزان میتوان اشاره داشت.
5- بررسیها نشان میدهد که در تولید محصول سویا در شهرستان ساری، دولت از بازار نهادهها حمایت کرده، اما از بازار فروش محصول حمایت نمیکند. همچنین محاسبه ضریب حمایت موثر (EPC) برای آن نشان میدهد که مجموع اثرات مداخله دولت در بازار محصول و نهادهها به زیان تولیدکننده است. لذا با توجه به اهمیت این گونه گیاهان در تامین نیاز روغن خوراکی کشور، لازم است که میزان حمایت دولت از بازار فروش این محصول افزایش یابد تا کشاورزان برای تولید هر چه بیشتر اینگونه گیاهان ترغیب شوند. پرداختهای جبرانی برای این محصولات در همین سطح از هزینهها میتواند یکی از همین راهکارها باشد.