مقام معظم رهبری

2- تاریخچه جامعه روحانیت بعد از پیروزی انقلاب اسلامی؛ که این قسمت خود به دو دوره مجزا تقسیم می‌شود:
الف) از پیروزی انقلاب اسلامی تا انشعاب مجمع روحانیون؛
ب) از انشعاب مجمع روحانیون تا سال 1388
گفتار اول:
1- جامعه روحانیت از بدو تأسیس تا پیروزی انقلاب اسلامی
ریشه تشکیل جامعه روحانیت مبارز را باید در بین علمایی جست که در سالهای 1340-1341 ش. جذب اما خمینی(ره) شدند. بدین معنا که پس از فوت دو شخصیت بزرگ سیاسی مذهبی در سال 1340 یعنی آیت‌الله‌العظمی بروجردی (فروردین 1340) و آیت‌الله کاشانی (اسفند1340) علیرغم خواست رژیم پهلوی و برخی روحانیون غیرسیاسی، امام خمینی در صحنه سیاسی کشور ظهور کرد.
طرح لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی در مهرماه 1341 که طی آن نیت ضداسلامی رژیم پهلوی آشکار شد،‌ امام خمینی و یارانش را بر آن داشت تا برای دفاع از اسلام و کشور اسلامی مبارزات خود را علیه رژیم پهلوی آغاز کنند(آبراهامیان، 1382: 438). از آنجا که در شهرهای مختلف روحانیان به طور معمول جلساتی داشته و هنگام نیاز اعلام موضع می‌کردند، روحانیان شهرهای قم، تبریز، آبادان، لار، رشت، رفسنجان، یزد، کربلا،‌ نورآباد، شهررضا، همدان، شمیران، نجف، بابل، اهر، بهبهان، خرم‌آباد و تهران در اعتراض به لایحه فوق اعلامیه‌هایی صادر کردند.
در شهر قم امام خمینی پس از جلسه و مشورت با علمای بزرگ قم، مبارزه خود را با کمک روحانیان جوان و انقلابی طرفدارش آغاز کردند و علمای تهران نیز در تاریخ 1/9/1341 با صدور بیانیه‌ای و با امضای نزدیک به 150 نفر با اعتراض به لایحه مذکور به کمک امام خمینی برخاستند.
با تداوم مبارزه امام خمینی پس از عقب نشینی دولت در لایحه مذکور و مخالفت روحانیت انقلابی با اصلاحات آمریکایی «انقلاب سفید شاه و مردم» و سپس حوادث پس از آن مانند حمله رژیم به مدرسه فیضیه در دوم فروردین 1342، قیام 15 خرداد 1342، اعتراض امام به کاپیتولاسیون و سپس تبعید ایشان ابتدا به ترکیه و سپس نجف اشرف، علمای مبارز به شیوه های مختلف حمایت خود را از امام خمینی اعلام نمودند. این دسته از روحانیان طی جلسات و دور هم نشستن‌ها که معمولاً در منزل یکی از اعضاء تشکیل می‌شد، در تداوم نهضت به این نتیجه رسیدند که در تشکیلاتی دور هم جمع آیند و م تناسب با شرایط خفقان و استبداد مبارزه خود علیه رژیم پهلوی را دامه دهند.جامعه روحانیت مبارز در واقع از درون چنین جلساتی از سوی آن دسته از روحانیانی که به ضرورت تشکیلات رسیده بودند، متولد شد. در همین دوران برخی از روحانیان مبارز وارد برخی تشکلهای جوانان مسلمان مانند هیئت های مؤتلفه شدند تا بر سلامت فکری و هدایت مبارزه نظارت داشته باشند.افرادی مانند شهید مطهری، شهید بهشتی، حجه‌الاسلام انواری،شیخ احمد مولایی و علی گلزاده غفوری شورای روحانیت مؤتلفه را تشکیل می‌دادند و به حمایت از مبارزات اما خمینی برخاسته بودند(بادامچیان؛ بنایی، 1362: 182).
در شرایط خفقان پس از قیام 15 خرداد 1342 و در دوران تبعید امام خمینی، روحانیت طرفدار امام خمینی از مبارزه دست نکشید. آنان به رغم مشکلات فراوانی که در راه مبارزه با وجود جو وحشت و شکنجه‌های ساواک و رژیم، با آن روبرو بودند، به هر طریق ممکن اعلامیه‌ها و نوارهای امام خمینی را از نجف دریافت و تکثیر و توزیع می‌کردند. طرح حکومت اسلامی یا ولایت فقیه در سال 1348 (بهمن ماه) توسط امام در نجف، جانی دوباره به روحانیت انقلابی داد و آنان را تا برپایی نظام اسلامی مبتنی بر ولایت فقیه مصصم‌تر ساخت. در همین ایام جلسات روحانیان انقلابی در شهرهای مختلف بویژه قم و تهران ادامه یافت.
در سال 1349 با رحلت آیت‌الله‌العظمی حکیم در عراق، یاران امام خمینی در ترویج مرجعیت ایشان فعال‌تر شدند و رژیم علاوه بر تبعید بعضی از مدرسین حوزه علمیه قم، نسبت به پایگاههای مبارزه در تهران که از سال‌های 1345-1346 جلسات هفتگی داشتند، حساس‌تر شده و شماری از آنان را دستگیر کرد.
با شروع دهه پنجاه شمسی، در شرایطی که برخی از جوانان مبارز تحت تأثیر ایدئولوژی مارکسیسم و مبارزات انقلابی کمونیستها به مبارزه مسلحانه روی آورده بودند، به رغم همکاری و کمک بعضی از روحانیان به چنین سازمان‌هایی به دلیل عدم تأیید امام خمینی از شیوه مبارزه مسلحانه، روحانیان انقلابی راهبرد مبارزه مردمی تحت رهبری امام خمینی را پی میگرفتند. در طول این سالها با آنکه بسیاری روحانیان بازداشت، زندان، ممنوع‌المنبر، تبعید و شکنجه می‌شدند، اما در هر فرصتی که پیش می‌آمد جلسات خود را برپا می‌کردند. با وجود لو رفتن نامه آقای هاشمی رفسنجانی به امام خمینی در مرز ایران و عراق و دستگیری و زندانی شدن ایشان در 12/7/1350 جلسات هفتگی روحانیان مبارز تهران بدون حضور آقای هاشمی رفسنجانی ادامه یافت. اعضای این جلسه عبارت بودند از: محمد امامی کاشانی، سیدعلی غیوری، فضل‌الله مهدی زاده محلاتی، حسین کاشانی، محمدحسن طاهری، محمدرضا مهدوی کنی، عبدالمجید معادیخواه، حسن لاهوتی.
یادآور می‌شویم که جلسات هفتگی یادشده با عناوین پوششی همچون «جلسه درس عربی» برگزار می‌شد و با توجه به تداوم این نوع جلسات اساسنامه منتشره جامعه روحانیت مبارز، در پایگاه اینترنتی آن، سال تأسیس آن را 1352 ذکر کرده است. از جمله شخصیت‌هایی که در دور هم‌نشینی روحانیان مبارز از تجربه جلسات پیشنهادی امام خمینی برای علمای بزرگ در قم بهره گرفت و زمینه را در کنار بزرگان دیگر برای تشکیل رسمی جامعه روحانیت آماده کرد، شهیدمطهری بود. به هر روی شکل‌گیری رسمی جامعه روحانیت مبارز در سال 1356 ش بوده است(دارابی، 1375: 145-144).
در شرایطی که طبق تز حقوق بشر کارتر و فضای باز سیاسی، رژیم پهلوی تلاش داشتند تا خفقان تا حدودی کم کنند و از سال 1355 رژیم را ناچار به کاستن سرکوب کردند، روحانیان مبارز به جای برگزاری کانون‌های شب شعر و گردهماییهای روشنفکری برخی از جریانها مانند ملی‌گرایان و لیبرال‌ها،‌ انسجام خود را جهت سرنگونی رژیم تقویت کردند. افرادی چون استاد مطهری، بهشتی، مفتح، موسوی اردبیلی، موسوی خوئینی‌ها، عمید زنجانی، امامی کاشانی، ملکی، ناطق نوری، کروبی، اکرمی، موحدی کرمانی، معادیخواه، حسن روحانی، ایروانی، رسولی محلاتی، مروارید و امام جمارانی در این جلسات هفتگی که یکشنبه‌ها و گاه دوشنبه و سه‌شنبه تشکیل می‌شد، شرکت می‌کردند. در این زمان برخی از شخصیت‌های مبارز همانند آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در زندان و آیت‌الله مهدوی کنی در تبعید بودند.
گفتنی است در برخی از آثاری که پیرامون مسائل، وقایع و تحولات انقلاب اسلامی به رشته تحریر درآمده، مرحوم آیت‌الله شهید دکتر بهشتی به عنوان شخصیت عمده و مؤسس جامعه روحانیت مبارز به حساب آمده و از افرادی نظیر شهیدان مطهری، مفتح، باهنر و آقایان مهدوی کنی، خسروشاهی، عبدالمجید ایروانی، هاشمی رفسنجانی، ناطق نوری، معادیخواه، شجونی، مهدی کروبی، هادی غفاری و … به عنوان فعالین و گردانندگان جامعه روحانیت مبارز یاد شده است.
از مقام معظم رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، در این باره، این چنین نقل شده است:
تابستان 1356 در مشهد با دو نفر از برادران نشسته بودیم، مرحوم آقای ربانی املشی و آقای موحدی کرمانی. صحبت از این شد که مبارزین و مخصوصاً روحانیت که عمده‌ترین مبارزین بودند، چرا متشکل نیستند. پیشنهاد شد که بیاییم تشکیلاتی را به وجودآوریم.در همان جلسه گفته شد که اگر آقای بهشتی در این جلسات باشند این جلسات عاقبت به خیر [می‌شود] و به جایی خواهد رسید.از حسن اتفاق، شهید بهشتی و شهید باهنر هم در آن موقع در مشهد بودند و سنگ بنای تشکل اسلامی گذاشته می‌شود(بادامچیان؛ موحدی قمی، 1374: 83).
انسجام بیشتر روحانیت مبارز خواست امام خمینی بود. مرحوم موحدی ساوجی از اعضای فعال جامعه روحانیت پس از دیدار با امام خمینی در سال 1356 در نجف اشرف حامل دو پیام به شهید مطهری بود که اولی درباره وحدت و انسجام بیشتر روحانیت مبارز و دومی درباره اسلامی بودن ماهیت نهضت و لزوم پیشتازی روحانیت بود:
امام پیامی به طور شفاهی به من دادند که به آیت الله مطهری برسانم.این پیام در دو محور بود:
مطلب اول در ارتباط اینها با هم نزدیک‌تر و فشرده‌تر شود. و مطلب دوم در ارتباط با آگاه کردن مردم و توجه دادن آنها به این نهضت که یک نهضت اسلامی است و همواره روحانیت باید در صحنه باشد و روحانیت مبارز جریان‌ها و گروه‌های دیگر را جلو نیندازد و خود روحانیت نهضت و انقلاب را رهبری کند.
شهادت فرزند امام خمینی، آیت‌الله سیدمصطفی در اول آبان 1356 در نجف که در شتاب بخشیدن به پیشرفت نهضت اسلامی نقش بسزایی داشت، نقش جامعه روحانیت مبارز تهران را در کنار سایر تشکل‌های مذهبی مانند جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و حوزه‌های علمیه کشور آشکارتر کردو در این باره جامعه روحانیت مبارز تهران طی اعلامیه‌ای بیان داشت:
باسمه تعالی
ضایعه اسفناک درگذشت مرحوم حجه‌الاسلام والمسلمین آقای حاج آقا مصطفی – طاب ثراه – موجب تأثر عموم عالم تشیع به خصوص جامعه روحانیت گردید. این مصیبت را به حضور والد معظمشان، مرجع عالیقدر حضرت آیت‌الله‌العظمی امام خمینی – دام ظله الشریف -تسلیت می‌گوییم و به اطلاع می‌رسانیم که بدین مناسبت، مجلس ترحیمی روز یکشنبه 18 آبانماه جاری از ساعت 3الی 5 بعداز ظهر در مسجد ارک منعقد خواهد شد(نظری، 1376: 203).
در مجلس یاد شده که به مناسبت هفتمین روز شهادت حاج آقا مصطفی برگزار شد،آیت‌الله محمد محمدی گیلانی، محمد مهدی ربانی املشی و دکتر حسن روحانی سخنرانی کردند. به رغم فضای خفقان حاکم، جامعه روحانیت مبارز توانست صدها نفر از اقشار مختلف را علیه رژیم در این مجلس باشکوه گردآورد و قدرت سازماندهی و رهبری خود را آشکارتر سازد.