مقاله رایگان با موضوع حکومت قانون، ناصرالملک، بخش صنعت و معدن

تغییرات اساسی بوجود نیامد، چرا که اقتصاد امپراتوری وضع نابسامانی داشت و حال آن که اصلاحات نیازمند هزینههای هنگفتی میشد. واردات سیل آسا و صادرات بسیار کم مهمترین عامل اصلی در ضعف اقتصاد شمرده میشد.
البته بسیاری از اصلاحات و یا “آغاز حرکت به سمت فاجعه یا گامهایی برای “مدرنسازی” جهان اسلام” ( منسفیلد،1385: 77)، برگرفته از افکار اروپا بویژه اندیشههای انقلاب فرانسه بود، در واقع، ” هیچگونه چشمانداز (خیزش بزرگ به جلو) در اقتصاد عثمانی که به آن توان رقابت با قدرتهای صنعتی اروپای غربی را بدهد، وجود نداشت. مشخصات اصلی سرمایهداری پیشرفتهی قرن نوزدهمی و تخصص لازم برای مدیریت آنها دیده نمیشد، کاپیتولاسیون ایجاب میکرد که بخش بزرگی از فعالیتهای اقتصادی سودآورد در اختیار بیگانگان و بنابراین خارج از نظارت عثمانیها قرار گیرد.” (همان: 82) به همین دلیل این تغییرات نه تنها نتوانست تاثیری در حکومت داشته باشد و یا آن را از ورط? هلاکت نجات دهد، بلکه وضع را بدتر کرد، چرا که استعمارگران اروپایی قدم به قدم به اهداف استعماری خود نزدیک میشدند.
“تاکید بر گسترش احزاب ملیگرا و منطقهای با تثبیت موقعیت فئودالها برای تدارک یک برنامه دراز مدت در عراق جهت وسعت بخشیدن و عمق دادن به نفوذ استعمار غرب در این کشور برای دهههای آینده، از رئوس کارهایی بود که اشغالگران انگلیسی در بعد سیاسی سعی در انجام آن داشتند. “( شورای نویسندگان،بی تا:26) به همین علت، گرایش مردم عراق به ایدئولوژیهای جدید غرب از جمله، ناسیونالیسم، سوسیالیسم، کمونیسم و بعدها فاشیسم که باعث ترویج اندیشههای غرب بود، یکی دیگر از عوامل تحکیم استعمار بشمار میرود. علاوه بر این، اختلاف میان سنتگرایان و نواندیشان، گسترش قدرت بدویان در عراق، تا آنجا که مردم و جامعه آن را دوباره به سنتهای جاهلیت نخستین باز پس گردانیدند, از ضعفهای شرایط آن اجتماع بهشمار میآمد.

3.3. موقعیت سیاسی بهار
اوضاع سیاسی دوران بهار را میتوان به 1.دوران پیش از مشروطیت، 2.دوران مشروطیت، 3.دوران فترت (رضاشاهی)، 4. دوران پس از رضاشاه تا ملی شدن صنعت نفت، تقسیم کرد. همانگونه که پیداست مشروطیت به عنوان معیار اصلی دوران سیاسی بهار تاثیر شگرفی بر شعر وی داشته است که مورد بررسی قرار میگیرد.

1.3.3. مشروطه (128? – 1299هـ.ش)
نهضت، انقلاب و یا جنبش مشروطه ایران مجموعه تلاشهایی است که از دوره ناصرالدین شاه، در مقابل استبداد داخلی و استعمار خارجی برای رسیدن به حکومت قانون و دموکراسی رخ داد و منجر به تشکیل مجلس شورای ملی و تصویب اولین قانون اساسی ایران شد. بنابراین هدف اصلی آن “برقراری حکومتی قانونی در ایران بود. … برای اولین بار در روند تاریخ نوین ایران انقلابیون درصدد برآمدند تا قانون، حکومتی مبتنی بر انتخابات، و نیز عدالت اجتماعی را جایگزین قدرت استبدادی کرده و با ملیگرایی آگاهانه، ایجاد نهادهای مردمی و خودکفایی اقتصادی، دربرابر تجاوز قدرتهای امپریالیستی، مقاومت نمایند.”(گروه نویسندگان، 1383: 29) مشروطه در ایران حدود دو دهه بعد از مشروط? عثمانی بوجود آمد، در اذهان مسلمین عدالتدوستی و آزادیخواه مشرق به یاد ماند. تأسیسات مدنی جدید و اصلاحات سیاسی و کشوری و لشکری در سیر از ممالک اروپا به سوی ممالک اسلامی مشرق نخست به مصر و مخصوصاً به مملکت عثمانی نفوذ کرده و از آنجا به تدریج به سایر ممالک اسلامی و از آن جمله به ایران راه یافت. بنابراین در نهضت اصلاح و تجدد سیاسی و نهضت آزادیطلبی و تغییر شکل حکومت و تاسیس عدالت و حکومت ملی نیز که از اوایل قرن چهاردهم به تدریج در ایران به ظهور آمد، مملکت عثمانی تاحدی سرمشق بود. (رئیس نیا،1382،ج اول: 858)
همانگونه که استبداد عبدالحمید سرمشق بسیار ظالمان? محمدعلی شاه قاجار در قلع و قمع مشروطهطلبان و مجلس بود. از اوائل سلطنت ناصری بویژه دههی سوم نارضایتی مردم از ظلم حکومت شروع شد، در پرتو اصلاحات اداری، نظامی، آموزشی و اقتصادی توسط امرکبیر و نیز ارتباط و آشنایی با مدنیت غربی از طریق تاسیس مدارس و مراکز آموزشی بویژه مدرسه دارالفنون، گسترش صنعت چاپ وتالیف کتب درسی و غیر درسی، چاپ روزنامه و نشریات در داخل یا خارج کشور (توسط ایرانیان مقیم خارج)، تشکیل انجمنها، محافل و تجمعات، ترجمه و ورود علوم جدید از غرب به ایران و… باعث شد تا دگرگونی فرهنگی زیادی بوجود بیاید. همچنین شکست روس از ژاپن در سال 1904م، دو سفر سید جمال الدین اسدآبادی(1276-1218ه.ش) به ایران، رهآوردهای تحصیلکردگان در غرب از عوامل دیگر دخیل در مشروطه و اصول ایدهی ” آزادی ” بود. به چوب بستن هفده نفر از بازرگانان و دونفر از سادات به جرم گران کردن قند که توسط علاءالدوله حاکم تهران موجب شورشی شد که مستقیما سبب صدور فرمان مشروطه گردید. عمل وی باعث اعتراض بازاریان و روحانیان و روشنفکران شد و این اعتراضات، تحصنها و ناآرامیها به شهرهای دیگر کشید و بالاخره مظفرالدین شاه مجبور به امضای فرمان مشروطیت در 1?مرداد 1???ه.ش (=14جمادی الاخر1324ه.ق) شده و مجلس اول تشکیل گردید. نمایندگان به تدوین قانون اساسی پرداختند و در آخرین روزهای زندگی مظفرالدین‌شاه این قانون نیز به امضای او رسید.(آدمیت،1387 :154تا157)
پس از مرگ مظفرالدین‌شاه، محمدعلی میرزا به سلطنت رسید. وی همچون سلطان عبدالحمید رابط? خوبی با مشروطه نداشت و از همان ابتدا به مخالفت با مشروطه و مجلس پرداخت. پس از اعتراضات مردم به ویژه در تبریز، ناچار با صدور دستخطی قول همراه
ی با مشروطه را داد، ولی همچنان مخالف مشروطیت بود. “گفتنی است که نظر شایع در محافل سیاسی آن زمان این بوده است که تجاوز نیروهای عثمانی به مرزهای ایران براساس توافق پنهانی محمدعلی شاه و سلطان عبدالحمید و به منظور درهم کوبیدن آذربایجان، دژ جنبش مشروط? ایران صورت گرفته است.” (رئیس نیا،1382،ج اول: 863) بعد از اینکه متمم قانون اساسی در مجلس تصویب شد، محمدعلی‌شاه به مجلس رفت و سوگند وفاداری یاد کرد. اما پس از چند روز در پی سوءقصدی که به وی شد، با اتهام این سوءقصد به مشروطهخواهان به مقابله جدی با مجلس پرداخت و ساختمان مجلس را درسال1287ه.ش (=1326ه.ق) به توپ بست و با دستگیری، تبعید یا اعدام آزادی‌خواهان، جنبش مشروطه‌خواهی با شکست روبرو گردید و در اصطلاح “استبداد صغیر” شروع شد. بسیاری از مشروطه‌خواهان مخفی شده و برخی به خارج از ایران رفتند، اما در شهرهای بسیاری از جمله تبریز و گیلان و اصفهان و… شورش‌هائی برخاست.
در پی درخواست کمک ‌شاه از تزار روسیه، تبریز توسط نیروهای روس و نیروهای دولتی محاصره گردید. اما نیروهای انقلابی از شمال و جنوب به سمت تهران آمدند و با همراهی تهرانیهای معترض، علیه حکومت شورش به پا کردند، که باعث پناهندگی شاه و اطرافیانش به سفارت روس شد. انقلابیون مجلس عالی تشکیل داده و محمدعلی‌شاه را از سلطنت خلع کردند و ولیعهد او احمدمیرزا را به تخت نشاندند. بار دیگر مجلس تشکیل شد و ظاهراً دوره استبداد به پایان آمد و مشروطهخواهان پیروز شدند. اما بعد از مدتی به علت ناکارآمدی بسیاری از نمایندگان مجلس دوم، دخالت دولتهای انگلیس و روسیه در ایران شدت گرفت و کشور تحت استبداد ناصرالملک(نایب احمد شاه) درآمد و در سال1291ه.ش (1330ه.ق) مجلس را منحل کرد. “در زمان مشروطه سیاست “ظاهر را بگیر و باطن را رها کن” به کار افتاد و منویات مشروطه که حکومت قانون و عدالت و آزادی به روزی افتاد که دیدیم.” ( اسلامیندوشن،1383،ج2: 301) در سال 1293 احمدشاه ناصرالملک را کنار گذاشته و دستور تشکیل مجلس را داد. مجلس سوم با سوگند وی آغاز کار کرد. این مجلس ” به نحو قابل ملاحظهای از اقتداری محسوس به عنوان نقطه ثقل اصلاحات آزادیخواهی و تجددگرایی و همچنین هسته مرکزی مقاومت در برابر تجاوز اجنبی، برخوردار بود.” (گروه نویسندگان، 1383: 118) اما یک سال بعد با شروع جنگجهانی اول با آشوبهای روسها و انگلیسیها در کشور، مجلس منحل شد.

2.3.3. حکومت پهلوی
درپی جنگ جهانی اول و فروپاشی شوروی، با خروج روسیه از ایران و تسلط بیچون و چرای انگلیس زمینه برای تغییر سلطنت آماده میشد. احمدشاه رضاخان میرپنچ را با اجبار انگلیس سردارسپه قرارداد. با کنار رفتن روسیه قدرت احمدشاه که به پشتیبانی روسیه بود، کمتر شد. رضاخان که در واقع دومین شخص مملکت به حساب میآمد، با کمک انگلیسیها و سیدضیاء توانست طی کودتایی در سال 1299 ه.ش قدرت احمدشاه را بسیار کم کند و خود صاحب اختیار کشور شود. رضاخان برای اینکه زمینه انتقال قدرت فراهم شود، ابتدا پیشنهاد نظام جمهوری را به جای حکومت سلطنتی کرد که با مخالفت کسانی چون آیت الله مدرس و بهار روبرو شد و نتوانست کاری از پیش ببرد. اما زمانی که شاه در اروپا به سر میبرد، با توسل به تبلیغات، جایگاه او را تضعیف نموده و بر قدرت خود میافزود که سرانجام مجلس را راضی به انتقال حکومت نمود.
نمایندگان در سال1304ه.ش رضاخان را به پادشاهی انتخاب و سلطنت را در خانوادهی او موروثی اعلام کردند. بنابراین دورهی “فترت” یعنی پس از کودتای رضاخان تا بعد از جنگ جهانی دوم آغاز گردید. رضاخان بعد از رسیدن به قدرت اقداماتی انجام داد؛ از جمله حکومت را به شیوه خودرأی درآورد و دیگر به مجلس و قوانین مصوبه اهمیتی نمیداد. همچنین تنپوشها را یک شکل کرده و به شیوه ترکیه به منع حجاب پرداخت. اما در جنگ جهانی دوم با گرایش به آلمان باعث نارضایتی جبهه متفقین از جمله حامی خود یعنی انگلیس شد، که در پی آن سرنگونی خود را در سال1320ه.ش رقم زد. بعد از او ولیعهدش محمدرضا -که بسیار بیشتر از پدر سرسپرده استعمار بود- به سلطنت رسید.(مکی،1361،ج اول: 14 تا پایان)
بعد از به روی کار آمدن محمدرضا پهلوی اوضاع کشور بیش از پیش تحت سلطه بیگانگان قرار گرفت. درخواست انگلیس جهت امضای قرار داد نفتی دیگر با ایران باعث شورش ملی و همراهی مردم با اقلیت نماینگان مجلس که مخالف این قرار داد بودند و درخواست ملی شدن نفت را داشتند، شد. بالاخره تلاشهای دکتر مصدق و آیتالله کاشانی در همراهی نمایندگان و مردم به نتیجه رسید و در سال 1329ه.ش نفت ملی شد.

4.3. اوضاع اجتماعی ایران
در آستانه مشروطه، وضعیت فرهنگی و اقتصادی مردم ایران بویژه در شهرهای کوچک و روستاها بسیار اسفبار بود؛ عمدهترین مشکلات این دوره شامل مسائل مالی و اقتصادی میشد؛ اخذ بیشتر مالیات از مردم و اجار? پستها و مناصب حکومتی، به مزایده گذاشتن درآمدهای ولایات، اجار? زمینهای دولتی، وضع تعرفه و اخذ گمرک از صادرات و واردات کالا، اخذ وام و قرض از منابع خارجی و تجار داخلی، واگذاری امتیاز به اروپاییان، در کنار مالکیت خصوصی و پیدایش ملکدارانی که املاکشان نه تنها خصوصی، بلکه بسیار پهناور بود. (آشوری و رئیسنیا، بیتا: 8تا20) بخش صنعت و معدن نیز توسعه نیافته بود. بخش خدمات بسیار محدود و ضعیف بود، حتی بسیاری از صنایع به دست کارگران خارجی اداره میشد. (فارن، 1377: 199)
علاوه بر آن، فساد اقتصادی دربار و ادارات، رشد بیش از حد جمعیت، مهاجرت و رشد شهرنشینی، افزایش بیکاری، کمی درآمد مردم که
اغلب از طریق زراعت و دامداری و تا حد کمی صنایع دستی بوجود میآمد، تغییر کاربری زراعت به کشت پنبه و تریاک در نتیج? نفوذ استعمار، کاهش صادرات وافزایش واردات و در نتیجه محدودتر شدن ظرفیت تولیدی و بازار داخلی، عدم وجود راههای مناسب ارتباطی، گسترش فقر، قحطی”بویژه قحطی بزرگ سالهای 1248-1251″(همان: 184)، مرگومیر و انواع بیماریهای خطرناک، از مهمترین شاخصههای اقتصاد بسیار نابسامان این دوران بشمار میآمد که اولین نتیج? آن، وابستگی اقتصادی به کشورهای اروپایی و از میان رفتن استقلال سیاسی و مالی مملکت بود.
شرایط فرهنگی هم دستکمی از وضعیت بحرانی اقتصاد نداشت؛ پایین بودن سواد و آگاهیها، قومی و عشایری بودن بافت فرهنگ، چالش دو قدرت دینی و سیاسی، فهم نادرست از تعالیم دینی، گسترش خرافات، رفتار نامناسب با زنان، انحصاری بودن آموزش بین مردان، نبود و یا محدودیت مکانهای تعلیم و تربیت، از مهمترین شرایط فرهنگی آستان? مشروطه بود. همچنین

دیدگاهتان را بنویسید