مقاله درمورد دانلود ملک الشعرا، اصلاح امت

جای تعجب نیست که احساس و درک من در آنها یکسان نباشد، چرا که شرایط یکسان نبود.” (ادهم،1937: 74)
زهاوی شاعری است با رسالت اجتماعی، که درپی تغییر اجتماع خود از وضع خفتبار آن زمان است. ” وی زمانی که نادانی، عقبماندگی و خرافات [ که گاهی بدان رنگی دینی و مذهبی میدادند] مردم خود را میدید در مقابل آن میایستاد و آنان را به سوی حقیقت و واقعگرایی تشویق میکرد.”( محمدعلی،بی تا: 374) “زهاوی با درونی شعلهور و ناآرام توانست درون دیگران را شعلهور کند و آنها را هم برخیزاند.” (الریحانی،1957: 209) وی در اینباره میگوید:
یُمارِسُ شِعری الیومَ إصلاحَ أُمَّهٍ فَلِلّهِ شِعری الیومَ ماذا یُمارِسُ
(الزهاوی،1955: 237)
(این روزها شعر من بدنبال اصلاح امتی بزرگ است، خدا را ! که چه کار بزرگی انجام میدهد.)
بنابراین وی در عین حال که جمود و تقلیدهای کورکورانه، نابرابریهای طبقاتی، تبعیض علیه‌ زنان و… را رد میکرد، مردم را تشویق به آزادی و پیشرفت و ترقی در ابعاد سیاسی، اجتماعی میکرد. چه بسا به همین علت چون بسیاری از همعصران خود تحت تاثیر فرهنگ غرب، در موضوعگیری دربار? حجاب زنان، دچار اشتباه شده و آن را یکی از موانع پیشرفت و ترقی جامعه عراق دانسته است. چرا که بر این گمان بود که زنان با برداشتن حجاب بهتر میتوانند در فعالیتهای اجتماعی مشارکت داشته باشند. همچنین او در اشعار خود به پیشرفت کشورهای دیگر هم نظر دارد. از جمل? این کشورها ایران است، زهاوی به سال1323ه.ق در اینباره میگوید:
قُـومٌ لَـعُمری فی الجِـهالَهِ نُوَّمٌ
وَ الشَـرُّ فیهِـم وَحدَهُ یَقظانُ
کُـلُ الأنامِ تَقَّـدَمُوا فی أمـرِهِم
وَ نَصـیبُنا مِن بَینهِـم حِرمانُ
أُنظُر إلی إیـرانَ کَـیفَ تَمَصَّلَت
مِن خِطَّهٍ فیـها أَذًی وَ هَـوانُ
جـاءَت بِإصـلاحٍ یُعلِّـی شَأنُها
لله مـا جـاءَت بِـه إیـرانُ
(همان: 111)
(به جان خودم سوگند اینان گروهی هستند که همه در خواب غفلت بسر میبرند و فقط شر و بدی در بین آنها بیدار است. هم? مردمان پیشرفت کردند و محرومیت هم نصیب ما گشت. به ایران بنگر که چگونه خواری و پَستی از آنجا پراکنده شد. این کشور شروع به اصلاح کرد و مقام خود را بالا برد، خدا را که چه کار بزرگی کرده است.)

2.1.5.3. آثار زهاوی
آثار شعری: الکلم المنظوم، دیوان الزهاوی، رباعیات الزهاوی، دیوان اللباب، ثوره فی الجحیم،دیوان الاوشال، دیوان الثماله، النزغات.
آثار نثری: الکائنات الخیل و سباقها، الخط الجدید، الفجر الصادق فی الرد علی منکری التوسل، الجاذبیه و تحلیلها، الدفع العام و الظواهر الطبیعه و الفلکیه، المجمل مما أری، رباعیات خیام (به نظم و نثر)، روایه لیلی و سمیر.
البته خود در رابطه با دیوانهایش چنین میگوید: “مجموع ابیات دیوانهایم 14 هزرا بیت است” (همان: 173)

3.1.5.3. شعر زهاوی
زهاوی فقط شاعر نیست، وی دانشمند و فیلسوف و استاد علوم اسلامی قدیمی هم هست. همچنین در علوم تجربی کنکاش فراوان دارد، ولی شهرت وی فقط به خاطر سرودههایش است. بخش اعظم اشعار وی شامل وطن، اجتماع، سیاست، دعوت به آزادی، فلسفه، وصف، دفاع از حقون زنان، علم و حماسه میگردد.
زهاوی با تاثیرپذیری از عوامل سیاسی و اجتماعی ” اندیشههای جاری در اجتماع، بعضی از آرای فلاسفه و ناقدان، کاستیها و عیوب اجتماعی را در شعرش منعکس میکند. او شاعری پر از احساسات شاعرانه است که اندیشههای تجددخواهانِ عاقل را با شعری سلیس و روان بیان میکند و برای فهماندن آنها به مردم تمام تلاش خود را انجام میدهد.” (الدجیلی،بی تا: 18) بطور کلی شعر زهاوی سه ویژگی اساسی دارد؛”وارد کردن فلسفه و علوم دیگر به شعر، تشویق بسرودن شعر مرسل”(ناجی،1963: 251) و شعر داستانی.
شعرهای فلسفی زهاوی باعث شده است که برخی شعر او را در حد نظمی تعلیمی مانند الفیه ابن مالک بدانند و برخی دیگر او را در سطح حکیمی چون معری بشمار بیاورند. به هرحال “زهاوی در مفاهیم شعری خود گاهی به منطق وفلسفه نزدیک میشود و گاهی به قلب و عاطفه و گاهی هم امتزاجی از هر دو است… اما به نظر ما شهرت وی به خاطر شعر فلسفی و شعر انقلابی اوست.”(همان: 176) زیادهروی در برخی از مفاهیم فلسفی باعث گردیده که “بیشترین ایراداتی شعر وی را نبود عاطفه و خیال بدانند، چرا که شاعر به حقایقی که عقلانی توجه دارد تا به زبان شعر.”(الزهاوی،1972، ج1: ف ف)
اما مهمترین ویژگی شعر زهاوی، مقابله با شعر سنتی و توجه به شعر مرسل بود؛ شعر مرسل در نظر زهاوی شعری است که از قید قافیه و روی و اوزان خلیلی آزاد شود. وی دراینباره چنین میگوید: “از مهمترین دلایل عدم پیشرفت شعر ما، تاکید بر تقلید از اوزان شعر قدماست. اگر شعر ما پیشرفته بود مجبور نبودیم که برای صحت وزن و قافیه کلمات را تغییر بدهیم… آنچه که باعث تاسف بیشتر است اینست که این کار باعث توجه بلفظ میشود و ما را از توجه به معنی بازمیدارد، در حالی که معنی، خود شعر و لفظ، فقط پوششی برای آن است.” (ناجی،1963: 187)”کسانی که گمان میکنند قافیه جزء شعر است در اشتباه هستند؛ شعر فقط بر پایه معنی و موسیقیای است که برگرفته از وزن است.” (همان: 66) بنابراین شعر مرسل که گامی برای شعر آزاد بشمار میرود، فقط از قید قافیه و روی آزاد میشود نه از موسیقی یا وزن، چرا که وزن برای شعر ضروری است. زهاوی در این باره میگوید:
وَ لا یَحمِدُونَ الشِّعرَ إلّا مُکَبّلاً
بِسِلسِـلَهٍ یَأذی بِها وَ قُیُـودِ
(الزهاوی، 1972، ج1: 220)
(آنها تنها، شعری را میستایند که در بند غ
ل و زنجیری آزاردهنده باشد.)
همچنین زهاوی به شعر داستانی [ اشعار داستانگونه و داستانهایی در قالب شعر] توجه خاصی داشت بطوری که “وی را اولین شاعر عرب که به شعر داستانی توجه داشت بشمار آوردهاند؛ چرا که قصایدی همچون “سلیمی و دجله”، “مقتل لیلی و ربیع”، “سعاد بعد زواجها” و … سروده است.” (همان: س س)دکتر شفیعی دراینباره میگوید: ” بعضی از شاعران دوره نهضت مانند زهاوی و رصافی، شکل داستانی را به کار گرفتند و حکایات کوتاه بسیاری منظوم کردند که هدف آن حکایات، اصلاح و انتفاد مستقیم بود و به شیو? تقریری موعظه و پند یا در قالب درسی بسیار ساده بود در زمین? یک مسئله اخلاقی و یا اجتماعی.” (شفیعی کدکنی،1380: 76) “شعرهای روایی معمولاً منسجمتر از اشعار غیر روایی مییابند، یا به بیانی دیگر انسجام ساختاری در سرودههای روایی آسانتر پدید میآید.” (فرهنگی،1385: 77) و در آن رابط? بین اجزاء کاملتر است. “البته باید این را در نظر گرفت که منظور از شکل داستانی، غلب? اسلوب روایی داستان در بیان رخدادهای قصه، با زبانی منظوم است؛ به همین دلیل اینگونه سبکها از لحاظ روایی ساده و پیشپا افتاده است.” (اسماعیل،2007: 301) البته وی در شعر داستانی توفیق چندانی بدست نیاورد.
تحول در زبان شعر بویژه در استفاده از لغات عامیانه، از دیگر خصایص بارز شعر زهاوی است؛ ” زهاوی در استفاده از الفاظ حساسیت بالایی داشت، چرا که برخی کلمات به علت تکرار زیاد همچون آهن زنگار گرفته بودند، پس میباید از این کلمات و عبارات دوری گزید تا شعر نو و براساس خواست? زمانه باشد… در نتیجه بین کلماتی که استفاده میشد و کلمات، ترکیبها، عبارات، اسلوب ادبیات، روابط زبانی، الفاظ الهامبخش و وزن شعر و قافیه که در اشعار گذشتگان زیاد به چشم میخورد، تفاوت عمیقی ایجاد شد. ” (الکبیسی،1982: 18) وی دراین باره چنین میگوید: ” یک شاعر بزرگ میتواند هرجا که لازم شد در شعر خود کلماتی را بیاورد که تا آن زمان کسی نیاورده است؛ زبانی که در یک سال، لفظی در آن ایجا نشده باشد و یا لفظی از آن از بین نرفته باشد، آن زبان مرده و ایستاست. من شعرم را از صناعات ادبی و لفظپردازیها و تخیلات نادرست پاک کردم و سعی کردهام به دور از اغراق و براساس واقعیت و همراه با زمانه باشد.” (الدجیلی، بی تا: 20)
“شعر او از بهترین اشعار دوران خود بود که در آن پیچیدگی و کلمات دشوار و ناآشنای زیادی راه ندارد، همچنین حکمتها و ضربالمثل در آن زیاد بچشم میخورد و از الفاظ سلیس و اسلوبی محکم برخوردار است.”(بطیء،1923،ج1: 10) و روزنامهنگاری یکی از دلایل اصلی در این تغییرات بود. علاوه بر ورود کلمات و عبارات عامیانه و تغییر در وزن و قافیه، ساختار سلیس و روان شعر، دوری از شعرهای بیمحتوا و پرطمطراق دوران انحطاط ، رمزگرایی و استفاده از شخصیات و حوادث تاریخی را میتوان از دیگر ویژگیهای بارز شعر وی بشمار آورد.
زهاوی و همدورههای تجددطلبش یعنی بارودی، جواهری، رصافی، شوقی و حافظ ابراهیم در راه تغییر اسلوب شعری تمام تلاش خود را بکار بردند، “اما این تغییرات، بنیادی و ریشهای نبود و نتوانست تحولات اساسی ایجاد کند. البته از این نظر که راه را برای تغییرات اصولی که -بعد از جنگ جهانی دوم در عراق رخ داد- گشود قابل تقدیر و ارزشمند است.”(الکبیسی،1982: 19) به همین دلیل به آنها نئوکلاسیک(=کلاسیکهای جدید) (شفیعی کدکنی،1380: 72) یا “جیل الإحیاء” میگویند. البته باید درنظر داشت که ” در شعر زهاوی تجدید و تقلید در یک سطح قرار گرفتهاند؛ همانگونه در برخی از موارد در مقایسه با شاعران دوران خود از لفظپردازیها و صنایع بدیعی اجتناب دارد و به اسلوب سادهنویسی گرایش دارد، در عین حال به تقلید از اسلوب شاعرانی همچون معری، ابونواس، متنبی، خیام و فردوسی میپردازد.” (ناجی،1963: 75)
برخی از ناقدان معتقدند که زهاوی شاعری با تناقضات درونی و یا سیاسی است، چراکه گاهی یکی را مدح میکند و بعد از مدتی مخالفانش را مدح میکند و یا حتی وی را ذم میکند. در دیوان وی میبینیم که گاهی به مدح عبدالحمید میپردازد و گاهی به مدح انگلسیها و گاهی شورشیان و گاهی انقلابیان. ولی به گفت? خودش این مدایح چیزی جز از روی اجبار و یا برون رفت از مشکلات سیاسی نبود:
ما إن رَأَیتُ خَلیقاً
فی المَدحِ بِالناسِ مِنِّی
فَإنمَدَحـتُ فَإنّی
مَدَحتُ بِالرَّغمِ عَنِّی
(الزهاوی، 1955: 232)
(در طول عمرم کسی را ندیدم که شایست? مدح و ستایش من باشد، اگر هم کسی را ستودم از روی اجبار بود.)
همچنین “همه اینها تناقضگویی در شعر وی نیست، بلکه به خاطر تغییر اوضاع، مضمون شعر وی هم تغییر کرده و حتی معکوس شده.” ( ادهم،1937: 74) همچنین با جمع بین تناقضات از احساسات دوگانهای که از جامعه پر از تناقضات نشات گرفته است، بیان میکند. علاوه بر اینکه تصاویری تاثیربرانگیز با این تضادها بوجود میآورد.
برخی هم او را متهم به ” عدم وحدت موضوعی و تکرار بیش از حد معانی “(الهلالی،1964: 20) میکنند، اما باید بگوییم: “زهاوی جزء شاعران برتر این دوره بوده و شعرهای زیادی را در زمانی کوتاه میسرود، کاری که برای دیگران- بویژه کسی در سن او- سخت مینمود. بسیار سریع یک قصیده را میگفت و وقتی شروع به سرودن قصیدهای میکرد، تا آن را به پایان نمیبرد، دست از کار نمیکشید. چه بسا این دلیلی برای نبود موضوعی یکسان در شعر اوست.” (الراوی،بی تا: 250) علاوه بر اینها، وی به فارسی هم شعر نیکو میسرود؛ همانگونه که گفتیم اولین اشعار وی به زبان فارسی بوده و او توانست گزیدههایی از 130 رباعی از رباعیات خیام را در سال1928م به
نظم و نثر عربی ترجمه کند.

2.5.3. بهار
1.2.5.3. زندگی و اندیشههای بهار
میرزا محمدتقی بهار (????ه.ش=1304ه.ق) شاعر، روزنامه‌نگار، ادیب، تاریخ‌نویس، محقق، استاد دانشگاه و سیاست‌مدار ایرانی، در مشهد زاده شد. پدر وی، محمد کاظم ملک الشعراء صبوری از مینیاتوریستهاو شاعران دربار خراسان بود که به صبوری تخلص داشت. بهار از اوان کودکی به شعر روی آورد و از طریق آشنایی با شاهنامه، اولین شعر خود را سرود. “درسال1283 ه.ش بعد از فوت پدر، با مدحی که به دربار مظفرالدین شاه فرستاد، به مقام ملک‌الشعرایی آستان قدس رضوی رسید”(سپانلو،1374: 12) و به مطالعه و آموختن زبان عربی همت گزید و برای شناخت بیشتر علوم و معارف به مطالعه روزنامه و مجلات مصری روی آورد.(عظیمی، 1387: 27)
یک سال بعد با آغاز جنبشهای مشروطهطلبان و آزادیخواهان، به آنها پیوست و همین علتی بود که فقط به امور ملک الشعرایی و

دیدگاهتان را بنویسید