مفهوم سرمایه اجتماعی

4- روابط اقتدار: به میزانی که عده ای کنشگر، حقوق کنترل کنش های خاصی را به کنشگری مانند کنشگر A انتقال دهند او مقداری سرمایه اجتماعی در اختیار دارد که می تواند با اتکا به آن بر فعالیت های معینی تمرکز کند.
5- سازمان های اجتماعی انطباق پذیر: سازمانی که برمجموعه ای از هدف ها به وجود آمده باشد می تواند تحت شرایطی خاص رسیدن به هدف های دیگر را تسهیل نماید. و بنابراین سرمایه ای اجتماعی است که می تواند در انواع هدف ها مورد استفاده قرار گیرد. در واقع وقتی کنشگران در یک رابطه اجتماعی، سازمانی را برای هدفی بیان می گذارند، منافع آن نه فقط منافعی است که به طور مستقیم دریافت می شود بلکه منافع غیر مستقیم آن بیشتر سرمایه اجتماعی است که به کار هدف های دیگری می آید. در واقع دراینجا هدف تأکید بر این نکته است که سرمایه اجتماعی می تواند محصول فرعی فعالیت هایی باشد که برای مقاصد دیگری صورت می گیرند. سازمان روابط اجتماعی می تواند محصول خاص عمدتاً دو محصول فرعی ایجاد می کنند یکی آن که منافعشان برای مقاصد دیگر نیز انطباق پذیر است و دوم اینکه منفعتی عمومی تولید می کنند که در دسترس دیگران قرار می گیرد. خواه آن دیگران در ایجاد آن مشارکت داشته باشند یا نداشته باشند”.(کلمن، 1377: 462).
جیمز کلمن سرمایه اجتماعی را نوع خاصی از ذخایر و مفاهیمی می داند که در دسترس کنشگر قرار می گیرد. او در کتاب«بنیادهای نظریه اجتماعی» بر وجه سرمایه ای بودن سرمایه اجتماعی صحه می گذارد. در واقع با تعبیر کلمن، سرمایه اجتماعی به عنوان ذخیره و منبعی سودمند باعث تسهیل کنش های کنشگران می گردد.
“سرمایه اجتماعی کنش های معین کنشگران را بارور و مستعد می سازد، مانند اشکال دیگر سرمیاه مولد است و امکان دسترسی به اهداف خاصی را فراهم می کند، اهدافی که بدون وجود این سرمیاه قابل تحقق نخواهد بود. سرمایه اجتماعی نیز مانند انواع دیگر سرمایه خاص فعالیت های معینی بوده و بدیلی ندارد. چرا که شکل خاصی از سرمایه اجتماعی که در کنش های خاصی با ارزش است ممکن است در کنش های دیگری بی فایده و یا حتی ضربه زننده باشد” (کلمن، 1377: 467).
در یک جمع بندی می توان گفت که کلمن به سرمایه اجتماعی به عنوان ذخایری برآمده از روابط اجتماعی نگاه می کند که کنش کنشگران را بارور و مستعد می سازد و در حکم سرمایه ای ارزشمند، آنها را تسهیل می کند. از این منظر سرمایه ای که کنشگران در همکاری و مشارکت با یکدیگر، آگاهی یا اعتماد به دست می آورند، هم مولد است و هم و هم منبع حرکت دهنده کنش های بعدی و به همین دلیل هم«سرمایه»است.
دیدگاه نظری پیر بوردیو:
بوردیو سرمایه اجتماعی را یکی از اشکال سرمایه می داند. سرمایه از نظر او سه شکل بنیادی دارد. سرمایه اجتماعی از تعهدات اجتماعی شاخته است و تحت برخی شرایط قابل تبدیل به سرمایه اقتصادی می باشد و یا ممکن است که در شکل یک عنوان اشرفی نهادینه شود.
“بوردیو اولین کسی است که تحلیل منظمی از سرمایه اجتماعی به دست داده است و این مفهوم را چنین تعریف کرده است:«سرمایه اجتماعی حاصل انباشد منابع بالقوه و یا بالفعلی است که مربوط به مالکیت یک شبکه بادوام از روابط کم و بینش نهادینه شده در بین افرادی است که با عضویت در یک گروه ایجاد می شود”(فیروزآبادی، 1384: ص 117).
“در جایی دیگر این تعریف را نیز ارائه کرده است:«سرمایه اجتماعی عبارت است از مجموع منابع فیزیکی یا غیر فیزیکی در دسترس فرد یا گروهی که دارای شبکه نسبتاً با دوامی از ارتباطات نهادینه شده با آشنایی های دو جانبه و محترم هستند”(119: 1992، Bourdieu).
پیربوردیو در تحلیل خود از سرمایه اجتماعی به نقش متقابل طبقه اجتماعی با اشکال دیگر نابرابری ها تأکید دارد. تعریف بوردیو از سرمایه اجتماعی این است که سرمایه اجتماعی که در صورت لزوم حمایت های مفید را تأمین می کند. سرمایه ای منبعث از احترام و افتخار. سرمایه اجتماعی برآورد مجموع منابع بهطور واقعی یا فرضی است. که از دید وی سرمایه اجتماعی به همراه سرمایه اقتصادی، سرمایه فرهنگی به عنوان اصول زمینه هایی که با ترکیب این ها، موقعیت هر شخص را تعیین می کند شناخته می شوند.
از نظر بوردیو سرمایه اجتماعی تنها وسیله تشریح دارایی های اجتماعی است و جایی آشکار می شود که افراد مختلف با سرمایه ای یکسان(اقتصادی یا فرهنگی) بازده های مختلفی به دست می آورند که منتج از وسعت به کارگیری سرمایه گروهی توسط آنان است(سرمایه فامیلی، دانشجویان سابق دانشگاه های معتبر و معروف، انجمن های برگزیده، اشرافیت و غیره.(فیلد، 1384: 25)، بنابراین ذاتاً سرمایه اجتماعی سبب نابرابری، مستقل از سرمایه فرهنگی و اقتصادی می شود، سرمایه هایی که به هر حال از آنان مجزا نیست.
برای فهم تفکر بوردیو درباره سرمایه اجتماعی لازم است به خاطر داشته باشیم که توجه اصلی وی بر فهم سلسله مراتب اجتماعی است و از جهات مختلف هم تحت تأثیر جامعه شناسی مارکسیستی است. همانند نظریه اقتصادی مارکس، بوردیو هم معتقد است که سرمایه اقتصادی ریشه تمام انواع دیگر سرمایه هاست. به همین دلیل هم علاقه مند بود تا راههایی که سرمایه اجتماعی می تواند با ترکیب سایر سرمایه ها نابرابری را باز تولید کند بررسی شود. از نظر بوردیو، نابرابری می بایست که به وسیله سرمایه توضیح داده می شود و به خوانندگان خود یادآوری کرد که سرمایه یک«کار انباشته شده» است کهـمدت زمانی طول می کشد تا انباشته شود». اما تلقی سرمایه در اقتصاد هم کافی نیست. مطمئناً مبادلات اقتصادی توجه
به افزایش منافع دارد و طبعاً به دنبال منافع شخصی است. اگر چه بوردیو از مفهوم سنتی مبادلات معنوی خشنود نیست اما معتقد است که جهان هنرمند و یا عشق و یا ازدواج را تا حدی می توان در ردیف مبادلات غیر خودخواهانه صرف و یا منافع شخصی به حساب آورد.
بوردیو معتقد است که سرمایه اجتماعی با وسایل و ابزاری چون خانواده، روابط با دانش آموزان قدیمی مدارس نخبه، باشگاه خاص و اشرافیت و غیره باعث تولید نابرابری اجتماعی می شود، یا همبستگی های اجتماعی برای بعضی ها یک منبع جدی ثروت به حساب می آید. به نظر بوردیو، ارتباطات مستلزم کار است. انسجام در درون شبکه ها فقط تا زمانی ممکن است که اعضای آن تحصیل منافع شبکه کمک کنند. این منافع ممکن است مادی یا نمادین باشد. بقای آن مستلزم استراتژی های سرمایه گذاری جمعی یا فردی است. در همسایگی، محل کار و حتی در سطح خویشاوندان تا روابط اجتماعی در سطح گسترده در کوتاه مدت و یا دراز مدت، ضرورت این سرمایه گذاری وجود دارد. “مثالی که بوردیو می زند درباره هدیه است که هر دو جنبه مادی و معنوی را دارا است، که هم سرمایه معنوی می شود و باعث گرایش و احساس همبستگی و هم ممکن است در آینده با پاسخی از طریق هدیه، بازگشت مادی داشته باشد.
با این مثال، بوردیو قصد راز گشایی از چشم انداز انسان گرایانه روابط اجتماعی دارد و می خواهد بر آن بخشی که ما حتی از هدیه دادن، به عنوان استراتژی سرمایه گذاری در نظر داریم، تأکید کند و معتقد است که سرمایه اجتماعی عموماً در راستای پوشاندن چهره عریان منفعت پرستی دارندگان آن عمل می کند و غالباً هم با جامعه دموکراتیک باز که سرمایه اجتماعی در فعالیت های سیاسی و در ژورنالیسم آن جامعه بازتاب دارد، مخالف است”.(محمدی، 1384: 43)
تلقی بوردیو از این مفهوم ابزاری است، زیرا متوجه منافعی است که فرد به سبب مشارکت در گروها بدست می آورد و به ایجاد عامدانه جامعه پذیری با هدف رسیدن به این منبع گروه می پردازد.
در مجموع بوردیو بر تبدیل پذیری اشکال مختلف سرمایه و بر تقلیل همه اشکال به سرمایه اقتصادی تاکید دارد. وی سرمایه اقتصادی را به عنوان کار انسانی انباشته ده، تعریف می کند. پس کنشگران از طریق سرمایه اجتماعی می توانند دسترسی مستقیمی به منابع اقتصادی (وامهای یارانه ای، راهنمایی های سرمایه گذاری، بازارهای حفاظت شده و …) داشته باشند. آن ها می توانند سرمایه فرهنگی خود را از طریق تماس با کارشناسان و یا افراد معتبر (یعنی دارای سرمایه فرهنگی منسجم) افزایش دهند و یا به گونه ای دیگر آن ها می توانند با موسساتی که اعتبارات با ارزش (سرمایه فرهنگی نهادینه شده) عرضه می دارند، مرتبط شوند. از سوی دیگر، اخذ سرمایه اجتماعی مستلزم سرمایه گذاری عامدانه در منابع اقتصادی و فرهنگی است. گرچه بوردیو تاکید بر تقلیل سرمایه فرهنگی و اجتماعی به سرمایه اقتصادی دارد لیکن فرایندهایی که باعث این امر می گردند از این ویژگی اقتصادی برخوردار نیستند و هر یک پویایی های خود را داشته و نسبت به مبادلات اقتصادی از شفافیت کمتر و عدم قطعیت بیشتری برخوردارند. برای مثال، مشخصه تعاملات مربوط به سرمایه اجتماعی (در حوزه سرمایه اجتماعی) تعهدات نامشخص، افق های زمانی نامعلوم و تخطی ممکن از انتظارات متقابل (کارهای هیاتی و متناقض با سلسله مراتب بوروکراتیک) می باشد. اما با وجود شفافیت بسیار اندک، این تعاملات می توانند آن چیزی را می توانست معاملات بازاری خشک باشند، بپوشاند. (Portes,1998: 3).
دیدگاه نظریه رابرت پاتنام
رابرت پاتنام، جامعه شناس ایتالیایی، از معدود افرادی است که تمامی نیروی خود را روی مفهوم سرمایه اجتماعی متمرکز کرده و پژوهش های بنیادینی برای سنجش و کاربردهای این واژه به انجام رسانده است.
تاکید عمده وی بر نحوه تاثیر سرمایه اجتماعی بر رژیم های سیاسی و نهادهای دموکراتیک مختلف استوار است. پاتنام سرمایه اجتماعی را با مجموعه ای از مفاهیم، مانند اعتماد، هنجارها و شبکه ها می داند که موجب ایجاد ارتباط و مشارکت بهینه اعضای یک جامعه شده و در نهایت منافع متقابل آنان را تامین خواهد کرد. از نظر وی، “اعتماد و ارتباط متقابل اعضا در شبکه، به عنوان منابعی هستند که در کنش های اعضای جامعه موجود است. پاتنام سرمایه اجتماعی را به عنوان وسیله ای برای رسیدن به توسعه سیاسی و اجتماعی در سیستم های سیاسی می داند” (پاتنام، 1380: 296).
به زعم او” سرمایه اجتماعی، وجوه گوناگون سازمان اجتماعی، نظیر اعتماد، هنجارها و شبکه ها را شامل می شود که با تسهیل اقدامات از طریق آن ها، کارایی جامعه بهبود می یابد”(پاتنام، 1380: 285).”این تعریف پاتنام اساساً از مطالعات او بر روی سنت های سیاسی در ایتالیا نشات گرفته که بعدها این مطالعات را در آمریکا هم ادامه داد. بحث اصلی او این است که آمریکایی ها از دهه 1960 به بعد به تدریج از زندگی مدنی کنار گرفته اند” (محمدی، 1384: 9).
از نظر پاتنام، یک آدم شرور بزرگی به نام تلویزیون و بچه های بد دیگری به نام اتومبیل ها، از بین رفتن وقت آزاد، پیر شدن نسلی که با چالش های بزرگی چون جنگ و افسردگی مقابله کردند، وجود دارند که دچار ناهنجاری شده اند و باید تلاش کنیم تا سلامتی خود را باز یابند. فهم مشترک که امکان همکاری بین غریبه ها و دوستان را فراهم می کند، چیزی است که باعث کارکرد جامعه شده و آن ها را برای زندگی مهیا می کند که داد و ستد و اعتماد از عالی ترین اشکال سرمایه اجتماعی است که بر احترام متقابل مبتنی است. روابط اجتماعی مثبت، بدون این احتر
ام متقابل بین افراد و گرو هها توسعه پیدا نمی کند.
“سرمایه اجتماعی در کلام پاتنام یادآوری های ایده دوتوکویل در مورد دموکراسی و زندگی انجمن در آمریکاست. پاتنام مفاهیمی چون الزام اخلاقی ، فرهنگ مشترک، اخلاق اجتماعی وحدت بخش و ایجاد اعتماد اجتماعی در قلب آن چیزی است که نویسیندگان امروزی از آن به عنوان سرمایه اجتماعی یاد می کند و این را از نشانه های امتداد جریان روشنفکری و تحول آن طی دوره های تاریخی می داند. آن امتداد تاریخی امروزه باید گستره جهانی در عصر جهانی شدن تبدیل شده که ایده همکاری جمعی در سطح جهانی به افزایش رشد و توسعه کمک می کند. یعنی ارتباطات فرهنگی، هنجارهای مشترک و احترام متقابل که از معیارهای سرمایه اجتماعی در سطح ملی بود، امروزه به عنوان شاخص تسهیل همکاری ها به خصوص در عرصه تجارت جهانی بین ملت ها شناخته می شود. نقش مهاجران در شکوفایی اقتصاد آمریکا و نقش کارشناسان کشورهای در شرکت های چند ملیتی که باعث سود کشورهای تابعه خود می شوند، غیر قابل انکار است که در مقابل باعث رشد حقوق بشر در سطح جهانی که خود از عناصر توسعه اخلاقی و اجتماعی است، می شود”(محمدی، 1384: 12). به هر حال سرمایه اجتماعی با کاهش هزینه های معاملات که همان هزینه های جستجو و اطلاعات هزینه های چانه زنی و تصمیم گیری و هزینه های سیاست گذاری و تقویت است، در عرصه اقتصاد بسیار موثر بوده است.
دیدگاه نظری و فرانسیس فوکویاما
فوکویاما معتقد است که سرمایه اجتماعی را به سادگی می توان به عنوان وجود مجموعه ای از هنجارها یا ارزش های غیررسمی تعریف کرد که اعضای گروهی که همکاری و تعاون میانشان مجاز است در ان سهیم هستند. مشارکت در ارزش ها و هنجارها به خودی خود باعث تولید سرمایه اجتماعی نمی گردد، چرا که این ارزش ها ممکن است ارزش های منفی باشد.
به نظر فوکویاما، اقتصاد جدید سرمایه داری، سرمایه اجتماعی را به کار می گیرد، آن را تهی می سازد و باز آن را پر می کند. اقتصاددانان نئوکلاسیک به اهمیت هنجارهای اجتماعی تعاونی در اقتصاد به خوبی واقفند و برای تبیین اینکه چگونه عناصر عقل گرای خودخواه به همکاری با یکدیگر روی می آورند، نظریه دقیق دارند. به علاوه، اقتصاددانان هنجارهایی را که به طور نهادینه ساخته شده اند، به خوبی می شناسند: نظریه آن ها را برای ارزیابی اینکه رفتار دولت با کارآمدی – روبه افزایش، و کارآمدی- رو به کاهش چیست، رهنمودهایی فراهم می سازد. آنچه که اقتصاددانان به سختی می پذیرند اهمیت آن چیزی است که می توان هنجارهایی که به طور برونزاد ساخته شده اند نامید. یعنی در هنجارهای بیرونی از نظام اقتصادی که بر رفتار اقتصادی تاثیر می گذاررند، و از منابعی از قبیل فرهنگ یا مذهب سرچشمه می گیرند (فوکویاما، 1379: 63).