معیارهای سلامت روان

مایرز (2012) در مطالعه ای، اثر بخشی مداخله ی ورزشی را بر کیفیت زندگی 172 بیمار دیابتی سنجید. در این مطالعه سه نوع مداخله ورزش مقاومتی، هوازی و ترکیب این دو به همراه گروه کنترل اجرا شد. نتایج حاکی از اثر بخشی هر سه نوع آموزش بر سلامت عمومی و کیفیت زندگی بیماران در مقایسه با گروه کنترل بود. همچنین نتایج نشان داد آموزش ترکیبی ورزش مقاومتی و هوازی اثر بخشی بیشتری در افزایش کیفیت زندگی این بیماران دارد.
آگلامیس (2009) در مطالعه ای یک مداخله ورزشی 12 جلسه ای را بر روی کیفیت زندگی زنان دارای آرتروز زانو سنجید. شرکت کنندگان 34 زن 50 تا 69 ساله بودند که پرسشنامه کیفیت زندگی را تکمیل کردند. نتایج حاکی از افزایش کیفیت زندگی در پس آزمون و پی گیری در گروه آزمایشی نسبت و گروه شاهد بود.
در مطالعه ای که توسط تتلی و همکاران (2008) بر روی 13 آزمودنی انجام شد، انجام تمرینات ورزشی در طی 8 تا 12 هفته علاوه بر تأثیرات جسمی باعث ایجاد احساس ایمنی و احساساتی حاکی از خوب بودن شده بود.
الاسکی یک الگوی ملی برای رضایت از زندگی ارائه کرد و رابطه مثبت آن را با ورزش و فعالیت های بدنی بدست آورد.
مک اولی و همکاران(2005) نشان دادند که فعالیت های ورزشی باعث بهبود کیفیت زندگی سالمندان می شود. نتایج مشابهی نیز در یافته های بکر و تنبام(2005) و ایگور و همکاران(2007) بدست آمد(نقل از برزو، 1390).
چن و همکاران ( 2005) نیز در تحقیقی نشان دادند که کیفیت زندگی مرتبط با تندرستی، با روش زندگی و سلامت جسمانی و بهداشت روانی مرتبط است. همین نتایج نیز در مورد تأثیرات مثبت اجتماعی بدست آمده است(به نقل از نیازی، 1386).
کیلواو(2004،نقل از لویس، 2007 ) نیز نشان داد کیفیت زندگی بیماران مبتلا به ایدز پس از یک دوره مداخله ی ورزشی افزایش چشم گیری پیدا می کند.
بارون و لینا (2001) ارتباط بین سطوح پیشنهادی فعالیت بدنی و کیفیت مربوط به سلامتی زندگی را بررسی کرد. در این تحقیق، سطوح پیشنهادی فعالیت بدنی با کیفیت مربوط به سلامتی در زندگی ارتباط داشت.(به نقل از صدیق ، 1385)
مک لیستر ( 2001) به بررسی نتایج حاصل از مقایسه ورزشکاران و غیرورزشکاران پرداخت و دریافت که کیفیت زندگی افراد ورزشکار بسیار بهتر از افراد غیرورزشکار است. در تحقیقی، کیفیت زندگی یک گروه از 10 ملیت مختلف دونده زن با کیفیت زندگی گروه غیرورزشکار مقایسه شد، نتایج نشان داد که کیفیت زندگی ورزشکاران به طور چشمگیری بهتر از کیفیت زندگی غیرورزشکاران است(به نقل از صدیق، 1385) .
سلطانی شال(1392) به منظور تعیین اثربخشی ورزش بر سلامت عمومی، کیفیت خواب و کیفیت زندگی دانشجویا ن دانشگاه فردوسی مشهد پژوهشی نیمه تجربی مداخلهای بر روی تعداد 48 دانشجو (24 پسر و 24 دختر) انجام داد. بین گروه‌های آزمایش و شاهد قبل از مداخله تفاوت معنیداری در سلامت عمومی، کیفیت خواب و کیفیت زندگی مشاهده نشد. اما بعد از سه ماه مداخله، تفاوت بین گروه‌های آزمایش و شاهد در هرسه متغیر از نظر آماری معنیدار بود.
شیر سوار(1392) به مقایسه تأثیر بازتوانی همراه با ورزش بر کیفیت زندگی و عزت نفس افراد معتاد در مقایسه با شیوه های معمول پرداخت .در این تحقیق نیمه‌تجربی، از میان مراجعه‌کنندگان به مرکز ترک اعتیاد کنگره شصت، تعداد 60 بیمار به‌صورت تصادفی ساده انتخاب و به دو گروه تقسیم شدند. یافته‌ها نشان داد گروه‌ها در پیش‌آزمون به لحاظ کیفیت زندگی و عزت نفس با یکدیگر تفاوت معناداری نداشتند، اما در پس‌آزمون گروه‌های دارای تمرین ورزشی به‌طور معناداری نسبت به گروه کنترل دارای کیفیت زندگی و عزت نفس بهتری بودند. همچنین مشاهده شد که، هر دو گروه در پس‌آزمون نسبت به پیش‌آزمون به‌طور معناداری به لحاظ کیفیت زندگی و عزت نفس بهبود یافته بودند.
ارتباط ابعاد شادکامی و کیفیت ورزش کردن دانش آموزان پسر دبیرستانی شهرشاندیز در پژوهش احمدی(1385) مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد بین ورزشکردن منظم و شادکامی بهطور کلی و خردهآزمونهای عزت نفس، آرامش و کنترل بهطور جداگانه تفاوت معناداری وجود دارد. بین تعداد جلساتورزش درهفته و شادکامی بهطور کلی و خرده آزمون کنترل بهطور جداگانه تفاوت معناداری وجود داشت. بین شدت جلسات فعالیتورزشی و شادکامی بهطور کلی و خردهآزمونهای رضایت از زندگی، لذت بردن، عزت نفس و آرامش به طور جداگانه تفاوت معناداری مشاهده شد . بین سابقه انجام فعالیتورزشی و شادکامی به طور کلی و همه خردهآزمونهای آن به طور جداگانه تفاوت معناداری مشاهده نشد.
در پژوهشی ارتباط کیفیت زندگی با سطوح مختلف فعالیت افراد شرکت کننده در ورزش همگانی شهر گرگان بررسی شد. 118 نفر از افراد فعال در محل ایستگاه های ورزش همگانی آزمودنی های پژوهش راتشکیل دادند. یافته های پژوهش نشان داد بین کیفیت زندگی، بهزیستی بدنی ، رضایت شغلی ، رفتار خلاق و مبتکرانه و رفتار نوع دوستانه با سطح فعالیت افراد شرکت کننده در ورزش های همگانی ارتباط معناداری وجوددارد(نوری، 1390).
هاشمی(1390) نیز نشان داد سالمندانی که در برنامه مداخله ورزشی شرکت کردند پس از یک دوره 8 جلسه ای ورزش منظم نمرات بالایی را نسبت به گروه کنترل در کیفیت زندگی بدست آوردند.
نیازی(1390) ارتباط بین سلامت روانی و شادکامی زنان شرکت کننده در ورزش همگانی را بررسی کرد. جامعه آماری این تحقیق را زنان شرکت کننده در ایستگاه های ورزش همگانی شهر رشت تشکیل می دادند. با استفاده از نمونه گیری تصادفی 200 نفر از زنان شرکت کننده در ورزش همگانی به عنوان نمونه آماری این تحقیق انتخاب شدند. نتایج بیانگر ارتباط مثبت و معنادار شاخص های سلامت روان با شادکامی ذهنی بود.
ورزش و عزت نفس
موزانتی(2012) در مطالعه ای سه نوع مداخله ورزش مقاومتی، هوازی و ترکیب این دو به همراه گروه کنترل را بر روی عزت نفس زنان نجات یافته از سرطان پستان انجام داد. نتایج علاوه بر اثر بخشی هر سه روش درمانی، نشان داد که روش مداخله مقاومتی، اثر بخشی بیشتری در افزایش عزت نفس گروه آزمایشی داشت.
فایندلی و باکر (2009) نشان دادند که ورزشکاران نخبه و ورزشکاران رقابتی، شایستگی بدنی و عزت نفس عمومی کلی بیشتری را نسبت به غیر ورزشکاران دارند. همچنین غیر ورزشکارانی که رقابت جویی کمتری داشتند، دارای عزت نفس کمتری بودند.
در پژوهشی که توسط مارتینسن (2008) بر اساس مرور گسترده ادبیات مربوط به نقش تمرینات ورزشی در میزان اضطراب و افسردگی انجام شد، نقش این تمرینات به عنوان درمان تکمیلی مورد تأکید قرار گرفت .
اکلند(2004، نقل از روبازا،2007) با بررسی 24 کارآزمایی بالینی ورزشی نشان داد که در مجموع انجام تمرینات ورزشی می تواند تا حد زیادی عزت نفس کودکان و نوجوانان را افزایش دهد.
خودکارامدی نیز مفهومی است که بسیار به عزت نفس مرتبط است. در مطالعه ای که با بررسی روابط بین مهارت های روانی، خودکارآمدی و کارایی در میان بازیکنان فوتبال شرکت کننده در جام جهانی انجام شد، نتایج نشان داد که بین خودکارآمدی و عملکرد رابطه وجود دارد و چندین مهارت روانی با خودکارآمدی و عملکرد ارتباط دارد. به طوری که نتایج این تحقیق نشان داد مهارت های تمدد اعصاب که در آموزش و رقابت مورد استفاده قرار گرفتند با خودکارآمدی و عملکرد موفق در ارتباط بودند (لادر، آندر لین و هلن لین ، 2002).
هوارد (1999) در پژوهشی که در مورد یک نمونه 500 نفری از دانش آموزان انجام گرفت، نشان داد که نمره های دانش آموزان ورزشکار در مقیاس های انعطاف پذیری، پیشرفت از طریق همنوایی، کارآمدی ذهنی، احساس سلامت، مدارا، برداشت خوب، خویشتن داری، سلطه گری، همدلی،عزت نفس، مسئولیت پذیری و استعداد پایگاه به مراتب بالاتر از دانش آموزان غیرورزشکار است.
آقایی نژاد(1392) به بررسی تأثیر یک دوره فعالیت منظم ورزشی بر عزت نفس دانش‌آموزان کم توان ذهنی آموزش‌پذیر 9تا15 سال شهرستان لردگان در سال تحصیلی 1390 – 1389 پرداخت. بدین منظور از بین 121 نفر دانش آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر، تعداد 28 نفر به روش تصادفی ساده انتخاب و در دو گروه آزمایش( 7 نفر پسر و 7 نفر دختر) و کنترل ( 7 نفر پسر و 7 نفر دختر) به صورت تصادفی گمارده شدند. یافته ها نشان داد که بین عملکرد دو گروه آزمایش و کنترل در میزان عزت نفس تفاوت معنادار آماری وجود دارد که نشان می دهد، اجرای یک دوره فعالیت منظم ورزشی بر افزایش عزت نفس دانش آموزان گروه آزمایش مؤثر بوده است.
کوزه چیان(1391) به مقایسه عزت نفس و رضایت از زندگی دانشجویان ورزشکار و غیرورزشکار دانشگاه تربیت مدرس پرداخت. یافته ها نشان داد بین عزت نفس در بین دانشجویان ورزشکار و غیرورزشکار تفاوت معنی داری وجود دارد .آزمون تعقیبی دانکن مشخص کرد که دانشجویان زن ورزشکار، در مقایسه با سایر گروه ها همچنین بین رضایت از زندگی دانشجویان دارای بیشترین میزان عزت نفس بودند ورزشکار و دانشجویان غیرورزشکار تفاوت معنی داری وجود داشت. در آزمون تعقیبی دانکن مشخص شد که دانشجویان زن ورزشکار، در مقایسه با سایر گروهها دارای بیشترین میزان رضایت از زندگی بودند .
در پژوهشی به بررسی رابطه عزت نفس و انگیزش پیشرفت در ورزشکاران موفق و ناموفق استان آذربایجان غربی پرداخت. آزمودنی های تحقیق 200 نفر ورزشکار مرد و زن بودند که به دو گروه تقسیم شدند: 100 ورزشکار موفق که در مسابقات رسمی داخلی و یا بین المللی موفق به کسب مدال شده بودند و 100 ورزشکار ناموفق در کسب مدال. نتایج نشان داد بین عزت نفس و انگیزش پیشرفت در هر دو گروه رابطه معنی دار مثبت وجود داشت. همچنین نتایج آزمون تی مستقل تفاوت معنی داری را بین عزت نفس و انگیزش پیشرفت ورزشکاران موفق و ناموفق نشان داد یعنی عزت نفس و انگیزش پیشرفت ورزشکاران موفق در مقایسه با ورزشکاران ناموفق به طور معنی داری بالاتر بود(ملکی، 1390).
پژوهش امینی(1390) نشان داد بیشتر بودن تعداد جلساتورزش در هفته با کنترل بیشتر همراه است. آرامش، عزت نفس، لذت بردن و رضایت بیشتر از زندگی در دانشآموزانی که با شدت ملایم ورزش میکردند، نسبت به دانشآموزانی که با شدت بیشتری فعالیت مینمودند. لذا از آنجا که انگیزه کسب آرامش، نشاط و شادابی از معیارهای سلامت روانی انسانها محسوب میشود. نقش فعالیتهای حرکتی و ورزشی منظم و مستمر در اصلاح شیوه زندگی و ایجاد شادابی و سلامت روانی مشهود است.