معماری ایران و طبیعت ، قبل از دوران صنعتی (معماری سنتی ایران)

توجه داشته باشید که عکس ها در سایت درج نمی شوند و فقط در فایل اصلی موجود است

معماری ایران و طبیعت ، قبل از دوران صنعتی (معماری سنتی ایران)

در طول تاریخ قبل از دوران صنعتی معماری ایران فراز و نشیب بسیاری را طی کرده اما همواره با طبیعت دارای کنش و واکنش مسالمت آمیزی بوده و متناسب با نیازهای هر دوره دستاوردهای مثبتی در ارتباط با طبیعت داشته است . به طور کلی این معماری که منظور از آن دوره بعد از اسلام است و به معماری سنتی ایران تعبیر می شود ، به لحاظ نظری مبتنی بر حکمت متعالیه بوده و طبیعت به عنوان بستر رشد روح انسانی مد نظر قرار داشته است . در معماری سنتی الهام گیری از طبیعت ، منطقه ای و بومی بوده است به طوری که در جهت تکمیل طبیعت  در حرکت می باشد و به شیوه غیر مستقیم و بیشتر با سازگاری های اکولوژیک دنبال شده است . مصالح بوم آورد و اصول سازماندهی فضایی مهمترین عوامل بومی کننده هر معماری اند . چنانچه در اقلیم های مختلف از عناصر متفاوت و متناسب با همان اقلیم بهره گرفته شده است . به طور مثال در استفاده از طبیعت به عنوان بستر طرح ، استفاده از طبیعت به عنوان منظر و خرد اقلیم ، استفاده از طبیعت به عنوان مصالح ، استفاده از عناصر طبیعت در معماری مانند آب ، گیاه ف باد و استفاده از الگوهای طبیعی مانند هندسه و فرم های موجود در طبیعت در تولید معماری بهره گیری شده است . زندگی کوچندگی اصولاً مترادف با چادر نشینی است . مسکن در این نوع زندگی بنا به ضرورت شیوه تولید و محیط جغرافیایی در همسازی کامل با محیط انتخاب می شود ، این نوع سکونتگاه ها که دارای معماری اصیل و ابتکاری همنوا با الگوی زیست کوچندگی است به عنوان یک طرح عملی قرن هاست که کوچندگان را در پناه خود حفظ می کنند . سیاه چادر به شکلی هوشمندانه طراحی شده که استفاده کامل از ظرفیت های موجود در محیط را به همراه دارد ، علی رغم تمام ویژگی های منحصر به فردش ، که آن را در همنوایی با این الگوی زیستی قرار می دهد و به عنوان بخشی از میراث معنوی هر قوم دارای آن محسوب و آن را به عنوان یک سازه بومی و ابتکار قومی که تفکری کاملاً خردگرایانه با آن همراه است ، نشان می دهد (پاپ زن و افشارزاده ، 1390) . در مجموع می توان گفت که تعامل انسان و معماری با طبیعت ، متناسب با نیازهای آن دوره ، مثبت بوده است . از طرفی مفاهیم طبیعت گرایی به انحا مختلف در گفته های متخصصین این حوزه بیان شده است . حتی در اصول معماری ایرانی از زبان دکتر پیرنیا (1390) نیز ردپای رابطه معماری با طبیعت دیده می شود . برای مثال اصل مردم واری به معنای رعایت تناسب میان اندام های ساختمانی با اندام های انسان و توجه به نیازهای او در کار ساختمان سازی بوده است . معمار ایرانی افراز درگاه را به اندازه قد مردم می گرفته و روزن و روشندان را چنان می آراسته که فروغ خورشید و پرتو ماه را به اندازه دلخواه به درون فضا بیاورد .یا در اصل پرهیز از بیهودگی در معماری ایرانی تلاش می شده کار بیهوده در ساختمان سازی نکنند و از اسراف پرهیز می کردند . این اصل مهم هم پیش از اسلام و هم پس از آن مراعات می شده است . از طرفی طبیعت بهترین الگو برای این اصل می باشد ، زیرا رفتار طبیعت همواره بهینه است . همچنین معماران ایرانی تلاش می کردند ساخت مایه مورد نیاز خود را از نزدیک ترین جاها به دست آورند و چنان ساخت و ساز می کردند که نیازمند ساخت مایه جاهای دیگر نباشند و « خودبسنده » باشد . بدین گونه کار ساخت با شتاب بیشتری انجام می شده و ساختمان با طبیعت پیرامون خود سازگارتر بوده و هنگام نوسازی آن نیز همیشه ساخت مایه آن در دسترس بوده است که از آن به عنوان اصل خودبسندگی (بوم آورد) یاد می شود (پیرنیا و معماریان ، 1390) . نیازهای این دوره امنیت و آسایش بوده که معماری در پی پاسخگویی به آن ها نه تنها به صورت کمی بلکه به صورت کیفی هم بوده است .

دانلود متن کامل پایان نامه مقطع ارشد معماری : طراحی مجتمع تجاریتفریحی با رویکرد طبیعت گرایی با تاکید بر سازواره های طبیعی

 

 

 

 

شکل 3-1-باغ دولت آباد یزد – نمونه ای از رابطه معماری با طبیعت قبل از دوران صنعتی

3-5-2-معماری ایران و طبیعت ، بعد از دوران صنعتی

اما بعد از دوران صنعتی مدل تعامل انسان و طبیعت در ایران به مرور تغییر می کند . مکتب معماری مدرن به وسیله دانش آموختگان ایرانی از فرنگ برگشته که در سال های آخر دوره پهلوی اول به ایران بازگشتند به ارمغان آورده شد . از آن رو که نهضت مدرنیسم در معماری همچون دیگر مکاتب نخست در دانشگاه ها مورد توجه و آموزش قرار گرفت . آثار مطرح و به جا مانده از معماری از مکتب معماری مدرن را در نخستین سال های پیدایش آن در ایران به طور عمده باید در تهران و رساختمان های غالبا عمومی و غیر دولتی مشاهده کرد (بانی مسعود ، 1388: 34) . نیاز انسان به رفاه او را به استفاده از تکنولوژی سوق می دهد اما این نوع استفاده نه تنها در جهت تعامل با طبیعت نیست ، بلکه در تضاد با آن و همانطور که اشاره شد برای سلطه بر طبیعت است . چنان که دیگر در اقلیم های مختلف از تکنولوژی متفاوت و متناسب با همان اقلیم بهره گرفته نشد .

در واقع در این دوره تکنولوژی خلق نشد ، بلکه مصرف شد . در مورد ارتباط معماری با طبیعت نیز دستاورد مثبتی به وجود نیامد و تنها نیاز انسان معاصر ایرانی به ارتباط با طبیعت که با حسرت به گذشته نگاه می کرد باعث شد تا همان الگوها و روش های بهره گیری از طبیعت که در معماری دوره پیش از صنعتی ظهور و بروز داشته اند به صورت شکلی و سپس استعاری در معماری دوره صنعتی آن هم به ندرت مورد استفاده قرار می گیرند که به طور کلی این نگرش راه به جایی نبرد .

با این تفاسیر می توان ارتباط انسان و معماری با طبیعت در ایران و نحوه تعامل آنها با یکدیگر را برای دو دوره صنعتی و ماقبل صنعتی به صورت جدول زیر نتیجه گیری کرد .

  قبل از دوران صنعتی بعد از دوران صنعتی
مدل تعامل ارگانیک – فرا ارگانیک سلطه بر طبیعت
نگرش به طبیعت طبیعت گریز – طبیعت ساز طبیعت گریز – طبیعت ستیز
ارتباط انسان با طبیعت طبیعت زندان انسان – طبیعت بستررشد روح انسانی ولی حجاب نهایی او طبیعت زندان انسان – طبیعت کالایی در دست انسان
رابطه معماری با طبیعت تقابل – تکمیل تقابل – تضاد
روش بهره گیری از طبیعت شکلی – استعاری – بهره گیری از قوانین طبیعت شکلی
رابطه با تکنولوژی بوم فناوری تکنولوژی وارداتی و مصرفی

جدول3-6-تحلیل ارتباط انسان با طبیعت در معماری ایران و ویژگی های آن (محمود فیض آبادی : 1391، 53  )

36-طبیعت به عنوان معلم

انسان از ابتدای خلقت در طبیعت زندگی می کرد از آن می آموخت و با آن تعامل داشت . بنابراین طبیعت را بزرگ ترین معلم بشر نامیده اند . جان راسکین در سال 1906 بیان می دارد : « از هیچ چیز تقلید مکن ، مگر فرم های طبیعی » (Ruskin,1906) .

طبیعت دنیایی پر جاذبه و منبعی برای الهام و نوآوری انسان بوده ، هست و خواهد بود . انسان طی دوران طولانی در طبیعت حرکت گیاهان و موجودات دیگر را تحت بررسی و مطالعه قرار داده و از آن برای پیشبرد اهداف و زندگی خود استفاده کرده است . با پیشرفت علم ، بشر دریافت که طی فراز و نشیب های زمانی ساختارهایی در طبیعت دوام و بقا بیشتری داشته اند . در فرایند تکامل طبیعت در دوران طولانی به نظر می رسد کاراترین و قوی ترین فرم های طبیعی که دارای قابلیت انعطاف بیشتری بوده اند بقا یافته اند . ارسطو فیلسوف یونانی در دوران باستان به مطالعه طبیعت پرداخت و از آن به عنوان منبع الهام بخش برای انسان یاد کرد .

رایت بیان می دارد : « اگر واقعاً می خواهید درباره ساختمان مطالعه کنید ، طبیعت بهترین جا برای این کار است » (سنوزیان : 1389 : 65) .

در همین جهت و در پی بحران انرژی در دهه 70 میلادی گرایش های سبز در معماری ظهور کرد و این موضوع بر اساس موضوع پایداری جهان برای بقای زندگی شکل گرفت زیرا تحقیقات نشان داد که رشد انسان با روند صنعتی که در پیش گرفته ، بدون نگرش به مسئه پایداری به 100 سال آینده محدود خواهد شد و پس از آن زندگی موجودات و بشر برای بقا به خطر خواهد افتاد . بنا بر این توجه به طبیعت و استفاده از مکانیسم های آن در معماری بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت و مساله اندیشه توسعه پایدار و به دنبال آن نگرش معماری پایدار ظهور کرد .

از زمان های بسیار دور انسان به تحلیل و شناخت آناتومی و مورفولوژی سازوارهای طبیعی به منظور به کارگیری اصول ساختاری آن در ساختن وسائل ، ماشین آلات و حتی در بناها پرداخته است (Behamon,1972) که امروزه این گرایشات باعث پیشرفت های چشمگیری در معماری معاصر شده است . به عنوان مثال در تازه ترین بهره گیری از طبیعت دانشمندان با الهام از مکانیسم بینی شتر قصد دارند به یکی از غیر ممکن ترین  کارها پرداخته و در میان صحرا یک جنگل برپا کنند . گلخانه عظیم 5.2 میلیون دلاری در قطر قرار است حیات گیاهی را به یکی از خشک ترین نقاط زمین بیاورد از بینی این پستاندارد کوهان دار الهام گرفته است . پروژه جنگل صحرا با الهام از یک حقه طبیعت از آب سطحی و آب سرد به دست آمده از عمق 200 متری زیر سطح شن ها برای تغذیه درختان ، گیاهان و جلبک ها استفاده خواهد کرد . سیستم آبیاری این پروژه به شیوه مشابه بینی شتر کار کرده که به طور مدام آبی که در طول روز ، حرارت به بخار تبدیل کرده را متراکم می سازد . در زمان بازدم شتر ، بینی این حیوان به سرعت آن را به داخل کشیده و آب موجود را متراکم می کند . این کار باعث زنده ماندناین حیوان در بیابان می شود . سوراخ های بینی شتر همچنین به مکش آب از هوای مرطوب شب های گرم صحرا می پردازد تا سطح بینی را آبدار باقی نگهدارد . محققان با الهام از این موضوع اظهار کرده اند که پروژه 10 هزار مترمربع آن ها از ایده مشابه استفاده خواهد کرد که طی آزمایش ها با موفقیت رو به رو بوده است . محققان با استفاده از نیروی خورشیدی به پمپاژ آب از میان سازه های عظیم شیشه ای خواهند پرداخت . هوای داغ کویر ، آب های سطحی را که در طول شب ایجاد شده اند به بخار تبدیل می کند اما با قرار دادن پرچین های راهبردی در این مناطق می توان پیش از فرار این ماده به سوی آسمان ، آن را سرد کرده و به این شکل دمای مناسب را برای این گلخانه روباز فراهم کرد . با جریان پیدا کردن این هوای مرطوب خنک تر در اطراف این واحه ، این هوا با لوله های سرد حاوی آب پمپاژ شده از اعماق زمین برخورد کرده و دوباره متراکم می شود . این موضوع می تواند به ارائه یک منبع دائم رطوبت برای تغذیه و رشد تمام گیاهان محیط بپردازد . مایکل پاولین ، معمار ارشد آن ، این پروژه را به دلیل بهره برداری از تفاوت دمای بین سطح آب دریا ، کاملا دوستدار محیط زیست خواند ، از گیاهان و جلبک های پرورش یافته در این گلخانه می توان بعدها برای تولید زیست توده استفاده کرد . برنامه های کنونی نشانگر اجرایی شدن این گلخانه نا ماه ژوئیه است  .

بنابراین رابطه میان بیولوژی و معماری رابطه دیرینه ای است . نقش عامل زنده و بیولوژی و شکل حیوانات یا گیاهان در معماری ، به قدمت تاریخ است و با آغاز سال 2000 یا دهه هفتاد میلادی و توجه به معماری تکنولوژیک ، آغاز نشده است .به همین دلیل هر چند این نوع معماری به نظر عجیب می رسد ولی به موضوع با اهمیت معماری طبیعی تعلق دارد که از مشابهت بیولوژیک که سابقه طولانی دارد ، برخوردار است . در تئوری معماری ، نقش علوم طبیعی ، زیست شناسی ، آناتومی ، گیاه شناسی ، فیزیولوژی ، ژنتیک ، شیمی و ستاره شناسی را در زندگی به خوبی از قدیم می دانیم و مثال ها و نمونه های زیادی وجود دارند که می توان تاثیر این گرایش ها و علوم را در شکل گیری نظریه های معماری کاملا نشان داد . در نتیجه اگر نباید فقط شناخت موجود زنده و نقش آن را در معماری به تاریخ بیلوژی مدرن محدود دانست ، دو چندان نباید نقش رو به رشد و فزایند ای که بیولوژی در معماری خواهد داشت و به آن ادامه خواهد داد را از یاد برد (Chupin,2010) . پس سازگاری با طبیعت و استفاده از الگوی طبیعی ، نه تنها به عنوان منبعی در ایده پردازی و خلق کانسپت معماری مفید و موثر است ، بلکه وسیله ای است که راه رسیدن به یک نظام توسعه پایدار را هموار می نماید (Bahamon,1972) و می توان آن را به عنوان معلمی کهنه کار دانست .