مزیت نسبی آشکار شده

(3-8)
که در آن G هزینه نهادههای غیر مبادلهای به قیمت سایهای، F هزینه نهادههای مبادلهای به قیمت سایهای و E درآمدها به قیمت سایهای است. این شاخص مشخص میکند که آیا عواید حاصل از تولید محصول بعد از کسر نهادههای خارجی، هزینههای داخلی را جبران میکند یا نه؟هرگاه عواید حاصله، هزینه نهادههای داخلی (غیرمبادلهای) را جبران کند، تولید محصول دارای مزیت است. اگر این مقدار برابر با یک باشد به مفهوم نقطه سر به سر (عواید حاصل از تولید محصول بعد از کسر نهاده های خارجی برابر با هزینههای داخلی است) می باشد. در غیر این صورت دو حالت زیر وجود دارد. الف – اگر DRC<1 در تولید و صادرات محصول مزیت وجود دارد.
ب- اگرDRC>1 تولید و صادرات محصول دارای مزیت نیست.
بالاسا مزیت نسبی آشکار شده را بصورت زیر تعریف کرد (بالاسا، 1965).
(3-9)
در این فرمول:
X علامت اختصاری صادرات، i مربوط به بخش، j مربوط به کشور و w مربوط به جهان می‌باشد. صورت کسر درصد سهم یک بخش مفروض در صادرات ملی و مخرج آن درصد سهم یک بخش مفروض را در صادرات جهان منعکس می‌سازد. بنابراین می‌توان گفت این معیار به بررسی ساختار صادرات ملی در مقابل ساختار صادرات جهان نظر دارد. روند افزایشی این شاخص در طی زمان نشان‌دهنده بهبود موقعیت رقابتی یک کالا در سطح جهان و یا منطقه‌ای خاص در راستای ایجاد فرصت‌های مناسب ویا استفاده به موقع از فرصت‌های پیش‌آمده در سطح جهانی برای کشور مورد نظر تلقی می‌شود. از طرف دیگر نوسانات این معیار نیز می‌تواند درجه ثبات پایین رژیم تجاری یک کشور را نشان دهد. بعلاوه به اعتقاد بالاسا و برخی اقتصاددانان معاصر، شاخص فوق با تکیه بر ساختار موجود صادرات برای بررسی امکان پیوستن کشورهای جهان به WTO و ارزیابی آثار بلندمدت آزاد سازی تجاری نیز ابزار مناسبی است.
با توجه به ساختار معیار مزیتنسبی آشکار شده، مقادیر این شاخص همیشه بین صفر و بی‌نهایت قرار می‌گیرد. اگر این شاخص در فاصله ( 1، 0 ) واقع شود گفته می‌شود که کشور خاص در آن بخش مفروض متخصص نیست و هرگاه در فاصله یک تا بی‌نهایت قرار گیرد گفته می‌شود که کشور مذکور دارای تخصص در صدور کالای خاص بوده و به سوی تخصصی شدن تولید حرکت می‌کند. بنابراین مقادیر شاخص مذکور برای هر کالای صادراتی می‌تواند وضعیت مزیتنسبی آن کالا را در بازار صادراتی بالفعل نشان دهد (سلامی و پیشبهار، 1380، لارسن، 1998).
این شاخص ضمن تایید نتایجNSP، شدت و ضعف و وجود یا نبود مزیت نسبی را نشان میدهد. البته باید به خاطر داشت که شاخص DRCبا برخی محدودیتها همراه است از جمله این که برای کوتاه‏مدت محاسبه می شود ولذا نمیتواند مصون از نوسانهایی باشد که در کوتاهمدت رخ میدهد. دیگر این که این شاخص از معنیدار کردن آثار خارجی که در اثر پیدایش یک صفت ایجاد میشود، ناتوان است.

3-4-1-2 شاخصSCB یا شاخص هزینه به منفعت اجتماعی
شاخص SCBاز نسبت هزینههای سایهای به درآمد سایهای حاصل میشود. فرمول محاسباتیDRC با توجه به جدول(3-2) به صورت زیر است.
(3-10)
که در آن G هزینه نهادههای غیر مبادلهای به قیمت سایهای، F هزینه نهادههای مبادلهای به قیمت سایه‏ای وE درآمدها به قیمت سایهای است.
اگر این مقدار برابر با یک باشد به مفهوم نقطه سر به سر است. در غیر این صورت دو حالت زیر وجود دارد.
الف – اگر 0ب- اگر SCB>1 آنگاه تولید و صادرات محصول سودآور نیست .
3-4-1-3 شاخصNPIC یا شاخص ضریب حمایت اسمی از نهادهها
این شاخص از نسبت هزینه نهادههای قابل مبادله به قیمت بازار به هزینه همان نهادهها به قیمت سایهای حاصل میشود. فرمول محاسباتیNPIC با توجه به جدول 3-2 به صورت زیر است.