مدل­های کارآفرینی سازمانی

محققان تاکنون ابزارهای مختلفی را برای سنجش تمایل شرکت­ها در راستای کارآفرینی سازمانی ارائه داده­اند که این ابزارها رفته رفته در حال پیشرفت و توسعه می­باشند و امروزه به این نتیجه رسیده­اند که همیشه شرایط ثابتی، برای عملیاتی کردن یک سازمان کارآفرین، وجود ندارد(کلوین،  سلوین، 1991).

 

مدل کوراتکو و همکارنش

 

کوراتکو در سال 1990 مدلی را ارائه داد. او بعد از تحلیل عاملی، 5 عامل حمایتِ مدیریت، سیستم پاداش و تشویق، منابع، ساختار سازمانی و ریسک پذیری را استخراج کرد و نهایتا 21 عامل را در 3 گروه(همان­طور که در شکل 2-2 می­توان مشاهده کرد) بدست آورد(صمدآقایی، 1388).

 

شکل 2-5- مدل کارآفرینی سازمانی کوراتکو و همکارنش(صمدآقایی، 1388)

 

 

مدل کوین و سلوین

 

کوین و سلوین در سال 1991 بیان کردند که کارآفرینی سازمانی مبتنی بر 3 بُعد پیش فعال بودن، نوآوری و تمایل به ریسک پذیری است(کوین، سلوین، 1991).

شکل 2-6- مدل کارآفرینی سازمانی کوین و سلوین(کوین، سلوین، 1991)

 

مدل وینکر و همکاران

 

وینکر و همکارانش در سال 2008 با تلفیق مدل­هایی که اشاره شد، مدلی را برای سنجش میزان کارآفرینی سازمانی ارائه دادند که شامل 4 بعد توسعه کسب و کار جدید، نوآوری، خود به­سازی و پیش فعالی می­باشد(وینکر و همکاران، 2008) که در این مدل این­گونه تعریف می­شوند.

  • توسعه کسب و کار جدید؛ به معرفی محصولات و خدمات جدید شرکت اطلاق می­شود که از طریق ایجاد کسب و کارهای جدید درون سازمان ناشی می­شود.
  • نوآوری؛ به توسعه در تکنولوژی در راستای خلق محصولات و خدمات جدید، اطلاق می­شود.
  • خود بهسازی؛ به تغییر شکل سازمانی از طریق تجدید ایده­های کلیدی که بر اساس آن شرکت بنا شده است، اطلاق می­شود.
  • پیش فعالی[1]؛ به اندازه­ای که سازمان­ها برای پیش قدم بودن به­جای دنباله­روی از رقبا، تلاش می­کنند، اطلاق می­شود(وینکر و همکاران، 2008).

شکل 2-7- مدل کارآفرینی سازمانی وینکر و همکاران(وینکر و همکاران، 2008)

 

مدل لامکین و دس

 

در سال 1996، لامکین و دس 4 عامل  اختیارات، نوآوری و تحمل ریسک، پیش فعال بودن و رقابت سلطه­جویانه[2] را به عنوان معیارهای سنجش رفتارهای ناشی از کارآفرینی سازمانی بیان کردند(لامکین، دس، 1996).

 

2-4- ادبیات نوآوری

 

بازاریابی نوآوری گرا به بنگاه ها این امکان را می دهد تا بر ایده هایی که به بازارها، محصولات یا فرایندهای جدید منتهی می شوند تمرکز کنند. می توان سازمان ها را بر اساس میزانی که در فعالیتهای بازاریابی خود بر نوآوری تأکید می کنند از خالقان بازارهای جدید نوآور[3] تا بازارسازان جزئی تدریجی[4] دسته بندی کرد (حمیدی زاده و همکاران، 1393). نوآورانه بودن(نوآورانگی یا رویکرد نوآورانانه) یک سازمان، به میزان تمایل مدیریت و کارمندان سازمان برای مشارکت در آزمایش ها و فعالیت های خلاقانه ای اطلاق می شود که ممکن است منجر به ایجاد محصولات جدیدی شود. از آنجایی که نوآوری ابزار مهمی است که از طریق آن می توان فرصت های جدید پیش روی شرکت را دریافت نمود. آنها نوآوری را به عنوان عنصر مهمی از رویکرد کارآفرینانه تلقی می کنند. این رفتار از فعالیت ها و فناوری های جا افتاده متفاوت است در واقع نوآورانه بودن، همان فرآیند بکارگیری نوآوری است (لامپکین و دس، 1996). لامپکین و دس (1996)، نوآورانه بودن را به سه دسته تقسیم نموده اند:

  • نوآورانه بودن تکنولوژیکی؛که تشکیل شده است از تلاش تحقیقاتی و مهندسی به هدف ایجاد محصولات و فرآیندهای جدید؛
  • نوآورانه بودن محصولی؛ شامل تحقیقات بازار، طراحی محصول و نوآوری در تبلیغات می گرد؛.
  • نوآورانه بودن اداری؛ که اشاره به خلاقیت در سیستم های مدیریتی، روش های کنترل و ساختار سازمانی دارد.

اقدامات بازاریابی مبتنی بر نوآوری به شرکت اجازه می دهد تا بر ایده های جدید که منجر به بازارهای جدید، محصولات و یا فرایندهای جدید می شود تمرکز کند. درجه ای که یک سازمان موفق بر نوآوری در اقدامات بازاریابیش تاکید می کند از خالق بازار جدید بسیار نوآور تا سازنده تدریجی بر اساس روابط مشتری موجود و دانش بازار ساخته می شود. شرکت های کوچک و متوسط ممکن است انتخاب کنند که تمرکز کنند بر ابزارهای بازاریابی نوآورانه در حالی که شرکت ممکن است فاقد منابعی برای شکستن استانداردهای صنعت باشد (بچرر و همکاران، 2008). کارآفرینانی که بازاریابی کارآفرینانه را به کار می برند تمایل دارند نوآوری گرا باشند (توسط ایده ها و شهود) به جای مشتری گرا بودن (ارزیابی نیازهای بازار) و تمایل به استفاده از شبکه سازی غیر رسمی به جای تحقیقات رسمی و سیستم های هوشمند دارند (موریش، 2011). نوآوری گرایی اشاره دارد به تمایل یک شرکت برای مشارکت در فرایندهای خلاقانه، ازمایش ایده های جدید که منجر به تاسیس روش های جدید تولید و یا معرفی محصولات یا خدمات جدی به بازار موجود یا بازار جدید می شود. جنبه نوآوری گرایی جهت گیری کارآفرینانه ترویج خواهد داد تغییر و رفتارهای خلاقانه را که مبادله فعالانه ایده ها، افزایش جریان اطلاعات و تازگی در توسعه محصول جدید را ترغیب خواهد کرد (که، 2007). به طور کلی نوآوری های سازمانی عبارتست از ارائه منبع فوری مزیت رقابتی از سوی سازمان که  تاثیر قابل توجهی بر عملکرد کسب و کار با توجه به بهره‌وری، زمان محلی، کیفیت و انعطاف پذیری دارد(موریش، 2011). نوآوری ها از چهار جهت تشریح می شوند(لامپکین و دس، 1996):

  • T تکنولوژی
  • A کاربرد جدید در شکل محصول، خدمت یا فرایند
  • M بخشهای بازار یا گروه های مصرف کننده
  • O سازماندهی

این چهار جنبه سطح و میزان نوآوری را تعریف می کنند. در این میدان می توان با مراجعه به ترکیب تکنولوژی، کاربرد، بازار و سازماندهی سازمانها، موقعیت آنها را مشخص کرد. تغییر از یک موقعیت و رسیدن به موقعیت دیگر در این میدان پیش نیاز نوآوری و نتیجه فعالیت های نوآورانه سازمان است. با ملاحظه مسیر نوآوری های متوالی طی زمان، مسیر حرکت نوآوری به دست می آید. با مشاهده مسیر گذشته نوآوری می توان برای آینده برنامه ریزی کرد. فرایند تغییر مسیر، یک فرایند نوآوری تعریف می شود. میدان نوآوری نه تنها در تعریف مورد نیاز برای مطالعه نوآوری به ما کمک می کند، بلکه برای تمرکز و تعریف محدوده فعالیت ها و استراتژی نوآوری نیز استفاده می شود. به طور کلی چهار بعد نوآوری مستقل از یکدیگرند، اما باید از این حقیقت آگاه بود که خط مشی بین تکنولوژی ها و کاربردها، کاربردها و بازار، بازار و سازماندهی و سازماندهی و تکنولوژی وجود ندارد. بعلاوه، چهار جهت آن به یکدیگر وابسته اند، یعنی یک تکنولوژی خاص کاربردهای محدودی دارد. همچنین نقاط در این چهار بعد به صورت یکنواخت توزیع شده اند. نوآوری ممکن است نتیجه ظهور یک تکنولوژی جدید، محصول، فرایند یا خدمت جدید، توسعه بازارهای جدید و/ یا یک سبک سازمانی جدید می باشد. در بیشتر حالات، ترکیبی از چند فاکتور است که تا حدودی به طور مشابه و متوالی آشکار می شوند. به خاطر وجود اثرات متقابل بین فاکتورها، سیستم به طور مداوم، مانند یک مسیر حلزونی شکل، تغییر می کند. در موقع تحلیل نوآوری، شناسایی علت اصلی نوآوری یا مشخص کردن تنها علت نوآوری بسیار سخت است. یعنی اینکه برای فهمیدن توسعه کسب و کار جدید، نمی توانیم منابع مختلف، رقبا یا سهامداران را به صورت جداگانه مطالعه کرد، بلکه بایدموقعیت کلی را مطالعه کرد (موریش، 2011). به طور کلی می توان انواع نوآوری را در قالب های زیر تعریف کرد(بچرر و همکاران، 2008):

  • نوآوری بنیادین و نوآوری تدریجی: نوآوری های بنیادین (انقلابی) موفق، معمولاً از یک اختراع ناشی می شوند. این دسته از نوآوری ها، صنایع جدیدی را به وجود آورده و یا صنایع جدید را تغییر می دهند. این نوآوری نسبتاً نادر بوده و معمولاً در خارج از مرزهای شرکت آغاز می شوند. هنگامی که این گونه نوآوری ها در داخل مرزهای شرکت شکل می گیرند، نه تنها برای سازمان جدیدند، بلکه با عملکردهای فعلی نیز متفاوتند. دسته دیگری از نوآوری ها، تدریجی یا تکاملی هستند. هرچند این نوآوری ها جزئی می باشند ولی بهبود چشمگیری در محصولات، فرایندها یا خدمات فعلی ایجاد می کنند. این نوآوری ها نسبتاً متداول بوده و در داخل صنعت یا شرکت رخ می دهند و به شرکتها کمک می کنند تا در بازار به موقعیت رقابتی دست یابند و آن را حفظ کنند.
  • نوآوری روتین: نوعی دیگر از نوآوری است که به ارائه چیزی اطلاق می شود که برای سازمان جدید است ولی به آنچه که در گذشته وجود داشته، شباهت زیادی دارد. همچنین نوآوریهای بازاریابی شامل معرفی یک نام تجاری جدید، کسب بازارجدید و رویکردهای جدید در فروش هستند. نوآوریهای اجرایی به تغییر در ساختار سازمان یا فرایندهای اجرایی مربوط می‌شود و نوآوری­های استراتژیک بر معیارهایی برای ایجاد یک مزیت رقابتی دائمی وتجدید قوانین رقابتی تاکید دارند. نوآوری‌های تکنولوژیکی به عنوان ایجاد تغییرات در محصول، فرآیند یا خدمات معرفی می‌شوند و به معنی عمل معرفی کردن یک وسیله، روش یا مواد جدیدی برای استفاده از آنها در جهت اهداف تجاری یا عملی انواع مختلف نوآوری به انواع مختلفی دانش زیربنایی نیاز دارد و اثرات متفاوتی بر عملکرد سازمان می گذارد.

[1] . proactivness

[2] Competitive aggressiveness

[3]. Innovative new market creator

[4]. Incremental market builder

متن کامل :

تاثیر گرایش کارآفرینانه بر میزان صادرات با توجه به نقش نوآوری و یادگیری سازمانی- دانلود پایان نامه ارشد

دانلود پایان نامه تاثیر گرایش کارآفرینانه بر میزان صادرات با توجه به نقش نوآوری و یادگیری سازمانی(مطالعه موردی: شرکت های کوچک و متوسط استان تهران)