فناوری اطلاعات و ارتباطات

به همین خاطر می‌توانیم ادعا کنیم که رفتار مثبت و رفتار منفی معلم در قبال گروه کنترل و آزمایش در دختران مقطع ابتدایی در نمره‌های آن‌ها تأثیر قابل‌توجهی داشته است. پس طبق این اطلاعات به این نتیجه می‌رسیم که نوع رفتار معلم در نتایج ارزشیابی دانش‌آموزان دختر مقطع ابتدایی هنگام برگزاری امتحان تأثیر داشته است و نمره‌های دانش‌آموزان تحت تأثیر نوع رفتارهای معلم قرارگرفته است و میانگین نمره‌های گروه کنترل (77/16) بهتر از میانگین گروه آزمایش (27/15) بوده است. پس فرضیه‌ی شماره دو این پژوهش تأیید می‌شود.
نتایج این فرضیه با نتایج پژوهش مهاجری و همکاران (1391) که پژوهشی باهدف بررسی رابطه بین قابلیت‌های حرفه‌ای معلمان دوره ابتدایی با عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان در شهر اصفهان انجام دادند همخوانی دارد. آن‌ها در این پژوهش از مدل قابلیت‌های حرفه‌ای معلمان کبک کانادا استفاده کردند که دارای شش مؤلفه برای قابلیت حرفه‌ای معلمان به شرح زیر هست: نقد و تفسیر دانش و فرهنگ، توانایی بیان، ارزشیابی، فناوری اطلاعات و ارتباطات، مشارکت در توسعه و اخلاق حرفه‌ای هست. آن‌ها همچنین برای بررسی عملکرد دانش‌آموزان نیز از میانگین معدل نمرات دانش‌آموزان استفاده کردند. آن‌ها در این تحقیق به این نتیجه رسیدند که رابطه‌ی معنی‌داری بین قابلیت‌های حرفه‌ای معلمان با عملکرد دانش‌آموزان دوره ابتدایی وجود دارد. همچنین نتایج این فرضیه با نتایج پژوهش حیدری (1376) که در قسمتی از نتایج پژوهش خود بیان داشت، تأثیر ارزیابی دانش‌آموز از عوامل آموزشی نظیر معلم، مدیر، مشاور، آموزشگاه و محیط آموزشی بر عملکرد تحصیلی او تأثیر می‌گذارد همخوانی دارد. اگر دانش‌آموز برخورد معلم را در ارتباط با خود و دیگر دانش‌آموزان صمیمانه و مطلوب ارزیابی کند، این امر می‌تواند باعث پیشرفت تحصیلی دانش‌آموز شود.
3-2-5 بحث و نتیجه‌گیری فرضیه شماره سه پژوهش
فرضیه‌ی شماره سه پژوهش در این مورد بود که نوع رفتار معلم در نتایج ارزشیابی دانش‌آموزان پسر مقطع متوسطه اول هنگام برگزاری امتحان تأثیر دارد.
به‌منظور بررسی این فرضیه دانش‌آموزان در دو گروه کنترل و آزمایش قرار گرفتند و نوع رفتار معلم (رفتار مثبت و رفتار منفی) بر روی این دو گروه سنجیده شد، البته نوع رفتار معلم با استفاده از ده گویه از پیش تعیین‌شده برای هر گروه در نظر گرفته‌شده بود. در تحلیل انجام‌شده پیرامون این سؤال در قالب ارائه شاخص‌های آماری توصیفی و نیز نتایج تحلیل‌های آماری استنباطی (آزمون t دو نمونه مستقل) این نتایج به دست آمد:
نتایج آزمون T حاکی از این است که سطح معنی‌داری به‌دست‌آمده برابر با 007/0=sig و محاسبه‌شده است، ازآنجاکه سطح معنی‌داری به‌دست‌آمده یعنی (007/0=sig) از سطح معنی‌داری موردنظر ما (05/0=α) کمتراست، بنابراین نتیجه می‌گیریم رفتار معلم در ارزشیابی دانش‌آموزان پسر مقطع متوسطه اول هنگام برگزاری امتحان تأثیر معنی‌داری داشته است.
به همین خاطر می‌توانیم ادعا کنیم که رفتار مثبت و رفتار منفی معلم در قبال گروه کنترل و آزمایش در پسران مقطع متوسطه اول در نمره‌های آن‌ها تأثیر قابل‌توجهی داشته است. پس طبق این اطلاعات به این نتیجه می‌رسیم که نوع رفتار معلم در نتایج ارزشیابی دانش‌آموزان پسر مقطع متوسطه اول هنگام برگزاری امتحان تأثیر داشته است و نمره‌های دانش‌آموزان تحت تأثیر نوع رفتارهای معلم قرارگرفته است و میانگین نمره‌های گروه کنترل (60/16) بهتر از میانگین گروه آزمایش (22/15) بوده است. پس فرضیه‌ی شماره سه این پژوهش تأیید می‌شود.
نتایج این فرضیه با پژوهش فانی و خلیفه (1388) که تحقیقی تحت عنوان «بررسی ادراک از رفتار معلم با عملکرد تحصیلی و خود پنداره تحصیلی دانش‌آموزان دوره راهنمایی شهر شیراز» انجام دادند درمجموع همخوانی دارد ولی از جهاتی هم همخوانی ندارد. آن‌ها برای این تحقیق از طریق نمونه‌گیری خوشه‌ای از میان نواحی چهارگانه‌ی شیراز، ناحیه چهار و از فهرست مدارس ناحیه چهار، مشتمل بر 14700 دانش‌آموز و 85 کلاس، شش مدرسه (سه مدرسه دخترانه و سه مدرسه پسرانه) انتخاب شد. این مدارس دربرگیرنده هشت کلاس دخترانه و هشت کلاس پسرانه بود. آن‌ها پس از اجرای پرسش‌نامه‌ها و آزمون‌های خود و انجام تحلیل‌های آماری به این نتایج دست یافتند: به‌طورکلی و به تفکیک جنسیت و پایه تحصیلی درمجموع رابطه‌ی معناداری بین رفتار معلم و عملکرد تحصیلی و خود پنداره تحصیلی دانش‌آموزان و جود دارد. اما در پایه‌های اول دختر و پسر و سوم دختر رابطه‌ی بین ادراک از رفتار معلم و خود پنداره تحصیلی معنادار نبود؛ افزون بر این، در پایه اول دختر و پسر بین ادراک از رفتار معلم و عملکرد تحصیلی رابطه معناداری وجود نداشت و بین گرایش (به خود، خانواده، همسالان، مدرسه و معلم) و ادراک از رفتار معلم رابطه مثبت و معنادار بود؛ در حالی بین ادراک از رفتار معلمان علوم و ریاضی تفاوت معنادار نبود.
4-2-5 بحث و نتیجه‌گیری فرضیه شماره چهار پژوهش
فرضیه‌ی شماره چهار پژوهش در این مورد بود که نوع رفتار معلم در نتایج ارزشیابی دانش‌آموزان دختر مقطع متوسطه اول هنگام برگزاری امتحان تأثیر دارد.
به‌منظور بررسی این فرضیه دانش‌آموزان در دو گروه کنترل و آزمایش قرار گرفتند و نوع رفتار معلم (رفتار مثبت و رفتار منفی) بر روی این دو گروه سنجیده شد، البته نوع رفتار معلم با استفاده از
ده گویه از پیش تعیین‌شده برای هر گروه در نظر گرفته‌شده بود. در تحلیل انجام‌شده پیرامون این سؤال در قالب ارائه شاخص‌های آماری توصیفی و نیز نتایج تحلیل‌های آماری استنباطی (آزمون t دو نمونه مستقل) این نتایج به دست آمد:
نتایج آزمون T حاکی از این است که سطح معنی‌داری به‌دست‌آمده برابر با 015/0=sig محاسبه‌شده است، ازآنجاکه سطح معنی‌داری به‌دست‌آمده یعنی (015/0=sig) از سطح معنی‌داری موردنظر ما (05/0=α) کمتراست، بنابراین نتیجه می‌گیریم رفتار معلم در ارزشیابی دانش‌آموزان دختر مقطع متوسطه اول هنگام برگزاری امتحان تأثیر معنی‌داری داشته است.
به همین خاطر می‌توانیم ادعا کنیم که رفتار مثبت و رفتار منفی معلم در قبال گروه کنترل و آزمایش در دختران مقطع متوسطه اول در نمره‌های آن‌ها تأثیر قابل‌توجهی داشته است. پس طبق این اطلاعات به این نتیجه می‌رسیم که نوع رفتار معلم در نتایج ارزشیابی دانش‌آموزان دختر مقطع متوسطه اول هنگام برگزاری امتحان تأثیر داشته است و نمره‌های دانش‌آموزان تحت تأثیر نوع رفتارهای معلم قرارگرفته است و میانگین نمره‌های گروه کنترل (53/16) بهتر از میانگین گروه آزمایش (16/15) بوده است. پس فرضیه‌ی شماره چهار این پژوهش تأیید می‌شود.
نتایج این فرضیه با پژوهش ابراهیمی مقدم (1386) که در پایان‌نامه کارشناسی ارشد خود رابطه‌ی شخصیت و اخلاق و رفتار معلم با پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان را با توجه به تیپ‌شناسی A و B مدنظر قرارداد از جهاتی همخوانی دارد ولی درمجموع همخوانی ندارد. فرضیات این تحقیق مبنی بر وجود رابطه معنادار میان تیپ شخصیتی A و B با میانگین پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان رد شد. تنها در درس تربیت‌بدنی میان معلمان دارای تیپ شخصیتی A و پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان رابطه معناداری وجود داشت. همچنین در این تحقیق سابقه خدمت و مدرک تحصیلی معلمان در کاهش یا افزایش میانگین نمرات دانش‌آموزان سال اول متوسطه بی‌تأثیر گزارش شد. اما این تحقیق از نمرات پیشرفت تحصیلی کلاس هر معلم به‌عنوان ملاک قضاوت پیشرفت دانش‌آموزان آن معلم استفاده کرده که ممکن است نتایج پژوهش را تحت تأثیر منفی قرار دهد، زیرا این نمرات استاندارد نبوده و مورد انتقادهایی از قبیل سوگیری معلم در طرح سؤال یا نمره دهی قرار دارند. همچنین نتایج این فرضیه با پژوهش فانی و خلیفه (1388) که تحقیقی تحت عنوان «بررسی ادراک از رفتار معلم با عملکرد تحصیلی و خود پنداره تحصیلی دانش‌آموزان دوره راهنمایی شهر شیراز» انجام دادند درمجموع همخوانی دارد ولی از جهاتی هم همخوانی ندارد. آن‌ها برای این تحقیق از طریق نمونه‌گیری خوشه‌ای از میان نواحی چهارگانه‌ی شیراز، ناحیه چهار و از فهرست مدارس ناحیه چهار، مشتمل بر 14700 دانش‌آموز و 85 کلاس، شش مدرسه (سه مدرسه دخترانه و سه مدرسه پسرانه) انتخاب شد. این مدارس دربرگیرنده هشت کلاس دخترانه و هشت کلاس پسرانه بود. آن‌ها پس از اجرای پرسش‌نامه‌ها و آزمون‌های خود و انجام تحلیل‌های آماری به این نتایج دست یافتند: به‌طورکلی و به تفکیک جنسیت و پایه تحصیلی درمجموع رابطه‌ی معناداری بین رفتار معلم و عملکرد تحصیلی و خود پنداره تحصیلی دانش‌آموزان و جود دارد. اما در پایه‌های اول دختر و پسر و سوم دختر رابطه‌ی بین ادراک از رفتار معلم و خود پنداره تحصیلی معنادار نبود؛ افزون بر این، در پایه اول دختر و پسر بین ادراک از رفتار معلم و عملکرد تحصیلی رابطه معناداری وجود نداشت و بین گرایش (به خود، خانواده، همسالان، مدرسه و معلم) و ادراک از رفتار معلم رابطه مثبت و معنادار بود؛ در حالی بین ادراک از رفتار معلمان علوم و ریاضی تفاوت معنادار نبود.
5-2-5 بحث و نتیجه‌گیری فرضیه شماره پنج پژوهش
فرضیه‌ی شماره پنج پژوهش در این مورد بود که نوع رفتار معلم در نتایج ارزشیابی دانش‌آموزان پسر مقطع متوسطه دوم هنگام برگزاری امتحان تأثیر دارد.
به‌منظور بررسی این فرضیه دانش‌آموزان در دو گروه کنترل و آزمایش قرار گرفتند و نوع رفتار معلم (رفتار مثبت و رفتار منفی) بر روی این دو گروه سنجیده شد، البته نوع رفتار معلم با استفاده از ده گویه از پیش تعیین‌شده برای هر گروه در نظر گرفته‌شده بود. در تحلیل انجام‌شده پیرامون این سؤال در قالب ارائه شاخص‌های آماری توصیفی و نیز نتایج تحلیل‌های آماری استنباطی (آزمون t دو نمونه مستقل) این نتایج به دست آمد:
نتایج آزمون T حاکی از این است که سطح معنی‌داری به‌دست‌آمده برابر با 551/0=sig محاسبه‌شده است، ازآنجاکه سطح معنی‌داری به‌دست‌آمده یعنی (551/0=sig) از سطح معنی‌داری موردنظر ما (05/0=α) بیشتراست، بنابراین نتیجه می‌گیریم رفتار معلم در ارزشیابی دانش‌آموزان پسر مقطع متوسطه دوم هنگام برگزاری امتحان تأثیر معنی‌داری نداشته است.
به همین خاطر می‌توانیم ادعا کنیم که رفتار مثبت و رفتار منفی معلم در قبال گروه کنترل و آزمایش در پسران مقطع متوسطه دوم در نمره‌های آن‌ها تأثیر قابل‌توجهی نداشته است. پس طبق این اطلاعات به این نتیجه می‌رسیم که نوع رفتار معلم در نتایج ارزشیابی دانش‌آموزان پسر مقطع متوسطه دوم هنگام برگزاری امتحان تأثیر نداشته است و نمره‌های دانش‌آموزان تحت تأثیر نوع رفتارهای معلم قرار نگرفته است و بین میانگین نمره‌های گروه کنترل (80/15) و میانگین گروه آزمایش (46/15) تفاوت معناداری وجود نداشته است. پس فرضیه‌ی شماره پنج این پژوهش رد می‌شود.
نتایج این فرضیه با پژوهش گارسیا و هم
کاران (2012) که در تحقیقی تحت عنوان «تأثیر سبک‌های شخصیتی معلم بربرتری تحصیلی دانش‌آموزان کلاس‌های دهم و یازدهم» به مقایسه نمرات حاصل از دو سال تحصیلی 2009-2008 و 2010-2009 دانش‌آموزان بر اساس ویژگی‌های شخصیتی معلمان آن‌ها می‌پردازند همخوانی ندارد. نتایج تحقیق حاکی از این است که تفاوت معناداری در میان نمرات ارزشیابی دانش و مهارت (Taks) دانش‌آموزان بر اساس شخصیت معلمان آن‌ها وجود دارد. البته عوامل مختلف دیگری مانند استاندارد و یکسان نبودن سؤالات امتحانی می‌تواند نتایج را تحت تأثیر منفی قرار دهند که در این تحقیق مدنظر و تحت کنترل قرار نگرفتند.
6-2-5 بحث و نتیجه‌گیری فرضیه شماره شش پژوهش
فرضیه‌ی شماره شش پژوهش در این مورد بود که نوع رفتار معلم در نتایج ارزشیابی دانش‌آموزان دختر مقطع متوسطه دوم هنگام برگزاری امتحان تأثیر دارد.

دسته‌بندی نشده