فسخ نکاح در حقوق مدنی ایران و مذاهب خمسه

خیار تدلیس

برطبق  ماده 1128 قانون مدنی « هرگاه دریکی  ازطرفین صفت خاصی  شرط شده  وبعد از عقدمعلوم شودکه طرف  مذکورفاقد وصف مقصود بوه برای طرف مقابل حق فسخ  خواهد بود  خواه وصف مذکوردرعقد  تصریح شده یا عقد  متبایناً بر آن واقع  شده باشد »[1]

«از این جهت فرقی بین نکاح دائم  ونکاح  منقطع موجود نیست ودرهرموردی  که یکی از زوجین  بتواند با استنادماده ی  بالا نکاح  دائم  رافسخ نماید،  نیزهر یک  از زوجین  درنکاح  منقطع  می تواند بهمان  سبب نکاح را فسخ  کندماده  مذبور  اگرچه  درمورد خیار  تخلف  ازوصف  است ولی چنانکه  درنکانح دائم گذشت هرگاه  دریکی از زوجین  دراثرعملیاتی  وصفی نمایانده شده باشدکه هرگاه  آن وصف  نبود طرف دیگراقدام به آن عقد  نمی نمود وباعتبار  وجود آن، نکاح منعقد گردیده است ویا نکاح  متبایناً بر آن واقع  شده باشد ،  پس ازکشف  آن که چنین  وصفی موجود  نیست کسی که اغواشده  می تواند نکاح  منقطع  رافسخ کند . »[2]

« شیخ  مرتضی انصاری  درشرح ارشاد  ( ضمیمه ی مکاسب ) درتعریف  تدلیس  می نویسد «هوا ظهار صفه کمال فی امراه مع انتفائها عنها  اواخفاء  صفه نقض». [3]

برطبق  ماده 438 قانون مدنی  تدلیس  عبارت است از عملیاتی  که موجب فریب طرف معامله  شود » . [4]

« تدلیس درنکاح  آن است که با اعمال  متقلبانه  نقض یاعیبی  را که در یکی از زوجین  هست پنهان دارند، یا او را دارای صفت کمالی  معرفی کنند  که فاقد آن است، چنانکه مرد  خودرا برخلاف  واقع دارای ثروت ومقام معرفی کند ، یا با ارائه  گواهی نامه  مجعول:  خود را لیسانسه  یا دکتر قلمداد نماید و ازاین راه طرف  دیگررا وادار به قبول نکاح کند، یا زن  برخلاف حقیقت خودرا دختر  فلان شخص  معروف یا دارای هنر خیاطی  یا آشپزی  یاموسیقی  جلوه دهد یا خویشتن  را با کره معرفی  کند یا کچلی  خود را با کلاه  گیس  بپوشاند و بدین طریق  موافقت مرد را با ازدواج  جلب نماید  وبعداز عقد  معلوم شودکه طرف  فاقد وصف  مقصود بوده یاعیبی  داشته که با عملیات فریبنده  خود، آن  رامخفی  کرده است.

دراینگونه موارد  شخص فریب خورده میتواند  نکاح را فسخ کند . »[5]

« البته تدلیس هنگامی صدق  می کندکه سوء نیت وقصد فریب  وجود داشته باشد  یعنی یک  طرف عمداً با اعمال  متقلبانه خود طرف  دیگررا فریب  داده وترغیب  به عقد ازدواج  نموه باشد .»[6]

دراینجا می توان  این سوال  راطرح کرد که، اگر چنانچه  تدلیس  وفریب  به وسیله ثالثی ایجادشده باشد به طورمثال مادر یا خواهر صفاتی  رابرخلاف حقیقت برای زن  یامرد بیان کند، آیا فریب خورده در اینجا  نیز از حق فسخ برخوردار است ؟

مواد قانونی در این مورد صراحت  نداشته اند به همین علت حقوقدانان 2 دسته اند : دسته اول کسانی که تدلیس  به وسیله شخص ثالث راموجب حق فسخ دانسته اند  وگروهی دیگر که فریب خورده رامستحق حق فسخ  نمی دانند .

دلایلی مطرح می شود که می توان براساس  آنها نتیجه  گرفت که تدلیس  که موجب  فسخ می شود  باید از طرف عقدویا با تبانی  وی انجام شده باشد:

«اولا : فسخ نکاح  جنبه  استثنایی داردونباید  آنرا به  موارد مشکوک گسترش داد .[7]

ثانیاً از ماده 439 قانون مدنی  برمی آید  که در حقوق  ایران  تدلیس هنگامی موجب  خیار فسخ است  که به وسیله  یکی از طرفین قرار داد واقع  شده باشد. [8]

ثالثاً : ازماده 1128 قانون مدنی  استنباط می شودکه اگرتدلیس بدان گونه باشد که صفت  ادعایی صریحاً یا ضمناً درقرار داد نیامده و واردقلمرو توافق طرفین نشده باشد  یابنای طرفین بروجود  آن نباشد  حق فسخ  وجودنخواهد داشت. بنابراین  اگرثالثی  بدون آگاهی  و تقصیر طرف نکاح صفت  کمالی برای  او ذکر کرده ویا عیب اورا با فریب  کاری پنهان داشته  وبدین وسیله موافقت  طرف دیگر را برای نکاح  جلب کرده باشد  نمی توان نکاح را قابل  فسخ تلقی کرد . [9]

رابعاً : فسخ نکاح  به علت تدلیس  ثالث ممکن است  موجب زیان همسر ودیگر  باشد ومنصفانه  نیست همسری که مرتکب  تقصیری  نشده به وسیله  فریب کاری  شخص ثالث  از فسخ نکاح  زیان ببیند . [10]

خامساً : مصلحت خانواده و اجتماع  نیز اقتضاء می کند که مـوارد انحـلال نکاح حتـی الامکـان محدود گردد .»[11]

سوال دیگری که قابل طرح است این است که آیا سکوت  کردن دربرابر  نقض هم تدلیس است؟

در جواب باید گفت که « اگرنقض از نقص هایی  باشدکه عادتاً قابل مسالحه نیست  (مثلا یک چشم  یا یک پای او مصنوعی  است) می توان  تدلیس  به شمار آورد.  د ر واقع  عمل فریبنده ای که تدلیس  تلقی می شود  ممکن است عمل مثبت  یامنفی باشدویاعمل  برحسب عرف وعادت  چنان باشد که موجب فریب  ورغبت  به نکاح تلقی شود .»[12]

[1] – منصور, جهانگیر, قانون مدنی,پیشین .

[2] – امامی، سید  حسن،  حقوق مدنی ، انتشار  کتابفروشی  اسلامیه،  تهران ، چاپ بیستم،  1386 ، ج 5 ص 117

[3] کاتـوزیان، ناصر،حقوق مدنی، شرکت سهامی انتشار، چاپ هشتم، تهران،   1381،ج1 ص287.

[4] – منصور, جهانگیر, قانون مدنی,پیشین .

[5]- صفایی،سید حسن ،امامی ،اسد الله ،مختصر حقوق خانواده  ،پیشین ،ج 1ص 187.

[6]- همان صفحه ی 187

[7]- حائری،سیدکاظم، عیوب موجب فسخ نکاح ،پیشین،ص46

[8]-  کاتوزیان ، ناصر، حقوق مدنی در نظم کنونی ،پیشین،ذیل ماده1125

[9]- همان، ذیل ماده 1128

[10]- صفایی، سید حسن ،امامی ،اسد الله ،مختصر حقوق خانواده ، پیشین ، ج 1، ص 105

[11]- همان صفحه ی  188

[12]- همان ص  189.

متن کامل :

فسخ نکاح در حقوق مدنی ایران و مذاهب خمسه