فرایندهای تصمیم گیری

رشد چنین اشکالی از حکمرانی در سطوح برتر و پایین تر دولت _ملت بدین معنا نیست که از اهمیت دولت کاسته شده است. تغییر این است که ما هم اکنون تعدادی از دیگر مؤسسات و نهادهای حکمرانی را نیز داریم که وابسته به حمایت دولتها هستند.
در این میان مسئله برای نظریه ی سیاسی و کردار سیاسی در عصری که برداشت و معناداری قدیمی از حاکمیت در حال نزول است و برداشت و معنای جدیدی به تدریج تکامل می یابد این است که هیچ فضای واحدی برای کنش سیاسی و مشروعیت بخشی به آن وجود ندارد. هیچ اجتماع واحدی وجود ندارد که بتواند به اقتدار رضایت دهد و بنابراین هم به آن ها قدرت و صلاحیت دهد و هم آن را مشروع سازد. پیکره های فراملی جدید مشمول دولت سرزمینی نشده اند، همین طور دامنه ی محدودی از کارویژه های حکمرانی را به دست آورده اند. بدین ترتیب، آن ها در مقایسه با دولت حاکمی که ادعا می شود باید فراگیر و همه فن باشد، شبه رژیم سیاسی هستند. ویژگی اصلی چنین شبه تنواره های سیاسی، این است که متشکل از دولت ها هستند _آن ها دولت ها، جماعت و مردم هستند. این امر مسئله ای بنیادی را مطرح می کند، این مسئله که چگونه چنین شبه رژیم هایی می توانند در مقابل شهروندان دولت های عضو مسئول و پاسخگو باشند (اسولیوان، 1388: 303).
3 – 2 حکمرانی خوب
یکی از مباحث بسیار مهم و در عین حال جدید که از دهه 1980 به بعد و با اعمال نفوذ از سوی برخی نهادهای قدرتمند بین المللی در ادبیات توسعه مطرح شده، موضوع «حکمرانی خوب» است. این مسأله به ویژه در کشورهای در حال توسعه در راستای استقرار و نهادینه سازی جامعه مدنی در سیاست های مربوط به اعطای کمک ها از جایگاه ویژه ای برخوردار شده است.
موضوع حکمرانی خوب با هدف دستیابی به توسعه انسانی پایدار مطرح شده که در آن بر کاهش فقر، ایجاد شغل و رفاه پایدار، حفاظت و تجدید حیات محیط زیست و رشد و توسعه زنان، تأکید می شود، که همه ی اینها با حکمرانی خوب امکان تحقق می یابد. همچنین حکمرانی خوب شامل طیف وسیعی از ساخت مفاهیمی مانند توسعه پایدار، توسعه روستایی و شهری و پیشرفت اقتصادی و اجتماعی با رویکرد مشارکتی و شفافیت و به موازات ویژگی های غالب استراتژیهای اجرای خط مشی و برنامه ریزی ها است.
در حکمرانی خوب شراکت بین سه رکن اصلی دولت، جامعه مدنی و بخش خصوصی در انجام فعالیت ها وجود دارد که گاهی فراتر از مشارکت است. این شراکت سبب می شود تا امور عمومی و مسائل عمومی به شکل صحیح تر و بهینه تری اداره شود. حکمرانی دارای سه بعد یا رکن اقتصادی، سیاسی و اداری است. بعد اقتصادی شامل فرایندهایی است که فعالیتهای یک کشور را تحت تأثیر قرار می دهد و با اقصاد کشورهای دیگر در ارتباط است. بعد سیاسی همان فرایندهای تصمیم گیری برای تنظیم سیاست ها است. بعد اداری نیز، همان سیستم اجرای خط مشی هاست (قلی پور، 1382: 96).
حکمرانی در هر یک از ابعاد سه گانه فوق دارای حوزه نظری خاص خود است و رویکرد جداگانه ای را به بحث گذاشته است. اما آنچه که حائز اهمیت است، ترکیب سه بعد مذکور می باشد که فرایندها و ساختارهایی را مشخص می سازد که روابط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را راهبری و هدایت می کند.
3 – 3 تعریف حکمرانی خوب
مفهوم حکمرانی خوب به جهت جدید بودن آن با تعبیر و تفسیرهای متفاوتی مواجه بوده است. برخی افراد یا نهادها آن را با ویژگی هایش تعریف می کنند (کارشناسان بانک جهانی)، و برخی دیگر آن را با عناصرش معرفی می نمایند.
بانک جهانی به عنوان یکی از نهادهای بین المللی معتبر در گزارشی که در سال 1989 منتشر نموده است، برای اولین بار حکمرانی خوب را به عنوان ارائه خدمات عمومی کارآمد، نظام قضایی قابل اعتماد و نظام اداری پاسخگو تعریف نموده است (Stowe, 1992: 391).
برنامه عمران سازمان ملل متحد، حکمرانی را همان اعمال قدرت سیاسی، اقتصادی و اداری برای مدیریت امور کشور در کلیه سطوح می داند (UNDP, 1997: 2). حکمرانی خوب بر اساس تعریف این نهاد شامل مکانیزم ها، فرایندها و نهادهایی است که بواسطه آنها شهروندان، گروهها و نهادهای مدنی منافع خود را دنبال، حقوق قانونی خود را اجرا می کنند و تعهداتشان را برآورده می سازند و تفاوتشان را تعدیل می کنند.
در تعریف دیگر حکمرانی به معنای فرایند تصمیم گیری و اجرای تصمیمات تعریف شده، که بر اساس آن مفهوم حکمرانی در حوزه های مختلفی مانند حکمرانی شرکتی، بین المللی، ملی و محلی کاربرد خواهد داشت (UNESCAP, 2002, 1).
بر اساس این تعریف، پدیده حکمرانی را می توان با تمرکز بر بازیگران رسمی و غیر رسمی که در فرایند تصمیم گیری و اجرای آن دخالت دارند و نیز ساختارهای رسمی و غیر رسمی که برای اتخاذ و اجرای این تصمیمات بوجود آمده اند، مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار داد.
ماری رابینسون، کمیسر ارشد حقوق بشر، حکمرانی را فرایندی می داند که از طریق آن نهادهای دولتی به مسائل عمومی می پردازند، منافع خود را مدیریت می کنند و تحقق حقوق بشر را تضمین می کنند، و حکمرانی خوب بر اساس این تعریف، فعالیت های فوق را به شکل صحیح و به دور از خطا و با محوریت قانون انجام می دهد. از این رو عده ای حکمرانی خوب را مترادف با حکومت قانون می دانند (قلی پور،1382: 97).
بواسطه حکمرانی خوب وضعیتی از توسعه فراهم می آید که در آن حق تقدم به فقرا و افراد کم درآمد داده می شود، بهبود در امور زنان حاصل می شود، در محیط زیست پایداری ایجاد می شود، فرصت های اشتغال بوجود می آید و سایر مسایل رفاهی ایجاد می گردد. خلاصه آنکه حکمرانی خوب تمرین قدرت اقتصادی، سیاسی و اداری کشورها در تمام سطوح به منظور ایجاد توسعه پایدار انسانی است. در نتیجه بین حکمرانی خوب و توسعه انسانی یک جدایی ناپذیری وجود دارد، که این مهم در اجرا به ضرورت وجود دولت خوب منتهی می شود و در واقع ارتباط تنگاتنگی بین دولت خوب و توسعه پایدار انسانی وجود دارد.
3 – 4 شاخص های حکمرانی خوب
شاخص ساز و کار مناسب برای معرفی و سنجش یک پدیده است. در این راستا عده ای در تعریف و شناسایی حکمرانی خوب به بیان شاخص های آن پرداختند، تا ضمن شناسایی حکمرانی خوب، با استفاده از شاخص ها به اندازه گیری و سنجش آن در جوامع مختلف پردازند. برای این منظور افراد، گروهها و نهادهای ملی و بین المللی هر یک شاخص ها و ویژگی هایی برای حکمرانی خوب معرفی نموده اند.
هاتر و شاه شاخص هایی مانند مشارکت شهروندان، دولت محوری، توسعه اجتماعی و مدیریت اقتصادی را برای حکمرانی خوب معرفی نموده اند و معتقدند که به هر میزان در دستیابی به ویژگی های معرفی شده موفقیت حاصل شود، به حکمرانی خوب نزدیک می شود (Huther and shah, 2000: 4).
برنامه عمران سازمان ملل متحد نیز خصوصیات و شاخص هایی برای حکمرانی خوب معرفی می کند که در آن بر پاسخگویی، اجماع محوری، مشارکت، قانون محوری، کارائی و اثربخشی، عدالت و برابری، مسئولیت پذیری و شفافیت تأکید شده است (قلی پور، 1382: 101). در ذیل به تبیین شاخص های یاد شده می پردازیم:
پاسخگویی: تصمیم گیران بخش دولتی، خصوصی و مدنی بایستی نسبت به مسائل عمومی همانند منافع سازمانی و سهامداران خود پاسخگو باشند. بنابراین نه فقط بخش دولتی بلکه بخشهای خصوصی و مدنی نیز بایستی به مسائل عمومی و سازمان خویش پاسخگو باشند.
شفافیت: به معنای آزاد گذاشتن جریان اطلاعات و قابل دسترس بودن آن برای همه کسانی که در ارتباط با تصمیمات هستند.
حاکمیت قانون و پیروی از قانون: یک حکومت خوب نیازمند چهارچوبهای قانونی قوی است تا بتواند منصفانه و درست عمل کند. همچنین بایستی از حقوق افراد کاملاً محافظت کند و نیز بایستی از دستگاه قضایی و امنیتی قوی برخوردار باشد، تا بتواند قوانین را اعمال نماید.