عدم تقارن اطلاعاتی

1)افشای کامل: مدیر اخبار خوب و بد را افشاء میکند.
2) عدم افشاء توسط مدیر: هیچ خبری (چه خوب و چه بد) را افشاء نمیکند.
3)افشای بخشی از اطلاعات: مدیر اخبار بد را افشاء نمیکند و اخبار خوب را ممکن است افشاء کند یا افشاء نکند.
تحقیق تئوریک ورسچیا بیان میکند که مدیران، نبایستی بطور کامل، اطلاعات را به خاطر وجود هزینههای مالکانه (اختصاصی) افشاء کنند. این هزینهها نتیجه افشای اطلاعاتی هستند که اگر طرفین خارج از شرکت از آن اطلاعات آگاه باشند، ممکن است به صورت منفی، شرکت را تحت تاثیر قرار دهند. از طریق افشای هزینههای تبلیغاتی، شرکتها میتوانند، هزینههای مالکانه (اختصاصی) خود را مطابق با تحقیقات ورسچپا افزاش دهند.
بالعکس، عدم افشای این اطلاعات ، مانعی برای معترضان صنعت در برابر اعمال قوانین میشود (یعنی رئیس جمهور و کنگره) که منجر به انتقال ثروت از بخش صنعت به سمت دولت میگردد(پارچینی،1388، 44).
افشاء اطلاعات عبارت است از تجزیه و تحلیل مدیریت، یادداشتهای توضیحی و صورتهای مالی مکمل، مفهوم عمومیترافشاء توزیع و ارائه اطلاعات است. حسابدارن تمایل دارند از مفهوم محدودتری استفاده کنند و افشای اطلاعات مالی در مورد یک شرکت را در گزارشگری مالی سالانه این شرکتها میدانند. مسائلی که در مورد عرضه اطلاعات در ترازنامه ، صورت سود و زیان و صورت گردش وجوه نقد بیان میشوند، مطابق دستورالعملهای ارائه شده، قابل شناسایی و اندازهگیری هستند. مقدار اطلاعاتی که باید افشاء شود به مهارت استفاده کننده بستگی دارد..(احمدپور،1386، 12).
بحث افشاء در گزارشگری مالی یکی ازمباحث اصلی حسابداری است که بر کلیه جوانب گزارشگری مالی تاثیر دارد و براساس آن باید کلیه واقعیتهای با اهمیت و مربوط درباره رویدادها و فعالیتهای مالی در گزارش تهیه شده توسط واحد تجاری به نحوی افشاء گردد که اولاً امکان اتخاذ تصمیمهای آگاهانه را برای استفاده کننده از صورتهای مالی فراهم نماید و ثانیاً باعث گمراهی آنان نشود.
افشاء در گزارشهای مالی مستلزم ارائه اطلاعاتی است که بیانگر بازدهی سرمایه موسسه و عملیات آن باشد. اطلاعات مزبور باید در برگیرنده چنان اطلاعاتی باشد که قابلیت برآورد سود سهام سالهای آینده و همچنین روند تغییرها و بازگشت سرمایه را برای استفادهکنندگان امکانپذیر سازد. موارد افشاء مبنایی جهت تجزیه و تحلیل وقایع مالی و تفسیری است که توسط سرمایه گذاری به اطلاعات مناسبی در ارتباط با ترکیبهای سرمایهگذاریها و سهام جهت ارزیابی ریسک شرکتهای تجاری، نیازمند هستند. بستانکاران و نهادهای دولتی عموما قدرت فراهم کردن اطلاعات اضافی مورد نیاز خود دارند.
در رابطه با افشای اطلاعات سوالهایی مطرح میباشد که اهم آنها به شرح زیر است:
اطلاعات برای چه کسانی افشاء گردد؟
هدف از افشاء اطلاعات چیست؟
چه میزان از اطلاعات بایستی افشاء شود؟
1-5-3-2 افشاءاجباری
بررسی ادبیات مالی و حسابداری نشان میدهد که موضوع افشای اطلاعات مالی در بازارهای سرمایه همواره به عنوان یکی از مباحث اساسی و در عین حال پیچیده مطرح بوده است.
با ظهور فرضیه بازار کارای سرمایه بیش از هرچیز توجه محافل دانشگاهی و حرفهای به این نکته جلب شد که در دسترس بودن اطلاعات کافی در بازار و انعکاس به موقع وسریع اطلاعات ارتباط تنگاتنگی با کارایی بازار دارد.
امروزه برای بسیاری از کشورها کارا بودن بازار از اهمیت خاصی برخوردار است. زیرا آثار نهایی کارایی بازار، تعیین عادلانه قیمت اوراق بهادار و در نتیجه تخصیص مطلوب و بهینه سرمایه خواهد بود. البته از سرمایهگذاران و سهامداران جزء به عنوان کانون توجه در نظام گزارشگری مالی نام برده میشود.
این تاکید از آنجا ناشی میشود که توسعه مستلزم گسترش فرهنگ جدید و نظام یافته سهامداری و سرمایهگذاری است که ابزار اجرایی آن عموماً بازارهای بورس اوراق بهادار است.
این چنین توسعهای عموماً با گسترش مالکیت عمومی در بین توده مردم و جذب سرمایههای کوچک و سرگردان تحقق مییابد. سرمایهگذاران جزء زمانی به مشارکت در سرمایهگذاریها از طریق خرید اوراق بهادار تمایل نشان میدهند که نسبت به عملکرد بازارهای بورس اوراق بهادار یک اعتماد عمومی به وجود آمده باشد، این اعتماد زمانی حاصل میشود که حقوق و منافع این طبقهبندی در مقابل سرمایهگذاران عمده که به دلیل دارا بودن حق کنترل و یا نفوذ قابل ملاحظه غالباً با انواع اطلاعات و ابزارهای تصمیمگیری دسترس دارند، حمایت شود. تحقیقات مختلف نشان داده است در جوامعی که به این مهم توجه کافی مبذول گردیده نتیجه مطلوبی در توسعه بازارهای سرمایه و تخصیص بهینه منابع حاصل شده است.
تقاضا برای افشای اطلاعات مالی به دلیل وجود عدم تقارن اطلاعاتی و تضاد بین مدیریت و سرمایه گذاران ایجاد میشود. یکی از دلایل افشای اجباری، پیامدهای برون سازمانی آن است. این پیامدها زمانی به دست میآید که ارزش اجتماعی و فردی اطلاعات متفاوت باشد. در چنین شرایطی، آن گروه از شرکتها که به ارزیابی هزینه منفعت اطلاعات از جهت فردی میپردازند، از دید جامعه، اطلاعات را بهینه افشاء نمیکنند. تحصیل اطلاعات فردی (محرمانه) برای اهداف سودگرانه، از نظر جامعه بیفایده است: زیرا چنین اطلاعاتی از طریق مزایایی (که بهایش پرداخت نشده) به سرمایه گذاران ، موضوع سوارکاری مجانی را مطرح میکند. بنابراین مقررات افشای الزامی میتواند تولید ناکافی بیش از حد اطلاعات را تنظیم کند تا مطلوب جامعه باشد(سید جواد بابازاده،79،1389)1.
عموماً از دو نظام متفاوت در رابطه با افشای الزامی اطلاعات مالی نامبرده میشود. نظام اول افشاگری اطلاعات را از طریق وضع قوانین دقیق خاص شرکتها اعمال و اداره مینماید. نمونههای اینگونه شامل کشورهایی نظیر آلمان و انگلیس میباشد.
نظام دوم که نمونه بارز آن ایالات متحده آمریکا میباشد، افشای اطلاعات مالی و کنترل آن را عمدتاً در اختیار حرفه حسابداری قرار داده است اما نهادهای قانونی حق نظارت و کنترل نهایی را برای خود حفظ کردهاند. با وجود این اغلب جوامع مالی و در روند تکامل بازار سرمایه کماکان بحث بر سر افشاء ادامه دارد.محور اساسی این مباحث بر سر این است که چه نوع اطلاعاتی، در چه حجمی، چگونه و در چه زمانی باید افشاءشود؟
2-5-3-2 افشاءاختیاری
پدیده جهانی شدن بازار سبب شد که شرکتها به طور همزمان، گرایش بیشتری به بینالمللی شدن از خود نشان دهند. همچنین منجر به افزایش پیچیدگی بیشتری در محیط تجارت شد. در حالی که هم اکنون بازارهای سرمایه فرصتهای سرمایهگذاری پیشبینی نشدهای را پیشنهاد میکند، یکی از توسعههای با اهمیت مرتبط با این گرایشها، تمایل سرمایهگذاران به مواجه شدن با اطلاعات فراوانی از دهها هزار فعالیت شرکتها است. همچنین، بر اساس نیاز به افشاءسازی اجباری، بیشتر شرکتها، احتمالاً به امید اینکه این دادههای اضافی، برای شتاب دادن به بازار سهام در تشخیص ارزشهای عناصر نهانی شرکت موثر باشند، تمایل به افشای اطلاعات بر اساس داوطلبانه دارند. این در حالی است که کسی مخالف این مطلب نیست که تمایل به سمت افزایش افشای شرکتی رو به رشد است. قطرات جاری افشای اختیاری به زودی تبدیل به رودخانهای واقعی از اطلاعات اضافی خواهد شد.