طراحی مرکز درمانی و حمایت از کودکان سرطانی بارویکرد معماری سبز

گزل به عنوان پدر روانشناسی کودک شناخته می شود. او رفتار کودکان را با فیلم برداری و ابزارهای دقیق مشاهده کرده، روند و جزئیات زیادی را در مورد رفتارهای آنان مورد بررسی قرار داد. اصول کلی عنوان شده توسط او را می توان در اصول زیر خلاصه کرد:

– روند رشد ناشی از قوانین طبیعت است.

– تمام جنبه های رشد (جسمانی، روانی، شاختی،…) بصورت هماهنگ با گذشت زمان رشد پیدا کرده و الگویی از پیش تعیین شده، متوالی و نظام مند دارند.

– تغییرات کودک در طول فرآیند رشد وابسته به رشد مغز و سیستم عصبی است و محیط و یادگیری نفشی در آن ندارند.

– خصوصیات کسب شده در کودکی آیینه بزرگسالی هستند.

– مقصود از نضج در نظریات گزل رشد بدنی و عقلی می باشد.

– مقیاس رشد گزل:

گزل مقیاسی را برای رشد کودک تعریف کرده است که مراحل مختلف فرآیند رشد از نظر او را نشان می­دهد:

1- مرحله رفتار سازی: نظام دادن به محرکها و هماهنگی دست و چشم.

2- مرحله رفتار کلی حرکتی: تعادل، نشستن، ایستادن، خزیدن و راه رفتن.

3- مرحله رفتار حرکتی پیچیده: گرفتن اشیا با دست و کارهای ظریف.

4- مرحله رفتار تکلمی: سخن گفتن و تغییرات حالات چهره.

5- مرحله رفتار فردی و اجتماعی: واکنش نسبت به محیط و همکاری با همسالان.

3-2-2-5. تئوری روانکاوی فروید

تئوری روانکاوی بیان می کند که ساخت شخصیت انسان غریزی و فطری بوده و رشد او بر اساس یک سری اصول کلی صورت می گیرد با اینحال جنبه های کنشی شخصیت هر فرد بوسیله تجربیات محیطی او شکل می­گیرند. (خصوصا تجربیات کودکی) این تئوری معتقد به نظریه جبر روانی بوده و وجود علت برای هر رفتاری را لازم می داند. مطابق این تئوری قسمت اصلی شخصیت انسان در ناخودآگاه او قرار دارد که از سه قسمت نهاد (عوامل بیولوژیک)، خود و فراخود (عوامل اجتماعی) تشکیل شده است. مراحل رشد از دیدگاه تئوری روانکاوی از 5 مرحله زیر تشکیل شده است:

1- مرحله دهانی (7 ماهگی تا 5/1 سالگی)

2- مرحله مقعدی (5/1 تا 5/3 سالگی)

3- مرحله فالیک (5/3 تا 6 سالگی)

4- مرحله نهفتگی (6 سالگی تا بلوغ)

5- مرحله جنسی (بعد از بلوغ) (قربانی، 1390).

مرحله دهانی

در خلال این مرحله، تنها راه تعامل نوزاد با جهان از طریق دهان است و در نتیجه واکنش مکیدن اهمیت خاصی دارد. دهان برای خوردن، ضرورت دارد و نوزاد از تحریک دهانی از طریق فعالیت های ارضاء کننده­ای نظیر مکیدن و مزه کردن، لذت می برد. به دلیل آن که نوزاد به طور کامل به پرستارش وابسته است (کسی که به او غذا می دهد)، نوعی حس اعتماد و آسایش از طریق این تحریک دهانی در او رشد می یابد.

تعارض اصلی در این مرحله، فرایند از شیرگرفتن است- بچه باید وابستگی کمتری به پرستارش پیدا کند. اگر تثبیت در این مرحله اتفاق افتد، فروید معتقد است که فرد در آینده با مشکلاتی از بیل وابستگی یا پرخاشگری روبرو خواهد شد. تثبیت دهانی می تواند به مسائلی در خوردن، آشامیدن، سیگار کشیدن یا ناخن جویدن منجر شود (سید محمدی، 1390).

مرحله مقعدی

در خلال این مرحله، به عقیده فروید تمرکز اصلی «زیست مایه» بر کنترل حرکت های ادرار و دفع است. تعارض اصلی در این مرحله, آموزش آداب دستشویی رفتن است. بچه باید یاد بگیرد که نیازهای بدنی خود را کنترل کند. رشد این کنترل به حس استقلال و پیشرفت می انجامد.

بنا بر گفته فروید، موفقیت در این مرحله به رویکرد پدر و مادر در آموزش آداب دستشویی رفتن دارد. نخستین رویکرد، مستلزم پاداش و تشویق به خاطر استفاده از دستشویی در زمان مناسب است. و دومین رویکرد، تنبیه، تمسخر یا شرمنده کردن بچه به خاطر عدم استفاده از دستشویی است.

اگر پدر و مادر رویکرد خیلی ملایمی را برگزینند، «شخصیت مقعدی- دفعی» رشد خواهد کرد که شخصیتی مخرّب، نامرتب و ولخرج خواهد بود. و چنانچه پدر و مادر خیلی سختگیر باشند و یا آموزش آداب دستشویی رفتن را از خیلی زود شروع کنند، «شخصیت مقعدی- ضبطی» رشد خواهد کرد که شخصیتی محکم، منظم، جدی و وسواسی خواهد بود.

مرحله آلتی

در این مرحله، تمرکز اصلی «زیست مایه» بر دستگاه تناسلی است. بچه ها تفاوت بین زن و مرد را کشف می کنند. فروید عقیده داشت که پسرها شروع به در نظر گرفتن پدر به عنوان رقیبی برای عاطفه مادر می کنند. «عقده اُدیپ» به تشریح این احساس یعنی در اختیار داشتن مادر و تمایل به جایگزینی پدر می پردازد. از طرف دیگر، بچه می ترسد که به خاطر این احساس مورد تنبیه پدر قرار گیرد. ترسی که فروید آن را «اضطراب اختگی» می نامد.

از عبارت «عقده الکترا» برای تشریح احساسات مشابه در دختران جوان استفاده شده است. فروید این تجربه در دختران را «غبطه قضیب» می نامد.

نهایتاً بچه با پدر یا مادر همجنس خود (پسر با پدر، دختر با مادر) به شناخت جنسی بیشتری دست می یابد. در مورد دختران، فروید عقیده داشت که غبطه قضیب هیچگاه به طور کامل از بین نمی رود و تمامی زنان تا حدی در این مرحله تثبیت شده باقی می مانند. روان شناسانی چون خانم کارن هورنای این نظریه را رد کرده و آن را نادقیق و برای زنان تحقیرآمیز دانسته اند. خانم هورنای در مقابل ادعا کرده است که مردان به دلیل این که نمی­توانند موجود دیگری را به دنیا آورند با احساس حقارت و نقص دست و پنجه نرم می­کنند.

دوره نهفتگی

در این دوره، علائق «زیست مایه» سرکوب شده اند. رشد «خود» و «فراخود» در این دوره آرامش دخالت دارد. این مرحله حدوداً زمانی آغاز می شود که کودک وارد مدرسه می شود و توجه بیشتری به روابط با همسن و سالان و بازی ها و… پیدا می کند. دوره نهفتگی، زمانی کشف کردن است که در آن، انرژی جنسی هنوز وجود دارد اما به ناحیه های دیگری نظیر تعاملات اجتماعی منحرف شده است. این مرحله در رشد مهارت های اجتماعی و ارتباطی و اعتماد به نفس اهمیت دارد.

دانلود پایان نامه  مرکز درمانی و حمایت از کودکان سرطانی بارویکرد معماری سبز

مرحله جنسی

در آخرین مرحله از رشد روانی- جنسی، میل جنسی شدیدی به جنس مخالف به وجود می آید. در حالی که در مراحل قبلی، تمرکز صرفاً بر روی نیازهای فردی بود، در این مرحله توجه به خوشبختی دیگران رشد می­یابد. اگر سایر مراحل با موفقیت تکمیل شده باشند، اکنون فرد باید متعادل، صمیمی، مهربان و نوع دوست باشد. هدف این مرحله، برقراری تعادی بین جنبه های مختلف زندگی است. (رخ، 1391)