شاخص های مزیت نسبی

ماخذ:کاناپیران و فلمینگ (1999)
با استفاده از ماتریس تحلیل سیاستی فوق میتوان روابط زیر را استخراج کرد.
سود بازاری (خصوصی) = D= A-B-C
اثر سیاستی بر روی درآمدها = I = A-E
سود اجتماعی (با قیمت سایه ای) = H = E – F – G
اثر سیاستی بر روی عوامل تولید غیر قابل مبادله = K = C – G
اثر سیاستی بر روی عوامل تولید قابل مبادله = J = B – F
خالص اثر سیاست = L = D – H = I – J – K
هزینه منابع داخلی بر اساس قیمتهای بازاری = DRC = C/(A – B)
هزینه منابع داخلی بر اساس قیمتهای سایه ای = DRC = G/(E – F)
به طوری که در جدول 3-2 مشخص است، ماتریس تحلیل سیاستی شامل دو اتحاد حسابداری است. اولین اتحاد، بیانگر رابطه سود است و از تفاضل درآمد و هزینه بر حسب قیمتهای بازاری و سایهای به دست میآید (ستون سمت چپ). دومین اتحاد، تفاوت بین مقادیر موجود (مشاهده شده) و مقادیری را که در آن، هیچ گونه اختلال و شکست بازار وجود ندارد، نشان میدهد (آخرین ردیف). سطر اول ماتریس شامل مقادیر درآمد (A)، هزینههای مربوط به نهادههای قابل مبادله (B)، هزینههای مربوط به نهادههای غیرقابل مبادله (C) و سود حاصله (D) است که به ازای تولید یک واحد محصول و بر مبنای قیمتهای بازاری محاسبه میشوند. سطردوم ماتریس شامل مقادیر درآمد (E)، هزینههای مربوط به نهادههای قابل مبا دله (F)، هزینههای مربوط به نهادههای غیر قابل مبادله (G) و سود حاصله (H) است که به ازای تولید یک واحد محصول و بر مبنای قیمتهای سایهای محاسبه میشوند. به عبارت دیگر سطر دوم همان اقلام ماتریسهای سطر اول است، با این تفاوت که محاسبه آنها بر مبنای قیمتهای سایهای محصول، نهادههای داخلی و خارجی صورت میگیرد. مقادیر سطر سوم از تفاوت بین مقادیرسطر اول و سطردوم به دست میآیند و در تجزیه وتحلیل سیاستها مورد استفاده قرار میگیرند. این سطر شامل اجزاء زیر است:
الف- اثر سیاستی بر روی درآمدها ( I ) که تفاوت درآمدها در قیمت های سایهای و قیمتهای بازاری را نشان میدهد. در صورتیکه این مقدار مثبت باشد بیانگر حمایت سیاستهای دولت از تولیدکنندگان داخلی بوده و به عبارت دیگر، تولیدکنندگان داخلی یارانه غیرمستقیم دریافت میکنند. در صورتیکه این مقدار منفی باشد بیانگر حمایت منفی سیاستهای دولت از تولیدکنندگان داخلی بوده و به عبارت دیگر از تولیدکنندگان داخلی مالیات ضمنی دریافت میشود. در صورتیکه این مقدار صفر باشد بیانگر نقطه سربه سر بوده و در شرایط عدم دریافت مالیات، در شرایط رقابت کامل قرار دارد.
ب- اثر سیاستی بر روی عوامل تولید قابل مبادله (J)،که تفاوت هزینه عوامل تولید قابل مبادله در قیمتهای سایهای و قیمتهای بازاری را نشان میدهد. در صورتیکه این مقدار مثبت باشد بیانگر حمایت منفی سیاستهای دولت از تولیدکنندگان داخلی بوده و به عبارت دیگر تولیدکنندگان داخلی مالیات غیرمستقیم پرداخت میکنند. در صورتیکه این مقدار منفی باشد بیانگر حمایت سیاستهای دولت از تولیدکنندگان داخلی بوده و به عبارت دیگر به تولیدکنندگان داخلی یارانه داده میشود. در صورتیکه این مقدار صفر باشد بیانگر نقطه سربه سر بوده و هیچگونه یارانه و مالیاتی وجود ندارد.
ج- اثر سیاستی بر روی عوامل تولید غیر قابل مبادله ( K )، که مشابه قسمت قبلی است، با این تفاوت که مربوط به عوامل تولید غیر قابل مبادله است.
د- خالص اثر سیاست (L )، که تفاوت سود تولیدکننده در قیمتهای سایهای و قیمتهای بازاری را نشان میدهد. در صورتیکه این مقدار مثبت باشد بیانگر این است که مداخله دولت به نفع تولیدکنندگان داخلی است و ممکن است تولیدکنندگان داخلی در شرایط رقابت (تجارت) آزاد سود کمتری (زیان بیشتری) داشته باشند. در صورتیکه این مقدار منفی باشد بیانگر این است که مداخله دولت به نفع تولیدکنندگان داخلی نیست وممکن است تولیدکنندگان داخلی در شرایط رقابت (تجارت) آزاد سود بیشتری (زیان کمتری) داشته باشند. در صورتیکه این مقدار صفر باشد بیانگر نقطه سربه سر بوده و سود تولیدکننده در قیمتهای سایهای و قیمتهای بازاری با هم برابر است.
همچنین میتوان از مقادیرسود اجتماعی (با قیمت سایهای) هر محصول ( H ) به قدرت رقابتپذیری تولیدکنندگان در عرصه بین المللی پیبرد. در صورتیکه این مقدار مثبت باشد بیانگر این است که تولیدکننده در عرصه بینالمللی میتواند رقابت کرده وسود کسب کند. در صورتیکه این مقدار منفی باشد بیانگر این است که تولیدکننده در عرصه بینالمللی نمیتواند رقابت کند وتولیدش بدون مداخله دولت با زیان همراه است. در صورتیکه این مقدار صفر باشد بیانگر نقطه سربه سر است. در برآورد شاخص های مزیت نسبی از روش تحلیل ماتریس سیاستی(PAM) استفاده می گردد. این شاخصها عبارت ازشاخصDRC یا شاخص هزینه منابع داخلی، شاخصSCB یا شاخص هزینه به منفعت اجتماعی، شاخصNPIC یا شاخص ضریب حمایت اسمی از نهاده ها، شاخصNPC یا شاخص حمایت اسمی از بازار محصول، شاخصEPC یا شاخص حمایت موثر از محصول و شاخصNSP یا شاخص سودآوری خالص اجتماعی میباشد. علاوه بر این این ماتریس محقق را قادر میسازد تا در کنار محاسبه مقادیر شاخصهای مذکور، به تحلیل سیاستی پرداخته و توصیههای سیاستی ارائه کند. در قسمتهای بعدی، شاخصهای مذکور مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرند.

3-4-1-1 شاخصDRC یا شاخص هزینه منابع داخلی
تعاریف مختلفی از هزینه منابع داخلی ارائه شده است که همگی آنها به یک مفهوم از زوایای گوناگون اشاره دارند. در اینجا فقط به یکی از آنها اشاره می‌‌شود. ارزش منابع داخلی عبارت است از تولید یک محصول خاص با در نظر گرفتن نهاده‌های اصلی به قیمت‌های هزینه فرصت واقعی و ارزش نهاده‌های واسطهای به قیمتهای جهانی. به تعبیری هزینه منابع داخلی یک معیار سنجش هزینه فرصت منابع داخلی بکار رفته در کسب یا پس انداز یک واحد ارز خارجی برای تولید یک واحد کالا برحسب پول داخلی در شرایط رقابتی است طبق تعریف مایکل برونو DRC عبارت است از: مقدار هزینه منابع داخلی که در یک فعالیت تولیدی مورد استفاده قرار میگیرد تا یک واحد ارز خارجی بدست آید، یا در یک واحد ارز خارجی صرفهجویی شود. فرمول محاسباتیDRC با توجه به جدول 3-2 به صورت زیر است.