سرمایه اجتماعی و سرمایه انسانی

2- با وجودی که سرمایه اجتماعی نیز بازگشت دارد، اما این بازگشت به منزله تولید ثانوی یا ضمنی آن است و معمولاً هدف اصلی سرمایه اجتماعی را تشکیل نمی دهد.
3- بحث سرمایه گذاری و بیرون آوردن سرمایه وقتی بر سرمایه اجتماعی ناظر است به صورت آزادی صورت نمی پذیرد. در واقع پدید آمدن سرمایه اجتماعی ناشی از عمل ارادی فرد یا جمع نیست. بلکه چیزی است که به ارث می رسد و منشء آن در گذشته ناشناخته ای قرار دارد. سرمایه اجتماعی ممکن است به واسطه برخی فعالیت ها رشد یابد یا پیراسته شود اما تردید وجود دارد که به واسطه مهندسی اجتماعی تولید می شود.
4- سرمایه اجتماعی بر خلاف سرمایه فیزیکی(اما همچون برخی سرمایه های انسانی) به دلیل اینکه مصرف می شود نقصان نیافته و چه بسا که افزایش یابد.
وجوه تمایز و تشابه اشکال سرمایه:
شولر(1996) تفاوت سرمایه اجتماعی و سرمایه انسانی را در موارد زیر دسته بندی می کند:
1- سرمایه انسانی بر عامل فردی تکیه دارد در حالی که سرمایه اجتماعی بر شبکه ها و روابط بین آنها متکی است.
2- سرمایه انسانی فرض را بر منطق اقتصادی و شفاف بودن اطلاعات قرار می دهد، در حالی که سرمایه اجتماعی ارزیابی خود را از دیدگاه ارزش ها و هنجارهایی می نگرد که به طور اجتماعی شکل گرفته اند.
3- سرمایه انسانی داده ها را بر اساس سال های آموزش یا تعداد مهارت های افراد اندازه گیری می کند، اما سرمایه اجتماعی استحکام تعهدات دو جانبه بین افراد وگروه ها و مشارکت مدنی را مبنای اندازه گیری قرار می دهد.
4- سرمایه انسانی بازده را بر اساس درآمد فرد و یا سطوح بهره وری اندازه گیری می کند، در حالی که سرمایه اجتماعی بازده را بر اساس کیفیت زندگیمورد سنجش قرار می دهد.(نقل از شریفیان ثانی، 1380: 10).
کلمن(1990) بیان می دارد که به مانند سرمایه فیزیکی که با ایجاد تغییرات درمواد برای شکل دادن به ابزارهایی که تولید را تسهیل می کنند به وجود می آید، سرمایه انسانی با تغییر افراد برای دادن مهارت ها و توانایی ها به آنها پدید می آید و شیوه و قدرت تولید افراد را بالا می برد. سرمایه اجتماعی نی زهنگامی به وجود می آید که روابط افراد به شیوه ای دگرگون شود که کنش را تسهیل می کند.
سرمایه فیزیکی کاملاً محسوس بوده و در ماده تجسم می یابد. سرمایه انسانی که در دانش و مهارت ها تجسم می یابد کمتر محسوس بوده و سرمایه اجتماعی که در روابط بین افراد مجسم می شود حتی از این نیز کمتر محسوس است. سرمایه فیزیکی و سرمایه اجتماعی فعالیت تولیدی را تسهیل می کنند و سرمایه اجتماعی نیز مانند آنها عمل می کند. مثلاً گروهی که افرادش قابل اعتماد هستند و به یکدیگر اعتماد می کنند خواهد توانست کارهایی بسیار بیشتر از گروهی که فاقد آن قابلیت اعتماد است انجام دهد.(کلمن، 1377: 465).
کلمن تمایز بین سرمایه اجتماعی و انسانی را با نموداری مانند شکل (1-2) نمایش می دهد که روابط بین سه فرد(A, B, C) را مطرح می کند. سرمایه انسانی در نقاط تقاطع قرار دارند و سرمایه اجتماعی در خطوطی که این نقاط را به هم متصل می کنند واقع می شود. سرمایه انسانی و سرمایه اجتماعی اغلب مکمل یکدیگر هستند. مثلاً اگر B کودکی باشد و A بزرگسالی که پدر یا مادر B خواهد بود، برای اینکه A به پیشرفت و رشد شناختی B کمک کند، باید هم در نقطه تقاطع و هم در خطوط ارتباطی سرمایه وجود داشته باشد. به عبارذت دقیق تر، در این فرایند، سرمایه انسانی باید در اختیار A و سرمایه اجتماعی در رابطه بین A, B وجود داشته باشد.
شکل2-7: ساختار سه نفری؛ سرمایه انسانی در نقاط تقاطع و سرمایه اجتماعی در روابط (100: 1998،Colman).
A
C B
در تمایز معنی سرمایه اجتماعی از سرمایه فیزیکی نیز به مواردی اشاره شده است.(متوسلی و بی نیاز؛ 1382: 6).
اولین نکته حائز اهمیت این است که که هم سرمایه فیزیکی و هم سرمایه اجتماعی هر دو انباره هستند و نه جریان. هر دو در طول زمان می توانند افزایش یا کاهش داشته باشند. افزایش و کاهش آنها نیز به میزان حفظ و حراست ما از آنها و کمک به ارتقاء آنها بستگی دارد. اما تفاوت در این است که برای افزایش سرمایه فیزیکی باید از مصرف جاری صرفنظر کنیم، حال آنکه معلوم نیست در مورد سرمایه اجتماعی چنین باشد هر چند ممکن است ایجاد سرمایه اجتماعی برای اولین بار مانند سرمایه فیزیکی هزینه داشته باشد اما پس از ایجاد، همان گونه که گذشت تقویت آن از طریق مصرف امکان پذیر است. ضمن اینکه هنجارهای اجتماعی خوب، اعتماد و مشارکت فعال در انجمن های مدنی به سرمایه گذاری از پیش شده نیاز ندارد.
دومین تفاوت این دو سرمایه در طبیعت سررسزی سرمایه اجتماعی نسبت به دیگران است. اگر فردی بر سرمایه اجتماعی خود از طریق مشارکت در انجمن محلی بیافزاید، بر کیفیت سرمایه اجتماعی همسایگان خود که آنها نیز عضو آن انجمن هستند، تأثیر گذاشته است.
سومین تمایز بین سرمایه اجتماعی و سرمایه فیزیکی در آن است که سرمایه اجتماعی به لحاظ آن که از مقوله معنی است و نه ماده، در بازار، ارزش قابل تقویم ندارد و در نیتجه مورد مبادله قرار نمی گیرد و تنها در ترکیب با سرمایه انسانی و نیرو کار فرد است که منشأ ارزش بازاری قرار می گیرد.
و بالاخره این که سرمایه اجتماعی به دلیل جوهره معنوی خود، نمی تواند در کنار سایر عوامل تولید در تابع تولید قرار گرفته است و سهم مشخصی را در تولید از آن خود نماید. بلکه سرمایه اجتماعی مؤلفه ای که هم به میزان داده های
مادی تولید، هم بر تکنولوژی و هم بر خلاقیت و نحوه ترکیب داده ها در بستر زمان می تواند تأثیر مثبت گذارد و تولید را ارتقاء بخشد.
ابعاد سرمایه اجتماعی:
در یکی از دسته بندی ها، سرمایه اجتماعی به سه بعد ساختاری، شناختی و ارتباطی تقسیم می شود. (Nahapiet &Ghoshal,1998:34)
بعد ساختاری سه عنصر را در بر دارد؛ 1) پیوندهای موجود در شبکه: شامل وسعت و شدت ارتباطات موجود در شبکه 2) شکل و ترکیب شبکه: شامل سلسله مراتب شبکه، میزان ارتباط پذیری و تراکم شبکه و 3) تناسب سازمانی : به این معنی که تا چه اندازه ای شبکه ایجاد شده برای یک هدف خاص ممکن است برای هدف دیگر استفاده شود.
بعد شناختی در بردارنده دو عنصر؛ 1) زبان و علائم مشترک و 2) روایت های مشترک است.
بعد ارتباطی نیز شامل : اعتماد هنجارها، تعهدات و روابط متقابل و تعیین هویت مشترک است.