روانشناسی بالینی

لاندستین میگوید کتابدرمانی، ارائهی کتاب مناسب به کودک مناسب در زمان مناسب در مورد موضوعی مناسب است. بیوری نیز کتابدرمانی را بهعنوان مهارتی برای ایجاد تعامل، میان
تسهیلکننده و شرکتکننده میداند که بر پایهی اشتراک دو جانبهی منابع نهاده شده است.
استفاده از مطالب خواندنی، به ‌منظور درمان بیماری‌های جسمی و روانی، کتاب‌درمانی نام دارد و به عنوان رشتهی خاصی از کتابداری بیمارستانی و سازمانی به‌شمار می‌رود. اصطلاح لاتین کتاب‌درمانی، یعنی بیبلیوتراپی ، ترکیبی از واژه‌های یونانی بیبلون به معنی «کتاب‌» و تراپیا به معنی «درمان» است (تیوز ، 1353).
واژهی کتابدرمانی، نخستین بار به طور مستند در سال 1916 توسط ساموئل کرادرز در مقالهای در مجلهی ماهانهی اطلس مورد استفاده قرار گرفت. امروزه، از واژههای دیگری همچون راهنمایی کتاب و مشاورهی کتاب به منظور استفاده از کتاب برای مشاوره و راهنمایی کودکان استفاده میگردد (گلَدینگ و گلَدینگ ، 1991).
کریچر (1996)، کتابدرمانی را مهارتی برای رشد اصول کلی رفتار و جلوگیری از بزهکاری تعریف کرده است (نقل در: آریا و تبریزی، 1382).
بایرون (1939)، کتابدرمانی را تجویز موادی خواندنی میداند که به رشد و بلوغ هیجانی کمک، سلامت روان را تغذیه و از آن محافظت خواهد کرد (نقل در: آریا و تبریزی، 1382).
پور افکاری (1373) در فرهنگ جامع روانشناسی و روانپزشکی، کتابدرمانی را اینگونه تعریف کرده است: کتابدرمانی، استفاده از مطالب خواندنی، به عنوان عامل کمکی برای رواندرمانی است و توصیهی خواندن کتاب به بیماران با اهداف زیر صورت میگیرد:
کمک به بیمار، برای شناخت بهتر واکنشهای روانشناختی و فیزیولوژیکی خود در مقابل حرمان،
ترمیم اطلاعات ناقص یا معیوب،
تسهیل برقراری رابطه میان درمانگر و درمانجو با کمک به بیمار در یادگیری اصطلاحات رواندرمانی،
تحریک و تشویق بیمار به بحث و گفتوگو در مورد مسایلی که به خاطر ترس، شرم یا احساس گناه، از مطرح ساختن آنها، خودداری مینماید،
تحریک بیمار برای تفکر سازنده، در فاصلهی جلسات رواندرمانی،
تقویت الگوهای مقبول اجتماعی و فرهنگی و در نتیجه، مهار برخی از الگوهای رفتاری کودکانه،
وسعت بخشیدن به میدان علایق بیمار،
بهعنوان کمک به برنامهی توانبخشی حرفهای. بدیهی است انتخاب کتاب، باید با توجه به اهداف درمان، میزان هوش و سواد بیمار و مرحلهی درمان، صورت بگیرد.
کتابدرمانی، نوعی رواندرمانی با بهرهگیری از خواندن کتاب خودآموز است؛ گونهای خوددرمانی که احساس مسؤولیت را در جریان درمان در مراجعان بالا میبرد (فلوید ،، 2003).
شخص میتواند کتاب یا بخش ویژهای از آن را که درمانگر توصیه کرده بخواند. همچنین ممکن است درمانگر در یک نشست فردی یا گروهی، بخشی از یک کتاب را برای فرد بخواند (تبریزی، 1383).
خواندن کتابهای خودآموز درک مراجعان را نسبت به خویش افزایش میدهد و به آنها کمک میکند تا بتوانند بر اندیشه و احساس خود متمرکز شوند، نگرانیهای خویش را به زبان آورند، مشکلات خود را در دیگران ببینند و دریابند که دیگران مشکلاتی همانند مشکل آنها را چگونه حل کردهاند (منینگر ، 1990).
اسکلیچتر و بورک (1994) در اثری با عنوان «استفاده از کتاب برای تقویت رشد عاطفی و اجتماعی دانشآموزان تیزهوش» ضمن تعریف کتابدرمانی و معرفی خواندنیهای مناسب برای دانشآموزان، مراحل کتابدرمانی را از طریق شش کتاب داستان، سؤالها و بحثهای مربوط به هریک معرفی کردند. به عقیدهی آنها فرایند کتابدرمانی چیزی فراتراز خواندن داستان، کتاب و گفتوگو دربارهی آن است. بیشتر متخصصان برای این فرایند، پنج یا شش مرحله را شناسایی کردهاند که با آماده کردن ذهن دانشآموزان آغاز میشوند. هنگامیکه اشتیاق و علاقهی دانشآموزان با سؤالهای مقدماتی و یا بحث رویدادهای داستان برانگیخته میشود، انگیزهی خواندن و گوش دادن به داستان نیز بالا میرود. دانشآموزان لازم است که داستان را بخوانند و یا به آن گوش دهند، سپس به آنها فرصت داده شود تا دربارهی داستان فکر کنند. بیشترین مقدار زمان، صرف پاسخ و واکنش دانشآموزان به متن میشود. بحثهای پی در پی داستان از اهمیت زیادی برخوردار است؛ زیرا در همین زمان است که دانشآموزان حوادث وشخصیتهای داستان را با تجربههای شخصی خود پیوند
میدهند. معلم، کتابدار یا درمانگر نقش تسهیلکننده دارد؛ یعنی با طرح سؤالهای «چرایی» به آنها در کسب بینش یاری میرساند.
2-3-2. رابطهی بین هنر کتابدرمانی و علم کتابدرمانی
بلوچ زراعتکار (1383)، تعریف جامعی از کتابدرمانی ارائه کرده است. او میگوید: کتابدرمانی، یعنی استفاده از مواد خواندنی گزیده، به عنوان مکمل درمان در پزشکی و روانپزشکی بالینی و نیز راهنمایی در حل مشکلات شخصی از طریق مطالعهی هدفدار. ایشان، با توجه به این تعریف رابطهی بین علم کتابدرمانی و هنر کتابدرمانی را با مثالهایی بیان میکند.
در علم کتابدرمانی، آنچه بررسی میشود رابطهی میان مطالعه، پزشکی و روانشناسی بالینی است و تا زمانیکه بیمار به دلیل مراقبتهای پزشکی، در مراکز درمانی تحت مداوا است، این رابطه ادامه دارد. علمی بودن کتابدرمانی، مستلزم مشارکت گستردهی کتابدار پزشکی و گروه درمانگر است.
در هنر کتابدرمانی، غیر از کتابدار پزشکی افراد دیگری مانند کتابداران مدارس، مشاوران، مددکاران اجتماعی و دیگر افراد علاقهمند به حل مشکلات شخصی دیگران، فردی را که از مراکز درمانی ب
ه محیط عادی اجتماع برگشته است، یاری میکنند و از هنر کتابدرمانی جهت ادامهی درمان وی استفاده میکنند.