روانشناسی اجتماعی

بدین ترتیب شخصی که درون یک سفینه پر سرعت در حال حرکت است از دید او زمان طولانی تر و مسافت کوتاهتر خواهد بود نسبت به ناظری که روی زمین و ساکن است، جرم او نیز افزایش خواهد یافت. این امر با فیزیک نیوتنی که مفاهیم مکان، زمان و جرم را ثابت و لایتغیر در نظر می گیرد کاملأ متفاوت است، زیرا این مفاهیم در دستگاه اینشتینی دیگر ثبات ندارند با توجه به سرعت و محل ناظر نسبیت یافته اند.
همچنین باید به این نکته توجه نمود که کلیه شهود در عالم فیزیک بر فرض عقل سلیم استوار است. در مورد نظریه نسبیت نیز باید اذعان نمود اگر مفاهیم این نظریه با درک شهودی سازگار نیست بخاطر آن است که درک شهودی ما مبتنی بر فرض عقل سلیم در سرعت های کم است. بعبارت دیگر در فعالیت های زندگی روزمره تجربه نسبیتی اتفاق نمی افتد زیرا تجربه نسبیتی مستلزم سرعت های زیاد است که البته در جهان طبیعت روی می دهد. به هر روی تمام پیش بینی های اینشتین اولا با تجربه سازگارند و ثانیا در سرعت های کم تبدیل پذیر به پیش بینی های مکانیک کلاسیک می باشند. به منظور درک تفاوت این دو دستگاه نظری بعنوان نمونه دو جسم را در نظر بگیرید که در یک راستا به سمت هم حرکت نمایند. طبق قوانین مکانیک نیوتنی سرعت نزدیک شدن دو جسم به یکدیگر برابر است با:

درحالیکه اگر سرعت نزدیک شدن یکی از آن دو جسم برابر با سرعت نور باشد، سرعت نزدیک شدن دو جسم قاعدتا برابر خواهد بود با:

این بدان معنی است که سرعت نزدیک شدن دو جسم به یکدیگر بیش از سرعت نور خواهد شد. در حالیکه مطابق نظریه نسبیت سرعت نزدیک شدن آن دو جسم به قرار ذیل خواهد بود:

طبق این فرمول اگر سرعت یکی از اجسام برابر با سرعت نور فرض گردد سرعت نزدیک شدن در جسم بیش از سرعت نور خواهد شد:

این قضیه موید آن اصل اینشتینی است که هیچ جسمی به سرعتی فرا تر از سرعت نور دست نمی یابد. در حالیکه این امر در مکانیک کلاسیک امکان پذیر به نظر می رسد. تفاوت دستگاه فیزیک نیوتنی و دستگاه فیزیک اینشتینی در نکات فوق خلاصه نمی شود بلکه این مطالب تنها به گونه بسیار مختصر به تفاوت بنیادی مفاهیم در دو نظر یه اشاره دارد که یکی به قطعیت وام دار است و دیگری به نسبیت.

2-3-2 میدان های روانی
خاستگاه نظریه میدان در روانشناسی اجتماعی به تلاش های کرت لوین در طرح و کاربرد این نظریه با الهام از نظریه میدان در فیزیک باز می گردد . لوین با توجه به سابقه گشتالتی خود رفتار را محصول تعامل شخصیت و محیط می داند، و اگر چه دریافت خود از مفهوم میدان را به اینشتین نسبت می دهد لیکن تعریف وی از میدان بعنوان کلیتی از امور همزیست و به هم وابسته ، آشکارا در بر دارنده آموزه های گشتالتی است (Martin, 2003: 16) . به هر روی این زمینه کلیت گرا بنوعی موجبات توسعه نظریه میدان در روان شناسی اجتماعی را فراهم می آورد. فرض بر این است که در هر وضعیتی نیروهای سوق دهنده و باز دارنده ای وجود دارند که در نهایت به تکثیر یا تثبیت وضعیت می انجامد.
بدین ترتیب مفاهیمی نظیر فضای زیست و والانس مطرح می شوند، مفاهیمی که با مفاهیم نظریه میدان در فیزیک تناظر دارند . وضع چنین مفاهیمی آشکارا به این اعتقاد لوین باز می گردد که “نظریه روان شناختی باید ماهیتا ریاضی گونه گردد”.(Levin, 1964: 31) تصور بر این است که نوعی منطق پویا در بین همه علوم مشترک است و با مواجهه منطقی یکسان می توان علوم مختلف را دریافت. از این جهت لوین می کوشد “به وجوهی دست یابد که توجیه یکسان در علوم مختلف را امکان پذیر سازد”(دوچ و کراوس، 1374: 48).و تلاش های بعدی اش معطوف به بررسی ماهیت نظریه در علوم مختلف می گردد. باید یاد آور شد که این تفکرات بیشتر تحت تأثیر نظریه نسبیت اینشتین و فلسفه رابطه گرای ارنست کاسیرر توسعه یافته اند.
لوین به منظور اعمال نظریه میدان در عرصه روانشناسی اجتماعی و تبیین رفتار بر اساس منطق این نظریه در حقیقت دیگر نمی توانست به تبیین علی توسل جوید و نظیر دیگران رفتار را با توجه به گذشته توجیه نماید بلکه تبیین میدانی ایجاب می نمود که رفتار در فضای زندگی روانی بررسی گردد و فضائی که بنا بر قول لویننوعی میدان را تشکیل می دهد Martin, 2003: 19)). در این صورت آن چیزی که رفتار را توجیه می کند موقعیت در میدان نیرو است(Ibid: 18). بعبارت دیگر نیاز روانی موجبات تنش در نظام را فراهم می آورد و ارضاء این نیاز به خاموشی تنش می انجامد. این نیاز پدید آورنده نیروئی است که به سوی هدف رهنمون می گردد. به هر روی درباره اغلب نیازها می توان سه حالت محرومیت، ارضاء و اشیاء را در نظر گرفت که متناظر با والانس های مثبت و منفی می باشند. با این توضیح که مفهوم والانس ناظر بر نوعی فشار عصبی است که از زندگی اجتماعی ناشی می شود و با کمبودهای فیزیولوژیک سر و کار چندانی ندارند. همچنین این مفهوم به نیروهائی اشاره دارد که به شخص وارد می شوند و او را به تغییر وضعیت مادی یا روانی سوق می دهند. با توجه به مفهوم والانس سه نوع آرمانی وضعیت یا بعبارت دیگر وضعیت های درگیری سه گانه می توان تعریف نمود که درفضای زیست روانی پیش روی شخص قرار دارند:
دو والانس مثبت: شخص بین دو نیاز تقریبا برابر قرار دارد که به دو هدف جداگانه معطوف می باشند.
دو والانس منفی: شخص در حد فاصل دو انتخاب بین دو امر ناخوشایند واقع است.
والانس مثبت و والانس منفی: شخص تحت تاثیر امور دوگانه ای است که نیروهای مخالف بر او وارد می کنند (دوچ و کراوس، 1373 :56-9 ).
وضعیت نخست به نوعی مواجهه اشاره دارد که شخص را بین دونیروی مثبت فرض می کند به گونه ای که بدون دخالت عاملی دیگر نمی تواند از استیصال خارج گردد، مثال کلاسیک این وضعیت قهرمانی است که سارتر وضعیت او را در ناتوانی انتخاب بین ماندن و نگهداری کردن از مادر یا رفتن و جنگیدن بخاطر میهن توصیف می کند. وضعیت دوم به حالتی اشاره دارد که دو نیروی منفی برابر به شخص وارد می شود مانند وضعیت جنگجوئی که یا باید تا پای جان بجنگد و کشته شود و یا باید خود را تسلیم کند و به اسارت در آید. وضعیت سوم به حضور همرزمان و والانس های مثبت ومنفی اشاره دارد که نمونه آنرا در مورد سیاستمداری می توان یافت که می داند موقعیت سیاسی مستلزم جلب حمایت حزب خاصی است لیکن ممکن است این حمایت به بهای تحمیل تعهداتی ناخواسته از سوی حزب او تمام شود.
سه وضعیت مذکور شقوق فرعی دیگری نیز دارند که مجال توصیف آنها در اینجا نیست اما مفهوم والانس به نوعی مستلزم مفهوم میدان است زیرا در یک محیط روانی مشخص است که والانس های مثبت و منفی تعریف می شوند. بدین ترتیب مفهوم میدان در نظریه لوین اهمیت پیدا می کند و ناظر بر فضائی است که زندگی روانی در آن می گذرد و اشخاص معمولا بعنوان منشاء آن قلمداد می شوند. بدین ترتیب “حوزه نیروی شخص سطحی است که او مستقیمأ بر آن تأثیر اجتماعی می گذارد و می توان از تغییراتی سخن گفت که بواسطه حوزه نیروئی شخص ممکن است در فضا های حیاتی اشخاص دیگر جریان یابد یا جریان یافته اند”(همان: 60). بمنظور توصیف میدان علاوه بر منشاء آن می توان به محدوده تأثیر گذاری یا بعبارت دیگر مرزهای میدان، شرایط عملکرد، مکانیسم تغییرات و خصوصیات منبع اشاره نمود.
به هر روی کرت لوین توانست با کمک همکاران و شاگردان خود شماری پژوهش گوناگون را در زمینه حافظه، فعالیت های ناتمام، سطح توقع و نا کامی در چارچوب نظریه میدان به انجام رساند، پژوهش هائی که بعضی از آنها هم اکنون به آثار کلاسیک در روانشناسی اجتماعی تبدیل شده اند.
2-4 نظریه میدان های اجتماعی پییر بوردیو
2-4-1 مبادی

دسته‌بندی نشده