رفتار سرمایه گذاران

سوال ششم: آیا بین تغییرات نرخ سود سپرده های بلند مدت و سپرده های کوتاه مدت رابطه منفی معناداری وجود دارد؟
سوال هفتم : آیا بین تغییرات نرخ سود سپرده های کوتاه مدت و سپرده های کوتاه مدت رابطه مثبت معناداری وجود دارد؟
سوال هشتم: آیا بین نرخ ارز و سپرده های کوتاه مدت رابطه منفی معناداری وجود دارد؟
فر سوال ضیه نهم: آیا بین شاخص سهام و سودآوری رابطه معناداری وجود دارد؟
سوال دهم: آیا بین تغییرات نرخ سود سپرده های بلند مدت و سودآوری رابطه معناداری وجود دارد؟
سوال یازدهم: آیا بین تغییرات نرخ سود سپرده های کوتاه مدت و سودآوری رابطه معناداری وجود دارد؟
سوال دوازدهم: آیا بین نرخ ارز و سودآوری رابطه معناداری وجود دارد؟
5-5) نتایج کلی تحقیق
رفتار سپرده گذاران در تعیین حجم سپرده های بانکی کوتاه مدت و بلند مدت کشورهای مختلف بر اساس یکی از نظام های ثابت، متغیر، چندگانه یا مدیریت شناور شده تعیین می شود. سیاست های تعیین نرخ ارز، و شاخص سهام تنظیم کننده جریان ورود و خروج ارز در اقتصاد ملی است و از آن طریق میزان ورود و خروج کالا، خدمات و بازار سرمایه بین یک کشور با سایر کشورها مشخص می شود. یکی از مسائل با اهمیت در اقتصاد هر کشور نرخ ارز و شاخص سهام بورس اوراق بهادار آن می باشد. این متغیرهای اقتصادی بعنوان یکی از متغیرهای کلان، بهای تمام شده واحدهای اقتصادی(از جمله صنعت بانکداری) را تحت تأثیر قرار می دهد. به عبارت دیگر، نوسانات نرخ ارز و شاخص سهام و همچنین نرخ سپرده های بانکی کوتاه مدت و بلند مدت امکان برنامه ریزی را از واحدهای اقتصادی گرفته و در اکثر مواقع باعث بالا رفتن هزینه تولید و در نتیجه پایین آمدن توان رقابتی آنها می شود. با توجه به این امر دولتها، بر اساس فصل سوم قوانین چهارم و پنجم برنامه توسعه کشور ملزم به اتخاذ تدابیری در جهت کنترل و مقابله با آثار منفی نوسانات شدید نرخ ارز و شاخص سهام بر صنایع شده اند. مطابق با ادبیات تحقیق ارائه شده در فصول قبل نرخ ارز، شاخص سهام و نرخ سپرده های کوتاه مدت و بلند مدت میتواند بر رفتار سپرده گذاران در اندوختن دارایی های خود به صورت کوتاه مدت و یا بلند مدت تاثیر گذار باشد. بطور کلی نتایج بدست آمده در این تحقیق نشان میدهد که سطوح متفاوت از نرخ سود سپرده و یا نرخ ارزآزاد و شاخص سهام ، بر سطح سپرده گذاری های کوتاه مدت و بلند مدت بانک های خصوصی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تاثیر گذاشته است. که در ادامه به تشریح آنها میپردازیم.
نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها با استفاده از اطلاعات مربوط به بانک های خصوصی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، طی دوره 1391-1381 بود. فرضیه اول وپنجم تحقیق، سوالات اول و پنجم تحقیق می باشند که ارتباط منفی معنادار بین شاخص سهام و حجم سپرده های بلند مدت و کوتاه مدت را مورد تایید قرار میدهد. بدین معنا که افزایش شاخص سهام از سطح سپرده های بانکی در بانک های خصوصی می کاهد.
هدف از طرح فرضیه های اول و پنجم این بود که آیا تغییر در شاخص سهام باعث تغییر در رفتار سپرده گذاران بانکی و سطح سپرده های بلند مدت و کوتاه میگردد یا خیر؟ نتایج بدست آمده از آزمون فرضیه اول و پنجم نشان داد که تغییر در شاخص سهام بر سپرده های بلند مدت و کوتاه مدت رابطه دارد و این رابطه با توجه به ضریب β های بدست آمده معکوس و معنادار میباشد. نتیجه این دو فرضیه حاکی از تغییر در سطح سپرده های بانکی با توجه به تغییر شاخص سهام در بورس می باشد. این نتیجه مطابق با یافته های تحقیقات قبلی نیز می باشد. جایی که فرانکل(1983) نیز مطرح می کنند که سرمایه گذاران چینی با افزایش شاخص بارزار بورس چین کمتر ممکن است، سهام خود را در سپرده های بلند مدت و یا کوتاه مدت بانکی کنند، زیرا سهام پیشنهادی (عرضه سهام) یکی از بهترین نوع فرصتهای دردسترس برای تنوع سبد سرمایه شان است. اگرچه بانک ها بعنوان واحدهای مستقل در نظر گرفته می شوند اما در حقیقت آنها توسط انسان ها اداره می شوند.
همچنین نتایج بدست آمده از آزمون فرضیه های دوم و سوم (سوالات دوم و سوم تحقیق)برای اجرای مدل اول تحقیق و همچنین سوالات ششم و هفتم که فرضیه های ششم و هفتم تحقیق هستند، به بررسی رابطه بین تغییرات ترخ سود سپرده های بانکی کوتاه مدت و بلند مدت بر رفتار سرمایه گذاران برای تعیین حجم سرمایه گذاری در این بخش ها می پردازد. یافته های تحقیق فرضیه های مطرح شده در این بخش را مورد تائید قرار می دهد. بدین معنا که تغییرات نرخ سود سپرده های بانکی، باعث تغییر در سرمایه گذاری در این بخش ها می گردد. که با توجه به ضرایب بتای بدست آمده حاکی از رابطه مثبت بین نرخ سود سپرده بلند مدت و حجم سپرده های بلند مدت بانکی(فرضیه دوم تحقیق) و همجنین رابطه مثبت بین نرخ سود سپرده کوتاه مدت و حجم سپرده های کوتاه مدت بانکی(فرضیه هفتم تحقیق) می باشد. از طرفی یافته های تحقیق ارتباط معکوس بین نرخ سود سپرده های کوتاه مدت و حجم سپرده گذاری بلند مدت و همچنین نرخ سود بلند مدت و حجم سپرده های کوتاه مدت را مورد تائید قرار می دهد. این نتیجه مطابق با یافته های رشیدی و خانعلی(1376) نیز می باشد. آنها در یافته خود تاثیر نرخ بهره واقعی بر پس انداز ملی را مورد تائید قرار دادند. همچنین نظریان و همکارانش(1388) و رضایی پورو همکاران(1391)، میزان تفاوت در نرخ سود بانکی را عامل اثر گذار بر حجم سپرده گذاری افراد در بخش سپرده های بلند مدت و کوتاه مدت بیان کردند.
با اینکه ن
تیجه بدست آمده حاکی از ارتباط معکوس و معنادار در فرضیه های سوم و ششم(ارتباط نرخ سود کوتاه مدت و حجم سپرده بلند مدت و همچنین ارتباط نرخ بلند مدت و حجم سپرده کوتاه مدت) و همچنین ارتباط مستقیم و معنادار در فرضیه های دوم و هفتم هستند، ولی ضریبβ های بدست آمده نشانمیدهند این تاثیر ناچیز است و بایستی در تفسیر نتایج جانب احتیاط رعایت گردد.
در تحلیل تاثیر نرخ ارز آزاد(سوالات های چهارم، هشتم) که دو فرضیه 4 و 8 رابطه بین نرخ ارز آزاد و سپرده های بانکی بلند مدت و کوتاه مدت مورد بررسی قرار گرفت، هیچ کدام از این فرضیه ها مورد تائید قرار نگرفت. که می توان دلیل آن را بازار بی ثبات نرخ ارز در سالهای اخیر در کشور دانست. انتخاب این متغیر به عنوان متغیر مستقل تحقیق بدین جهت می باشد که، از یک طرف، تغییرات نرخ ارز بر تصمیمات سرمایه گذاری بنگاه های اقتصادی اثرات مهمی خواهد داشت. تغییرات در نرخ ارز همچنین به دلیل تأثیر مستقیم بر بهای تمام شده بر سودآوری بنگاه ها اثر گذاشته، چشم انداز را برای جریان نقدی آتی، تحت تأثیر قرار می دهد. بنابراین انتظار می رود افزایش در نرخ ارز، سبب کاهش سودآوری و جریان نقد موردانتظار شودو با قیمت و بازده سهام رابطه معکوس داشته باشد. از طرف دیگر، شاخص قیمت سهام که نقش پیش آگهی در بازار سهام نسبت به تغییرات بسیاری از متغیرهای کلان از جمله نرخ ارز ایفا می کند بنابراین سرمایه گذاران با مشاهده بهبود در شاخص قیمت سهام، رونق شرایط اقتصادی را پیش بینی کرده، قیمت های سهام را در جهت افزایش تحت فشار قرار می دهند.
در فرضیه دوازدهم تحقیق اثر نرخ ارز بر سودآوری بانک های خصوصی که نماینده ی صورت های مالی این بانک ها است مورد بررسی قرار گرفت. نتایج تحقیق از عدم تائید رابطه بین نرخ ارز و سودآوری بانک های خصوصی خبر می دهد. دیگر فرضیه های تحقیق(فرضیه نهم، دهم و یازدهم) نیز مطابق با یافته های تحقیق مورد تائید قرار گرفتند. این فرضیه ها رابطه مستقیم یین شاخص سهام و سود آوری و همچنین رابطه معکوس بین نرخ سود های سپرده کوتاه مدت و بلند مدت با سود آوری را بررسی نمودند.
5-6) مقایسه با دیگر تحقیقات
این نتایج مطابق با یافته های تحقیقاتی نظیر اوریون و باتوفو بودنار است. بطور تجربی، اوریون (1990) و بارتوف و بودنار (1994) دریافتند که بین تکانه های نرخ ارز و بازده های سهام برای شرکت های آمریکایی ارتباط معنادار همزمان وجود ندارد. همچنین نتایج تحقیق مطابق با یافته های تحقیق صالح آبادی و فرهانیان (1389) و بهرامی واصلانی(1386)می باشد. آنان در بررسی رابطه میان تغییرات نرخ ارز و عایدات سرمایه ای بازار اوراق بهادار تهران نشان می دهد رابطه ایستای بازار ارز و سهام مثبت می باشد و همچنین یافته های آنان نشان می دهد که رشد نرخ ارز، افت عایدی سرمایه ای در بازار سهام را در پی دارد.
همچنین این یافته ها مخالف با پژوهش ستایش و همکارانش است، ستایش و همکاران (1390) با بررسی سودمندی متغیرهای کلان اقتصادی در پیش بینی ریسک شرکت ها دریافتند که بین نسبت تغییرات نرخ طلا، نسبت تغییرات نرخ تنزیل بازار، نسبت تغییرات نرخ تورم و نسبت تغییرات قیمت هر بشکه نفت خام با تغییرات شاخص ریسک شرکت ها رابطه مثبت و معناداری وجود دارد؛ در حالی که بین نسبت تغییرات شاخص قیمت بورس اوراق بهادار تهران با تغییرات شاخص ریسک شرکت ها رابطه منفی و معناداری برقرار است؛ هر چند این رابطه در سطح ضعیف تعریف شده است. همچنین نتایج تحقیق مخالف با یافته های تاجیک و نیکو(1376)، است. آنان دریافتند که نرخ واقعی بهره بر سطح پس انداز های مردم در بانک ها بی تاثیر است.
در ادامه خلاصه ای از نتایج تحقیق به همراه تفسیر هر فرضیه آورده شده است.