رشد و توسعه اقتصادی

2-5) اوراق بهادار
اوراق بهادار از نظر میزان ریسکی که حمل می کنند، به دو دسته تقسیم می شوند:
اوراق بهادار بی ریسک. از این گروه می توان به اسناد خزانه اشاره کرد.
اوراق قرضه با ریسک . که به اوراق بهادار با درآمد ثابت (اوراق قرضه شرکتها، سهام ممتاز) و اوراق بهادار با درآمد متغیر (سهام عادی، اوراق قرضه قابل تبدیل به سهام عادی، اوراق قرضه با بهره شناور، اختیار خرید سهام شرکت، خرید سهام کوتاه مدت) قابل تقسیم می باشند.
2-6) مبانی نظری ساختارهای مالی و رشد اقتصادی
یکی از مسائل مهم در مباحث مالی، به لحاظ نظری، عملی و اجرایی، ساختارهای مالی مناسب برای انجام فعالیتهای سالم و کارآمد مالی است و در این میان، یکی از دغدغههای موجود میان اقتصاددانان و متخصصان مالی این است که کدام ساختار مالی بهتر میتواند اقتصاد را در دستیابی به اهداف خویش یاری رساند.
تأثیرگذاری نوع خاصی از ساخت مالی بر رشد اقتصادی، مسئلهای است که به لحاظ
سیاستگذاری بسیار مهم است؛ زیرا اگر یک ساخت مالی برای رشد اقتصادی، سودمندتر از یک ساخت مالی دیگر باشد، به ناچار باید آن سیاست اقتصادی مورد توجه قرار گیرد.
در بسیاری از کشورها، شیوۀ تأمین منابع مالی مورد نیاز فعالیتهای اقتصادی، بسته به میزان تأکید متقاضیان سرمایه به رویآوری به بازار سرمایه یا بانکها متفاوت است. گرایش متفاوت به بازارهای سرمایه و پول در تأمین نیازهای مالی تا حد زیادی از تفاوت ساخت نهادهای مالی کشورها سرچشمه میگیرد. بنابراین، با توجه به اهمیت بازارهای مالی و نقش و کارکرد آنها در اقتصاد، نظام مالی دارای ساختار مالی «بانک‌پایه» یا «بازارپایه» میباشد. در کنار این دو ساختار، نظریات دیگری نیز وجود دارد، که نسبت به دو نظریه اول، معروفیت کمتری دارند که عبارتند از؛ «نظریه ارایه خدمات مالی» و «نظریه مالی و حقوقی». که در ادامه به طور اجمالی به بررسی این ساختار مالی میپردازیم:
2-6-1) ساختار مالی بانکپایه (بانک محور)
در بازارهای مالی دارای ساخت مالی بانکمحور، بازار پول نسبت به بازار سرمایه، نقش عمیقتری را بازی می‌کند و فعالتر است و بر نقش مثبت بانک‌ها در رشد و توسعه اقتصادی و نواقص و کاستی‌های نظام بازارپایه تأکید می‌کند. علت آن نیز این است که، در این نوع ساختار مالی، بانک‌ها از نظر قانونی با محدودیت‌هایی مواجه نیستند و می‌توانند در کسب اطلاعات کامل و نیز فرآیندها از صرفه‌جویی‌های به مقیاس استفاده کنند.
در حقیقت، سیستم مالی این نوع کشورها بر پایه بخش بانکی میباشد، هرچند که کشورهای پیشرفتهای همچون آلمان، ژاپن، فرانسه، سوئیس و نروژ بانکپایه هستند، اما در اغلب موارد کشورهای کمتر توسعهیافته و در حال توسعه از نظام مالی بانکپایه برخوردار میباشند و تمامی عملکرد اقتصاد، گردش مالی و پذیره‌نویسی اوراق بهادار توسط نظام بانکی انجام می‌شود.
به این مفهوم که شرکتهای تولیدی در کلیه موارد و مراحل، از کمکهای مالی و مشاورهای بانکها برخوردار میشوند و تنها برای تأمین مالی، خود را مشتری بانکها به حساب نمیآورند. بنابراین، در سیستم مالی بانکپایه، بازار پول فعالیت بیشتری دارد.
شرایط یاد شده، در مورد کشورهای در حال توسعه و اقتصادهای در حال گذار، متفاوتتر میباشد و حاکی از وابستگی شدیدتر بنگاههای اقتصادی در این کشورها به نظام بانکی آنها میباشد. در واقع توسعه ناکافی بازارهای سرمایه در این کشورها، سبب شده است تا بیشتر تأمین مالیها از طریق نظام بانکی صورت گیرد. بر این اساس، این کشورها دارای یک ساختار مالی مبتنی بر بانکها میباشند و بانکها به عنوان تنها منبع تأمین مالی محسوب میشوند.
2-6-2) ساختار مالی بازارپایه (بازار محور)
در بازارهای مالی دارای ساخت مالی بازارپایه، بازار سرمایه نقش فعالتر و گستردهتری نسبت به بازار پول ایفاء میکند. در این نوع ساخت مالی، بخش قابل ملاحظهای از نیازهای مالی شرکتها از بازار سرمایه تأمین میشود.
در این سیستم، پساندازکنندگان منابع مالی خود را از راه خرید انواع اوراق تجاری کوتاهمدت یا بلندمدت بخشهای خصوصی و عمومی به واحدهای متقاضی منابع مالی ارایه میکنند. در واقع در این نوع سیستم مالی، نظام تأمین مالی مبتنی بر روشهای تأمین مالی مستقیم میباشد. به طور کلی در چنین سیستمی، فعالیت بانک‌های سپردهپذیر به اعطای وامهای کوتاهمدت و ارایه خدمات بانکداری تجاری محدود میشود و بخش قابل ملاحظهای از نیازهای مالی شرکتها از طریق بازار سرمایه تأمین میگردد و لذا، بازار سرمایه در مقایسه با سیستم مالی بانکپایه (بانکمحور) فعالیت وسیعتر و گستردهتری دارد. بنابراین، در سیستم مالی بازارپایه، بازار سرمایه نقش مهمتری ایفا مینماید.
2-6-3) نظریه ارایه خدمات مالی (تنظیمات مالی)
در مقابل دیدگاههای بانک‌پایه و بازارپایه، دیدگاه دیگری نیز وجود دارد که به دیدگاه «تنظیمات(خدمات) مالی» معروف است و از نظر مفهومی، کاملاً با هر دو دیدگاه «بانکپایه» و «بازارپایه» سازگار می‌باشد، با این تفاوت که کانون تحلیلی آن، بر چگونگی ایجاد عملکرد بهتر بانکها و بازارها متمرکز میباشد. به گونهای که موضوع اصلی آن؛ ایجاد محیطی است که در آن، واسطهها و بازارها خدمات مالی را به بهترین صورت ممکن ارایه دهند. لذا، بحث پایۀ بانکی در مقابل پایۀ بازاری در آن مطرح نمیباشد.